• ورود
  • ثبت‌نام
ورود
نام کاربری:
گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
 
تالار گفتمان سورنا
  • خانه
  • جستجو
  • لیست اعضا
  • راهنما
    • ورود
    • ثبت‌نام
    ورود
    نام کاربری:
    گذرواژه‌: گذرواژه‌تان را فراموش کرده‌اید؟
     
تالار گفتمان سورنا › انجمن بازی های رایانه ای › بازی های کامپیوتری › بحث و گفتگو درباره بازی های کامپیوتر v
« قبلی 1 2 3 بعدی »
› مقالات کوتاه بازی های کامپیوتری

امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حالت موضوعی
مقالات کوتاه بازی های کامپیوتری
gnsorena آفلاین
مدیر ارشد
******
ارسال‌ها: 1,368
موضوع‌ها: 525
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 2
محل زندگی: gorgan
جنسیت: مرد
Thanks: 316
Given 98 thank(s) in 84 post(s)
#1
2020/11/13، 07:47 AM
۷ لحظه ترسناک بازی‌ها که دیدنشان جرات می‌خواهد

در بازی‌های ترسناک برخی اوقات چیز‌هایی را می‌بینیم که واقعا تحمل کردنشان سخت است. برخی از بازی‌سازان آنچنان در ایجاد رعب و وحشت زیاده‌روی می‌کنند که خیلی‌ها ترجیح می‌دهند بیخیال ادامه دادن بازی آن‌ها شوند و کنسول را خاموش کنند.

[تصویر:  2477831_150.jpg]
در این مقاله در مورد همین موضوع صحبت کردیم و از ۷ لحظه بازی‌های ترسناک برایتان گفتیم که خیلی‌ها قادر به تحملشان نبودند. با ما همراه باشید.
۷) حبس کردن نفس – Detention
[تصویر:  2477824_991.jpg]
Detention از آن دسته بازی‌های ترسناکی است که جنس ترس خاصی دارد. در نگاه اول شاید دنیای این بازی ادونچر دو و نیم بعدی آنقدر ترسناک و رعب‌آور به نظر نرسد. اما وقتی همان اول کار می‌بینید که یکی از دو شخصیت قابل بازی‌تان جلوی چشمتان سلاخی می‌شود، می‌فهمید که اشباح خطرناک بازی اصلا با شما شوخی ندارند. آن وقت است که ترس و دلهره کل وجودتان را فرا می‌گیرد و نمی‌توانید صدا‌های دردناکی که از حنجره ارواح بازی بیرون می‌آید را جدی نگیرید. جالب‌تر اینکه مرز همین ترس و دلهره موقع رویارویی با اولین لنترن اسپکتر باز هم جا به جا می‌شود و به حدی می‌رسد که شاید واقعا کنسول را خاموش کنید و بیخیال تجربه Detention شوید.
لنترن اسپکتر‌ها ارواح بلند قامتی هستند که یک فانوس نورانی در دست دارند. اگر بخواهید از آن‌ها فرار کنید، یک دفعه به عقب تله‌پورت می‌شوید و با ترس واقعی رو به رو خواهید شد. این موجودات از روی صدای نفس کشیدنتان شما را پیدا می‌کنند و تنها راه برای مقابله‌شان هم این است که فقط نفس‌تان را حبس کنید. کاری که انجام دادنش جلوی چنین موجود وحشتناکی واقعا سخت است کاری می‌کند که خود شما هم همزمان با کاراکتر تحت کنترلتان چند ثانیه‌ای نفس‌تان را واقعا حبس کنید.

۶) پایین رفتن از نردبان – F.E.A.R
[تصویر:  2477826_785.jpg]
نسخه اول از مجموعه F.E.A.R، واقعا اثری ترسناک و استرس‌زا بود. شخصیت آلما به قدری خوب پرداخت شده بود که گیمر حضورش را همیشه در یک قدمی‌اش حس می‌کرد. در طول بازی هر لحظه منتظر بودیم که سر و کله این دختر بچه شیطانی از دل تاریکی پیدا شود و کاری کند که برای بار صدم چند متری از سر جایمان به هوا بپریم. بشخصه خودم هیچوقت آن جامپ اسکیر لعنتی که در نزدیکی یکی از نردبان‌های بازی رخ می‌داد را فراموش نمی‌کنم. همین که می‌رفتید تا از نردبان پایین بروید، یک دفعه آلما جلوی صورتتان ظاهر می‌شد و ناخواسته از ترس شروع می‌کردید به فریاد زدن. جالب اینکه آلما با پایین آمدن از نردبان هم باز سورپرایزتان می‌کرد و با قرار دادن یک موجود خیالی چنان ترسی به جانتان می‌انداخت که تا چند وقت حالتان از آن بد بود. بله، بازی دو جامپ اسکیر پشت سر هم داشت که عملا نترسیدن از آن‌ها واقعا کار مشکلی بود.

۵) نگاه کردن به پشت سر – P.T
[تصویر:  2477825_207.jpg]
بدون شک P.T یکی از اتمسفریک‌ترین بازی‌های ترسناکی است که تا حالا ساخته شده. ترس بازی فقط در مورد یک هیولای ترسناک یا یک شبح قاتل نبود. نه P.T با فضای آن راهرو‌های باریکش چنان حس ناامنیِ وحشتناکی به جان مخاطب می‌انداخت که نمونه‌اش وجود نداشت. این حس ناامنی زمانی که یک دفعه رادیوی انتهای راهرو شروع می‌کرد به گفتن «پشت سرت را نگاه کن» بیشتر هم می‌شد و وقتی که واقعا برمی‌گشتید، یک دفعه چهره لیسا را می‌دیدید که فقط چند سانتی‌متر با چشم‌های شما فاصله داشت و از ترس شروع می‌کردید به جیغ کشیدن. این جامپ اسکیر P.T واقعا به جا و غیرقابل پیشبینی بود و عملا هیچکس نمی‌توانست برای آن آماده باشد.

۴) چشم دوختن به آب – Amnesia: The Dark Descent
[تصویر:  2477828_908.jpg]
Amnesia: The Dark Descent به نظر من ترسناک‌ترین بازی ده سال اخیر است و چندین و چند بار در مطالب مختلف به این اشاره کردم. Amnesia: The Dark Descent با تعلیق کاری می‌کرد که تن‌تان از شدت ترس یخ کند و نتوانید برای چند ساعت متوالی پای بازی بنشینید. بدترین لحظه بازی هم با اختلاف مربوط به رویارویی با کائرنک می‌شود. هیولایی نامرئی که در تونل‌های پر از آب عمارت وحشتناک بازی جا خوش کرده بود و هر کسی که پایش را در آب فرو می‌برد تکه تکه می‌کرد. تنها راه برای مقابله با کائرنک این بود که روی جعبه‌های پخش و پلا شده در محیط می‌پریدید و مسیرتان را پیدا می‌کردید. با این حال، قدم‌های کائرنک در آب باعث می‌شد که امیدمان هر لحظه برای فرار از این منطقه کم‌تر و کم‌تر شود و در آخر از شدت ترس جرات نکنید یک پرش دیگر روی جعبه‌ها انجام دهید.

۳) اولین رویارویی – Alien Isolation
[تصویر:  2477827_352.jpg]
به نظرم تنها بازی ترسناکی که می‌تواند جایگزین خوبی برای امنیژا باشد، Alien Isolation است. بازی از همان لحظه شروع با مجبور کردن مخاطب به گشت و گذار در ایستگاه فضایی سوستاپول، معنی ترس را خوب به مخاطبش می‌چشاند. ما در سفینه خالی رو به رو بودیم که نشانه‌هایی از کشته شدن تک تک خدمه‌اش توسط موجودی بی‌رحم وجود داشت. همین موضوع حس ناامنی در جهان Alien Isolation را بیش از پیش تقویب می‌کرد و وقتی که بازی دیگر مطمئن می‌شد که این حس به بالاترین سطح خودش رسیده، آن وقت تازه زینومورف را به ما نشان می‌داد تا از شدت وحشت برای چند ثانیه‌ای خشکمان بزند. زینومورف جلوی چشممان یکی از آخرین دانشمندان زنده سفینه را تکه و پاره می‌کرد و با زبان بی‌زبانی به ما می‌گفت که نفر بعدی تو هستی.

۲) مانکن‌های زنده – Condemned: Criminal Origins
[تصویر:  2477829_876.jpg]
Condemned: Criminal Origins از آن دست الماس‌های ناب دنیای بازی‌های ترسناک است که متاسفانه خیلی‌ها تجربه‌اش نکرده‌اند. Condemned: Criminal Origins با ترکیب المان‌های وحشت فیلم‌های اسلشر آمریکایی با ترس روانشناختی، کاری می‌کرد که عملا هر کسی نتواند پای تجربه بازی دوام بیاورد و آن را تمام کند. بدترین لحظه بازی هم موقعی رقم می‌خورد که پا به فروشگاه شرکت بارت می‌گذاشتید. فضای این فروشگاه ابتدا مثل مابقی لوکیشن‌های بازی، تاریک و پر از موجودات ترسناک بود.
اما وقتی به جایی می‌رسدید که مانکن‌ها در آن انبار شده بودند، همه چیز یک دفعه تغییر می‌کرد. بله، یک جای کار این مانکن‌های عجیب و غریب مشکل داشت. مانکن‌های بازی وقتی که حواستان به آن‌ها نبود، آزادانه برای خود در محیط فروشگاه حرکت می‌کردند. اوایل این موضوع خیلی زیرپوستی انجام می‌شد، اما از یک جایی به بعد به محض اینکه سرتان را برمی‌گرداندید، می‌دیدید که ده‌ها مانکن پشتتان صف آرایی کردند. این اتفاق یکی از ترسناک‌ترین لحظاتی بود که هر کسی می‌توانست در جریان مراحل یک بازی تجربه کند و به قدری استرس به جان آدم می‌انداخت که طاقت ادامه دادن را از خیلی‌ها می‌گرفت.

۱) کشتار ادی گلوسکن – Outlast: Whistleblower
[تصویر:  2477830_332.jpg]
قسمت اول Outlast یک بسته‌الحاقی داستان محور داشت به اسم Whistleblower که به نظر من تجربه‌اش از خود بازی اصلی دردناک‌تر و ترسناک‌تر بود. باور نمی‌کنید؟ پس حتما این چند خط بعدی را با دقت بخوانید. در نقطه‌ای از بازی توسط فردی به نام ادی گلوسکن دستگیر می‌شدیم. ادی ما را در یک کمد زندانی و مجبورمان می‌کرد که شاهد یکی از دردناک‌ترین لحظات تاریخ بازی‌های ویدیویی باشیم.
در این لحظه ادی را می‌دیدیم که یک مرد کاملا هوشیار را تکه و پاره می‌کرد و می‌خواست با تغییر جنسیت او، همسر بی‌نقص خودش را خلق کند. بله، اوضاع به همین اندازه وخیم بود. تازه بدی ماجرا این بود که در آخر ادی باز هم از نتیجه کارش راضی نمی‌شد و با فشار دادن سر آن مرد بخت برگشته در وسط یک اره برقی، به زندگی فلاکت بار او خاتمه می‌داد. واقعا نگاه کردن این لحظات دردناک و حال به هم زن بود و بسیاری از ما توانایی تا آخر دیدنش را نداشتیم.
سایت سورنا 
ما را درشبکه ها اجتماعی دنبایل کنید 
آیدی کانال سورنا @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
آیدی اینستاگرام @gnsorena
پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
gnsorena آفلاین
مدیر ارشد
******
ارسال‌ها: 1,368
موضوع‌ها: 525
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 2
محل زندگی: gorgan
جنسیت: مرد
Thanks: 316
Given 98 thank(s) in 84 post(s)
#2
2020/11/14، 10:01 AM
آزمایش‌های مرگبار: شرورانه‌ترین آزمایش‌هایی که در رزیدنت ایول دیدیم


[تصویر:  6_dante61re_.jpg]
(به قلم دکتر بهزاد کریمی)

جهان رزیدنت اویل (در اصل رزیدنت ایول) پر از شخصیت‌های جالب و تاریخچه ای غنی و البته هیولاهایی عجیب و غریب است. اما در لایه‌های زیرین این دنیا، توطئه‌هایی شیطانی و شرورانه همیشه در جریان هستند. رزیدنت اویل دنیایی غنی دارد. از شخصیت‌های شرور و تاریخ کهنش گرفته تا داستانی بسیار درگیرکننده و جذاب. درمیان این همه قصه‌گویی و هرج و مرج، بعضی اهداف شیطانی کاراکترهای منفی از همه بیشتر به چشم می‌خورد و تاریک بودن اتمسفر بازی را به رخ می‌کشد. شاید کسانی که زیاد به داستان بازی اهمیت نمی‌دهند با این دسته از موارد نیز آشنایی نداشته باشند، اما اگر داستان بازی را دوست داشته باشید و برای دنبال کردن ادامه‌ی بازی آرام و قرار نداشته باشید مطمئناً شاهد اعمال شرورانه و آزمایش‌های شیطانی زیادی در کل فرنچایز بوده‌اید.
 
[تصویر:  1_dante61re_.jpg]
شکارچی - موجودی که برای نابودی انسان ساخته شد

آمبرلا در سال 1980 شکارچی را آفرید تا سلاحی باشد برای نابود کردن نسل بشر از روی زمین. سلاحی بیولوژیکی که می‌توانست بازماندگان و کسانی که از تی-ویروس جان سالم به در برده بودند را در یک آن قلع و قمع کند. در واقع شکارچی‌ها انواع مختلفی داشتند.
همه در یک اصل با یکدیگر در اشتراک بودند و آن نیز این بود که همگی بازیچه‌ی دست آمبرلا بودند تا بتواند با استفاده از خوی وحشی‌گری آنان به سلاح بیولوژیکی خود دست پیدا کند. پس از شیوع تی-ویروس، آمبرلا فهمید که حدود ده درصد از مردم زمین به این ویروس ایمن هستند و نمی‌توان آن‌ها را با ویروس نابود کرد. پس کمپانی تصمیم گرفت شکارچی ها را وارد میدان کند تا همان ده درصد باقی مانده را نیز قتل عام کند. پروژه‌ی ساخت شکارچی با همین هدف بود، هدف نابود کردن بازماندگان نسل بشر.
 
[تصویر:  2_dante61re_.jpg]
اوروبوروس

آزول اسپنسر که از موسسان کمپانی آمبرلا بود، با نظریات نژادپرستانه‌ی خود می‌خواست انسان را به سعادت او راهنمایی کند. اما آلبرت وسکر پا را از این نیز فراتر گذاشت. هدف وسکر از ایجاد اوروبوروس در دو چیز خلاصه می‌شد، او می‌خواست با ساخت این ویروس تمام انسان‌های ضعیف و سست را از روی زمین پاک کند. همین کار باعث می‌شد تنها کسانی که به اندازه‌ی کافی قوی هستند زنده بمانند و بدین گونه آرمان‌های وسکر به سرانجام می رسید. او می‌خواست با اوروبوروس، ژن برتر را حاکم زمین کند و با قدرت فیزیکی و روانی زیادی که این موجودات برتر داشتند بر زمین حکمرانی کند. در اصل وسکر به دنبال این بود که با نابود کردن جمع کثیری از انسان‌های روی زمین ابرانسان را روی کار بنشاند تا بتوانند با همدیگر به ادامه ی فعالیت های انسان ضعیف بپردازند و در فضایی ایده‌آل زندگی کنند.

[تصویر:  3_dante61re_.jpg]
لاس پلاگاس - معجونی که هیولاها را هیولاتر کرد

هواداران رزیدنت اویل باید انگل لاس پلاگاس را به یاد داشته باشند. انگلی که هم در رزیدنت اویل 5 و هم در رزیدنت اویل 4 به آلوده کردن انسان‌ها مشغول بود. اما شاید ندانید که انگل اصلی لاس پلاگاس که در رزیدنت اویل 4 شاهد آن بودیم، با نسخه‌ی بعدی آن که در رزیدنت اویل 5 پیشرفته‌تر از قبل شده بود، تفاوت‌هایی دارد. در وهله‌ی اول باید دانست که لاس پلاگاس باعث می‌شد افراد عادی که آلوده می‌شدند مطیع یک رهبر یا حاکم باشند و از دستورات او پیروی کنند.

Tricell در RE5 نوع پیشرفته‌تری از Las Plagas خلق کرده بود که بدن میزبانی که بهش مبتلا شده را بر خلاف خواسته‌ی میزبان، تحت کنترل می‌گرفته است، اما در RE4 نسخه‌ی اصلی این انگل‌ها کاری می‌کردند که میزبان با خواسته‌ی خودش مطیع بشود و تحت کنترل قرار بگیرد.

یکی از راه‌هایی که آزموند سدلر و رامون سالازار توانستند مردم روستای خود را متقاعد به قبول لاس پلاگاس و کنار آمدن با آن بکنند، استفاده‌ی‌ ابزاری از دین بود. آنها توانستند از طریق کشیش روستا، بیتورس مندز به مردم القا بکنند که باید در روز خاصی پس از مراسم به کلیسا بروند تا غسل تعمید شده و از شر و هر آنچه گزنده بود نجات پیدا کنند. بدین ترتیب مندز و مافوقانش توانستند مردم را در لاس پلاگاس غسل دهند و آنان را به یوغ اسارت خود درآورند.

[تصویر:  4_dante61re_.jpg]
پروژه‌ی تی-فوبوس

الکس وسکر نیز همانند آلبرت وسکر تحت تاثیر عقاید آزول اسپنسر که نژاد برتر را می ستود قرار گرفت و سعی بر پاک‌سازی افراد ضعیف از روی زمین داشت. او اما از ساخته‌ی دست خودش استفاده کرد: تی-فوبوس.

نام این پروژه با هدفی که داشت یکسان بود، فوبوس نام خدای ترس و وحشت در یونان باستان است، و ویروس نیز می‌توانست مردم را به موجوداتی وحشتناک تبدیل کند. اما الکس به این مقدار راضی نبود. او می‌خواست فعالیت خود را در ابعادی گسترده تر ادامه دهد. بدین جهت او عازم جزیره‌ای به نام سوشستووانیک شد و در رزیدنت اویل:رولیشن 2 شاهد آزمایش‌های وسکر بودیم که می‌خواست نژاد برتر و ابرانسان را بسازد تا به هدف شوم خود و پیشینیانش برسد.

انسان‌هایی که قرار بود مورد آزمایش قرار بگیرند به جزیره آورده شدند و وسکر نمونه‌های فوبوس را که چیزی شبیه به تی-ویروس بود به بدن نمونه‌های آزمایشی تزریق کرد. این ویروس رابطه‌ی مستقیمی با شدت ترس و وحشت داشت. به این شکل که اگر شخص آلوده به سطح مورد نظری از استرس و وحشت می‌رسید ناخودآگاه تبدیل به هیولایی می‌شد که هیچکس جلودارش نبود و نمی‌شد او را به حالت اولیه برگرداند.

البته اگر شخصی که ویروس وارد بدن او می‌شد در مقابل این حربه مقاومت می‌کرد و اجازه نمی‌داد که ترس و وحشت بر او غالب گردد، می‌توانست از فوبوس جان سالم به در ببرد و ویروس هیچ کاری با او نداشت. این افراد که تعدادشان نیز بسیار نبود، برای آزمایش‌هایی هولناک‌تر انتخاب می‌شدند تا با قدرت زیاد خود بتوانند نابودی بیشتری به بار بیاورند، که البته وسکر توانست در پروژه‌ی اوروبوروس از این افراد استفاده ی لازم را ببرد.

هدف از ساخت فوبوس را می‌توان انتخاب قوی‌ترین موجودات دانست، وسکر با این آزمایش می‌خواست پی ببرد که چه کسانی تاب تحمل فوبوس را دارند و شکست نمی‌خوردند. کسانی که شکست می‌خوردند، خب تبدیل به هیولایی بی ارزش می‌شدند و تا آخرعمر نیز درمانی برای آنان وجود نداشت، اما کسانی که مقاومت می‌کردند از دید وسکر همان نژاد برتر بودند که باید بر زمین حکم می‌راندند.
 
[تصویر:  5_dante61re_.jpg]
راکون سیتی - میدانی برای آزمایش سلاح‌های بیولوژیک

راکون سیتی نیز همانند جزیره‌ی سوشستووانیک تبدیل شد به محل آزمایش هیولاها و زامبی‌های وحشت‌آور. اما این بار نوبت آمبرلا و آلبرت وسکر بود که شهر قرنطینه شده‌ را تبدیل به میدان بازی خود بکنند. آمربلا‌، زینوویو را به راکون سیتی فرستاد تا نظارتی بر آزمایش‌های درحال انجام داشته باشد، که البته نماینده‌ی آمبرلا دست خالی برنگشت. او توانست تایرنت را پیدا کند، موجودی که بی مهابا می‌کشت و هرچه جلویش قرار می‌گرفت محکوم به نابودی بود.

در اصل آمبرلا به دنبال تخریب راکون سیتی و تبدیل شهر به منطقه‌ای آزمایشی نبود. آنها تنها می‌خواستند برخی سلاح‌های بیولوژیکی را امتحان کرده و دست از سر شهر بردارند، می‌توان گفت تبدیل شدن راکون سیتی به یک آزمایشگاه، تقریباً امری تصادفی بود، اما پس از شدت گرفتن مشکلات و افزایش تعداد هیولاها، آمبرلا نیز تصمیم گرفت که از این شهر به عنوان منطقه‌ی آزمایشی خود استفاده کند که اوج این آزمایش‌ها به وجود آوردن نمسیس بود.
در اصل بسیاری از مردم راکون سیتی به دلیل پخش اتفاقی تی-ویروس در فاضلاب‌های شهر تبدیل به زامبی شدند. بقیه‌ی موجودات مثل حیوانات و حشرات نیز به همین خاطر تغییر شکل دادند و گرفتار آزمایش هولناک آمبرلا شدند.

تبدیل موجودات زنده به سلاح‌های بیولوژیک و استفاده از آنها دلیل اصلی ترس مردم است، اما رزیدنت اویل پا را فراتر گذاشته و شکاف‌های بیشتری در این حربه‌ ایجاد می‌کند. آمبرلا سود و منفعت خود را در آشوب و هرج و مرجی می‌بیند که توسط آزمایشات بیولوژیک خود روی مردم اجرا کرده و همین تفکر و علاقه به تبدیل کردن مردم به موجودات غیرعادی، فرصت‌های بسیاری برای روایت داستان‌های مختلف و متنوع آماده می‌کند.

به هرحال لیکرها و شکارچی‌ها و تیرنت‌ها توسط آمبرلا طراحی و ساخته شده‌ بودند تا قدرت و توانایی آن‌ها در شرایطی مشابه راکون سیتی امتحان شود، که با نظارت نیکولای زینوویو این موجودات به اهداف مورد نظر شرکت می‌رسیدند و کاملا توسط آمبرلا تحت کنترل بودند تا بتوانند به حداکثر قدرت آنها به عنوان سلاح‌های بیولوژیکی پی ببرند.

آمبرلا حتی پا را از این هم فراتر گذاشت. در رزیدنت اویل 3 و رزیدنت اویل 2 آنها گروهی از سربازان مسلح را تحت پوشش کمک به مردم راکون سیتی به داخل شهر فرستادند، اما در واقع نیت اصلی آمبرلا این بود که قدرت موجودات بیولوژیکی خود را در مقابل زبده‌ترین سربازان بیازماید و از موفق بودن آن‌ها در مقابل سلاح‌های انسانی اطمینان یابد. آزمایش‌ها و تحقیقات کشنده و خطرناک در سری رزیدنت اویل بسیار زیاد هستند. اما مواردی که در این مقاله به آنها پرداخته شد، مطمئنا بدترین این آزمایش‌ها بودند.
سایت سورنا 
ما را درشبکه ها اجتماعی دنبایل کنید 
آیدی کانال سورنا @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
آیدی اینستاگرام @gnsorena
پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
gnsorena آفلاین
مدیر ارشد
******
ارسال‌ها: 1,368
موضوع‌ها: 525
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 2
محل زندگی: gorgan
جنسیت: مرد
Thanks: 316
Given 98 thank(s) in 84 post(s)
#3
2020/12/14، 04:34 PM
نگاهی تحلیلی به شش بازی برتر سال ۲۰۲۰

مراسم گیم اواردز بالاخره پس از مدت‌ها انتظار هواداران برگزار شد و توانستیم به برندگان آن پی ببریم.
روز گذشته، رویداد «گیم اواردز ۲۰۲۰» با رویه‌ای متفاوت برگزار شد و بهترین بازی‌های امسال، از سوی داوران این مراسم اعلام شدند. بازی لست آو آس ۲ با دریافت هفت تعداد جایزه شامل بهترین بازی سال، پرافتخارترین بازی ۲۰۲۰ از سوی گیم اواردز عنوان شده است. در مطلبی که پیش رو داریم قصد داریم نگاهی داشته باشیم به ۶ بازی برتر سال ۲۰۲۰.
The Last of Us Part II
[تصویر:  2498104_170.jpg]
The Last of Us Part II یکی از متفاوت‌ترین تجربه‌هایی است که شما در قالب یک بازی ویدیویی تجربه خواهید کرد
داستان بازی بیشتر از آن که در راستای انتقام باشد، کاملا در ضد آن حرکت می‌کند. ماجراجویی الی همزمان او را متحول می‌کند و حتی زودتر از الی، این ما به عنوان مخاطب هستیم که درگیر پارامتر‌های اخلاقی جدیدی می‌شویم.
الی به عنوان شخصیت اصلی قسمت پیشین هنوز هم همان دختر بددهن و عصبانی‌ای است که پیش از این دوستش داشتیم و حالا که ۵ سال از اتفاقات قسمت اول گذشته، با حفظ همان ویژگی‌ها و فهمیدن حقایقی تازه در مورد زندگی خود، دقیقا اخلاق‌های یک بازمانده سرسخت در دنیایی آخرالزمانی را پیدا کرده است و تجربه بازی با این پیش‌فرض حرکت می‌کند که ما در حال تجربه داستانی در یک دنیای آخرالزمانی بی‌رحم هستیم که قطعا قرار نیست همه کار‌هایی که در آن انجام می‌دهیم را دوست داشته باشیم. در این جهت که نتیجه خشم چیست و چگونه در شرایطی که خشم پررنگ شده، احساس و عشق کنار می‌رود.

Animal Crossing: New Horizons
[تصویر:  2498105_825.jpg]
سری Animal Crossing از سال ۲۰۰۱ و با کنسول نینتندو ۶۴ پا به دنیا گذاشت و یک شبیه سازی از زندگی، کشاورزی و کمی تا قسمتی معماری را با خود به ارمغان آورد. این سری از بازی‌ها رسما شبیه ساز یک زندگی در اعماق رویاهای هر انسان هستند و کاری کرده‌اند که زندگی ساده‌تر، خوشگل‌تر و مفرح‌تر از چیزی باشد که امروزه آن را تجربه می‌کنیم.
Animal Crossing: New Horizons بسیار ساده شروع می‌شود و ساده پیش می‌رود. شما یک کاراکتر خلق می‌کنید و وارد یک جزیره با نهایتا پنج ساکن دیگر می‌شوید. سه راکون که قرار است راهنمای شما باشند با دو مسافر در کنار شما که آمده‌اند تا زندگی‌شان را عوض کنند. بازی بر اساس ساعت واقعی پیش می‌رود و مثلا اگر ساعت ۸ شب وارد آن شوید، در داخل محیط بازی نیز ساعت ۸ شب است. این اما تنها اولین قدم نزدیک شدن به زندگی واقعی در Animal Crossing: New Horizons است.

DOOM Eternal
بازی DOOM را شاید بتوان یکی از حساس‌ترین آی‌پی‌های تاریخ دانست. این را بازیکنانی که بعد از سی‌سال، هنوز در دث‌مچ DOOM ۹۳ می‌پلکند، ثابت کرده‌اند.
[تصویر:  2498127_403.jpg]
مشخص نشد که چه اتفاقی برای دووم اسلیر بین Doom ۲۰۱۶ و Doom Eternal می‌افتد، اما به طور قطع اختلاف زمانی بین آن‌ها وجود دارد. هیدن به زمین بازگشت تا از Crucible و انرژی آرجنت برای نجات سیاره استفاده کند. اما هم‌پیمانان شیطان باقی‌مانده در UAC برنامه‌های دیگری دارند و شیاطین با کمک آن‌ها حمله به زمین را آغاز می‌کنند. هیدن و دولت‌های جهانی نیرویی برای مبارزه با شیاطین مسلح به نام ARC، ائتلاف واکنش مسلح «(Armed Response Coalition) ایجاد و سعی می‌کنند تا با شیاطین بجنگند و سیاره را نجات دهند. اما آن‌ها تقریبا جنگ را واگذار و شیاطین، با کمک کشیش‌های جهنم، شروع به تصرف و تسخیر زمین می‌کنند.
جنگ برای مدتی بالا می‌گیرد تا اینکه در نهایت دووم اسلیر از راه می‌رسد. او به طریقی سفینه فضایی سنتینل به نام Fortress of Doom را در دست داشته و از آن برای بازگشت به خانه استفاده کرده است. طی Doom Eternal، دووم اسلیر با کشتن کشیش‌های جهنم، حمله به زمین را متوقف می‌کند. کشیش‌های جهنم توسط کارمندان UAC پشتیبانی می‌شوند که برای کمک به تهاجم، به فرقه‌گرایان جهنمی تبدیل شده‌اند.

Final Fantasy VII Remake
زمانی‌که Final Fantasy VII Remake معرفی شد، ذوق و شوق زیادی درمیان هواداران به‌وجود آمد. البته طولانی شدن روند توسعه بازی، کمی اذیت کننده بود و دغدغه بسیار مهمی را برای هواداران و کاربران قدیمی پدیدار شد.
[تصویر:  2498147_168.jpg]
داستان Final Fantasy VII Remake روایت‌گر یک عضو سابق Soldier به نام کلود استرایف است که پس از رخ دادن اتفاق‌های مختلف، حال به‌عنوان یک مزدور به گروه اولانچ کمک می‌کند تا سازمان شینرا را از بین ببرد.
با پیشروی در خط داستانی، کلود دچار توهمات و سردرد‌های مختلفی می‌شود که بخشی از خاطره او را شکل داده اند. در قسمت اول از بازی Final Fantasy VII Remake، علت این توهمات و گذشته کلود به‌صورت کامل نشان داده نمی‌شود. بااین‌حال با آشنا شدن بازیکن با کاراکتر‌هایی مثل تیفا که دوست دوران بچگی کلود به حساب می‌آید، شاهد پس زمینه‌های داستانی از این دو شخصیت هستیم تا بازیکنان جدید به‌خوبی با کلود و تیفا آشنا شوند. به‌عبارتی شخصیت‌پردازی یکی از اصلی‌ترین نقاط قوت فاینال فانتزی ۷ ریمیک به‌حساب می‌آید. تیفا، کلود، برت و ایریث که جزو کاراکتر‌های اصلی داستان به‌حساب می‌آیند، هرکدام گذشته و مشکلات مخصوص‌به خود را دارند که در طول بازی به‌تصویر کشیده می‌شوند و مخاطب به‌خوبی با آن‌ها ارتباط برقرار می‌کند.

Ghost of Tsushima
[تصویر:  2498166_345.jpg]
داستان گوست آو سوشیما (Ghost of Tsushima) در سال ۱۲۷۴ جریان دارد و در زمینه‌ی گیم‌پلی، عمل‌کردی درخشان را ثبت می‌کند. گیم‌پلی گوست آو سوشیما بسیار عمیق، متنوع، جذاب و درگیرکننده است. روند پیش‌روی در گوست آو سوشیما را می‌توان به ۲ بخش کاوش در محیط و مبارزات تقسیم کرد. سوشیما یک جزیره‌ی بسیار بزرگ است که از ۳ بخش مختلف تشکیل شده است. هر یک از این بخش‌ها با پیش‌روی گیمر در خط داستانی و به عقب راندن مغول‌ها، در دسترس گیمر قرار می‌گیرند.
در وهله‌ی اول، بازیکنان می‌توانند انتخاب کنند که در سوشیما، خط داستانی اصلی بازی را دنبال کنند یا سراغ مأموریت‌های جانبی بروند. کوئست‌های داستان‌محور گوست آو سوشیما به ۳ بخش Jin's Journey به‌عنوان خط داستانی و ۲ بخش Mythic Tales و Tales of Tsushima به‌عنوان مأموریت‌های جانبی تقسیم می‌شوند. مراحل اصلی بازی از طراحی بسیار خوبی بهره می‌برند. هر یک از مراحل داستانی گوست آو سوشیما، دیزاین خاص خودش را دارد و هرگز تکراری نمی‌شود.

Hades
[تصویر:  2498170_505.jpg]
بازی هادس (یا اگر خیلی خارجی تلفظ می‌کنید هیدیس) در همین جهان می‌گذرد، اما شخصیت اصلی آن هادس نیست. شما در این بازی در نقش جوان‌ترین پسر هادس به نام «زاگریوس» ظاهر می‌شوید. پسری که از جایی که در آن زندگی می‌کند راضی نیست و سودای مهاجرت به المپ و همنشین شدن با خدایان باکلاس و اشرافی آن را در سر می‌پروراند. تمام هدف بازی همین است. فرار از تارتاروس برای رسیدن به المپ. داستان بازی ساده و خطی است، ولی خرده پیرنگ‌ها و دیالوگ‌های بازی به قدری گیرا، قوی و درست طراحی شده‌اند که شما هر بار با انگیزه‌ی بیشتری برای فرار اقدام می‌کنید.
هادس یک بازی روگ‌لایت محسوب می‌شود. ساده‌ترین تعریف روگ‌لایت و روگ‌لایک این است که هر بار که بمیرید، باید بازی را از اول شروع کنید. ساده‌ترین تفاوت بین این دو نیز در منطق پیشرفتتان در بازی است. در هر Run شما با پیشروی در مراحل محتلف شخصیت‌تان را با آیتم‌ها و سلاح‌های مختلف قوی‌تر می‌کنید. در روگ‌لایک بعد از مرگ تمام پیشرفت‌هایتان دود می‌شود و می‌رود هوا، اما در روگ‌لایت بعضی از پیشرفت‌ها همیشگی‌اند. در هادس هم همین قاعده وجود دارد. در هر تلاشتان برای فرار، آیتم‌هایی را به دست می‌آورید که بعضی از آن‌ها بعد از مرگ از بین می‌روند و بعضی دیگر برای همیشه با شما می‌مانند.

سایت سورنا 
ما را درشبکه ها اجتماعی دنبایل کنید 
آیدی کانال سورنا @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
آیدی اینستاگرام @gnsorena
پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
gnsorena آفلاین
مدیر ارشد
******
ارسال‌ها: 1,368
موضوع‌ها: 525
تاریخ عضویت: Jul 2018
اعتبار: 2
محل زندگی: gorgan
جنسیت: مرد
Thanks: 316
Given 98 thank(s) in 84 post(s)
#4
2020/12/14، 04:42 PM
بازی Cyberpunk ۲۰۷۷؛ عالی، اما شاهکار به هیچ عنوان!

سرانجام نمرات سایبرپانک ۲۰۷۷ منتشر شد و این بازی از بین ۲۱ نقد به میانگین ۹۰ برسد. منتقد‌ها از محیط زیبا و گیم‌پلی بازی راضی هستند، اما مدت کوتاه بخش اصلی داستان و باگ‌های متعدد آن‌ها را کمی ناراحت کرده است.

سایت گیم اسپات که نمره متوسط ۷ از ۱۰ را به این بازی داده در نقد خود به این نکته اشاره کرده که سایبرپانک ۲۰۷۷ خالی از عمق کافی است و ماموریت‌های اصلی آن در بسیاری از موارد جذاب نیستند، در عوض ماموریت‌های فرعی بازی باعث می‌شوند تا بیشتر با المان‌های نقش آفرینی بازی ارتباط برقرار کنیم.
[تصویر:  2500105_869.jpg]
بازی Cyberpunk ۲۰۷۷ در یک ابر شهر واقع در ایالات کارولینای شمالی دنبال می‌شود که توسط کمپانی‌های بزرگ اداره می‌شود، اما قوانین حکومتی هم هنوز به طرز ضعیف‌تری بر مردم واقع است. اختلاف طبقاتی کاری کرده تا مردم شهر در قسمت‌های مختلف جا بگیرند که هرکدام ویژگی‌ها و فرهنگ خاص خودشان رادارند. بخشی از شهر با برج‌های چند صد طبقه پرشده که مردمانی ثروتمند با کت‌وشلوار‌های شیک و ماشین‌های گران‌قیمت در آن‌ها زندگی می‌کنند. اما تمامی قسمت‌های شهر به این شکل نیست و انواع گروه‌های تبه‌کاران در قسمت‌های مختلف دیده می‌شوند که هرکدام با دیگری در جنگ و جدال عجیبی هستند. قشر فقیر زیادی در شهر زندگی می‌کنند که باعث افزایش میزان خشونت و تهدید‌های جدی از سوی گروه‌های خلاف‌کار شده است. اما شما از کجا وارد می‌شوید؟
دانلود بازی Cyberpunk ۲۰۷۷Cyberpunk ۲۰۷۷ در مورد شخصیتی به نام V است که شما جنسیت، قیافه و ویژگی‌های شخصیتی او را تعیین خواهید کرد. تقریباً تمامی بخش‌های بدن شخصیت اصلی قابل‌تغییر است و از این لحاظ، یکی از بهترین بازی‌های نقش‌آفرینی به‌حساب می‌آید. پس از ورود به بازی می‌توانید خط داستانی خود را تعیین کنید. اگر به زندگی در کلاس الیت و ثروتمندان علاقه دارید، همان را انتخاب کنید و داستانی مرتبط با زندگی این افراد را تجربه کنید. یادتان باشد که هر طبقه و گروهی که انتخاب می‌کنید، دارای توانایی‌های خاصی هستند که به درد شما می‌خورند. برای نمونه اگر شخصیت خود را مطابق گروه‌های خیابانی پایه‌گذاری کنید، هنگام مبارزه در خیابان و دفاع در مقابل خلاف‌کاران، شانس بیشتری خواهید داشت. از دزدی ماشین‌های مختلف تا رقابت‌های لیپ سینک را در این بازی خواهید چشید و گسترده‌ترین بازی عمرتان را تجربه خواهید کرد.
جلوه‌های بصری بازی باظرافت و دقت خاصی طراحی‌شده‌اند و شهر Night City، با انواع رنگ‌های زیبا تزئین شده است. تنوع زیادی در زمینه وسایل نقلیه وجود دارد و مهم نیست دنبال موتورسیکلت باشید یا اتومبیل‌های آف رود و کلاسیک، تمامی این خودرو‌ها در بازی یافت می‌شوند. استفاده از سیستم کارما باعث شده تا جواب اشتباهات و تصمیمات خود را به‌صورت خودکار بگیرید و برای نمونه در ترافیک شدیدی با یک خودرو تصادف می‌کنید و فرار می‌کنید. فردا که به بانک می‌روید، می‌بینید همان راننده، کارمند بانک است و مچ شمارا می‌گیرد. حضور افراد مشهوری مانند کیانو ریوز، جلوه ویژه‌ای به بازی بخشیده و باعث شده تا Cyberpunk ۲۰۷۷ یکی از مهم‌ترین بازی‌های دهه اخیر لقب گیرد. وقت آن است که زیاده‌گویی را کنار بگذاریم و مستقیماً وارد قسمت دانلود بازی شویم.
سایت VG۲۴۷ که نمره کامل را برای Cyberpunk ۲۰۷۷ در نظر گرفته اعتقاد دارد که بازی نواقص زیادی دارد، اما داستان و مکانیک‌های جذاب گیم‌پلی باعث می‌شوند تا بتوانیم یک تجربه لذت‌بخش‌تر، حتی بیشتر از آن‌چه که منتقد این سایت انتظار داشته را تجربه کنیم.
[تصویر:  2500102_639.jpg]
سایت IGN نمره ۹۰ از ۱۰۰ را برای بازی در نظر گرفته و منتقد آن اعتقاد دارد سایبرپانک چه به خاطر داستان خیلی سرگرم‌کننده و چه به خاطر تاثیر زیاد شما در دنیای بازی و نحوه پیش بردن مراحل یک اثر قابل احترام است، اما به خاطر کوتاه بودن مدت زمان گیم‌پلی نمی‌تواند تمام مکانیک‌های خود را به طور کامل معرفی کند و انتخاب‌های گیمر در اندینگ بازی هم چندان تاثیرگذار نخواهد بود.
طبق تجربه‌ای که منتقد گیم‌اینفورمر از این بازی داشته، جانی سیلورهند با بازی کیانو ریوز یک شریک عالی برای بازدید شما از نایت سیتی است و مکانیک‌های گیم‌پلی و داستان بازی هم می‌تواند شما را حسابی سرگرم کند، اما طبق نقد این سایت، داستان بازی برخلاف سری ویچر مهم‌ترین نکته مثبت در مورد سایبرپانک ۲۰۷۷ نیست و به همین خاطر هم نمره بازی از نظر گیم اینفورمر، ۹ از ۱۰ است.
[تصویر:  2500103_215.jpg]
در ادامه تعدادی از نمرات این بازی را مشاهده می‌کنیم:
Gamespew ۱۰/۱۰
The Gamer ۵/۵
VGC ۵/۵
VG۲۴۷، ۵/۵
GamesRadar+ ۵/۵
Windows Central ۵/۵
Areajugones ۹.۵/۱۰
MGG ۹.۴/۱۰
Vandal ۹.۳/۱۰
Eurogamer ۹/۱۰
Game Informer ۹/۱۰
IGN ۹/۱۰
[تصویر:  2500104_922.jpg]
آن‌طور که در نقد‌های این بازی آمده، سایبرپانک ۲۰۷۷ توانسته با ارائه گیم‌پلی جذاب و محیطی دیدنی که گرافیک بالای بازی آن را زیباتر هم می‌کند، به یکی از بهترین بازی‌های امسال تبدیل شود، البته مدت زمان ۲۰ – ۲۵ ساعته‌ای که برای به اتمام رساندن گیم‌پلی بازی به آن نیاز دارید، نمی‌تواند قصه‌ای که سی دی پراجکت قصد داشت آن را تعریف کند را به طور کامل به دست مخاطب برساند و باگ‌های موجود در گیم‌پلی و عمق کم داستان بازی باعث شده تا سایبرپانک ۲۰۷۷ به جای یک شاهکار، تنها یک بازی خیلی خوب باشد.
سایت سورنا 
ما را درشبکه ها اجتماعی دنبایل کنید 
آیدی کانال سورنا @gnsorena
آدرس اینستاگرام سورنا
آیدی اینستاگرام @gnsorena
پاسخ
وب سایت
پاسخ
Thanks given by:
« قدیمی‌تر | جدیدتر »


  • مشاهده‌ی نسخه‌ی قابل چاپ
پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع:
  • صفحه‌ی تماس
  • بازگشت به بالا
  • بایگانی
ما را دنبال کنید:
قدرت گرفته ازMyBB و پارسی شده توسط MyBBIran.com
طراحی شده توسط Rooloo | ترجمه شده توسط ParsanIT.ir

برو بالا