2022/06/09، 04:43 AM
۲۸ هفته بعد دنبالهٔ ضعیفی است بر فیلم نسبتاً موفق ۱۸ روز بعد (دنی بویل، ۲۰۰۳). این فیلم یک هفته بعد از آغاز فصل تابستانی سینمای آمریکا به روی پرده رفت. برای کسانی که به تماشای فیلمهای سرگرم کننده در این فصل پررونق سینمایی عادت کردهاند، ۲۸ هفته بعد فیلم نومید کنندهای است. ۲۸ هفته بعد از ترس و خونریزی تهی نیست و حتی گهگاه تبدیل به یک درام جدی نیز میشود اما فیلمنامه از صلابت و قدرت کافی برخوردار نیست. فصل آغازین (ماقبل تیتراژ) بسیار عالی و خوش ساخت به نظر میرسد، درست برعکس فصل پایانی.
کاراکترهای فیلم هیچ ارتباطی با کاراکترهای قسمت نخست ندارند. فیلمساز یک سوم آغازین فیلم را صرف معرفی این کاراکترهای تازه و برپایی طرح داستانی کرده است. مابقی فیلم چیزی نیست جز تکرار طوطی وار حرفها و مایههای فیلم نخست چهل پنجاه دقیقهٔ پایانی فیلم مجموعهای است از تعقیب و گریزهای مکرر، تیراندازیهای ملال آور، و گریز هراسناک آدمها در تونلها و راهروهای تاریک. مهمترین مشکل فیلم در فصلهای اکشن فیلم خودنمایی میکند. ۲۸ هفته بعد مبتلا به عارضهٔ دوربینی «پروژهٔ جادوگر بلر» است؛ تکانهای دوربین انریکوئه چیداک در فیلم ۲۸ هفته بعد به حدی تکان دهنده است که عملاً تماشاگر را دچار گیجی و دل به هم خوردگی میکند. تدوین فیلم نیز بسیار پرشتاب است به طوری که طول عمر یک نما از یک ثانیه بیشتر نیست. به این ترتیب مشکل بتوان دریافت که در فصلهای اکشن چه میگذرد. برای مثال در یکی از صحنههای اکشن فیلم یکی از آدمهای قصه کشته میشود اما نماهای پرتکان فیلم چنان به سرعت سپری میشود که تماشاگر اصلاً متوجه قضیه نمیشود. تنها در فصلهای بعدی است که تماشاگر از غیبت این کاراکتر پی میبرد که کشته شده است.
قصهٔ فیلم در یک انگلستان مبتلا به ویروس مرگبار «خشم» سپری میشود. موج نخست حملهٔ ویروس سبب شده تا مردم به گوشه و کنار کشور فرار کنند. دن (رابرت کارلایل) و آلیس (کاترین مکورمک) و اندی (مکینتاش ماگلتون) هستند. بچهها برای در امان ماندن از ویروس به اسپانیا فرستاده شدهاند. دن و آلیس در کلبهای روستایی مخفی شدهاند. سپس مخفیگاه مذکور توسط گروهی از مبتلایان به ویروس کشف میشود. دن با تصور اینکه آلیس کشته شده، بزدلانه فرار میکند. ۲۸ هفته بعد، بچهها به خانه باز میگردند. همه چنین تصور میکنند که بحران سپری شده اما موج دوم حملهٔ ویروس آغاز میشود. موج دومخ به مراتب گستردهتر و شدیدتر از موج اول است. به این ترتیب برنامههای حکومت برای اسکان مجدد مردم در شهرها با مشکل مواجه میشود. اعضای ارتش آمریکا، از جمله رئیس گروه پزشکی (رُز بایرن) درصدد هستند که جلوی رشد و شیوع ویروس را بگیرند. آنها تصمیم گرفتهاند که در صورت عدم موفقیت در این امر، برنامهٔ «رمز سرخ» را به مرحلهٔ اجرا درآورند؛ برنامهای که بسیار خشن و بیرحمانه است و …
در فیلم ۲۸ هفته بعد ارتش آمریکا در قطب منفی قصه قرار دارد. سازندگان فیلم تلاش خود را کردهاند که شباهتها و مقایسههایی میان ماجراهای فیلم و قضیهٔ عراق، یازده سپتامبر و مسایل سیاسی روز برقرار کنند. البته این را هم نباید فراموش کرد که تنها آدمهای نسبتاً مطبوع فیلم دو آمریکاییاند. (نتیجهٔ اخلاقی: درست است که همراهی حکومت بریتانیا با آمریکا در جنگ عراق کار درستی نبود اما نباید فراموش کرد که آمریکا متحد اصلی بریتانیاست!!) فیلم نتوانسته کاراکترهای دوست داشتنی و سمپاتیکی ارایه کند. به سختی میتوان قهرمانی در این فیلم پیدا کرد. کاراکترهای کلیدی فیلم که باید سمپاتیک باشند ناگهان مرتکب اعمال شنیع میشوند و به این ترتیب تماشاگر را از خویش نومید میسازند. همهٔ اینها شکستن نابخردانهٔ قواعد اصلی فیلمهای ژانر ترسناک است. وجود تصادف – به مثابهٔ عاملی برای پیشبرد قصه – در نیمهٔ دوم فیلم نیز بدجوری توی چشم میزند و پایان بندی هم بیش از حد «باز» و «گشوده» است.
۲۸ هفته بعد جدا از همه ایراداتاش، از حیث سبک و سیاق بصری شباهت زیادی به ۲۸ روز بعد دارد. لندن فیلم سینمایی تیره و تار و رنگ و رو باخته دارد. نماهای دور از خیابانهای خالی و ساختمانهای متروک شهر، عجیب و فراموش ناشدنی است. ۲۸ هفته بعد نتوانسته هیجان و جذابیت ۲۸ روز بعد را بازآفرینی کند. این فیلم صرفاً مجموعهای است از صحنههای آشفتهٔ اکشن، لحظات ایجاد شوک و صحنههای خونریزی پیچیده شده در لفاف سبک و استیل سینمایی. در دوران اخیر فیلمهای ارزندهای در ژانر زامبی/ تریلر به روی پرده آمده است؛ فیلمهای مثل ۲۸ روز بعد، بازسازی سپیده دم مردگان، سرزمین مردگان، شان مردگان و … متاسفانه فیلم ۲۸ هفته بعد جایی در این فهرست ندارد.
منبع: https://www.plaza.ir/140103/353069/the-b...the-world/
کاراکترهای فیلم هیچ ارتباطی با کاراکترهای قسمت نخست ندارند. فیلمساز یک سوم آغازین فیلم را صرف معرفی این کاراکترهای تازه و برپایی طرح داستانی کرده است. مابقی فیلم چیزی نیست جز تکرار طوطی وار حرفها و مایههای فیلم نخست چهل پنجاه دقیقهٔ پایانی فیلم مجموعهای است از تعقیب و گریزهای مکرر، تیراندازیهای ملال آور، و گریز هراسناک آدمها در تونلها و راهروهای تاریک. مهمترین مشکل فیلم در فصلهای اکشن فیلم خودنمایی میکند. ۲۸ هفته بعد مبتلا به عارضهٔ دوربینی «پروژهٔ جادوگر بلر» است؛ تکانهای دوربین انریکوئه چیداک در فیلم ۲۸ هفته بعد به حدی تکان دهنده است که عملاً تماشاگر را دچار گیجی و دل به هم خوردگی میکند. تدوین فیلم نیز بسیار پرشتاب است به طوری که طول عمر یک نما از یک ثانیه بیشتر نیست. به این ترتیب مشکل بتوان دریافت که در فصلهای اکشن چه میگذرد. برای مثال در یکی از صحنههای اکشن فیلم یکی از آدمهای قصه کشته میشود اما نماهای پرتکان فیلم چنان به سرعت سپری میشود که تماشاگر اصلاً متوجه قضیه نمیشود. تنها در فصلهای بعدی است که تماشاگر از غیبت این کاراکتر پی میبرد که کشته شده است.
قصهٔ فیلم در یک انگلستان مبتلا به ویروس مرگبار «خشم» سپری میشود. موج نخست حملهٔ ویروس سبب شده تا مردم به گوشه و کنار کشور فرار کنند. دن (رابرت کارلایل) و آلیس (کاترین مکورمک) و اندی (مکینتاش ماگلتون) هستند. بچهها برای در امان ماندن از ویروس به اسپانیا فرستاده شدهاند. دن و آلیس در کلبهای روستایی مخفی شدهاند. سپس مخفیگاه مذکور توسط گروهی از مبتلایان به ویروس کشف میشود. دن با تصور اینکه آلیس کشته شده، بزدلانه فرار میکند. ۲۸ هفته بعد، بچهها به خانه باز میگردند. همه چنین تصور میکنند که بحران سپری شده اما موج دوم حملهٔ ویروس آغاز میشود. موج دومخ به مراتب گستردهتر و شدیدتر از موج اول است. به این ترتیب برنامههای حکومت برای اسکان مجدد مردم در شهرها با مشکل مواجه میشود. اعضای ارتش آمریکا، از جمله رئیس گروه پزشکی (رُز بایرن) درصدد هستند که جلوی رشد و شیوع ویروس را بگیرند. آنها تصمیم گرفتهاند که در صورت عدم موفقیت در این امر، برنامهٔ «رمز سرخ» را به مرحلهٔ اجرا درآورند؛ برنامهای که بسیار خشن و بیرحمانه است و …
در فیلم ۲۸ هفته بعد ارتش آمریکا در قطب منفی قصه قرار دارد. سازندگان فیلم تلاش خود را کردهاند که شباهتها و مقایسههایی میان ماجراهای فیلم و قضیهٔ عراق، یازده سپتامبر و مسایل سیاسی روز برقرار کنند. البته این را هم نباید فراموش کرد که تنها آدمهای نسبتاً مطبوع فیلم دو آمریکاییاند. (نتیجهٔ اخلاقی: درست است که همراهی حکومت بریتانیا با آمریکا در جنگ عراق کار درستی نبود اما نباید فراموش کرد که آمریکا متحد اصلی بریتانیاست!!) فیلم نتوانسته کاراکترهای دوست داشتنی و سمپاتیکی ارایه کند. به سختی میتوان قهرمانی در این فیلم پیدا کرد. کاراکترهای کلیدی فیلم که باید سمپاتیک باشند ناگهان مرتکب اعمال شنیع میشوند و به این ترتیب تماشاگر را از خویش نومید میسازند. همهٔ اینها شکستن نابخردانهٔ قواعد اصلی فیلمهای ژانر ترسناک است. وجود تصادف – به مثابهٔ عاملی برای پیشبرد قصه – در نیمهٔ دوم فیلم نیز بدجوری توی چشم میزند و پایان بندی هم بیش از حد «باز» و «گشوده» است.
۲۸ هفته بعد جدا از همه ایراداتاش، از حیث سبک و سیاق بصری شباهت زیادی به ۲۸ روز بعد دارد. لندن فیلم سینمایی تیره و تار و رنگ و رو باخته دارد. نماهای دور از خیابانهای خالی و ساختمانهای متروک شهر، عجیب و فراموش ناشدنی است. ۲۸ هفته بعد نتوانسته هیجان و جذابیت ۲۸ روز بعد را بازآفرینی کند. این فیلم صرفاً مجموعهای است از صحنههای آشفتهٔ اکشن، لحظات ایجاد شوک و صحنههای خونریزی پیچیده شده در لفاف سبک و استیل سینمایی. در دوران اخیر فیلمهای ارزندهای در ژانر زامبی/ تریلر به روی پرده آمده است؛ فیلمهای مثل ۲۸ روز بعد، بازسازی سپیده دم مردگان، سرزمین مردگان، شان مردگان و … متاسفانه فیلم ۲۸ هفته بعد جایی در این فهرست ندارد.
منبع: https://www.plaza.ir/140103/353069/the-b...the-world/

