• ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
تالار گفتمان سورنا
  • خانه
  • جستجو
  • لیست اعضا
  • راهنما
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
تالار گفتمان سورنا › انجمن عمومی › انحمن فیلم سریال مستند › فیلم سریال انیمیشن › اخبار سینما تلویزیون

صفحه‌ها (4): 1 2 3 4 بعدی »
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حالت موضوعی
اخبار سینما تلویزیون
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#1
2018/11/09، 09:03 AM
۲۰ قسمت از سریال «بانوی عمارت» تدوین شد
[تصویر:  97-08-12ba1455.jpg]
تاکنون حدود ۲۰ قسمت از سریال «بانوی عمارت» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد تدوین شده است.
به گزارش مهر، تصویربرداری سریال «بانوی عمارت» به کارگردانی عزیزالله حمیدنژاد و تهیه کنندگی مجید مولایی چندی پیش به پایان رسید و تدوین سریال نیز همزمان انجام می شد. تاکنون ۲۰ قسمت از سریال «بانوی عمارت» به تدوین رسیده است و این سریال همچنان مراحل پس از تولید را طی می کند.
 
موسیقی سریال توسط فردین خلعتبری ساخته می شود و سایر مراحل صداگذاری و ویژوآل نیز به تدریج پیش می رود.
 
«بانوی عمارت» عاشقانه ای را در مقطعی از تاریخ قاجار روایت می کند. تهران، کاشان و قزوین شهرهایی است که این مجموعه تلویزیونی در آنها تصویربرداری شد.
 
پانته آ پناهی ها، علیرضا شجاع نوری، اندیشه فولادوند، غزل شاکری، رامتین خدا پناهی، سیروس میمنت، حسام منظور، شبنم فرشاد جو، مینا وحید، نیکی نصیریان، مهتاج نجومی، صالح میرزا آقایی، احسان امانی، محمد فیلی، فریدون سورانی، حسن سرچاهی، احمد یاوری، مریم مومن، پاوان افسر، مهری آل آقا، صادق ملک، مجید سعیدی و سعید بحر العلومی از جمله بازیگران این مجموعه تلویزیونی هستند که برای پخش از شبکه سه سیما آماده می شود.
 



آخرین وضعیت فوق‌لیسانسه‌ها از زبان سروش صحت
[تصویر:  97-08-12ba1423.jpg]
سروش صحت درباره آخرین وضعیت سریال فوق‌لیسانسه‌ها توضیحاتی را ارائه داد.
سروش صحت در خصوص آخرین وضعیت سریال فوق‌لیسانسه‌ها به ایلنا گفت: درحال حاضر فیلم سینمایی را در مرحله پیش‌تولید دارم که هنوز نمی‌توانم درباره آن خبری را اعلام کنم ولی به‌زودی ساخت آن را آغاز کرده و بلافاصله بعد از آن به‌سراغ ساخت فوق‌لیسانسه‌ها می‌روم.
 
وی همچنین درباره اینکه آیا بازیگران سری تازه لیسانسه‌ها تغییری خواهد کرد، اظهار داشت: با وجود اینکه دو فصل قبلی سریال در طی یکی دو سال اخیر فیلمبرداری شده، این امکان وجود دارد که برخی از بازیگران فصل‌های قبلی کار داشته باشند و نتوانند در سری تازه حضور پیدا کنند که این موضوع طبیعی است. اما باید بگویم که ترکیب و هسته اصلی بازیگران سریال همان ترکیب دو فصل قبل بوده و تنها ممکن است که یکی دو نفر تغییر کنند.
 
سریال لیسانسه‌ها به کارگردانی سروش صحت تا به‌حال در دو فصل از شبکه سه‌سیما پخش و در هر بار با استقبال مواجه شده و فوق‌لیسانسه سری سوم این سریال است.

بازیگر «مغزهای کوچک‌ زنگ‌زده»: در این فیلم فقط گوشه‌ای از زندگی مردم را نشان دادیم
[تصویر:  97-08-12ba1586.jpg]
بازیگر فیلم سینمایی «مغزهای کوچک زنگ زده» گفت: ما در این فیلم فقط گوشه‌ای از زندگی مردم را نشان دادیم، این در حالی است که در اخبار و اطلاع رسانی‌هایمان با اتفاقاتی بدتر از این‌ها هم روبرو می‌شویم.
فرید سجادی ‌حسینی که این روزها فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» به کارگردانی هومن سیدی را روی پرده سینماها دارد و در این فیلم علاوه بر بازیگری، سرپرستی گروه کارگردانی راهم برعهده داشته، در گفت‌وگویی با ایسنا درباره مشکلاتی که برای ساخت فیلمی مانند «مغزهای کوچک زنگ‌زده» به عنوان یک اثر اجتماعی وجود داشت توضیح داد: من خیلی در جریان ایرادات یا ممیزی‌هایی که به این اثر نسبت دادند نیستم، زیرا هرچه بوده قبل از نهایی شدن حضور من در این فیلم رخ داده است. به این معنی که تا زمانی که اصلاحات انجام و اعمال نظر نشود پروانه ساخت صادر نخواهد شد. با این حال در راه تولید این اثر هم مانند دیگر فیلم‌های اجتماعی مشکلاتی وجود داشته است.
 
او اضافه کرد: بحث سیاه‌نما بودن یک فیلم یا خوش‌آمد بودن اثر برای جشنواره‌های خارجی به خیلی از فیلم‌ها مخصوصا آثاری که به مسائل اجتماعی می‌پردازد، نسبت داده می‌شود، اما من این حرف را قبول ندارم. جهان به طور کلی سیاه ـ سفید است یعنی برخی چیزها در دنیا سفید هستند و برخی سیاه‌اند. هر فیلمسازی به مسائل اجتماعی نگاه متفاوتی دارد. همه می‌توانند هر جای دنیا که باشند فیلم سیاه بسازند اما نباید از آن اثر نتیجه‌گیری کلی کرد و به همه جامعه تعمیم داد.
 
سجادی حسینی با اشاره به اینکه این حرف‌ها درباره فیلم «مغزهای کوچک زنگ زده» هم بیان شد، ادامه داد: این یک نگاه جعلی است که بگوییم جهان به سمت سیاهی در حرکت است. ما هم در این فیلم یک گوشه‌ای از زندگی مردم را نشان دادیم در حالی که ما در اخبار با اتفاقاتی بدتر از اینها هم مواجه هستیم.
 
وی که سابقه کارگردانی هم دارد، درباره تجربه کار با هومن سیدی به عنوان کارگردان بیان کرد: من پیش از این فیلم سینمایی، با آقای سیدی همکاری داشتم البته در موقعیتی کاملا برعکس یعنی من در مقام کارگردان سریال «مهرآباد» بودم و او بازیگر. بنابر این با نگاه او در شخصیت پردازی و تیپ سازی‌اش آشنا بودم و می‌دانستم بسیار دقیق به اتفاقات نگاه می‌کند.  من حتی در زمان ساخت آن سریال هم در برخی سکانس‌ها از او مشورت می‌گرفتم و خوشحالم که توانستم در این اثر همراه او باشم.
 
بازیگر فیلم‌های «فروشنده» و «ایتالیا ایتالیا» درباره تنوع ژانر فیلم‌هایی که روی پرده سینما هستند، گفت: در یک سینمای استاندارد باید تمام ژانرهای سینمایی وجود داشته باشند اما مساله‌ای که در کشور ما وجود دارد این است، کسی که در زمینه فیلم‌های اجتماعی سرمایه‌گذاری می‌کند بعد از اکران و نمایش اثرش می‌بیند بیشترین میزان فروش به آثار کمدی می‌رسد، هرچند که فیلم‌های خوش‌ساختی نباشند، بنابر این پس از چنین تجربه‌ای پول و سرمایه‌اش را برای ساخت این نوع آثار (کمدی) منتقل می‌کند.
 
او با تاکید بر اینکه "اینها بیشتر تاجر هستند تا هنرمند" گفت: برخی هیچ قیدی به جامعه خود ندارند و مصلح اجتماعی هم نیستند که بخواهند فیلم اجتماعی بسازند بنابر این سرمایه‌شان را به سمتی می‌برند که برایشان سود بیشتری هم به همراه داشته باشد و اینچنین حجم تولیدات کمدی بالا می‌رود و کارهای اجتماعی به علت آنکه فروش کمتری دارند مهجور می‌شوند.
 
سجادی حسینی اضافه کرد: اگر دولت و وزارت ارشاد بخواهد نظارت بیشتری داشته باشد، باید شرایطی ایجاد شود که فیلمسازان اجتماعی مورد حمایت باشند، مثل زمانی که فیلم‌های دفاع مقدسی ساخته می‌شد. یک زمانی بحث نگاتیو بود و وزارت ارشاد با دادن نگاتیو به فیلمسازان از آن‌ها حمایت می‌کرد. البته همه این حرف‌ها در شرایطی محقق خواهد شد که مصلحان اجتماعی مانند وزارت ارشاد به طور کلی در نظرشان باشد تا از آثاری که باعث آگاهی جامعه می‌شوند و فضای سینمای کشور را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد، حمایت کنند.
 
وی همچنین خاطر نشان کرد: وقتی مردم فیلم کمدی دوست دارند، نباید جلوی ساخت آن هم گرفته شود این مثل همان اتفاقی است که برای برنامه ۹۰ آقای فردوسی پور رخ داد و با وجود تعداد مخاطبان بالا از پخش این برنامه جلوگیری شد. نظارت‌های بیش از حد دست و پای هنرمندان را می‌گیرد و نمی‌گذارد کارشان را به درستی انجام دهند. این محدودیت‌ها هم در سینمای اجتماعی وجود دارد و هم در سینمای کمدی.
 
او در پایان گفت: برخی نگاهشان به صورت عادت انتقادی و ارزیابی اجتماعی است. اما نگاه من به این شکل نیست و انتقادی برخورد نمی‌کنم. در شرایط امروز جامعه از حیث تولید، تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار مهم‌تر از کارگردان است یعنی اگر سرمایه در دست کارگردان قرار نگیرد اصلا نمی‌تواند فیلم بسازد و مجبور می‌شود مینیمالیستی‌تر اثرش را بسازد و از سر و ته آن بزند. در این میان برخی تهیه‌کننده‌ها خوشبخنانه هنوز محکم ایستاده‌اند و تلاش می‌کنند تا آثار اجتماعی بسازند. اما از زاویه خلق اثر، کارگردان و نویسنده مهم‌تر است و اوست که باید تهیه کننده را مجاب کند تا برای فیلمش هزینه کند. پس در نهایت می‌توان گفت باید کارگردانانی را تربیت کنیم که بتوانند روی آثار اجتماعی کار کنند و نویسنده هایی را داشته باشیم که به نگارش این سبک آثار بپردازند.
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#2
2018/11/09، 09:16 AM
همه چیز در مورد اسپین‌آف‌های سریال «بازی تاج و تخت»
وب سایت روزیاتو - حسین علی پناهی: آخرین فصل پخش شده از سریال «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) ما را شوکه شده (به خاطر فرو ریختن دیوار بزرگ)، وحشت زده (به خاطر اژدهای پادشاه شب) و کنجکاو (به خاطر داستان عاشقانه جان اسنو و دینریس تارگرین و همچنین نقشه برن استارک)  رها کرد اما همه ی این ها در برابر یک نگرانی بزرگ تر اهمیت بسیار کمتری دارند. خبر بد این که فصل بعدی سریال آخرین فصل آن خواهد بود و تا پایان این همه داستان باور نکردنی و شگفت انگیز تنها ۶ قسمت باقی مانده که در سال ۲۰۱۹ پخش خواهد شد.


اما پس از پایان فصل هفتم که بسیاری از پایان یافتن داستان این سریال مهیج و پرطرفدار در آینده ای نزدیک ناامید و نگران شده بودند زمزمه هایی از شروع «بازی تاج و تخت» های جدید به گوش رسید به نحوی که سازندگان سریال اعلام کردند اسپین آف هایی از این سریال ساخته خواهد شد. در ادامه این مطلب هر آنچه که در مورد دنباله های این سریال باید بدانید را به شما خواهیم گفت.
 
۱- این سریال ها به معنا و مفهوم رایج اسپین آفی نخواهند بود
 
 [تصویر:  1539169_644.jpg]
 
به گفته ی سازندگان این سریال، نباید منتظر داستان هایی در ادامه اتفاقات فعلی سریال بود. به عبارت دیگر بازیگران فعلی سریال در هیچ کدام از اسپین آف ها حضور نخواهند داشت و به کسانی که منتظر ادامه ماجراهای هفت قلمرو پس از اتمام فصل هشتم هستند باید بگوییم که منتظر چنین چیزی نباشند.
 

۲- تمامی اسپین آف ها در واقع به قبل از شروع اتفاقات سریال «بازی تاج و تخت» خواهند پرداخت
 [تصویر:  1539170_148.jpg]
به گفته ی سازندگان دستکم در شرایط کنونی قرار نیست هیچ کدام از شخصیت های کنونی سریال در اسپین آف ها نقشی داشته باشند و شاید برخی از اسپین آف ها اصلً ارتباطی به دنیای وستروس نداشته و اتفاقات آن ها در خارج از این قلمرو رخ دهد.
 

۳- هیچ یک از اسپین آف ها به دوران شورش شاه رابرت نخواهند پرداخت
 
 [تصویر:  1539171_660.jpg]
 
رمز و راز حول شخصیت جان اسنو و درگیری های کلی سریال را می توان نشأت گرفته از دوران شورش شاه رابرت دانست؛ شورشی که با گردن زدن ریکارد استارک توسط پادشاه دیوانه و آیریس آغاز شد و با بدست گیری حکومت توسط رابرت برثیون به پایان رسید. در هر یک از فصل های این سریال بدون استثنا به این اتفاق و پیشینه اشاره شده است اما سازندگان سریال هر گونه حضور ند استارک و رابرت برثیون را و یا پرداختن به داستان آن ها به طور مستقیم در این سریال های اسپین اف را رد کرده اند.
 

۴- خبری از «داستان های دانک و اِگ» نیز نخواهد بود
 
 [تصویر:  1539172_232.jpg]
 
از همان آغاز پخش سریال «بازی تاج و تخت» گمانه زنی هایی وجود داشت مبنی بر این که اسپین آفی بر اساس رمان «داستان های دانک و اگ» (Tales of Dunk and Egg) (دانک یک شوالیه بسیار شجاع است و اِگ نیز دستیار اوست که بعدها به ایگان تارگرین تبدیل می شود) که داستان آن ۹۰ سال قبل از داستان اصلی سریال رخ می دهد ساخته خواهد شد. اما جورج آر آر مارتین خود گفته است که نباید به این زودی ها منتظر سریالی برگرفته از این داستان باشیم. وی گفته زمانی سریالی از روی این رمان خواهد ساخت که تمامی داستان های موجود در ذهنش در مورد این شخصیت ها را به رشته تحریر درآورده باشد و هنوز با آن زمان فاصله زیادی وجود دارد.
 

۵- نویسنده احتمالی این اسپین آف ها تقریبا مشخص شده است
 
 [تصویر:  1539173_677.jpg]
 
در حالی که جورج آر آر مارتین و مدیران کمپاین اچ بی اُ در مورد عناوین اسپین آف های احتمالی چیزی نگفته اند اما اسم نویسندگان مشهور هالیوودی که برای نوشتن سناریو این اسپین آف ها استخدام می شوند مشخص شده است: مک بورنشتین (کونگ:جزیره جمجمه، گودزیلا)، جین گلدمن (کینگزمن:سرویس مخفی، مردان ایکس: درجه یک)، برایان هلگلند (داستان یک پادشاه، لس آنجلس محرمانه) و کارلی وری (مردان دیوانه).
 

۶- جین گولدمن می گوید که سریال او از کتاب ها نشأت می گیرد
 
 [تصویر:  1539174_382.jpg]
 
جین گولدمن در مصاحبه ای اعتراف کرده که به عنوان یک طرفدار وی قصد دارد تکه ای از داستان کتاب های مارتین را گرفته و آن را شرح و بسط دهد. وی گفت که خود هم داستان های مارتین را خوانده و هم سریال را تماشا کرده است و ایده هایی در ذهن خود دارد که با الهام از نوشته های مارتین به آن ها بال و پر خواهد داد.
 

۷- بعد از اعلام اولیه یک نویسنده و یک سریال دیگر نیز اضافه شد
 
 [تصویر:  1539175_774.jpg]
 
برایان کاگمن که نویسندگی بسیاری از قسمت های فصول اول سریال را بر عهده داشت با ایده ی پنجمی وارد گود شده و خود نویسندگی اسپین اف پنجم را بر عهده خواهد داشت که مجزا از چهار اسپین آف دیگر خواهد بود.
 

۸- جی آر آر مارتین در توسعه دنیای رمان های خود حضور بسیار فعالی خواهد داشت
 
 [تصویر:  1539176_874.jpg]

مارتین می گوید:” در واقع من با تمامی چهار [اکنون پنج] نویسنده انتخاب شده در حال همکاری هستم. هر یک از آن ها اینجا در سانتا فه به دیدن من آمده و برخی حتی بیش از یک بار نزد من آمده اند و روزهای متوالی در مورد ایده های آنان، تاریخچه وستروس، دنیای فراتر از آن، جزییات فراوان موجود در دنیای یخ و آتش و سرزمین های یخ و آتش  سخن گفته ایم. آن ها همگی استعدادهای فوق العاده ای هستند و من از همکاری با آن ها شگفت زده شده ام. در بین این ملاقات ها، از طیق تلفن، پیام کوتاه و ایمیل با آن ها در تماس بوده و انتظار دارم در ادامه نیز رفت و آمدهای فراوانی داشته باشیم.
 


۹- هر یک از این اسپین آف ها دستکم یک سال پس از اتمام پخش فصل هشتم منتشر خواهند شد
 
 [تصویر:  1539177_168.jpg]

کیسی بلویز، مدیر برنامه ریزی شبکه اچ بی اُ در یک کنفرانس خبری در سال ۲۰۱۷ به خبرنگاران چنین گفت: اولویت شماره یک ما در این شرایط فصل پایانی «بازی تاج و تخت» است. من نمی خواهم با اسپین آف یا هر چیز دیگری که توجه ما را از این فصل دور کند کاری بکنم”.

سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#3
2018/11/09، 09:17 AM
«آخرین چیزی که او می‌خواست»؛ جدیدترین پروژه ضد ایرانی هالیوود

روزنامه فرهیختگان - میلاد جلیل زاده: «آخرین چیزی که او می‌خواست» بعد از «آرگو» دومین فیلمی است که هالیوود درباره ۱۳ آبان، یعنی روز نمادین ایران و آمریکا می‌سازد.

اما این‌بار، موضوع، نه آبان سال ۵۸ بلکه ۱۳ آبان ۶۵ و افشا شدن ماجرای مک فارلین است. اگر «آرگو» فیلم دموکرات‌ها علیه ایران بود، «آخرین چیزی که او می‌خواست» فیلم جمهوری‌خواهان در این جبهه است.
سکوت و کمین سیاست آنها، سکوت و توهم شیوه ما
39 سال از تسخیر سفارت آمریکا به دست دانشجویان ایرانی در سیزدهم آبان‌ماه سال 58 می‌گذرد و به جرات می‌توان گفت اکثریت جوانان نسل جدید ایران، حتی نمی‌دانند که علت این اتفاق چه چیزی بوده است.
امروز عده‌ای نگران این می‌‌شوند که روایت سینمای آمریکا از ماجرای تسخیر سفارت این کشور در تهران، که در فیلم «آرگو» نمایش داده شد، ذهن مردم آمریکا و باقی کشورهای دنیا را از حقیقت ماجرا منحرف کند؛ در حالی که ما در داخل کشور خودمان، روایت خودمان از این موضوع را به گوش همه نرسانده‌ایم.
شاید اگر از اکثر جوانان نسل جدید پرسیده شود «که چرا در آبان 58 سفارت آمریکا به اشغال دانشجویان درآمد؟» آنها دلیل این مطلب را صرفا به تفاوت سلایق ایدئولوژیک بین نظام انقلابی ایران و نظام امپریالیستی آمریکا ارتباط دهند و اندک افرادی هم هستند که اگر یک خط بیشتر بدانند، می‌گویند «چون شاه به آمریکا پناهنده شده بود، دانشجوهای ایرانی کارکنان سفارت ایالات متحده را گرو گرفتند تا محمدرضا پهلوی به ایران استرداد شود.»
اگر دقت کنیم خود آمریکایی‌ها هم با احتیاط بالا و بعد از حدود ۳۳ سال که از اشغال سفارت این کشور در تهران گذشته بود، تصمیم گرفتند «آرگو» را درباره آن واقعه بسازند و روایت خودشان را به نمایش بگذارند. دلیل این تاخیر طولانی آن بود که ماجرای ۱۳ آبان 58 صرفا یک حمله احساساتی از طرف تعدادی دانشجو به سفارت آمریکا نبود و ابعاد مختلفی داشت که خود آمریکایی‌ها علاقه نداشتند بحث آنها دوباره مطرح شود.
[تصویر:  1866609_125.jpg]
آنها دوست نداشتند مشخص شود که بلوکه شدن اموال مردم ایران در آمریکا قبل از اشغال سفارت و حتی قبل از ورود محمدرضا شاه به خاک آمریکا اتفاق افتاد. همچنین آنها علاقه نداشتند که معلوم شود قبل از اشغال سفارت و باز هم حتی قبل از ورود شاه به خاک ایالات متحده، بعضی از قاتلان امنیتی رژیم قبلی ایران، از‌جمله کسی که عامل آتش‌سوزی در سینما رکس آبادان بود و افراد متعدد دیگری که توسط اینترپل هم تحت تعقیب بودند، همه در خاک این کشور پناهندگی گرفته بودند.
آنها علاقه داشتند حتی عاملیت در آتش‌سوزی سینما رکس آبادان را به خود انقلابیون ایرانی نسبت دهند و سعی کنند با مسکوت گذاشتن آن دسته از بحث‌های تاریخی که ممکن بود این شایعه‌های سست را برملا کند، کار را به رسوب این تلقی‌های اشتباه در ذهن نسل‌های بعد برساند.
آنها دل‌شان می‌خواست این تلقی جا بیفتد که تمام مشکلات امروز کشور ما به سبب اقدام احساسی یک عده جوان دانشجو بوده و از این طریق، گفتمان انقلابی را چیزی در مقابل عقلانیت و منفعت جمعی جلوه دهند؛ به همین دلیل گذاشتند تا سال‌ها بگذرد و بعد «آرگو» را ساختند، سال‌ها بعد از ۱۳ آبان 58 و هنگامی که روایت‌های دقیق تاریخی از این ماجرا، زیر لایه‌های متعددی از رسوب شایعات و تلقی‌های نادرست دفن شده بودند.
سینمای ایران در طول این سال‌ها فقط یک فیلم تولید کرد که به‌نوعی با ماجرای ۱۳ آبان 58 ارتباط داشت. البته «طوفان شن» ساخته محمد‌جواد شمقدری، همان‌طور که از نام آن هم پیداست، نه درباره خود ماجرای اشغال سفارت بلکه راجع‌به واکنش نظامی آمریکایی‌ها پس از آن واقعه بود.
در ایران یک تله‌فیلم هم با این موضوع ساخته شده که نام آن «تخت جمشید و سر روزولت» است. با این فیلم هم نمی‌شد به ابلاغ یک روایت صحیح از آن ماجرا امیدوار شد و در خود ایران «آرگو» صدها بار بیشتر از این تله‌فیلم دیده شده است.
ما در این سال‌ها دو فیلم مستند هم درباره تسخیر سفارت آمریکا داشته‌ایم؛ یکی «انقلاب دوم» به کارگردانی مجید ذوالفقاری و دیگری «۴۴۴ روز» اثر محمد شیروانی که این دومی دفاع تمام‌قدی از آمریکایی‌هاست و توسط یکی از فیلمسازان جشنواره‌ای ایران البته با بودجه‌ای دولتی تولید شده است. آمریکایی‌ها خیلی علاقه داشتند که هر نوع روایت سینمایی از کنش‌ها و تنش‌های سیاسی و نظامی بین ایران و این کشور را با سال‌ها تاخیر انجام دهند تا بتوانند هرچه دل‌شان خواست در این‌باره بگویند.
[تصویر:  1866610_936.jpg]
٣٣ سال از ۱۳ آبان ۵۸ گذشته بود که آنها روایت مخدوش خودشان از تسخیر سفارت این کشور در تهران را در سینما نمایش دادند و حالا در آستانه ٣٣ سالگی ماجرای «ایران گیت» در دولت ریگان که ما آن را به نام «ماجرای مک فارلین» می‌شناسیم، قرار است اولین فیلم‌شان را در این‌باره بسازند و باز هم روایت دلبخواه خودشان را از آن ماجرا داشته باشند.
با این وصف هیچ بعید نیست اگر وقتی ۳۳ سال یا کمی بیشتر از ماجرای حمله ناو آمریکایی به هواپیمای مسافربری ایران گذشت، ببینیم آمریکایی‌ها باز هم رسوب اغلاط تاریخی در ذهن نسل‌های جدید را به اندازه کافی مناسب دیده‌اند و دست به کار ساخت فیلم دیگری در این‌باره شده‌اند. البته ما هم این فرصت را در اختیار آنها می‌گذاریم و اجازه می‌دهیم که زمان به‌نفع آنها پیش برود.
تلاش برای برتری تاریخی در روز نمادین
سیزدهم آبان‌ماه در تقویم ایرانی روز تبعید بنیان‌گذار جمهوری اسلامی به ترکیه است؛ همین‌طور روز قتل‌عام دانش‌آموزانی که در اعتراض به رژیم شاه در سال ۱۳۵۷ مقابل دانشگاه تهران تجمع کرده بودند. اما گذشته از اینها این روز بین ایران و آمریکا یک روز نمادین است و بی‌جهت نیست که ترامپ از ماه‌ها پیش تاریخ بازگشت تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران را سیزدهم آبان‌ماه اعلام کرده بود.
شاید به نظر برسد سیزدهم آبان فقط به دلیل آن که سالگرد تسخیر سفارت آمریکا در تهران بود، بین ایران و ایالات متحده وجه نمادین پیدا کرده است، اما این روز سالگرد «ایران‌گیت» هم هست. پرونده «ایران‌کنترا» یا «ایران‌گیت» یا آنچنان‌که خود ایرانی‌ها می‌گویند «ماجرای مک‌فارلین» درنهایت طوری بسته شد که آن را به بزرگ‌ترین شکست سیاسی آمریکا از ایران در طول تاریخ دو کشور تبدیل کرد.
قبل از این اتفاق، تسخیر سفارت آمریکا در تهران باعث شده بود که کارتر برای دور دوم ریاست‌جمهوری‌اش رأی نیاورد و یک هنرپیشه آمریکایی به نام رونالد ریگان که حالا در تمام دنیا به‌عنوان پدر نئولیبرالیسم مشهور است، پس از او روی کار آمد.
[تصویر:  1866611_863.jpg]
ریگان برخلاف کارتر، جمهوری‌خواه بود و مشی خصمانه‌تری را علیه ایران در پیش گرفت؛ آن هم در حالی که ایران درگیر جنگ نظامی با رژیم بعث عراق بود. در اواسط دهه ۶۰ شمسی، دولت ریگان می‌خواست به عده‌ای از شورشیان نیکاراگوئه در آمریکای لاتین که نام گروه آنها «کنترا» بود کمک‌های مالی برساند.
اما کنگره این کشور چنین اقدامی را ممنوع کرده بود. یک روایت هم این است که اهالی کاخ‌سفید برای تامین منابع مالی این اقدام تصمیم گرفتند با فروش اسلحه به ایران که درگیر جنگ بود، کارشان را پیش ببرند.
از طرف دیگر آنها متوجه شده بودند که عراق نمی‌تواند در این جنگ بر ایران غلبه کند و ضمنا به این نتیجه رسیدند حتی در صورت پیروزی عراق، تمام منفعت آن به رژیم شوروی‌(سابق) خواهد رسید. آنها روی این حساب قدم پیش گذاشتند تا با برنده نهایی ماجرا در پیروزی‌اش شریک شوند. سازمان امنیت آمریکا برای پیش بردن این ماجرا تصمیم گرفت تدابیر خاصی در نظر بگیرد از جمله اینکه هر بار معادل مقدار اسلحه‌ای که به ایران می‌دهد آن مقدار را به اسرائیل هم بدهد تا دشمن منطقه‌ای ایران از این معامله مخفی دلخور نشود.
آنها به جای دریافت پول از اسرائیلی‌ها بابت اسلحه‌ای که بهشان داده می‌شد، هر بار یک بسته تشویقی مالی هم روی مرسولات تدارک دیدند و پول تمام اینها، یعنی هم کمک به کنتراها در نیکاراگوئه و هم پول تسلیحاتی که به اسرائیل می‌رفت، به‌علاوه بسته‌های تشویقی مالی و پول اسلحه‌هایی که به ایران می‌آمد، همه را باید ایرانی‌ها می‌دادند.
سوای اینها از ایران خواسته شده بود که گروگان‌های سفارت آمریکا در بیروت را توسط نفوذی که در این کشور داشت، آزاد کند. مک‌فارلین، مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی در این پرونده چند بار با هویت جعلی و اصلی خودش به ایران آمد که با او برخورد گرمی صورت نگرفت و حتی یک‌بار بعد از یک روز معطل ماندن، در اعتراض به اینکه کسی با او صحبت نکرده بود، به حالت قهر ایران را ترک کرد.
معامله‌ای که آمریکایی‌ها دنبال آن بودند، چندان به‌نفع ایرانی‌ها نبود و طبیعی به نظر می‌رسید پیام‌های دوستانه و نمادینی که هر بار توسط هیات آمریکایی‌ها ابلاغ می‌شد، در ایران چندان جدی گرفته نشوند. لایه‌های امنیتی کاخ‌سفید در حالی پیگیر انجام این مذاکرات مخفی با ایران بودند که ریگان از خودش شمایلی به‌شدت مقتدر و ضدایرانی به مردم آمریکا نشان داده بود و سعی داشت نقطه مقابل جیمی کارتر در این زمینه به نظر برسد.
[تصویر:  1866612_865.jpg]
دولت ریگان در آن مقطع تاریخی تصور می‌کرد که ایران به دلیل درگیری در یک جنگ تمام‌عیار نظامی و محاصره شدید اقتصادی، به قدری مستاصل و نیازمند خرید تسلیحات است که به هیچ‌وجه امکان ندارد این معامله را از دست بدهد. اما در یکی از روزهای پاییزی سال ۱۳۶۵ فرمانی از طرف امام خمینی(ره) به رئیس وقت مجلس ایران ابلاغ شد که در آن باید ماجرای این مذاکرات از حالت مخفیانه خارج می‌شد و به گوش تمام مردم ایران می‌رسید.
اکبر هاشمی‌رفسنجانی، رئیس وقت مجلس ایران، این خبر را صبح روز سیزدهم آبان سال ۶۵ از تریبون مجلس ایران قرائت کرد. وقتی رئیس مجلس ایران این خبر را اعلام می‌کرد، در آمریکا ساعات پایانی شب بود و فردای آن روز قرار بود انتخابات پارلمانی در ایالات متحده برگزار شود.
مردم آمریکا وقتی صبح روز بعد از خواب بیدار شدند، در رادیوها و تلویزیون‌ها و روی تمام دکه‌های روزنامه‌فروشی خبری را دیدند که آنها را شوکه کرد. این اتفاق باعث شد دموکرات‌ها، یعنی جناح مقابل رونالد ریگان، در آن انتخابات پیروز شوند و دو سال آخر دولت ریگان تا حدود زیادی به اختلافات جناحی در داخل کشورش بگذرد.
تمام آمریکایی‌ها «ایران‌گیت» را بعد از «واترگیت» دومین رسوایی بزرگ کاخ‌سفید در تاریخ ایالات متحده دانسته‌اند. پس از این اتفاق بود که رابرت مک‌فارلین خودکشی کرد و رئیس سازمان سیا (ویلیام کیسی) هم هنگام بازجویی دچار سکته شد و چند روز بعد بر اثر (سرطان مغز) مرد. بسیاری از دولتمردان آمریکا بعد از این واقعه استعفا دادند و تعدادی دیگر هم توسط رئیس‌جمهور و به‌منظور مقصر جلوه دادن زیردستان عزل شدند.
نوبت جمهوری‌خواهان است که علیه ایران فیلم بسازند
سال ۲۰۱۲ که به نظر می‌رسید تنش‌های سیاسی بین ایران و ایالات متحده به اوج خودش رسیده، هالیوود فیلمی ساخت به نام «آرگو» که ماجرای فرار 6 نفر از گروگان‌های سفارت آمریکا در تهران را در سال ۱۳58 شمسی روایت می‌کرد. در ابتدای تیتراژ این فیلم نوشته شده بود که براساس واقعیت ساخته شده است؛ اما اتفاقا شدیدترین نقدهای مطرح شده علیه آن، متوجه فکت‌های غلط تاریخی‌اش بودند.
«آرگو» در سنجش معیارهای هنری، یک تریلر سیاسی-تاریخی متوسط بود که به دلیل همخوانی کاملش با سیاست‌های کلی دولت ایالات متحده در آن مقطع زمانی، بیش از آنچه که به نظر می‌رسید استحقاقش را داشته باشد، مورد توجه قرار گرفت. این فیلم در هشتاد و پنجمین مراسم اسکار، جایزه بهترین فیلم را برنده شد و این اولین‌بار در تاریخ سینمای آمریکا بود که برنده بهترین فیلم جشن آکادمی را بانوی اول آمریکا از داخل کاخ‌سفید اعلام می‌کرد.
«آرگو»، فیلم دموکرات‌های آمریکا و در راستای ایران‌هراسی و جا انداختن این نکته برای مردم دنیا ساخته شده بود که باید خطر این قدرت منطقه‌ای را جدی گرفت و لزوم برخوردهایی که دولت ایالات متحده درخصوص آن انجام می‌دهد، درک کرد. «آرگو» در اواخر مهرماه آن سال اکران شد و بالاخره در سیزدهم آبان‌ماه که روز نمادین ایران و آمریکاست، در جدول اکران قرار گرفت.
در «آرگو» به‌رغم دموکرات بودن جیمی‌کارتر، چند متلک بی‌خطر هم نصیب او شد که در آبان ۵۸ رئیس‌جمهور آمریکا بود و چنین نعل‌وارونه‌زدن‌هایی برای کسانی که با سیاست کلی فیلمسازی در هالیوود آشنا هستند، نکته جدیدی نبود.
این‌بار هم که قرار است جمهوری‌خواهان درباره روز نمادین ایران و آمریکا فیلم بسازند، یک زن سیاه‌پوست به‌عنوان کارگردان کار انتخاب شده است. زن بودن و سیاه‌پوست بودن کارگردان یک فیلم نئوکان برای دولتی که رئیس آن به زن‌ستیزی و مواضع تند درباره رنگین‌پوستان و مهاجران مشهور است را هم می‌شود از همان نوع نعل‌وارونه‌زدن‌هایی به حساب آورد که در سینمای آمریکا معمولا بسامد بالایی دارند و وقتی که فیلم‌ها سیاسی باشند، سر راه فهم تفاسیری که از نیات پشت این آثار مطرح می‌شوند، مین‌گذاری خواهند کرد.
دی‌ریس، کارگردان جوانی است که اولین فیلمش به نام «رستگاری احتمالی» Eventual Salvation را در سال ۲۰۰۸ ساخت. او سه سال بعد و در ۲۰۱۱ فیلم کوچک و تحسین شده «مطرود» Pariah را ساخت و در ۲۰۱۵ Bessie را جلوی دوربین برد که درباره یک خواننده زن آمریکایی به نام «بسی اسمیت» بود و یک فیلم متوسط گیشه‌ای به حساب می‌آمد.
[تصویر:  1866613_983.jpg]
اما شاخص‌ترین اثر او تا این لحظه Mudbound است که در زبان فارسی به «گل‌آلود»، «لجن‌زار»، «کرانه گلی» و... ترجمه شده است. ریس این فیلم را براساس رمانی به همین نام به قلم هیلاری جردن، ساخته و تجربیات خانوادگی‌اش را هم در آن دخالت داد. Mudbound در سال ٢٠١٧ نامزد جایزه اسکار شد و بالاترین امتیازها را در جدول منتقدان به دست آورد و حالا این کارگردان زن سیاه‌پوست قرار است «آخرین چیزی که او می‌خواست» را درباره ماجرای «ایران‌گیت» بسازد. اما وقتی به فهرست بازیگران «آخرین چیزی که او می‌خواست» توجه شود، یک نام بیشتر از همه جلب نظر خواهد کرد.
بازیگر نقش اول مرد در این فیلم بن افلک است؛ یعنی همان هنرپیشه نقش اول «آرگو» که کارگردان و در کنار جان کلونی، تهیه‌کننده کار هم بود. بن افلک را کم‌کم باید به‌عنوان هنرپیشه‌ای شناخت که نماد سیاست در سینمای آمریکاست؛ چه اینکه او حتی در کارهای ابرقهرمانی و تجاری‌اش مثل «بتمن علیه سوپرمن» هم همسوترین مشارکت‌کننده در آن دسته از پروژه‌هایی است که در راستای سیاست‌های خارجی آمریکا قرار دارند.
«آن هاتاوی» و «ویلم دفو» بازیگران دیگری هستند که در این پروژه حضور دارند. خط داستانی این فیلم، ماجراهای روزنامه‌نگاری پرمشغله به نام النا مک‌ماهن (با بازی هاتاوی) را دنبال می‌کند که صاحب شغل پدرش به‌عنوان دلال اسلحه می‌شود. او خیلی زود خودش را درگیر ماجراهایی خطرناک می‌بیند که با ماجرای معروف رسوایی فروش تسلیحات به ایران در دور دوم ریاست‌جمهوری رونالد ریگان مرتبط است.
«آخرین چیزی که او می‌خواست» هم‌اکنون در کشور پورتوریکو واقع در آمریکای لاتین، مراحل فیلمبرداری‌اش را طی می‌کند و قرار است سال ۲۰۱۹ در سینماهای آمریکا اکران شود. به‌طور طبیعی زمان پخش این فیلم پس از طی شدن مراحل فنی و قرار گرفتن آن در جدول اکران آمریکا، می‌تواند با پاییز سال ۲۰۱۹ و حوالی ماه‌های اکتبر و نوامبر همزمان شود؛ یعنی ایام انتخابات پارلمانی در آمریکا و مصادف با روز نمادین ایران و آمریکا.
جالب اینجاست که اگرچه هر سال، فقط یک‌بار ۱۳ آبان یا سوم نوامبر در تقویم‌ها فرا خواهد رسید، اما انتخابات پارلمانی آمریکا که یادآور ۱۳ آبان سال ۶۵ و به‌وجود آمدن رسوایی «ایران‌گیت» برای جمهوری‌خواهان است، هر چهار سال یک‌بار فرا می‌رسد و «آخرین چیزی که او می‌خواست» هم‌زمان با آن اکران خواهد شد.
همدلی خانم نویسنده با کودتاچیان و حمله احساسی به ایران
اصلی‌ترین چهره‌ای که در ورای ساخت «آخرین چیزی که او می‌خواست» قرار دارد، نه کارگردان رو به جلو و احتمالا آینده‌دار آن و نه حتی هنرپیشه‌های مشهوری مثل بن افلک، آن هاتاوی یا ویلم دفو، بلکه نویسنده کتابی است که این فیلم براساس آن ساخته می‌شود.
[تصویر:  1866614_344.jpg]
فیلمنامه «آخرین چیزی که او می‌خواست» براساس کتابی به همین نام به قلم «جوآن دیدیون» Joan Didion نگارش شده است.دیدیون یک روزنامه‌نگار و داستان‌نویس ۸۳ ساله آمریکایی است که جزء نویسندگان قدیمی و همیشگی نیویورک‌تایمز به حساب می‌آید. او یکی از پیشگامان مکتب نئوژورنالیسم در آمریکاست و غیر از نوشته‌های احساسی‌اش که در حقیقت برون‌داد زندگی روزمره‌اش هستند، عمده مطالبی که تا به حال نوشته، تم سیاسی داشته‌اند. دیدیون در سال ۲۰۰۱ کتابی نوشت به نام «فضاحت‌های سیاسی» که بر اندیشه‌های او درباره سیاست‌های آمریکا تمرکز داشت.
به‌طور کل جوآن دیدیون را در سال‌های طولانی فعالیتش به‌عنوان یک داستان‌نویس و روزنامه‌نگار، می‌توان یکی از برجسته‌ترین افرادی به‌حساب آورد که در مسیر همدلی با آمریکای لاتین شناخته شده است. انتخاب کتاب دیدیون برای ساخته شدن فیلمی راجع‌به ماجرای مک فارلین هم از این جهت است که صورت می‌گیرد. همدلی دیدیون با لاتین‌تبارها به این شکل بروز پیدا می‌کند که طرفدار شورشیان کنترا در آن کشور باشد. دانیل اورتگا که از ۱۰ ژانویه ۱۹۸۵ تا آوریل ۱۹۹۰ رئیس‌جمهور نیکاراگوئه بود، دشمنی عیانی با آمریکا داشت و از طرفی با شورش مسلحانه گروهی به نام کنترا مواجه شد.
وقتی که یک قصه از زاویه نگاه کسی مثل دیدیون روایت شود، می‌تواند با شورشیان مسلح که به یک کشور بیگانه وابسته بودند و می‌خواستند علیه رای قانونی یک ملت کودتای نظامی کنند، نگاه همدلانه‌ای پیدا کند. به عبارتی برهم خوردن ماجرای مذاکرات مک فارلین، از آن چشم‌انداز احساسی که دیدیون با آن ماجرا را نگاه می‌کند، ایران را تقدیر شومی نشان می‌دهد که مقصر شکست خوردن یک جنبش آزادی‌خواه است.
«آخرین چیزی که او می‌خواست» در حالی ساخته می‌شود که دانیل اورتگا مجددا در سال ۲۰۰۷ در انتخابات ریاست‌جمهوری نیکاراگوئه پیروز شد و در حال حاضر رئیس‌جمهور این کشور است. به‌سادگی می‌شود دریافت که این فیلم فقط به قصد تاثیرگذاری روی مردم آمریکا و دست و پا کردن توجیهی در این خصوص که حمایت‌های آمریکا از اپوزیسیون‌های خشن دولت‌های غیر همسو کار بدی نیست، ساخته نشده بلکه می‌خواهد به بی‌فایده بودن مذاکره با ایران هم اشاره کند و به‌علاوه، قصد تاثیرگذاری بر جو آمریکای لاتین را هم دارد؛ چنانکه دیده می‌شود اکثر روند فیلمبرداری این فیلم، در یکی از کشورهای آمریکای لاتین طی شده است.
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#4
2018/11/09، 09:23 AM
ساخت سریال لوکی رسما تایید شد

[تصویر:  3a6ad324-bb3b-4ded-bddf-98935dcc9042.jpg]

کمپانی والت دیزنی رسما ساخت سریالی کوتاه براساس شخصیت لوکی با بازی تام هیدلستون را تایید و اعلام کرد.


[img=627x0]https://cdn.zoomg.ir/2018/10/a3e614fd-bf6f-40d6-ac61-d615b9c96ecd.gif[/img]

ماه گذشته خبری منتشر شد مبنی بر اینکه مارول استودیو در نظر دارد تا تعدادی مینی سریال از جمله سریال اسکارلت ویچ و لوکی را برای سرویس استریم جدید دیزنی تولید و منتشر کند. حال در جدیدترین اخبار سینما و تلویزیون، ساخت سریالی براساس شخصیت لوکی رسما تایید و اعلام شده است. روز گذشته باب ایگر، رئیس و مدیرعامل کمپانی والت دیزنی، اطلاعات جدیدی از سرویس استریم جدید این کمپانی را به اشتراک گذاشت که دربیانیه منتشر شده این کمپانی، ساخت سریال Loki نیز تایید شده است. [font=IRANSans, tahoma]تام هیدلستون، بازیگر نقش لوکی در دنیای سینمایی مارول، برای نقش آفرینی دوباره در این سریال باز خواهد گشت. این سریال که قرار است یک مینی سریال باشد، از شبکه استریم دیزنی منتشر خواهد شد.[/font]

اطلاعات بیشتری از سریال لوکی در دسترس نیست و مشخص نیست که اتفاقات سریال در چه دوره‌ای جریان خواهد داشت. سریال Loki تنها یکی از چند سریال مارول است که قرار است برای سرویس استریم دیزنی که نام رسمی آن دیزنی پلاس یا دیزنی+ است، منتشر شود. پیش از این، سرویس استریم دیزنی قرار بود دیزنی پلی نام داشته باشد که ظاهرا پس از واکنش‌های نه چندان مثبت در مورد نام آن، این کمپانی تصمیم به تغییر آن گرفته است. علاوه بر لوکی و اسکارلت ویچ، مارول در حال ساخت سریالی براساس ۲ شخصیت سم ویلسون ملقب به فالکون با بازی آنتونی مکی و باکی بارنز ملقب به وینتر سولجر با بازی [font=IRANSans, tahoma]سباستین استن است. مالکوم اسپلمن، نویسنده و تهیه کننده سریال Empire (امپراتوری)، وظیفه نوشتن این مینی سریال را بر عهده خواهد داشت.[/font]

شبکه Disney+ قرار است در اواخر سال ۲۰۱۹ آغاز به کار کند و اطلاعات بیشتر در مورد آن در گزارش مالی بعدی کمپانی دیزنی که در ماه آوریل ۲۰۱۹ (فروردین یا اردیبهشت ۱۳۹۸) منتشر می‌شود، به اشتراک گذاشته خواهد شد. هیدلستون تجربه بازی در نقش لوکی در سه گانه فیلم Thor (ثور) و ۲ قسمت از فیلم Avengers (اونجرز) را در کارنامه خود دارد.
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#5
2018/11/10، 09:04 AM
حق می‌دهم برخی به مجری شدن سلبریتی‌ها معترض باشند/ پیشنهاد چشمگیری باشد، در تلویزیون هم بازی می‌کنم
[تصویر:  8920023_171.jpg]
محمدرضا گلزار مجری برنامه برنده باش، درباره برخی حواشی این برنامه با اجرای خود توضیحاتی ارائه داد. 

به گزارش خبرنگار حوزه رادیو تلویزیون گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمدرضا گلزار اولین بار با حضور در برنامه «شب شیشه ای» رضا رشیدپور به قاب تلویزیون آمد. پس از آن، امسال به برنامه احسان علیخانی آمد و در برنامه ماه عسل از اجرا و تولید یک برنامه مسابقه محور در تلویزیون خبر داد.

سرانجام اولین قسمت برنده باش، ۲۵ مرداد ماه با اجرای محمدرضا گلزار به روی آنتن شبکه سه رفت. به همین بهانه و با حضور در پشت صحنه این برنامه، با محمدرضا گلزار گفتگو کردیم که در ادامه آن را می‌خوانید؛
محمدرضا گلزار در پاسخ به خبرنگاران، درباره اولین همکاری خود با تلویزیون گفت: اتفاق بسیار خوب و لذت بخشی است؛ از طریق تلویزیون با طیف وسیع تری از مردم در ارتباط هستم و می‌توانم مهمان منازل مردم باشم.
وی در خصوص حاشیه‌هایی که نسبت به مجری شدن سلبریتی‌ها از طرف مردم و حتی مجریان مطرح می‌شود، بیان کرد: راستش را بگویم یک مقدار حق می‌دهم برخی به مجری شدن سلبریتی‌ها معترض باشند. من اگر رضا گلزار بودم و بازیگر نشده بودم؛ در ابتدا نسبت به اینکه بازیگری بخواهد مجری شود، گارد می‌گرفتم. به هر حال من تجربه اجرا نداشتم؛ اما در این مدت برای هرچه بهتر شدن اجرای خود تلاش کردم و به این تلاش ادامه می‌دهم.
این بازیگر با اشاره برخی انتقاد‌ها از برنامه تصریح کرد: به هر حال برنامه ما ایراد‌هایی داشته و دارد که در جهت بهترشدن آن قدم بر می‌داریم. همه نقد‌ها را اگر سازنده باشد و بدون غرض ورزی، با آغوش باز می‌پذیریم. اصلا انتقاد راه را برای پیشرفت و بهتر شدن هموار می‌کند. در همین مدت، می‌بینید که اجرای برنامه بهتر شده، حتی برخی نسبت به نوع طراحی سوالات و جایزه‌ها منتقد بودند که آن را هم تغییر دادیم.
گلزار با تاکید بر اینکه با فروتنی مقابل نقد‌ها و هجمه‌ها می‌ایستد، درباره برخی شایعات پیرامون دستمزد میلیاردی برای اجرای برنده باش گفت: به هر حال من بدون دستمزد به این برنامه نیامده ام؛ اما به این نوع نقد‌ها و حرف‌ها هم پاسخ نمی‌دهم. ما برای پاسخ دادن به این نوع سوالات و حرف‌ها به تلویزیون نیامده ایم؛ ما به تلویزیون آمده ایم که یک برنامه درخشان بسازیم. هنوز هم برای رسیدن به اهدافمان راه زیادی در پیش داریم.
بازیگر سریال «عاشقانه» افزود: طبیعی است که برنامه ما بدون اشکال نباشد؛ ما پذیرای انتقاد‌ها هستیم. اصلا همین نقد‌ها باعث شده که برنامه روز به روز بهتر شود. من به شخصه همه نقد‌ها را با دقت می‌خوانم و سعی می‌کنم آن‌هایی را که مربوط به خودم است، اصلاح کنم.
گلزار درباره اینکه به عنوان مجری برنامه چقدر مطالعه می‌کند، بیان کرد: من به عنوان مجری، مطالعه خود را دو چندان کرده ام؛ تا جایی که دیگر همه در طراحی سوال دخالت می‌کنیم. از این هفته هم کتاب‌هایی را مطابق با اهداف برنامه معرفی خواهیم کرد.
بازیگر فیلم سینمایی «سلام بمبئی» درباره بازی در سریال‌های تلویزیونی گفت: چرا که نه؛ حتما اگر پیشنهاد چشمگیری داشته باشم، در سریال‌های تلویزیونی هم ایفای نقش می‌کنم؛ اما در حال حاضر همه هدف من این است که «برنده باش» روز به روز بهتر شود.
گفتنی است؛ مسابقه تلویزیونی «برنده باش» به تهیه کنندگی هاشم رضایت و با اجرای محمدرضا گلزار، پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها ساعت ۲۳:۰۰ روی آنتن شبکه سه سیما می‌رود.
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#6
2018/11/10، 09:20 AM
گفت و گو با کارتونیست بنگلادشی که «جهان خوشبخت» را تصور کرد.

[تصویر:  97-08-25enew847.jpg]
جهان خوشبخت چه شکلی است؟ این اولین سوالی است که مرشد میشو کارتونیست 24 ساله بنگلادشی با مجموعه تصویرسازی های خود با عنوان «The GLOBAL HAPPINESS CHALLENGE» به معنی «چالش جهان خوشبخت» پیش رویتان می گذارد. او در تصویرسازی هایش نشان می دهد که عکس های تلخ ناشی از تهاجم می تواند خالق لحظه های شیرینی باشد . لحظه هایی که در عکس موجود نیست اما می توان آن را تصور کرد .گفت و گوی ما رابا «مرشد میشو» کارتونیست بنگلادشی درباره چگونگی شکل گرفتن این تصویرسازی ها که این روزها در فضای مجازی با استقبالی عجیب مواجه شده است ، در ادامه خواهید خواند.

درباره مرشد میشو
این کارتونیست جوان متولد 29 جولای 1993 است و در داکا پایتخت بنگلادش زندگی می کند. او می گوید در اتاق زیبایی در پشت بام خانه پدری اش زندگی می کند و ایده هایش را برای جهان زیباتر از همان چند متر مربع به دنیا صادر می کند. او دانش آموخته رشته مهندسی کامپیوتر است اما طراحی کارتون را به صورت حرفه ای دنبال می کند و با بسیاری از روزنامه ها و نشریه های بنگلادشی همکاری دارد. او از استقبال ایرانی ها شگفت زده شده و ازاین بابت هم خوشحال است و هم قدردان. مرشد می گوید هنوز آن قدر خوش شانس نبوده که به ایران سفر کند اما سفر به ایران جزو آرزوهایش است.

به جز ایران، کدام کشورها واکنش مثبتی به این چالش داشتند؟
هند، اندونزی، افغانستان و... .من معتقدم این آثار به کشورهای دیگرهم خواهد رسید. مردم این تصویرسازی های سریالی را دوست داشتند و از من می خواهند در این زمینه بیشتر کار کنم. آن ها می گفتند که چالش جهان خوشبخت، دلشان را لرزانده و با آن گریه کرده اند. برخی هم می گفتند دیدن این تصویرسازی ها آن ها را امیدوارتر می کند.

ایده این تصویرسازی ها از کجا شروع شد؟
در آغاز سال جاری، عکس های زیادی از قربانیان جنگ به شکل همه گیری در رسانه ها منتشر شده بود. برخی دوستانم آن ها را در شبکه های اجتماعی شان به اشتراک می گذاشتند و این عکس ها به طور ناخواسته در خبرخوان من قرار می گرفت.  این ظلم برای من قابل قبول نبود و آرزو می کردم این عکس ها را نبینم. من در نهایت می توانستم از دیدن آن ها اجتناب کنم اما نمی توانستم ذهنم را از آن ها دور کنم. این ها مرا عصبی می کرد و اجازه نمی داد شب ها بخوابم. نیمه شب 25 فوریه از خودم پرسیدم:«اگر نمی خواهم این ظلم را ببینم، چه می خواهم ببینم؟ ذهنم پاسخ داد:«من می خواهم لبخند آن ها را ببینم. من می خواهم مردم را خوشحال ببینم.» عکس پدری گریان که بچه اش را در آغوش گرفته بود و می دوید برداشتم (به گمانم از موصل عراق باشد) و با تصویرسازی از آن موقعیت تلخ یک لحظه شاد ساختم. بعد از تمام کردن این تصویر آن را به یکی از دوستانم به نام آنیک خان نشان دادم و از او خواستم مربی ام باشد و یک شعر به همراه نامی برای این تصویرسازی های سریالی پیشنهاد دهد. او از این پیشنهاد استقبال کرد و جمله ای به بنگالی نوشت به این معنی که «من فقط می دانم چطور نقاشی کنم/چطور غم و اندوه را بپوشانم». آنیک خان معتقد بود شادی چالش اصلی این روزهای دنیاست و به همین دلیل «چالش جهان خوشبخت» را پیشنهاد کرد. این طور بود که من صبح روز بعد یعنی 26فوریه تصویرسازی ها را در صفحه فیس بوکم به اشتراک گذاشتم و ادامه اش را خودتان می دانید. آن ها با استقبال زیادی مواجه شدند و این ایده دیده شد.

از این پس با انتشار این تصویرسازی ها چه هدفی را دنبال می کنید؟
وقتی مردم احساسات شان را بعد از دیدن چالش دنیای خوشبخت با من به اشتراک می گذاشتند و برایم دعا می کردند احساس خوشبختی می کردم. چند هنرمند فرصت داشته اند در زمان زنده بودن خود بازخورد کارهای شان را ببینند؟ صادقانه می گویم در آن لحظات خودم را بسیار خوشبخت می دیدم. اگر این کار کوچک من تاثیر به این بزرگی داشته است، اگر همه مردم جهان با هم همراه شوند چه تاثیر مثبتی به همراه خواهد داشت؟ در واقع بمب و سلاح نمی تواند صلح بیاورد و این ذهن و تفکر مثبت ماست که صلح آور است. اگر تنها ذهن یک نفر از آثار هنری من، تکان مثبتی بخورد، من موفق شده ام.
 
روزنامه خراسان

اسماعیل میرفخرایی: صدا وسیما نمی‌تواند از یک هنرپیشه به‌جای مجری استفاده کند/ درِ تلویزیون شُل شده و هر کسی مجری می‌شود!

[تصویر:  97-08-25enew813.jpg]
اسماعیل میرفخرایی تهیه‌کننده و مجری قدیمی و باسابقه تلویزیون معتقد است استفاده از بازیگران در قالب مجری برنامه‌های تلویزیونی با استانداردهای حرفه‌ای مغایرت دارد.
 به گزارش خبرآنلاین،  چند سالی است حضور بازیگران در عرصه اجرای تلویزیونی رواج پیدا کرده و نمونه‌های زیادی را نیز در این مورد شاهد بوده‌ایم. در موارد زیادی فارغ از بحث‌های کارشناسی که ایرادهای زیادی را به اجرای بازیگرانی که در قامت مجری قرار گرفتند شامل می‌شود مخاطبان نیز از این حضور رضایت ندارند.

در هفته‌ها و ماه‌های اخیر برای چندمین بار شاهد این اتفاق در صداوسیما بودیم، محمدرضا گلزار، حمید گودرزی، کامران تفتی، دانیال عبادی و ... از چهره‌های سینمایی بودند که به اجرای برنامه‌ها و مسابقات در تلویزیون می‌پردازند و البته که تعداد مخالفان آنها به نظر بیشتر از موافقانشان است.

اسماعیل میرفخرایی مجری و تهیه‌کننده باسابقه تلویزیون یکی از منتقدان این موضوع است، او البته در این بحث تصمیم‌گیرندگان و مدیران و البته برخی از تهیه‌کنندگان تلویزیون را بیشتر مقصر می داند و معتقد است اساسا  صداوسیما در سال‌های اخیر در این زمینه و در بحث انتخاب مجریانش برای برنامه‌ها موفق عمل نکرده است. او در گفت‌وگو باخبرآنلاین نکات خواندنی را در این‌باره مطرح کرده است که در ادامه می‌خوانید.

میرفخرایی که خود از قدیمی‌های تلویزیون به حساب می‌آید و تجربه تهیه‌کنندگی و اجرا در این رسانه را دارد گفت: «هر دو- سه ماه یکبار تعدادی سی دی که فیلم اجراست را برای من می‌فرستند تا من نظر دهم، متاسفانه هیچ‌کدام از آنها استانداردهای لازم این عرصه را ندارد. اجرا در تلویزیون تبدیل به مقوله‌ای شده که هر کسی از مادرش قهر می‌کند به عرصه اجرا می‌آید.»
 
[تصویر:  97-08-25enew814.jpg]

او ادامه داد: «البته من بیشتر در این زمینه تقصیر را بر دوش تهیه‌کننده برنامه‌ها می‌بینم، وقتی تهیه‌کننده‌ای که مسئولیت تولید یک برنامه را برعهده دارد بر اصول برنامه‌سازی و اجرا پایبند نباشد، تکلیف مجری که انتخاب می‌کند و می‌آورد هم مشخص است.»

این مجری و تهیه‌کننده با انتقاد از شیوه اجرای مجریان تلویزیون نیز گفت: «این روزها اغلب مجری‌ها با پرروی و بیسوادی اجرا می‌کنند، همه هم ادای همدیگر را درمی‌آورند، ادای لس آنجلسی ها را در می‌آورند. البته این موضوع در تلویزیون از ۴۰ سال پیش شروع شده و حالا به نهایتش رسیده است.»

میرفخرایی همچنین با اشاره به اینکه مدیران تلویزیون هم در این مسئله تصمیم درستی نمی‌گیرند افزود: «من با رویکرد فعلی برنامه‌سازی در صدا و سیما مخالف هستم. من به عنوام یک آدم قدیمی در جلساتی که با مدیران سازمان دارم متوجه شدم که خودشان نیز پیوسته شکایت‌های درباره این مجری ‌ها دارند ولی به نظر کنترل این موضوع از دست‌شان در رفته است. این مسئله هم به اعتقاد من به این دلیل است که تهیه کنندگی برنامه‌ها را به آدمی که خارج از سازمان است سپرده‌اند. درحال حاضر اسپانسر در همه برنامه‌ها حرف اول را می‌زند، وقتی اوضاع اینگونه است معلوم است که تهیه‌کننده هم در خارج از سازمان در یک مهمانی پسرعمو جانش را مجری می کند. او چه تعهدی به تلویزیون و برنامه سازی دارد؟ پس این اتفاق‌ها هم طبیعی است و تاسف‌بار.»
 
 


او در ادامه با بیان اینکه برای ورود مجری‌ها باید یک گزینش اساسی صورت بگیرد گفت: « برای انتخاب یک مجری برای یک برنامه باید بر اساس هنجارهای اجتماعی در تلویزیون گزینش انجام شود تا افرادی که لیاقت این کار را ندارند و آبروی کشور را درماهواره‌ها و رسانه های جمعی می‌برند راهی برای کار نداشته باشند.»

مجری پیشکسوت تلویزیون همچنین بیان کرد: «خرابی مجری در تلویزیون مربوط می‌شود به خرابی روند تولید چون مجری در حقیقت به مثابه فروشنده است، شما اگر یک شرکتی بزنی و مدیریتی درست نداشته باشد و نداند که چه جنسی بیاورد و چطور آن را عرضه کند یک فروشنده الکی هم می‌گیرد و او هم به جای اینکه با مراجعه‌کننده محترمانه برخورد کند به او می‌گوید حالت چطوره امروز این جنس ما را می‌خری؟ اصلاح اجرا در تلویزیون یعنی اصلاح تولید و لجام گسیختگی برنامه‌سازی با تهیه‌کننده‌های خارج از سازمان.»

میرفخرایی اضافه کرد: «خود من از سال ۱۳۴۵ تهیه‌کننده و مجری بودم، درسش را خواندم و تجربه کسب کردم اما به خودم اجازه نمی‌دهم در یک برنامه تلویزیونی از خودم تعریف کنم، حتی اگر در برنامه‌ای به اشتباه از خودم تعریف کنم شب توی سر خودم می‌زنم که چرا حرفی را زدم. صحنه تلویزیون برای فروش خودمان نیست، برای پرزنت کردم خودمان نیست که بعد برویم فلان کار فنی و تجاری را انجام دهیم.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش توضیح داد: «به عقیده من در تلویزیون نمی‌تواند از یک هنرپیشه در قالب یک مجری استفاده کند. البته ما هنرپیشه-مجری داریم که یک نقشی را بازی می‌کند اما نه اینکه یک بازیگر مجری یک برنامه شود. این اساسا اشتباه است. متاسفانه ما در برنامه‌ریزی تلویزیون برای اینکه محبوب مردم شویم آدم‌ها را از سطح جامعه پایین‌تر انتخاب می‌کنیم.»

میرفخرایی بیان کرد: «توصیه من این است که به هیچ‌وجه از چهره‌ها و هنرپیشه‌ها برای اجرا استفاده نکنیم زیرا هنرپیشه نقش دیگری را ایفا می‌کند که شایسته آن برنامه نیست، مخاطب انتظار دارد مجری نقش خودش را که یک شخص با شخصیت است در اداره برنامه داشته باشد. هنرپیشه‌ها با پیش‌فرض‌ قبلی و نقش‌های تصنعی اجرا می‌کنند و این موضوع برای مخاطب قابل پذیرش نیست و به لحاظ حرفه‌ای نیز درست نیست.»

میرفخرایی در پایان نیز گفت: «در تلویزیون متاسفانه شل شده و به روی هر کسی که فک و فامیل دارد باز است نه کسانی که از طریق درست انتخاب شدند و این موضوع حالا به یک فاجعه رسیده است.»

 

 


واکنش مهناز افشار به گزارش انتقادی ۲۰:۳۰ از «لس آنجلس تهران»/ عکس
[تصویر:  97-08-12ba1674.jpg]
مهناز افشار در پستی کنایه‌آمیز به انتقاد بی‌وقفه بخش خبری ۲۰:۳۰ از فیلم «لس‌آنجلس تهران» واکنش نشان داد.
به گزارش خبرآنلاین، مهناز افشار بازیگر فیلم «لس‌آنجلس تهران» ساخته تینا پاکروان، فیلمی از گزارش شب گذشته بخش خبری ۲۰:۳۰ را که به انتقاد از این فیلم پرداخته بود، در اینستاگرام منتشر کرد و درباره آن نوشت: «بعید میدونم در هیچ یک از برنامه‌های رسانه ملی، اینقدر پشتکار در جهت تبلیغات منفی و پر غرض در مورد محصولات داخلیش یا حتی افراد حقیقی یا حقوقی وجود داشته باشه.
 
دروغ چرا بسیار از این انتقاد ۲۰:۳۰ ممنونم چون دیگه مطمئن شدم حتما فیلم خوبیه و درست هم هست، ضمن احترام به اون دسته از مخاطبان عزیز ی که فیلم مورد سلیقه ایشان نبود، شما فرق دارین شما رو چشم ما جا دارید.»
[تصویر:  97-08-12ba1675.jpg]
 
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#7
2018/11/11، 07:30 AM
گران قیمت ترین بازیگران مرد سینما،از اکبر عبدی تا محمد رضا گلزار (+تصاویر)
در نظام عرضه و تقاضا و در سینمایی که به شکل طبیعی جریان دارد، دستمزدها براساس عرف بازار تعیین می‌شود و عرف بازار چیزی جز خواست تماشاگر نیست؛ تماشاگری که حاضر است برای تماشای بازیگر محبوبش بلیت بخرد و تا زمانی که تعداد چنین تماشاگرانی بالا و تضمین‌کننده سود اقتصادی است، طبیعی است که دستمزدها هم بالا باشد؛ هرچند در سینمای ایران بازیگرانی داشته‌ایم که بدون محبوبیت چشمگیر و تماشاگران پرتعداد بالاترین دستمزدها را دریافت کرده‌اند.

در چنین مواردی یا پای سرمایه دولتی در‌میان بوده و یا سرمایه مشکوکی از بخش به‌ظاهر خصوصی وارد عرصه تولید شده است. آنچه پیش‌رو دارید مروری است بر تعدادی از نام‌های محبوب این چهاردهه که در چرخه اقتصادی سینمای ایران نقش مهم و تاثیرگذاری ایفا کرده‌اند.

فرامرز قریبیان؛ حرفه‌ای
با شمایل مردانه‌اش در طیفی متنوع از فیلم‌های اکشن از نوع تاریخی- مذهبی مثل «سفیر» (فریبرز صالح) تا جنگی مانند «کانی‌مانگا» (سیف‌الله داد) ظاهر شد و بسیار هم محبوب و پرطرفدار بود. در تعدادی از پرتماشاگرترین فیلم‌های دهه ۶۰، فرامرز قریبیان به‌عنوان بازیگر اصلی ظاهر شده است. از فیلم‌های حماسی جنگی چون «پایگاه جهنمی» (اکبر صادقی) و کانی‌مانگا گرفته تا اکشن شهری مانند «سناتور» (مهدی صباغ‌زاده) و حتی ملودرام خانوادگی‌ای مثل «گمشده» (مهدی صباغ‌زاده). قریبیان در دورانی که وزارت ارشاد حساسیت ویژه‌ای روی دستمزد بازیگران داشت، بازیگری پرطرفدار و تعیین‌کننده در گیشه بود.

وقتی فیلمبرداری «مرگ پلنگ» (فریبرز صالح) طولانی شد قریبیان پس از پایان قراردادش خواهان تمدید و دریافت دستمزد برای قرارداد تازه شد. اتفاقی که امروز طبیعی به‌نظر می‌رسد در دهه ۶۰ باعث شکایت تهیه‌کننده به ارشاد و در‌نهایت یک‌سال ممنوع‌الکاری برای یکی از بی‌حاشیه‌ترین بازیگران تاریخ سینمای ایران شد. فرامرز قریبیان از اواسط دهه ۶۰ تا اواسط دهه۷۰، پرکار، موفق و محبوب بود و دستمزد بالایی هم می‌گرفت. در دورانی که هزینه تمام‌شده یک فیلم سینمایی بین ۴ تا ۵ میلیون تومان بود قریبیان دستمزد یک‌میلیون تومانی هم گرفته است.


 
[تصویر:  97-08-25enew874.jpg]

جمشید هاشم‌پور؛ آخرین قهرمان اکشن
با سابقه بازی در نقش‌های کوتاه منفی در سینمای قبل از انقلاب، در دهه۶۰ با بازی در نقش زینال بندری در فیلم «تاراج» (ایرج قادری) قامتی ستاره‌گون یافت. با نام هنری جمشید آریا با سری تراشیده و اندامی ورزیده توانست بر اریکه سلطنت سینمای اکشن بنشیند. با چهره‌ای پرصلابت و سمپاتیک می‌توانست نقش‌های منفی را دلپذیر بازی کند. تماشاگر فیلم‌های مردانه دهه۶۰ هیچ بازیگری را به اندازه جمشید آریا دوست نداشت.

تهیه‌کنندگان برای همکاری با او سر و دست می‌شکستند ولی ارشاد ابتدا بازی با سر تراشیده را ممنوع کرد و بعد هم مدتی جلوی فعالیتش را گرفت. جمشید آریا ممنوع‌الکار شد و مدتی بعد با ظاهر متعارف جمشید هاشم‌پور به میدان آمد. حالا سال‌هاست که جمشید آریا و تیپ زینال بندری به خاطره‌ها پیوسته‌اند ولی هاشم‌پور این سال‌ها با تمام کم‌کاری‌ها و گوشه‌گیری‌هایش همچنان خوش‌قریحه و خلاق است.
 
[تصویر:  97-08-25enew875.jpg]

اکبر عبدی ؛ قند مکرر
«وقتی تهیه‌کننده پولدار می‌شود چرا من حقم را نگیرم؟»؛ این مشهورترین اظهارنظر اکبرعبدی در دهه۶۰ است. او وقتی که به جرم درخواست دستمزد بالا از سوی وزارت ارشاد ممنوع‌الکار شد، در گپی کوتاه با ماهنامه فیلم، از تهیه‌کننده‌ای گفت که می‌خواست در فیلمی او را قنداق کند و پستانک در دهانش بگذارد. عبدی برای بازی در این فیلم دستمزدی ۵میلیون تومانی طلب کرده بود که با معیارهای سینمای ایران در انتهای دهه۶۰ خیلی بالا محسوب می‌شد.

بعد هم ارشاد وارد ماجرا شده و اکبر عبدی را ممنوع‌الکار کرده بود. عبدی از اوایل دهه۶۰ به سینما آمد و از همان ابتدا هم بازیگر گرانی بود؛ بازیگر گرانی که تهیه‌کننده می‌دانست پولی که بابت دستمزد به او می‌دهد برایش سود اقتصادی به‌همراه دارد. البته دستمزد بالای عبدی مربوط به فیلم‌های تجاری‌اش بود و او برای بازی در «اجاره‌نشین‌ها» (داریوش مهرجویی)، «ای ایران» (ناصر تقوایی)‌و «ناصرالدین شاه آکتور سینما» (محسن مخملباف) دستمزد زیادی نگرفت. بازیگر پرطرفدار دهه۶۰ با تمام فرازونشیب‌هایش در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ نیز توانست همچنان محبوب بماند و بالاترین دستمزدها را بگیرد.
 
[تصویر:  97-08-25enew876.jpg]

خسرو شکیبایی؛ آداب بی‌قراری
وقتی شاه‌نقش زندگی‌اش، حمید هامون را بازی کرد ۴۵ سالگی را پشت‌سر گذاشته بود، نزدیک به یک‌دهه سابقه فعالیت بازیگری در سینما داشت و سابقه کارش در تئاتر به ابتدای دهه۴۰ و فعالیتش در دوبله به اواخر این دهه بازمی‌گشت.

از همان اولین نمایش‌های «هامون» (داریوش مهرجویی) در هشتمین جشنواره فیلم فجر تا نزدیک به ۲۰سال بعد، یعنی روزی که مردم به آرامگاه ابدی بدرقه‌اش کردند، محبوب قلب‌ها بود. خسرو شکیبایی با آن آشفتگی‌ها، دویدن‌ها و نرسیدن‌هایش، کاراکتر تازه‌ای را به سینماروها معرفی کرد. در دهه۷۰ حضور شکیبایی در هر فیلمی یک اتفاق مهم بود. پیشنهادهایش فراوان و دستمزدش هم بالا بود. یکی از ۳بازیگر سینمای ایران بود که بالاترین دستمزدها را دریافت می‌کرد.
 
[تصویر:  97-08-25enew877.jpg]

ابوالفضل پورعرب؛ جوان اول دهه۷۰
در اولین گام با «عروس» (بهروز افخمی) آمد و به همه اطمینان داد که ستاره‌ای تازه متولد شده است. ابوالفضل پورعرب با بازی در یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران که نقطه پایانی به یک دوران و منادی دورانی تازه بود نشان داد، هم قابلیت و استعداد قابل‌توجهی دارد و هم می‌تواند ستاره‌ای پولساز باشد. پورعرب عاشق شد، عینک دودی به چشم زد، سوار موتور شد، در خیابان‌های تهران به تعقیب و گریز پرداخت و ستاره محبوب سینماروها لقب گرفت.

در نیمه اول دهه۷۰، پورعرب به همراه جمشید هاشم‌پور بالاترین دستمزد را میان بازیگران سینما می‌گرفت. در روزگاری که متوسط پرداخت دستمزد به بازیگران حدود ۲میلیون تومان بود پورعرب مثل هاشم‌پور دستمزد ۸میلیونی می‌گرفت. ستاره اقبالش از ابتدای دهه۸۰ رو به افول گذاشت و به تدریج به حاشیه رفت و روزگار هم با او خوب تا نکرد.
 
[تصویر:  97-08-25enew878.jpg]

پرویز پرستویی؛ستاره- بازیگر
پرویز پرستویی هر قدر در دهه۶۰ قدر ندید و کوشش‌هایش به‌ندرت دیده شد، در دهه۷۰ توانست اوج بگیرد و قابلیت‌هایش را به نمایش بگذارد. کمال تبریزی بعد از دیدن بازی فوق‌العاده پرستویی در «آدم برفی» او را برای حضور در «لیلی با من است» انتخاب کرد.

این کمدی جنگی سنجیده، پرستویی را به بازیگری محبوب تبدیل کرد و کمی بعد با «آژانس شیشه‌ای» (ابراهیم حاتمی‌کیا) اسطوره حاج‌کاظم شکل گرفت. پرستویی در دوران اوجش به شکل قهرمان، هم کمدین درخشانی بود (در سلسله همکاری‌هایش با محمدرضا هنرمند در «مرد عوضی» و «مومیای۳» ) و هم به قهرمان تراژیک حاتمی‌کیا معنا و مفهوم می‌بخشید. در نیمه دوم دهه۷۰، پرستویی با فاصله، محبوب‌ترین بازیگر مرد سینمای ایران بود و البته پولسازترین‌شان. ۴۰۰میلیون تومان، دستمزد پرستویی برای یکی‌دو فیلم آخرش بوده است.
 
[تصویر:  97-08-25enew879.jpg]

بهرام رادان ؛ ۲ خط موازی
میان بازیگران جوانی که در ابتدای دهه۸۰ به میدان آمدند، بهرام رادان شاید از معدود چهره‌هایی باشد که از میان ضعیف‌ترین نمونه‌های سینمای تجاری به میدان آمد ولی خیلی زود، چهره شد، در فیلم‌های کارگردان‌های مهم بازی کرد، استعدادش را به نمایش گذاشت، ۲ بار سیمرغ گرفت، منتقدان ستایش‌اش کردند و... .

بازیگر جوان فیلم پرفروش ولی نکوهش‌شده «شور عشق» (نادر مقدس) خیلی زود با کارگردان‌های شاخصی چون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، رخشان بنی‌اعتماد و بهروز افخمی همکاری کرد. بهرام رادان خیلی بازیگر تعیین‌کننده‌ای در رقم زدن سرنوشت اقتصادی فیلم‌ها نبوده ولی وزن و اعتبارش غیرقابل انکار است؛ اعتباری که باعث می‌شود دستمزدش از ۴۰۰میلیون تومان کمتر نباشد.
[تصویر:  97-08-25enew880.jpg]

امین حیایی؛ سرخوشی تمام‌نشدنی
از بهترین استعدادهای بازیگری سینمای ایران که زمانی معروف بود و در فیلم‌های بد هم خوب بازی می‌کند، پس از سال‌ها در حاشیه ماندن و بازی در نقش‌های کم‌اهمیت، در دهه ۸۰ ستاره اقبالش ظهور کرد. هیچ بازیگری در دهه ۸۰ به اندازه حیایی پولساز نبود. ستاره‌محوری سینمای بدنه که در این دهه سراغ ژانر کمدی رفت و امین حیایی حکم گنجینه‌ را برای سازندگان فیلم‌های طنزآمیز داشت.

حیایی در دوران اوجش یکی از گران‌ترین بازیگران سینمای ایران بود. در انتهای دهه ۸۰ دستمزدی رویایی برای بازی در «قلاده‌های طلا» (ابوالقاسم طالبی) گرفت و بعد از آن دچار افول شد. حالا و در میانسالی، حیایی گزیده‌کارتر شده و درخشش خیره‌کننده‌اش در «شعله‌ور» (حمید نعمت‌‌الله) نشان می‌دهد که پس از ۲۵سال هنوز هم برگ‌های رونکرده‌ای در عرصه بازیگری دارد.
 
[تصویر:  97-08-25enew881.jpg]

محمدرضا گلزار ؛ آقای سوپراستار
تا سال‌ها از معدود بازیگران سینمای ایران بود که تماشاگر فرصت تماشایش را در هر فیلمی و با هر کیفیتی از دست نمی‌داد. به تعبیری گلزار تنها کسی بود که کاملا با معیارهای ستاره پولساز انطباق داشت. استعدادش در فیلم تلخ «بوتیک» (حمید نعمت‌الله) نمایان شد ولی او باز هم به بازی در فیلم‌های تجاری پرداخت و تا آستانه همکاری با مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، ابراهیم حاتمی‌کیا و بهرام بیضایی پیش رفت ولی به شکل عجیبی این اتفاق برایش رخ نداد.

دستمزد ۲۳میلیون تومانی برای« توفیق اجباری» در سال ۸۵ در زمان خود یک رکورد محسوب می‌شد و چند سال بعد برای بازی در «دموکراسی تو روز روشن» (علی عطشانی)، برای ۳روز فیلمبرداری ۹۰میلیون‌تومان دستمزد گرفت. همچنان که اولین بازیگر سینمای ایران بود که دستمزد ۲۰۰‌میلیونی گرفت.
 
[تصویر:  97-08-25enew882.jpg]

حامد بهداد؛فصل اعتراض
بعد از گرفتن نقش اول در فیلم جوانانه «آخر بازی» (همایون اسعدیان)، با حضور تاثیرگذارش در «بوتیک» (حمید نعمت‌الله) بازی‌‌ای انفجاری را به‌نمایش گذاشت و پس از آن در نقش‌های مکمل معمولا بیشتر از بازیگر اصلی دیده می‌شد. حامد بهداد به‌عنوان استعدادی ناب به سینما آمد و جنسی از عصیان و اعتراض را به نمایش گذاشت که برای تماشاگر جذاب بود.

با اینکه اغراق و تکرار خیلی زود از راه رسید ولی بهداد همچنان محبوب ماند و در اوایل دهه ۹۰، بهترین نقش‌ها برایش نوشته شدند و شاخص‌ترین کارگردان‌ها به همکاری با او علاقه نشان دادند. باوجود از راه رسیدن رقبایی تازه‌نفس چون نوید محمدزاده و امیر جدیدی، بهداد همچنان جایگاهش را حفظ کرده و دستمزدش در این سال‌ها بین ۴۰۰ تا ۴۵۰میلیون تومان در نوسان بوده و البته او برای بازی در نقش‌های دلخواهش در آثار کارگردانان شاخص، با رقم‌های کمتر هم جلوی دوربین می‌رود.
 
[تصویر:  97-08-25enew883.jpg]

نوید محمدزاده؛ عصیانگر نسل تازه
همه‌چیز از بهمن ۱۳۹۲ شروع شد؛ از اولین نمایش فیلم «عصبانی نیستم» (رضا درمیشیان) در سی و دومین جشنواره فیلم فجر. عصبانی نیستم سال‌ها در محاق ماند ولی محمدزاده از فیلمی به فیلمی دیگر رفت و با «لانتوری» (رضا درمیشیان)، «ابد و یک روز» (سعید روستایی) و «بدون تاریخ، بدون امضاء» (وحید جلیلوند) از فجر و خانه سینما و ونیز جایزه گرفت و در گیشه هم به توفیق رسید.

به‌این ترتیب بازیگری که سال‌ها در عرصه تئاتر درخشیده و دیده نشده بود، در کمتر از ۴‌سال در سینما به اوج شهرت رسید. حالا محمدزاده می‌تواند در تعیین سرنوشت اقتصادی فیلم‌ها نقش‌آفرین باشد و مثلا به فروش بالای فیلم سیاه و سفید و غیرمتعارفی چون «خفگی» (فریدون جیرانی) کمک کند؛ بازیگری که در اوج قرار دارد و دستمزدش هم حدود ۳۵۰میلیون تومان است.
 
[تصویر:  97-08-25enew884.jpg]

رضا عطاران؛ بمب گیشه
گران‌ترین بازیگر حال حاضر سینمای ایران در ۱۲سال ۳۰میلیون تماشاگر جذب سالن‌های سینما کرده است. در دهه ۹۰ هیچ نامی به اندازه رضا عطاران تضمین‌کننده گیشه نبوده است. عطاران در تلویزیون چهره شد و جنس متفاوتی از طنز را وارد سریال‌ها کرد. پس از اینکه در اواخر دهه ۸۰ با تلویزیون به مشکل خورد و سریال‌سازی را رها کرد با تمرکز بیشتر، به بازیگری در سینما پرداخت و با حضور دلنشین‌اش، هم در کمدی‌های تجاری بازی کرد و هم در فیلم‌های متفاوتی از کارگردان‌هایی چون عبدالرضا کاهانی. همه رکوردهای گیشه ۳سال اخیر را فیلم‌های عطاران شکسته‌اند.

۱۶میلیارد تومان برای «من سالوادور نیستم» (منوچهر هادی) در اکران ۹۵، ۲۱میلیارد تومان برای «نهنگ عنبر۲» (سامان مقدم) در اکران ۹۶ و حالا نزدیک به ۴۰میلیارد تومان برای «هزار پا» (ابوالحسن داودی) در اکران ۹۷. عطاران برای بازی در هزارپا ۳۰۰میلیون‌تومان دستمزد به‌همراه ۱۰درصد از مالکیت فیلم را دریافت کرد و ظاهرا در کمدی تازه‌اش سهمش از مالکیت فیلم بالاتر رفته.
 
[تصویر:  97-08-25enew885.jpg]

شهاب حسینی؛ بوی خوش موفقیت
چه کسی فکر می‌کرد بازیگر جوان سریال «پلیس جوان» (سیروس مقدم) روزگاری در ۲فیلم برنده اسکار بازی کند و از جشنواره کن جایزه بهترین بازیگر را ببرد؟ شهاب حسینی از فیلم «درباره الی» (اصغر فرهادی) به‌این سو رشدی را تجربه کرد که شاید با هیچ بازیگری در این سال‌ها قابل مقایسه نباشد.

۳ همکاری با اصغر فرهادی در درباره الی، «جدایی نادر از سیمین» و «فروشنده» دستاوردهای زیادی برای شهاب حسینی فراهم آورد. او از بهترین بازیگران یک‌دهه اخیر سینمای ایران است با کارنامه‌ای پرافتخار و محبوبیتی فراگیر.

البته هر فیلمی هم با بازی او به موفقیت در گیشه نمی‌رسد. همان‌طور که در زمان فروش چندمیلیاردی فروشنده فیلم «سایه‌های موازی» (اصغر نعیمی) با بازی حسینی تماشاگر پرتعدادی نیافت. اعتبار و محبوبیت او آن‌قدر هست که یکی از ۳بازیگر بسیار گران سینمای امروز ایران باشد و ظاهرا برای فیلم یک کارگردان فیلم اولی، ۶۰۰ میلیون تومان دستمزد گرفته است.
 
[تصویر:  97-08-25enew886.jpg]
 
برترین ها
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#8
2018/11/11، 07:30 AM
الوند: افرادی در سینما هستند که می خواهند جشنواره فیلم فجر را به انزوا بکشانند!
[تصویر:  97-08-25enew873.jpg]
سیروس الوند کارگردان سینما در آستانه برگزاری سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر گفت: تغییر مکرر مدیران سینمایی باعث افت جشنواره فیلم فجر می شود چرا که این رویداد نمی تواند بر اساس سیاست های ثابت حرکت کند و مرتباً با تغییرات در اجرا و محتوا روبرو می شود، این اتفاقی است که ما در هیچ کجای جهان شاهد آن نیستیم و باید برای این مسأله تدبیری جدی اندیشه شود.
 کارگردان فیلم سینمایی «دست های آلوده» در گفتگو با سینماپرس، افزود: اگر تاکنون جشنواره فیلم فجر در داخل و یا خارج از کشور نتوانسته جلب توجه کند به دلیل مشکلات سیاسی است نه مشکلات و معضلات فرهنگی؛ شرایط سیاسی ما به گونه ای است که برقراری ارتباط سینمای ما با سینمای بین الملل و بالعکس آن چندان ممکن نیست.ما حتی در مسائل دیپلماتیک شاهد آن هستیم که کشورهایی که با ما قراردادهایی داشته اند یا آن را کنسل کرده اند یا به تعویق انداخته اند و یا به طور کل ترسیده اند!

وی ادامه داد: اما با همه این ها بنده معتقدم برخی از سینماگران کشورمان طی سال های پس از پیروزی انقلاب تمامی تلاش خود را به کار گرفته اند تا سینمای ایران را در دنیا مطرح کنند؛ بنده شخصاً خاطرم هست که حدود ۲ تا ۳ دهه قبل سینماگران ما سهم جدی در جشنواره های معتبر دنیا داشتند و بسیاری از جشنواره ها تلاش می کردند تا حداقل یک فیلم از سینمای ایران را در جشنواره شان داشته باشند از سوی دیگر فیلمسازان خارجی هم مایل به حضور در سینمای ایران بودند اما در حال حاضر مدتی است که شرایط سیاسی باعث شده تا ما چندان شاهد این اتفاقات نباشیم و بنده معتقدم اگر بحران ها برطرف شود قطعاً سینمای ایران مجدداً مورد توجه قرار خواهد گرفت.

الوند خاطرنشان کرد: جشنواره فیلم فجر در حال حاضر با همه کاستی ها و کمبودهایی که دارد معتبرترین رویداد سینمایی کشور است؛ اما اتفاقات متعدد باعث شده تا این رویداد سینمایی دستخوش تغییرات جدی و اساسی قرار گیرد. پیش از این بنده اشاره ای کردم به تغییر سیستم مدیریتی در سینمای ایران، این اتفاقی است که باعث افت و نزول کیفی جشنواره فیلم فجر شده است.

کارگردان فیلم سینمایی «یک بار برای همیشه» در بخش دیگری از این گفتگو با بیان اینکه بسیاری افراد در سینمای ایران وجود داشته و دارند که می خواستند جشنواره فیلم فجر را به انزوا بکشانند و جشن خانه سینما را جشن اصلی سینمای ایران بکنند اما تیرشان به سنگ خورد یادآور شد: باندبازی و زدوبندهای گسترده در جشن خانه سینما باعث شده تا جشنواره فجر همچنان معتبرتر از سایر جشن و جشنواره ها باشد؛ من یادم می آید در یکی از دوره های برگزاری این جشن وضعیت به گونه ای بود که از یک صنف ۵ داور وجود داشت و از این ۵ داور ۴ نفرشان کاندیدای دریافت جایزه شده بودند! یعنی خودشان به خودشان جایزه می دادند. همین رفتارها باعث شد تا اهمیت جشن خانه سینما برای سینماگران کمرنگ شود و جشنواره فیلم فجر همچنان معتبرترین رویداد سینمایی کشور باشد.

این سینماگر مطرح کشور متذکر شد: جشنواره فیلم فجر فراز و نشیب های زیادی داشته و دوران های متفاوتی را از پشت سر گذرانده و خوشبختانه همچنان پابرجاست؛ حالا لازم است طی ۱۰ روز برگزاری این رویداد مهم سینمایی همه دغدغه مندان، سینه سوختگان و فعالان سینما به میدان بیایند و سعی داشته باشند تا جایگاه این جشنواره را مستحکم تر از گذشته کنند.

الوند تأکید کرد: این وظیفه همه منتقدان، رسانه ها و اهالی مطبوعات است که طی این ۱۰ روز با کارشناسی های دقیق از جشنواره و رصد موشکافانه فیلم ها وضعیت یک سال سینمای کشور را مشخص کنند؛ متأسفانه سینمای ما در حال حاضر بدل به مکانی صرفاً برای درآمد شده و توجه بسیاری از متولیان آن تنها به سمت و سوی گیشه است. این وظیفه کارشناسان و منتقدان سینما است که طی این ۱۰ روز این مسأله را به همه دست اندرکاران جشنواره و سینماگران گوشزد کنند که سینما تنها گیشه نیست و باید مسائل هنری هم در فیلم ها دخیل باشد تا ما همواره شاهد تولید و اکران فیلم هایی مانند «هزاپا» ها و «مارمولک» ها و «عقرب» ها!... نباشیم.

وی در پایان افزود: امیدوارم متولیان برگزاری جشنواره به این مسأله مهم توجه داشته باشند و از فیلم هایی که با معیارهای هنری ساخته شده اند حمایت کنند و در جشنواره تنها به فیلم های گیشه پسند توجه نداشته باشند.


فاطمه معتمد آریا تیپ ساز یا شخصیت ساز سینمای ایران؟
[تصویر:  97-08-25enew871.jpg]
 به گزارش عصر سینما،  درعرف بازیگری ما تیپ سازی و بازی در قالب تیپ های آشنا ،کار بی کلاس و بی اعتباری تلقی می شود که برای بازیگر افت دارد . معمولا به هر بازیگری گفته شود نقشی که بازی کرده به " تیپ " نزدیک است ، اخم هایش توی هم می رود و سر سختانه از نقش و بازی خودش رفع اتهام می کند که " نخیر ؛اصلا هم تیپ نیست ، خیلی هم شخصیت است !"بعضی از نوشته های سینمایی هم به این سو تفاهم دامن می زنند ودر نقد بازیگری ، تیپ سازی را مثل یک ویژگی منفی که سراپا عیب و ایراد است مطرح می کنند ؛انگار هر بازیگری که تیپ خاصی را بازی می کند چنان خطای بزرگی مرتکب شده که برای اثباتش به دلیل و سند هم نیازی نیست و همین که به سمت تیپ سازی رفته خود به خود از ارزش بازی اش کم می شود و نباید چندان جدی اش گرفت .

فاطمه معتمد آریا جز بازیگران برگزیده ای است که کسی نمی تواند کلاس بازی اش را زیر سوال ببرد یا از وجهه و اعتبارش به عنوان بازیگر درجه ی یک کم کند ، اما تعدادی از مشهورترین نقش هایی که بازی کرده متکی برتیپ های آشنایی بودند که از دهه ها پیش در حافظه ی نمایشی ملت ما ثبت شده اند ؛نمونه ی بارزش نقش برجسته ی کارنامه ی او در فیلم گیلانه (رخشان بنی اعتماد ) که کاملا متکی به تیپ زن شمالی روستایی زحمت کش کم سواد پر عاطفه است . نقش ننه گیلانه در فرم نهایی اش تیپ محسوب نمی شود ، حتی می توان گفت که یکی از با روح ترین و گرم ترین شخصیت های سینمای ایران در بیست سال گذشته است .

اما زیر بنای این شخصیت برپایه ی همان تیپ مشهور شکل گرفته و معتمد آریا با اتکا به شناختی که از از خصوصیات آن تیپ زن ها داشته ،خرده ریزهای دیگری را کنار هم چیده تا کم کم به شخصیت چند وجهی و ملموس ننه گیلانه شکل بدهد و آن را قوام بیاورد.

به نظر می رسد جایگاه معتمد آریا و اعتبارش در مقام بازیگر ، برای رد نظریه ی "تیپ سازی چیپ بازی است " به اندازه ی کافی قابل استناد باشد . از نحوه ی برخورد او با نقش ها می توان آموخت که بازیگر باید همه ی تیپ ها را بشناسد و بازی در قالب آنها را بلد باشد تا بتواند به شخصیت جان بدهد و نقش را روی پرده ی سینما زنده کند .

بازیگری که تیپ سازی را خوب بلد باشد ،این قابلیت را خواهد داشت که نقش های متفاوت و متنوعی را بازی کند ودر اجرای هیچ نقشی در نماند . و البته این گستردگی و تنوع نقش ها یکی از ویژگی های کارنامه ی بازیگرانی مثل معتمد آریاست .
 
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#9
2018/11/12، 07:02 AM
«قسم» به نیمه می رسد

[تصویر:  97-08-25enew922.jpg]
فیلمبرداری فیلم سینمایی «قسم» به کارگردانی محسن تنابنده هم اکنون در بسطام شاهرود در حال پیگیری است.
به گزارش بانی فیلم،  فیلمبرداری فیلم «قسم» جدیدترین ساخته سینمایی محسن تنابنده این روزها در شهر بسطام شاهرود در حال پیگیری است و تاکنون ۴۵ درصد از این پروژه مقابل دوربین رفته.

فیلمبرداری این فیلم از ۱۲ مهرماه در گرگان آغاز شد و پس از آن گروه برای ادامه تولید عازم بسطام شاهرود شدند. قرار است در روزهای پیش رو نیز سازندگان برای ادامه فیلمبرداری به شهر سمنان بروند.

گروه در نهایت برای سکانس فینال عازم تهران می شوند. فیلمبرداری سکانس پایانی در یک گاوداری انجام خواهد شد.

مهناز افشار، سعید آقاخانی، حسن پورشیرازی، حسین ملکی، مجتبی طباطبایی، گیتی معینی به همراه حدود ۴۰ بازیگر دیگر در «قسم» به ایفای نقش می پردازند. این فیلم یک بازیگر مرد سرشناس نیز خواهد داشت که بزودی انتخاب خواهد شد.

«قسم» یک درام اجتماعی است و فیلمنامه آن توسط محسن تنابنده به نگارش درآمده.

به احتمال فراوان اولین نمایش ساخته جدید تنابنده در جشنواره سی و هفتم فیلم فجر خواهد بود.

«قسم» دومین تجربه کارگردانی محسن تنابنده در سینما محسوب می شود. وی پیش از این فیلم سینمایی «گینس» را مقابل دوربین برده است.

جلیل شعبانی و الهام غفوری تهیه کنندگی «قسم» را به طور مشترک برعهده گرفته اند.

دیگر عوامل اصلی این پروژه عبارتند از: مدیر فیلمبرداری: تورج اصلانی، مشاور کارگردان: سیروس مقدم، مدیر صدابرداری: مهدی ابراهیم زاده، طراح لباس: فرحناز نادری، طراح صحنه: بابک پناهی، طراح گریم: عباس عباسی، مدیر تولید: حسن مصطفوی، دستیار یک کارگردان: مصطفی تنابنده، مدیر برنامه ریزی: رضا سخایی، منشی صحنه: آناهید روستا.
 

فیلم سینمایی «سدمعبر» به شبکه نمایش خانگی می‌آید
[تصویر:  97-08-12ba1813.jpg]
فیلم سینمایی «سدمعبر» به کارگردانی محسن قرایی و تهیه کنندگی بهمن کامیار از فردا ۲۱ آبان در شبکه نمایش خانگی عرضه می‌شود.
به گزارش مهر به نقل از مشاور رسانه‌ای پروژه، فیلم سینمایی «سدمعبر» به کارگردانی محسن قرایی و تهیه کنندگی بهمن کامیار از فردا دوشنبه ۲۱ آبان توسط شرکت تصویرگستر پاسارگاد در شبکه نمایش خانگی عرضه می شود.
 
در این فیلم حامد بهداد، باران کوثری، نادر فلاح، اکبر رحمتی، آوا شریفی، عرفان ناصری، مرتضی آقاحسینی، بهرام سروری نژاد، سجاد رحیمی، غلامعلی رضایی، فتح الله طاهری، مهدی میری، نگار عابدی، علیرضا کمالی، گیتی قاسمی، حسام محمودی و محسن کیایی به ایفای نقش پرداخته‌اند و  رونیکا نعمت الله بازیگر خردسال این فیلم است.
 
این فیلم داستان قاسم کارمند اداره سد معبر شهرداری را روایت می کند که برای تغییر وضعیتِ زندگیِ خود با نرگس همسرش اختلافِ نظر دارد و در این مسیر با چالش مواجه می شود.
 
اسامی کامل عوامل این فیلم سینمایی عبارتند از کارگردان: محسن قرایی، تهیه کننده: بهمن کامیار، نویسنده: سعید روستایی، مدیر تولید: سجاد رحیمی، مدیر فیلمبرداری: مرتضی هدایی، تدوین: سپیده عبدالوهاب، مدیر صدابرداری: سعید بجنوردی، صداگذاری: حسین ابوالصدق، طراح صحنه: حجت اشتری، طراح لباس: نگار نعمتی، طراح چهره پردازی: محمود دهقانی، مدیر تدارکات: محمد ابراهیمی، مدیر برنامه ریزی: امین قوامی، منشی صحنه: حمیرا نعمت الله، دستیار اول کارگردان: کریم امینی، مدیر تبلیغات: میثم میرزایی، تبلیغات مجازی: آریان امیرخان، سرمایه گذاران: بهمن کامیار، علی کرمانیان، سید محمد احمدی، دستیاران تهیه: علی کرمانیان، بابک گودرزی نژاد، مشاور امور سرمایه گذاری: بابک گودرزی نژاد و مشاور رسانه‌ای و روابط عمومی: میثم محمدی.
 


چهار نامزدی برای «مرز» در آکادمی فیلم اروپا
[تصویر:  97-08-25enew921.jpg]
علی عباسی با نامزدشدن در ۴ رشته برای فیلم «مرز» از کشور سوئد در جایگاه خوبی قرار گرفت.
امروز از سوی آکادمی فیلم اروپا که رییس آن ویم وندرس است و مقرش در برلین، فهرست کامل نامزدها در رشته های گوناگون اعلام شد. در این بین فیلم «مرز» که قبلا در جشنواره کن جایزه بزرگ نوعی نگاه را به دست آورده بود، و همچنین از سوی سوئد در رشته بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان به اکادمی اسکار پیشنهاد شده، در رشته های بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین سناریو و بهترین بازیگر زن از سوی آکادمی فیلم اروپا نامزد شد.

مرز (به سوئدی: Gräns) یک فیلم درام سوئدی به کارگردانی علی عباسی محصول سال ۲۰۱۸ است. فیلم بر مبنای داستان کوتاه «اجازه بده فرد درست وارد شود» نوشته جان اجوید لیندکوییست ساخته شده است.

قصه فیلم درباره یک محافظ مرز با بازی اوا ملاندر است که قادر  است با بو کشیدن حس افراد، قاچاقچیان را دستگیر کند.عباسی با همکاری ایزابلا اکلوف و جانآجوید لیندکوییست رمان نویس سوئدی این فیلمنامه را نوشته است.

عباسی دو سال پیش در جشنواره فیلم برلین با فیلم درام ترسناک «شِلی» حضور پیدا کرد و نظر منتقدان سینمایی را به خود جلب کرد.

آلیسا سیمون منتقد و رایتی پیش از این فیلم مرز را یک ترکیب هیجان انگیز و هوشمندانه از رمانس، فیلم نوآر اسکاندیناویایی، رآلیسم اجتماعی و فیلم ترسناک ماورایی خوانده بود.

استفن دالتون نیز در هالیوود ریپورتر درباره این فیلم نوشته بود: «این محصول سوئدی- دانمارکی مانند فیلم های خون آشامی کلاسیک نوجوانانه یونلیندکی است، داستان های فولکلور فراطبیعی را بارئالیسم مدرن ادغام کرده تا تمثیلی جهانی درباره قبیله گرایی، نژادپرستی و ترس از دیگری به وجود آورد.اگرچه برخی فرضیه های دراماتیک، ماده ژنتیکی یکسانی با تمثیل های غیرطبیعی سری فیلم های مردان ایکس دارد، اما ارایه ناتورالیستی آن، بیش تر با فضای افسرده فیلم های نوآر کشورهای نوردیک(شمال اروپا و شمال آتلانتیک) شباهت دارد».
 
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
omidrock آفلاین
مدیرکل
*******
ارسال‌ها: 5,948
موضوع‌ها: 2,686
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 16
محل زندگی: گرگان
جنسیت: مرد
Thanks: 4484
Given 217 thank(s) in 212 post(s)
#10
2018/11/14، 06:44 AM
جشنواره فیلم کوتاه به نقطه پایانی رسید/ برندگان معرفی شدند
[تصویر:  97-08-12ba1997.jpg]
آیین پایانی سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران برگزار شد.
به گزارش ایسنا، مراسم اختتامیه سی و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران شامگاه سه شنبه ۲۲ آبان‌ماه با حضور مسئولین و چهره‌هایی چون محمدمهدی حیدریان رئیس سازمان سینمایی، ابراهیم داروغه‌زاده،علیرضا رضاداد، محمد مهدی طباطبائی نژاد، حبیب ایل بیگی و هنرمندانی چون مهتاب کرامتی، لادن مستوفی و ... به دبیری سید صادق موسوی در مرکز همایش‌های برج‌میلاد برگزار شد.
 
در ابتدای برنامه سید صادق موسوی دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان اولین سخنران با حضور در جایگاه در سخنانی اظهار کرد: تصمیم گرفتم امشب هیچ گزارشی ندهم و عدد و رقم‌های کسالت آور را نگویم؛ زیرا برکت این روزها شما هنرمندان هستید.
 
او ادامه داد: در ابتدا به مهمانان خارجی که از اقصی نقاط دنیا به ایران آمدند خیر مقدم می‌گویم سپس از فیلمسازان جوانان که نام ایران را بلند آوازه کردند، تشکر کنم. از انجمن فیلم کوتاه ایسفا که در نقد و بررسی و معرفی اثار و همچنین در انتخاب بهترین فیلم از نگاه تماشاگران کمک کردند تشکر می‌کنم.
 
سید صادق موسوی اضافه کرد: جشنواره فیلم کوتاه تهران مهمترین جشنواره فیلم کوتاه خاورمیانه است. این ادعا قابل بررسی است. این جشنواره اعتبارش را به خاطر توانایی های هنری و فنی به دست آورده و سطح داوران اعتبار این جشنواره را افزوده است.
 
او همچنین گفت: به نظر می‌رسد این آخرین جشنواره‌ای است که مهندس حیدریان به عنوان رییس سازمان سینمایی حضور دارند برای همین میخواستم از او تشکر کنم. من پیش از حضور او به این سمت منصوب شده بودم و ایشان با توجه به اینکه شناختی از من نداشتند، به من اعتماد کردند و از ادامه کار با من انصراف ندادند و خوشحالم که این دو سال را با ایشان کار کردم.
 
محمد مهدی حیدریان رییس سازمان سینمایی به عنوان سخنران بعدی این مراسم در سخنانی خطاب به حاضران بیان کرد: من اولین کار کوتاهم را سال ۵۹ با یک فوتوکلیپ شروع کردم. با شماها نباید نگران حیات فرهنگی کشور بود. بدون شما و کسانی که بتوانند با زبان تصویر با دنیا حرف بزنند دیگر نگرانی وجود ندارد. با وجود شماها هیچ کس نمیتواند ایران را منزوی و نادیده بگیرد. دریافت دوهزار جایزه در سال باور کردنی نیست. شما باعث سرافرازی ایران بودید و خواهید بود.
 
در ادامه مراسم پس از اجرای موسیقی "ای ایران" محمد نوری توسط یک گروه کُر متشکل از افرادی در تمام سنین، از احمد الستی تجلیل شد.
 
در این قمست با حضور رئیس سازمان سینمایی، سید صادق موسوی و امیر شهاب رضویان با اهدای تندیسی به این استاد سینمای ایران از او تقدیر به عمل آمد.
 
محمد الستی در سخنان کوتاهی گفت: از لطف شما ممنونم و امیدوارم لایق این جایزه باشم.
 
سپس شهاب رضویان با اشاره به نزدیک شدن به روزهای پایانی ریاست محمدمهدی حیدریان، گفت: باید از کسی یاد کنیم که ۳۵ سال پیش بنیان های سینمای ایران بعد انقلاب را مستحکم کرد و زیرساختهای سینمای کوتاه اعم از خرید تجهیزات و انجمن سینمای جوان را پایه گذاری کرد و آن‌کسی نبود جز فخرالدین انوار.
 
سپس مراسم گرامیداشت اشکان اشکانی از مدیران فیلمبرداری جوان سینمای ایران با حضور تورج اصلانی، داریوش یاری، محمد مهدی حیدریان و سید صادق موسوی برگزار شد.
 
اشکان اشکانی در سخنانی بیان کرد: من همچنان کارم در فیلم کوتاه را ادامه می‌دهم و عاشقانه آن را دوست دارم. از این فرصت استفاده میکنم و از یک فیلمساز قدیمی که چند فیلم اولش را با او کار کردم یاد می‌کنم که تمام عمرش را صرف کمک به بچه‌های فیلم کوتاه کرد. آرش رصافی از تو ممنونم که در این سالها فیلم نساختی اما مراقب ما بودی و از این بابت به تو احترام می‌گذارم.
 
برگزیدگان جشنواره فیلم کوتاه
 
بهترین کتاب و سینما
دیپلم افتخار و ۷۰‌ میلیون تومان جایزه نقدی در بخش کتاب به فیلم "موج کوتاه" به کارگردانی محمد اسماعیلی اهدا شد.
 
هنر و تجربه
تندیس بخش "هنر و تجربه" به فیلم "روباه" به کارگردانی صادق جوادی تقدیم شد.
 
هوشنگ گلمکانی منتقد سینما که برای اهدای این جایزه روی صحنه آمده بود، گفت: گروه هنر و تجربه فقط یک درصد از سینماهای کشور را در اختیار دارد و گاهی متوجه نمی‌شویم این همه مخالفت با این سهم یک درصدی برای چیست.
 
او ادامه داد: سینمای ایران با وجود همه انتقادهایی که به آن می‌شود، از نظر امکانات فنی و نیروی فکری و انسانی در اوج خود قرار دارد اما آنچه که ظاهر می‌شود، تمام توانایی‌ آن نیست. جوان‌های نیروهای ما هستند که در قالب گروه هنروتجربه برای اولین بار امیدی برای عرضه آثار خود پیدا کرده‌اند و خواهش میکنم بگذارید این موضوع باقی بماند و ادامه پیدا کند و امیدی باشد برای عرضه آثارشان.
 
فیلم برتر از نگاه انجمن فیلم کوتاه
در ادامه مراسم انجمن فیلم کوتاه ایران دیپلم افتخار بهترین فیلم داستانی را به فیلم "تشریح" سیاوش شهابی اهدا کرد و سپس ارکستر مجلسی ایران با رهبری منوچهر صهبایی قطعاتی را اجرا کردند.
 
در ادامه مراسم هیئت داوران از دو فیلم «دیده بان» و «بانو» به پاس ارزشهای ملی و آرمانهای دفاع مقدس تقدیر کردند. در این بخش جانباز، علی اکبر مسکوچی توسط دبیر جشنواره مورد نقدیر قرار گرفت.
 
بخش بین الملل
سپس با حضور هیئت داروان بخش بین‌الملل جشنواره فیلم کوتاه جایزه بهترین فیلم مستند به فیلم "و تابستان چه می‌گوید" از هند اهدا شد.
 
در بخش پویانمایی تندیس جشنواره به فیلم «آگورو» از پرتغال و فرانسه رسید و لوح تقدیر هم به فیلم «آخر هفته» از کشور آمریکا اهدا شد.
 
در بخش تجربی «نهایت کیمیا» از کشور آمریکا برنده جایزه و لوح نقدیر شد و در ادامه فیلم «وحشی» از کشور کانادا جایزه بهترین فیلم داستانی بخش بین الملل را از آن خود کرد و لوح تقدیر بهترین فیلم داستانی هم به «سوسک در انتهای خیابان» از کشور اسپانیا رسید.
 
در ادامه محمد فهیمی درباره بخش پیچینگ این جشنواره که در ایام برگزاری این رویداد انجام شد، گفت: به همت انجمن سینمای جوانان ایران و جشنواره سی و پنجم و همچنین افرادی چون مجید برزگر، مسعود امینی تیرانی، آرش رصافی  یک دوره پیچینگ برگزار شد و 37 طرح برای داوران ارسال شد که از این میان 10 طرح برگزیده شدند.همچنین در این بخش سینمای جوانان ایران 10 طرح انتخاب و از این میان آنها 4 طرح مورد توجه واقع شدند.
 
در این بخش جایزه اول به ارزش 1300 دلار به طرح «رویای زرد خالدار» اثر باران سرمد تعلق گرفت. 
 
جایزه دوم نیز به ارزش 1200 دلار به طرح «جنا کات» اثر عطا مجابی تعلق گرفت.
 
جایزه سوم نیز به ارزش 1100 دلار به طرح راه پله  یا پله کان اثر محسن باقری دستجردی اهداء شد.
 
جایزه چهارم به ارزش 1000 دلار به طرح  «آینه» اثر آمین صحرایی تعلق گرفت.
 
در ادامه برنامه از طرف تلویزیون فنلاند پروژه «پسری که ناپدید شد» اثر آیدا علی مددی  و «دستان چوبی» اثر مریم محمدی و غزاله گرک براقی پیش خرید شد.
 
جایزه بزرگ این بخش نیز به «تشریح» اثر سیاوش شهابی از ایران اهدا شد.
 
در بخش بعدی جایزه یونیسف که با حضور اعضای این نهاد اهدا شد لوح تقدیر ویژه را به فیلم "همشهری جنگ" ساخته احمد زائری اهدا کردند و جایزه اصلی یونیسف نیز به فیلم "عروسک" ساخته علی دلکاری تقدیم شد.
 
بخش مسابقه ملی سینمای ایران
 
بهترین صداگذاری
نامزدها:
ارش قاسمی برای فیلم بچه‌خور
فرشاد پاسدار برای فیلم ثبوت
محمد مهدی جواهری زاده برای فیلم سرسام
حسین قورچیان برای فیلم موج کوتاه
حسین قورچیان برای فیلم گرگم و گله میبرم
 
جایزه: تندیس و ۶۰ میلیون ریال جایزه نقدی به حسین قورچیان برای فیلم «گرگم‌و گله میبرم» اهدا شد.
 
بهترین تدوین
نامزدها:
پویان شعله ور برای فیلم مثل بچه ادم
محمد نجاریان برای فیلم در بین
اسماعیل علیزاده برای فیلم بچه خور
کتیون پرمر و محمد نوربخش برای فیلم تو هنوز اینجایی
عماد خدابخش برای فیلم تشریح
 
جایزه: تندیس و جایزه نقدی به کتایون پرمر و محمد نوربخش برای فیلم «تو هنوز اینجایی» اهدا شد.
 
بهترین فیلمبرداری
نامزدها:
سینا کرمانی زاده رورانس
داوود ملک حسینی برای فیلم در بین
هادی بهروز برای فیلم بچه‌خور
فرشاد محمدی برای فیلم تو هنوز اینجایی
حامد حسینی سنگری برای فیلم جشن
محمد رسولی برای فیلم بدل
 
جایزه: تندیس و جایزه نقدی ۶۰‌میلیون ریالی به سینا کرمانی‌زاده برای فیلم «رورانس» اهدا شد.
 
بهترین فیلم‌نامه
نامزدها:
سوگل رضوانی برای فیلم رورانس
علی یار راستی برای فیلم در بین
امید شمس برای فیلم قرار
سیاوش شهابی برای فیلم تشریح
آبان عسگری و محمد کارت برای فیلم ‌بچه خور
امین چادگانی برای فیلم برف تابستان
 
جایزه: تندیس و مبلغ ۷۰ میلیون ریال به امید شمس برای فیلم «قرار» اهدا شد.
 
دیپلم‌افتخار و مبلغ ۵۰‌میلیون ریال به فیلم «چشم انداز خالی» ساخته علی زارع قنات اهدا شد.
 
بهترین کارگردانی پویانمایی
نامزدها:
صادق جوادی برای فیلم روباه
محبوبه کلایی برای فیلم سینک
جواد مطوری برای فیلم قطار
امیرهوشنگ معین برای فیلم گرگم ک گله میبرم
 
لوح تقدیر و مبلغ ۳۰‌میلیون ریال به محبوبه کلایی برای فیلم «سینک» اهدا شد.
 
تندیس جشنواره و ۸۰ میلیون ریال هم به صادق جوادی برای فیلم «روباه» تقدیم شد.
 
دیپلم افتخار و جایزه نقدی در بخش مستند به "اهل آب" ساخته آزاده بیزارگیتی برای بهترین فیلم با موضوع فرهنگ بومی و همچنین دیپلم دیگر به «برج رادکان» ساخته حجت حیدری و احسان ملازاده با موضوع هویت ملی اهدا شد.
 
بهترین کارگردانی فیلم مستند
نامزدها:
سید مصطفی فخاری نیری برای فیلم داستان عرکسکهای
دلاور دوستانیان فیکا و فیدان
سجاد ایمانی برای فیلم جوکر
حجت حیدری و احسان ملازاده برای فیلم برج رادکان
الهام اقا لری برای فیلم شهر زیبای من
 
تندیس و جایزه نقدی 80 میلیون ریالی مشترکا به سجاد ایمانی برای فیلم «جوکر» و مصطفی فخاری نیری برای فیلم داستان «عروسکها» اهدا شد.
 
فیلم تجربی
نامزدها:
عطا مجابی برای فیلم سینساید
محمد مهدی رسولی برای فیلم کپسول
پویا رضی برای فیلم نبودن
علی همراز برای فیلم لاوراتوآر
 
تندیس و مبلغ 100میلیون ریال به پویا رضی برای فیلم «نبودن» تعلق گرفت.
 
جایزه بهترین بازیگر بدون اعلام نامزد اهدا شد:
دیپلم‌ افتخار بهترین بازیگر مرد به سهیل قنادان برای بازی در فیلم «برادر» اهدا شد.
 
دیپلم‌افتخار دیگر به علیرضا ثانی‌فر برای فیلم «تشریح» اهدا شد.
 
جایزه بهترین بازیگر زن به ندا جبرائیلی برای بازی در فیلم «در بین» اهدا شد.
 
بهترین کارگردانی در بخش فیلم داستانی
نامزدها:
سوگل رضوانی برای فیلم رورانس
محمد کارت برای فیلم بچه خور
علی یار راستی برای فیلم در بین
کتایون پرمر و محمد نوربخش برای فیلم تو هنوز اینجایی
سیاوش شهایی برای فیلم تشریح
حامد اصلانی برای فیلم اس
آرین وزیر دفتری برای فیلم مثل بچه آدم
 
لوح تقدیر به محمد کارت برای فیلم «بچه خور» تعلق گرفت و تندیس جشنواره به سوگل رضوانی برای فیلم‌ «رورانس» اهدا شد.
 
جایزه ویژه هیئت داوران در بخش فیلم‌های داستانی به سیاوش شهابی برای فیلم‌ «تشریح» تعلق گرفت.
 
تندیس بهترین فیلم از نگاه تماشاگران هم به محمد کارت برای فیلم «بچه‌خور» اهدا شد.
 
جایزه بزرگ این جشنواره هم با حضور محمدمهدی حیدریان، مجید برزگر، سید صادق موسوی و محمد آفریده به علی‌یار راستی برای فیلم داستانی «در بین» اهدا شد.
 
نامزدهای این بخش از این قرار بودند: «رورانس» به تهیه‌کنندگی سوگل رضوانی، «مثل بچه آدم» به تهیه‌کنندگی مجید برزگر و انجمن سینمای جوانان ایران، «دربین» به تهیه‌کنندگی علی یار راستی،«بچه خور» به تهیه‌کنندگی سید مازیار هاشمی، «تشریح» به تهیه‌کنندگی مریم کوهکن، سوگل شهابی و انجمن سینمای جوانان ایران،«S» ساخته به تهیه‌کنندگی بهنام سنایی و انجمن سینمای جوانان ایران
 
موسوی در بخش پایانی مراسم گفت: سه جشنواره معتبر فیلم کوتاه تامپره در فنلاند، اورهازن در آلمان و کلرمون فران در  فرانسه وجود دارد و ما تصمیم گرفتیم با قرعه کشی یک نفر را راهی این جشنواره کنیم. ۱۷۲ فیلمساز ایرانی در جشنواره حضور یافتند که برای اعزام یک نفر از این بین به دلیل اینکه برخی از دوستان در تهران حضور ندارند، طی فرایندی در انجمن سینمای جوانان ایران این قرعه کشی انجام می‌شود. از یونیسف تشکر می‌کنم که جایزه این بخش را که حدود ۵ هزار دلار ارزش مادی دارد، تقبل کرد.
 
این آیین اختتامیه با اجرای مجدد ارکستر مجلسی ایران به‌رهبری «منوچهر صهبایی» به پایان رسید.
 
در حاشیه این مراسم در زمان اعلام برگزیدگان بخشهای ابتدایی این جشنواره یکی از میهمانان حاضر در سالن انتقاد کرد که چرا نامزدی برای دریافت جوایز اعلام‌ نمی‌شود این در حالی است که این جشنواره پیش از اختتامیه لیستی از نامردهای هیچ یک از بخش های مختلف اعلام نکرده بود.
 
از دیگر نکات این جشنواره حضور گروه کر و رهبر این گروه بود که درابتدای این مراسم که اجرای آن را محمد سلوکی برعهده داشت، بعد از قرائت قرآن، سرود جمهوری اسلامی ایران را با همراهی میهمانان حاضر در سالن به اجرا درآورد.


زمان برگزاری حراج موزه دورهمی تغییر کرد
[تصویر:  97-08-12ba1958.jpg]
زمان برگزاری حراج موزه دورهمی که قرار بود اواخر آبان ماه برگزار شود تغییر کرد و این برنامه به زمان دیگری موکول شد.
به گزارش خبرآنلاین، حراج موزه «دورهمی» که قرار بود ۲۵ آبان برگزار شود، بنا به درخواست برخی مهمانان برای ارسال هدایای خود و به منظور برپایی هرچه باشکوه‌تر آن به زمان دیگری موکول شد.
 
تاریخ جدید این مراسم به‌زودی اعلام می‌شود.
 
برنامه تلویزیونی «دورهمی» که با اجرا و کارگردانی مهران مدیری و به تهیه‌کنندگی سیدمصطفی احمدی در سه فصل مختلف روی آنتن شبکه نسیم رفت، طبق وعده داده شده قرار بود مراسم حراجی را با هدایایی که مهمانان برنامه اهدا کرده بودند، برگزار کند که این برنامه فعلا به تعویق افتاده است.
 
سایت گیمنت سورنا 
آیدی کانال تلگرام @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
فروشگاه گیمنت سورنا در ایسام

پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
« قدیمی‌تر | جدیدتر »
صفحه‌ها (4): 1 2 3 4 بعدی »


  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ
پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
ما را دنبال کنید:
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه شده توسط ParsanIT.ir

برو بالا