<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان سورنا - بیوگرافی بازیگران]]></title>
		<link>https://forum.gnsorena.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان سورنا - https://forum.gnsorena.ir]]></description>
		<pubDate>Wed, 27 May 2026 06:00:13 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[حامد آقای بهداد؛ حیات منحصر به فرد یک آکتور]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3520</link>
			<pubDate>Mon, 16 Nov 2020 11:05:39 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=3">sorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3520</guid>
			<description><![CDATA[غلامرضا زوزنی: دلش نمی‌خواهد که رنجی بر هم‌وطنانش روا شود. این را به خوبی می‌توان از نحوه برخورد با هوادارانش دریافت. بار‌ها و بار‌ها هم شده که طرف مردم را گرفته و تلاش کرده این حس را به مردم کشورش بدهد که با آن هاست. او حامد بهداد، بازیگر خراسانی سینما و تلویزیون است که امروز چهل‌و‌هفت سالش تمام و به آخرین سال‌های پنجمین دهه عمرش نزدیک می‌شود.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479919_734.jpg" loading="lazy"  width="750" height="657" alt="[تصویر:  2479919_734.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
بررسی کارنامه هنری‌اش در بیست‌و‌پنج سال فعالیتش در سینما و تلویزیون نشان می‌دهد روی حساب و کتاب نقش‌هایش را انتخاب کرده است. البته در فیلم‌هایی نیز حضور داشته که شاید «حتی به غلط» توقع هوادارانش را برآورده نکرده، اما مسیر بازیگری او را به انحراف نکشانده و از مسیر اصلی‌اش تا امروز خارجش نکرده است.<br />
 <br />
او در دهه هفتاد بازیگری را از مشهد و با حضور روی صحنه تئاتر آغاز کرد و بعد از ۳۰ سال همچنان در تئاتر، سینما و تلویزیون می‌تازد.<br />
 <br />
هنرنمایی او گویی در بازیگری دردمندانه و دغدغه‌مند است و همین مسئله توجه منتقدان و داوران جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی را به او جلب کرده است. با اینکه شاید به نظر می‌رسد این بازیگر مطرح از دیگر هنرپیشه‌های هم‌نسل و هم‌سن‌و‌سال خود سرعت کمتری در پیشرفت دارد، اما او هر گامی را با قدرت در هنر برداشته است.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479920_361.jpg" loading="lazy"  width="750" height="783" alt="[تصویر:  2479920_361.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
خوانندگی و صداپیشگی از دیگر هنر‌های مورد علاقه بهداد در حوزه هنر بوده است. او نه‌تن‌ها چند قطعه موسیقی را خوانده که به حمایت از گروه‌های موسیقی نیز اهمیت می‌دهد. همچنین در تعدادی از آثار سینمایی به عنوان صدا‌پیشه حضور پررنگی داشته است.<br />
 <br />
به هر حال او یکی از بازیگرانی است که تأثیرش در سینمای ایران انکارناشدنی است و هرچه به تجربه و سنش افزوده می‌شود به جایگاهی که مستحقش است نزدیک‌تر می‌شود. با چند تن از هنرمندان درباره شخصیت هنری و ویژگی‌های اخلاقی بهداد به گفتگو نشستیم که پیش روی شماست.<br />
 <br />
<span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جسور و جست‌وجوگر</span></span><br />
 <br />
دهه هفتاد، کلاس‌های بازیگری در مشهد، شاهد حضور جوانی پرسشگر و جویا بود. او سر کلاس گاهی سؤال‌هایی از استادش می‌پرسید که پاسخ‌دادن به آن‌ها نیاز به صرف وقت و مطالعه داشت. داوود کیانیان، یکی از آن‌هایی است که حق معلمی بر گردن بهداد دارد؛ او می‌گوید که این بازیگر از همان ابتدای راه، خلاق، بااستعداد و جسور بود: با سؤال‌هایی که در کلاس طرح می‌کرد معلم و هم‌کلاسی‌هایش را وادار به تفکر می‌کرد. من برای بعضی از سؤال‌های او فرصت مطالعه می‌خواستم.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479921_559.jpg" loading="lazy"  width="750" height="743" alt="[تصویر:  2479921_559.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
کیانیان به داشتن چنین شاگردی در بازیگری به خود می‌بالد و تأکید دارد که هم‌اکنون نیز بهداد روحیه‌ای که از ابتدای فعالیتش داشته را در خود حفظ کرده است: افراد بسیاری در کلاس‌های بازیگری من حضور داشتند که در خاطرم نمانده‌اند، اما بهداد به دلیل همان خصوصیاتی که گفتم در خاطرم مانده است. خصوصیاتی که از نوجوانی و جوانی داشته را با خود حفظ کرده است. به نظرم او هم‌اکنون نیز جست‌وجوگر و جسور است با پختگی بیشتر.   <br />
 <br />
به گفته این استاد و پیشکسوت مشهدی تئاتر، بهداد بیشتر از اینکه به فکر پیشرفت و شهرت باشد، به دنبال جلب نظر مردم بود: او دوست داشت در ارائه هنرش برای دیگران مفید باشد. سعی می‌کرد همواره مردم را در نظر داشته باشد و کوشید به جنبه‌های عمومی‌تری از هنر بپردازد.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479929_569.jpg" loading="lazy"  width="750" height="688" alt="[تصویر:  2479929_569.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
کیانیان باور دارد بهداد هنرمندی روراست است که مانند بسیاری از افراد پشت نقاب‌های مختلف پنهان نمی‌شود، او می‌گوید: بهداد آنچه را که می‌اندیشد و به آن باور دارد را صادقانه بیان می‌کند. تجربه‌هایی که در همه این سال‌ها از نظر اجتماعی و هنری پیدا کرده انتخاب‌هایش را هوشمندانه کرده است. همه کارهایش خوب است و روی حساب، با آگاهی و عشق و علاقه دست روی کاری می‌گذارد.<br />
 <br />
<span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انتخاب و تبحر</span></span><br />
 <br />
سال ۱۳۷۲، نمایش «شنا در آتش» به نویسندگی و کارگردانی رضا صابری، هنرمند مشهدی مطرح تئاتر، اثری بود که حامد بهداد و محمد الهی، دیگر بازیگر مشهدی تئاتر، سینما و تلویزیون، را کنار یکدیگر قرار داد. این دو هنرمند در آخرین فعالیت هنری اخیر خود، اسفند ۱۳۹۸، در فیلم سینمایی «گیج‌گاه» به کارگردانی عادل تبریزی، سینماگر مشهدی، در کنار یکدیگر نقش‌آفرینی کردند.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479924_640.jpg" loading="lazy"  width="750" height="751" alt="[تصویر:  2479924_640.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
الهی می‌گوید که روحیه بهداد در همه این سال‌ها تغییر نکرده و او همچنان از کمک کردن به همکارانش لذت می‌برد: در رفاقت و دوستی و همکاری کم نمی‌گذارد. بعضی از بازیگران در حد و اندازه او چندان به هم‌بازی‌هایشان در کار اهمیت نمی‌دهند. اما او در همه کار‌ها همواره سعی می‌کند در کنار همه اعضای گروه باشد و به آن‌ها کمک کند.<br />
 <br />
بار‌ها دیده‌ام حتی با بازیگرانی که در مقابل او بازی ندارند تمرین می‌کند و با صبر و حوصله آن‌ها را راهنمایی می‌کند. الهی باور دارد اگر بازی‌های یک فیلم یک‌دست باشد، کار همه دیده می‌شود. خودش را تافته جدابافته از بقیه نمی‌داند. از ابتدای شروع فعالیت هنری‌اش همین‌طور بوده و هنوز هم، با وجود همه پیشرفت‌ها و توفیقاتش اخلاقش عوض نشده است.<br />
 <br />
آن‌هایی که بهداد را از نزدیک دیده باشند، صحبت الهی را تصدیق می‌کنند که جنبه مردم‌داری بهداد بر همه اخلاق‌هایش می‌چربد او می‌گوید: بهداد باور دارد که همه اعتبارش از مردم است. بار‌ها گفته اگر مردم نباشند هنرمندان هیچ ارزشی ندارند. او از صمیم قلب به این حرف‌ها باور دارد و خود را مدیون توجه مردم و مخاطبانش می‌داند.<br />
 <br />
برای همین است که طرف مردم است. نگاه به حضور او در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف و مقایسه هنرنمایی او با بازیگران مشابهش در تئاتر، سینما و تلویزیون ما را به این یقین می‌رساند که بازی‌های بهداد تکرارنشدنی هستند.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479925_321.jpg" loading="lazy"  width="750" height="560" alt="[تصویر:  2479925_321.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
این اتفاق نه‌تن‌ها به انتخاب‌های او برای نقش‌آفرینی باز می‌گردد که تبحرش در بازیگری را به رخ می‌کشاند. الهی با ذکر این نکات می‌گوید: برخی بازیگران که اتفاقا مطرح نیز هستند را نگاه کنید؛ در اغلب نقش‌هایشان تنها تفاوتی که دارند از نظر چهره‌پردازی و گریم است. اما بهداد چنین نیست. او در هر نقشی متفاوت است. او، چون از تئاتر به سینما وارد شده به خوبی تفاوت میان نقش‌ها و شخصیت‌ها را می‌فهمد.<br />
 <br />
به گفته الهی، بهداد به امام هشتم (ع) عشق می‌ورزد و همه توفیقاتش در زندگی و کار را از برکت نور علی‌ابن‌موسی (ع) می‌داند.<br />
 <br />
<span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">موسیقی نهادینه در ذات</span></span><br />
 <br />
در همه این سال‌ها بهداد علاقه‌اش را به خوانندگی و موسیقی نشان داده است. او بار‌ها با انتشار قطعات آهنگین از خوانندگی خود عشق به این هنر را ابراز کرده است. حتی او به عنوان تهیه‌کننده آلبوم‌های موسیقی علاقه نشان داده است. ابتدای امسال بود که آلبوم «بادیات» با آواز امیر حسین شورچه و به تهیه‌کنندگی حامد بهداد منتشر شد. مسعود فیاض‌زاده، یکی از نوازندگان و تنظیم کننده این آلبوم است که پیش از این نیز برای بهداد چند قطعه تنظیم کرده است.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479923_984.jpg" loading="lazy"  width="750" height="669" alt="[تصویر:  2479923_984.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
سابقه رفاقت بهداد و فیاض‌زاده، به سال ۱۳۸۵ بر می‌گردد. همان سال‌ها فیاض‌زاده که با دوستانش داریوش دانش‌نیا (صدابردار) و هادی پاکزاد (خواننده)، استودیو‌یی در مشهد راه‌اندازی کرده بودند، چندباری شاهد حضور بهداد برای ضبط و تنظیم آهنگ‌هایش در استودیوشان بودند.<br />
 <br />
فیاض‌زاده می‌گوید: حامد بهداد رفاقتی قدیمی با داریوش داشت و قطعاتی هم با او ضبط کرده بود که من قبل‌تر شنیده بودم، قطعاتی با لحن سه‌گانه‌ای از بلوز و فواصل فولک خراسانی و کمی پاپ. حامد یک بار در سفری که به مشهد داشت به استودیوی ما سر زد تا قطعه‌ای را که ساخته بود، تنظیم و ضبط کند.<br />
 <br />
در آنجا بود که باهم آشنا شدیم و به پیشنهاد داریوش، کار تنظیم و تولید آن قطعه به من سپرده شد و من هم مثل همیشه با کمک علی باغفر (درامر) کار را انجام دادم و این همکاری منجر به شروع ارتباطی حسی و روحی و رفاقت میان من با حامد بهداد شد.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479922_588.jpg" loading="lazy"  width="750" height="728" alt="[تصویر:  2479922_588.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
به باور این موزیسین مشهدی، علاقه بهداد پیش از آشنایی آن‌ها با یکدیگر شکل گرفته بود: حسگر‌های موسیقی در ذات او نهادینه است. استعداد ذاتی حامد در دریافت‌هایی که در زمان تولید قطعه موسیقی دارد و ترجمه و انتقال و اجرای لحظه‌ا‌ی آن، مثال زدنی است.<br />
 <br />
هوش موسیقایی و تبحّر او در خوانندگی و ممارست برای رسیدن به بهترینِ خود در تولید، خصوصیت‌هایی است که همکاری با او را جذاب و نتیجه‌بخش می‌کند. به گفته این هنرمند همین عشق و علاقه بهداد به موسیقی و رفاقتی که میان این دو وجود داشته باعث شده بهداد نیز تهیه‌کنندگی آلبوم «بادیات» را بپذیرد: در تولید یک اثر مستقل و ناب، چیزی جز رفاقت و عشق و علاقه نیست که یک اتفاق هنری را رقم می‌زند.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479930_538.jpg" loading="lazy"  width="750" height="773" alt="[تصویر:  2479930_538.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
مطمئنا رفاقت من با امیرحسین شورچه و از طرفی با حامد بهداد در شکل‌گیری این همکاری بی‌تأثیر نبوده، امیرحسین قطعه‌ای از ساخته‌های خودش را برای حامد نواخت، او را به رفاقت و در نتیجه تهیه‌کنندگی آلبوم بادیات ترغیب کرد. حامد بار‌ها تهیه‌کننده آثار هنرمندان و گروه‌های موسیقی مستقل، به‌ویژه در خراسان بوده است. به یاد ندارم که در دوران آشنایی من با او، کاری را به اجبار و برخلاف میل انجام داده باشد، مگر کار‌هایی که از حیطه اختیار و انتخاب او خارج باشد که متأسفانه کم هم نیست و همه ما با این شکل از جبر تاریخی آشنا هستیم.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[غلامرضا زوزنی: دلش نمی‌خواهد که رنجی بر هم‌وطنانش روا شود. این را به خوبی می‌توان از نحوه برخورد با هوادارانش دریافت. بار‌ها و بار‌ها هم شده که طرف مردم را گرفته و تلاش کرده این حس را به مردم کشورش بدهد که با آن هاست. او حامد بهداد، بازیگر خراسانی سینما و تلویزیون است که امروز چهل‌و‌هفت سالش تمام و به آخرین سال‌های پنجمین دهه عمرش نزدیک می‌شود.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479919_734.jpg" loading="lazy"  width="750" height="657" alt="[تصویر:  2479919_734.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
بررسی کارنامه هنری‌اش در بیست‌و‌پنج سال فعالیتش در سینما و تلویزیون نشان می‌دهد روی حساب و کتاب نقش‌هایش را انتخاب کرده است. البته در فیلم‌هایی نیز حضور داشته که شاید «حتی به غلط» توقع هوادارانش را برآورده نکرده، اما مسیر بازیگری او را به انحراف نکشانده و از مسیر اصلی‌اش تا امروز خارجش نکرده است.<br />
 <br />
او در دهه هفتاد بازیگری را از مشهد و با حضور روی صحنه تئاتر آغاز کرد و بعد از ۳۰ سال همچنان در تئاتر، سینما و تلویزیون می‌تازد.<br />
 <br />
هنرنمایی او گویی در بازیگری دردمندانه و دغدغه‌مند است و همین مسئله توجه منتقدان و داوران جشنواره‌های مختلف داخلی و خارجی را به او جلب کرده است. با اینکه شاید به نظر می‌رسد این بازیگر مطرح از دیگر هنرپیشه‌های هم‌نسل و هم‌سن‌و‌سال خود سرعت کمتری در پیشرفت دارد، اما او هر گامی را با قدرت در هنر برداشته است.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479920_361.jpg" loading="lazy"  width="750" height="783" alt="[تصویر:  2479920_361.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
خوانندگی و صداپیشگی از دیگر هنر‌های مورد علاقه بهداد در حوزه هنر بوده است. او نه‌تن‌ها چند قطعه موسیقی را خوانده که به حمایت از گروه‌های موسیقی نیز اهمیت می‌دهد. همچنین در تعدادی از آثار سینمایی به عنوان صدا‌پیشه حضور پررنگی داشته است.<br />
 <br />
به هر حال او یکی از بازیگرانی است که تأثیرش در سینمای ایران انکارناشدنی است و هرچه به تجربه و سنش افزوده می‌شود به جایگاهی که مستحقش است نزدیک‌تر می‌شود. با چند تن از هنرمندان درباره شخصیت هنری و ویژگی‌های اخلاقی بهداد به گفتگو نشستیم که پیش روی شماست.<br />
 <br />
<span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جسور و جست‌وجوگر</span></span><br />
 <br />
دهه هفتاد، کلاس‌های بازیگری در مشهد، شاهد حضور جوانی پرسشگر و جویا بود. او سر کلاس گاهی سؤال‌هایی از استادش می‌پرسید که پاسخ‌دادن به آن‌ها نیاز به صرف وقت و مطالعه داشت. داوود کیانیان، یکی از آن‌هایی است که حق معلمی بر گردن بهداد دارد؛ او می‌گوید که این بازیگر از همان ابتدای راه، خلاق، بااستعداد و جسور بود: با سؤال‌هایی که در کلاس طرح می‌کرد معلم و هم‌کلاسی‌هایش را وادار به تفکر می‌کرد. من برای بعضی از سؤال‌های او فرصت مطالعه می‌خواستم.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479921_559.jpg" loading="lazy"  width="750" height="743" alt="[تصویر:  2479921_559.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
کیانیان به داشتن چنین شاگردی در بازیگری به خود می‌بالد و تأکید دارد که هم‌اکنون نیز بهداد روحیه‌ای که از ابتدای فعالیتش داشته را در خود حفظ کرده است: افراد بسیاری در کلاس‌های بازیگری من حضور داشتند که در خاطرم نمانده‌اند، اما بهداد به دلیل همان خصوصیاتی که گفتم در خاطرم مانده است. خصوصیاتی که از نوجوانی و جوانی داشته را با خود حفظ کرده است. به نظرم او هم‌اکنون نیز جست‌وجوگر و جسور است با پختگی بیشتر.   <br />
 <br />
به گفته این استاد و پیشکسوت مشهدی تئاتر، بهداد بیشتر از اینکه به فکر پیشرفت و شهرت باشد، به دنبال جلب نظر مردم بود: او دوست داشت در ارائه هنرش برای دیگران مفید باشد. سعی می‌کرد همواره مردم را در نظر داشته باشد و کوشید به جنبه‌های عمومی‌تری از هنر بپردازد.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479929_569.jpg" loading="lazy"  width="750" height="688" alt="[تصویر:  2479929_569.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
کیانیان باور دارد بهداد هنرمندی روراست است که مانند بسیاری از افراد پشت نقاب‌های مختلف پنهان نمی‌شود، او می‌گوید: بهداد آنچه را که می‌اندیشد و به آن باور دارد را صادقانه بیان می‌کند. تجربه‌هایی که در همه این سال‌ها از نظر اجتماعی و هنری پیدا کرده انتخاب‌هایش را هوشمندانه کرده است. همه کارهایش خوب است و روی حساب، با آگاهی و عشق و علاقه دست روی کاری می‌گذارد.<br />
 <br />
<span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انتخاب و تبحر</span></span><br />
 <br />
سال ۱۳۷۲، نمایش «شنا در آتش» به نویسندگی و کارگردانی رضا صابری، هنرمند مشهدی مطرح تئاتر، اثری بود که حامد بهداد و محمد الهی، دیگر بازیگر مشهدی تئاتر، سینما و تلویزیون، را کنار یکدیگر قرار داد. این دو هنرمند در آخرین فعالیت هنری اخیر خود، اسفند ۱۳۹۸، در فیلم سینمایی «گیج‌گاه» به کارگردانی عادل تبریزی، سینماگر مشهدی، در کنار یکدیگر نقش‌آفرینی کردند.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479924_640.jpg" loading="lazy"  width="750" height="751" alt="[تصویر:  2479924_640.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
الهی می‌گوید که روحیه بهداد در همه این سال‌ها تغییر نکرده و او همچنان از کمک کردن به همکارانش لذت می‌برد: در رفاقت و دوستی و همکاری کم نمی‌گذارد. بعضی از بازیگران در حد و اندازه او چندان به هم‌بازی‌هایشان در کار اهمیت نمی‌دهند. اما او در همه کار‌ها همواره سعی می‌کند در کنار همه اعضای گروه باشد و به آن‌ها کمک کند.<br />
 <br />
بار‌ها دیده‌ام حتی با بازیگرانی که در مقابل او بازی ندارند تمرین می‌کند و با صبر و حوصله آن‌ها را راهنمایی می‌کند. الهی باور دارد اگر بازی‌های یک فیلم یک‌دست باشد، کار همه دیده می‌شود. خودش را تافته جدابافته از بقیه نمی‌داند. از ابتدای شروع فعالیت هنری‌اش همین‌طور بوده و هنوز هم، با وجود همه پیشرفت‌ها و توفیقاتش اخلاقش عوض نشده است.<br />
 <br />
آن‌هایی که بهداد را از نزدیک دیده باشند، صحبت الهی را تصدیق می‌کنند که جنبه مردم‌داری بهداد بر همه اخلاق‌هایش می‌چربد او می‌گوید: بهداد باور دارد که همه اعتبارش از مردم است. بار‌ها گفته اگر مردم نباشند هنرمندان هیچ ارزشی ندارند. او از صمیم قلب به این حرف‌ها باور دارد و خود را مدیون توجه مردم و مخاطبانش می‌داند.<br />
 <br />
برای همین است که طرف مردم است. نگاه به حضور او در فیلم‌ها و سریال‌های مختلف و مقایسه هنرنمایی او با بازیگران مشابهش در تئاتر، سینما و تلویزیون ما را به این یقین می‌رساند که بازی‌های بهداد تکرارنشدنی هستند.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479925_321.jpg" loading="lazy"  width="750" height="560" alt="[تصویر:  2479925_321.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
این اتفاق نه‌تن‌ها به انتخاب‌های او برای نقش‌آفرینی باز می‌گردد که تبحرش در بازیگری را به رخ می‌کشاند. الهی با ذکر این نکات می‌گوید: برخی بازیگران که اتفاقا مطرح نیز هستند را نگاه کنید؛ در اغلب نقش‌هایشان تنها تفاوتی که دارند از نظر چهره‌پردازی و گریم است. اما بهداد چنین نیست. او در هر نقشی متفاوت است. او، چون از تئاتر به سینما وارد شده به خوبی تفاوت میان نقش‌ها و شخصیت‌ها را می‌فهمد.<br />
 <br />
به گفته الهی، بهداد به امام هشتم (ع) عشق می‌ورزد و همه توفیقاتش در زندگی و کار را از برکت نور علی‌ابن‌موسی (ع) می‌داند.<br />
 <br />
<span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">موسیقی نهادینه در ذات</span></span><br />
 <br />
در همه این سال‌ها بهداد علاقه‌اش را به خوانندگی و موسیقی نشان داده است. او بار‌ها با انتشار قطعات آهنگین از خوانندگی خود عشق به این هنر را ابراز کرده است. حتی او به عنوان تهیه‌کننده آلبوم‌های موسیقی علاقه نشان داده است. ابتدای امسال بود که آلبوم «بادیات» با آواز امیر حسین شورچه و به تهیه‌کنندگی حامد بهداد منتشر شد. مسعود فیاض‌زاده، یکی از نوازندگان و تنظیم کننده این آلبوم است که پیش از این نیز برای بهداد چند قطعه تنظیم کرده است.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479923_984.jpg" loading="lazy"  width="750" height="669" alt="[تصویر:  2479923_984.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
سابقه رفاقت بهداد و فیاض‌زاده، به سال ۱۳۸۵ بر می‌گردد. همان سال‌ها فیاض‌زاده که با دوستانش داریوش دانش‌نیا (صدابردار) و هادی پاکزاد (خواننده)، استودیو‌یی در مشهد راه‌اندازی کرده بودند، چندباری شاهد حضور بهداد برای ضبط و تنظیم آهنگ‌هایش در استودیوشان بودند.<br />
 <br />
فیاض‌زاده می‌گوید: حامد بهداد رفاقتی قدیمی با داریوش داشت و قطعاتی هم با او ضبط کرده بود که من قبل‌تر شنیده بودم، قطعاتی با لحن سه‌گانه‌ای از بلوز و فواصل فولک خراسانی و کمی پاپ. حامد یک بار در سفری که به مشهد داشت به استودیوی ما سر زد تا قطعه‌ای را که ساخته بود، تنظیم و ضبط کند.<br />
 <br />
در آنجا بود که باهم آشنا شدیم و به پیشنهاد داریوش، کار تنظیم و تولید آن قطعه به من سپرده شد و من هم مثل همیشه با کمک علی باغفر (درامر) کار را انجام دادم و این همکاری منجر به شروع ارتباطی حسی و روحی و رفاقت میان من با حامد بهداد شد.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479922_588.jpg" loading="lazy"  width="750" height="728" alt="[تصویر:  2479922_588.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
به باور این موزیسین مشهدی، علاقه بهداد پیش از آشنایی آن‌ها با یکدیگر شکل گرفته بود: حسگر‌های موسیقی در ذات او نهادینه است. استعداد ذاتی حامد در دریافت‌هایی که در زمان تولید قطعه موسیقی دارد و ترجمه و انتقال و اجرای لحظه‌ا‌ی آن، مثال زدنی است.<br />
 <br />
هوش موسیقایی و تبحّر او در خوانندگی و ممارست برای رسیدن به بهترینِ خود در تولید، خصوصیت‌هایی است که همکاری با او را جذاب و نتیجه‌بخش می‌کند. به گفته این هنرمند همین عشق و علاقه بهداد به موسیقی و رفاقتی که میان این دو وجود داشته باعث شده بهداد نیز تهیه‌کنندگی آلبوم «بادیات» را بپذیرد: در تولید یک اثر مستقل و ناب، چیزی جز رفاقت و عشق و علاقه نیست که یک اتفاق هنری را رقم می‌زند.<br />
 <br />
<img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/8/26/2479930_538.jpg" loading="lazy"  width="750" height="773" alt="[تصویر:  2479930_538.jpg]" class="mycode_img" /><br />
 <br />
مطمئنا رفاقت من با امیرحسین شورچه و از طرفی با حامد بهداد در شکل‌گیری این همکاری بی‌تأثیر نبوده، امیرحسین قطعه‌ای از ساخته‌های خودش را برای حامد نواخت، او را به رفاقت و در نتیجه تهیه‌کنندگی آلبوم بادیات ترغیب کرد. حامد بار‌ها تهیه‌کننده آثار هنرمندان و گروه‌های موسیقی مستقل، به‌ویژه در خراسان بوده است. به یاد ندارم که در دوران آشنایی من با او، کاری را به اجبار و برخلاف میل انجام داده باشد، مگر کار‌هایی که از حیطه اختیار و انتخاب او خارج باشد که متأسفانه کم هم نیست و همه ما با این شکل از جبر تاریخی آشنا هستیم.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[تولد فرانک دارابونت؛ خالق برترین فیلم تاریخ سینما]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=2424</link>
			<pubDate>Tue, 29 Jan 2019 14:18:27 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=2424</guid>
			<description><![CDATA[<span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><a href="https://filmnetnews.com/hyper-news/notes-on-movies/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="color: #337ab7;" class="mycode_color">وب‌سایت فیلم نت نیوز- یاسین محمدی:</span></a> پدر و مادر فرانک دارابونت بعد از انقلاب خون‌بار و نافرجام مجارستان در ۱۹۵۶ از این کشور گریختند و هنوز فرانک نوزاد بود که توانستند به امریکا مهاجرت کنند. ابتدا به شیکاگو رفتند و چند سال بعد به لس‌آنجلس نقل‌مکان کردند.</span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947889_586.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1947889_586.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک بعد از دیدن فیلم «THX ۱۱۳۸» جورج لوکاس در نوجوانی، تصمیم گرفت وارد عرصه‌ سینما شود. به همین دلیل بود که در دبیرستان هالیوود مشغول به تحصیل شد. بعد از پایان درسش به دانشگاه نرفت و در یکی از سینماهای مشهور هالیوود کنترلچی شد تا بتواند همه‌ فیلم‌ها را مجانی ببیند و در اوقات بی‌کاری‌اش ساعت‌های طولانی بنویسد و بنویسد و بنویسد…</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947890_800.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947890_800.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک دارابونت کارش را در سینما با دستیاری تولید آغاز کرد. نخستین فیلمی که نویسندگی و کارگردانی آن را برعهده گرفت، اقتباسی از داستان‌کوتاه «زن در اتاق» نوشته‌ استیون کینگ بود که در سال ۱۹۸۳ در لیست اولیه‌ نامزدهای اسکار قرار گرفت. دارابونت با وجود این‌که خودش چندان از نتیجه‌ کار راضی نبود، اما باعث شد رابطه‌ خوبی با کینگ پیدا کند و او قول واگذاری حقوقِ ساختِ یکی دیگر از داستان‌های کوتاه دیگرش را به‌نام «ریتا هی‌ورث و رستگاری در شاوشنک» از مجموعه‌ محبوب «فصول گوناگون» به دارابونت داد.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947891_818.jpg" loading="lazy"  width="550" height="413" alt="[تصویر:  1947891_818.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">دارابونت فیلمنامه‌نویسی را ادامه داد و توانست نخستین فیلمنامه‌اش را در سال ۱۹۸۶ با نام «فرار گربه‌سیاه» بفروشد، اگرچه این فیلمنامه تا یک دهه بعد ساخته نشد. بعد از نوشتن فیلمنامه‌ «کابوس در خیابان الم ۳» (۱۹۸۷) تبدیل به یک فیلمنامه‌نویس تثبیت‌شده شد که استودیوها او را برای نوشتن فیلمنامه‌هایشان استخدام می‌کردند.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947892_326.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947892_326.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">در ۱۹۹۰ توانست نخستین کارگردانی‌اش را در فیلم تلویزیونی «زنده‌به‌گور» با بودجه‌ ۲ میلیون دلاری انجام دهد. دارابونت تا به امروز کارگردانی چهار فیلم سینمایی و چهار سریال را برعهده داشته و برای هشت فیلم سینمایی و چهار سریال فیلمنامه نوشته است.چهار اثر برتر او را مرور می‌کنیم:</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4. مردگان متحرک ـ فصل اول</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947893_231.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947893_231.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک دارابونت پدیدآور این سریال ژانر وحشت و مهیج است. او این سریال پساآخرالزمانی را بر اساس مجموعه‌کتاب‌های کمیک به همین نام خلق کرد. دارابونت در ابتدای کار قرار بود تهیه‌کنندگی، نویسندگی و کارگردانی کل مجموعه را برعهده داشته باشد. اما پس از ساخت قسمت‌های آزمایشی، به دلایل نامعلومی از کارگردانی و نویسندگی باقی قسمت‌های فصل اول انصراف داد و سرپرستی نویسندگان این فصل را برعهده گرفت. در فصل‌های بعد هم به مقام «شو رانر» قناعت کرد تا تهیه‌کننده‌ اجرایی و سرپرست نویسندگان مجموعه باشد. سریال از آن‌جا آغاز می‌شود که «ریک گرایمز» معاون کلانتر که در طی عملیاتی به کما رفته است، وقتی از کما بیرون می‌آید، با دنیایی غریب مواجه می‌شود.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">دنیایی که زامبی‌ها همه‌جا را گرفته‌اند و برای یافتن همسر و فرزندش به آتلانتا می‌رود. این فصل شش‌قسمتی با استقبال مخاطبان و منتقدان مواجه شد و در جوایز تلویزیونی هم موفق بود. هشتمین فصل این سریال هم‌اکنون روی آنتن است و تابه‌حال هشت قسمت از آن پخش شده است. به‌علاوه پخش فصل نهم این سریال برای سال ۲۰۱۸ برنامه‌ریزی شده است. بااین‌همه، فصل اول تنها فصل این سریال است که نامزد بهترین سریال درام گلدن‌گلوب شده است.</span></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">3. مه (The Mist) (۲۰۰۷)</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947894_174.jpg" loading="lazy"  width="550" height="257" alt="[تصویر:  1947894_174.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک دارابونت برای سومین بار پس از «رستگاری در شاوشنک» و «مسیر سبز» یکی از داستان‌های استیون کینگ را اقتباس و کارگردانی کرد. او رمان «مه» را در دهه‌ ۱۹۸۰ و در همان زمان انتشارش خوانده بود و از همان زمان به اقتباس آن می‌اندیشید. اکران این فیلم ترسناک، علمی‌تخیلی و مهیج با موفقیت نسبی در گیشه و نقد همراه بود. دارابونت تصمیم گرفت پایان فیلم را نسبت به رمان تغییر بدهد و به‌نوعی پایانی سیاه‌تر برای آن در نظر بگیرد.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">استیون کینگ با این تغییر موافقت کرد. داستان درباره‌ اهالی یک محله در شهر کوچک بردگاتن امریکاست که روز بعد از شبی توفانی، با مهی عجیب روبه‌رو می‌شوند که شهر را در خود فرو می‌پوشد. دارابونت همیشه دوست داشت که این فیلم را سیاه‌وسفید بسازد که به‌لحاظ تجاری منطقی نبود. بااین‌حال در بلوری فیلم یک نسخه‌ سیاه‌وسفید هم گنجانده شده است. استیون کینگ بعد از دیدن فیلم گفت که در لحظاتی از فیلم از دیدن این اقتباس از اثر خودش دچار ترس شده و دارابونت از این موضوع را به‌عنوان شادترین لحظه‌ دوره‌ کاری‌اش عنوان کرده است.</span></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2. مسیر سبز (The Green Mile) (۱۹۹۹)</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947895_204.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1947895_204.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">این درام جنایی و فانتزی دومین اقتباس سینمایی دارابونت از آثار استیون کینگ است که با حدود سه سال پس از انتشار کتاب بر پرده‌ سینما جان گرفت. در این فیلم تام هنکس در نقش «پل اجکام» پلیس بازنشسته‌ای بازی می‌کند که خاطرات غریبی از دورانی که در یک زندان مسئول اعدام بوده بیان می‌کند. تام هنکس که بازی در «رستگاری در شاوشنک» را به‌خاطر فیلم «فارست‌گامپ» رد کرده بود، پذیرفت این بار جلوی دوربین دارابونت برود تا جبران مافات کند.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">بااین‌حال تام هنکس که آن سال اسکار بازیگری را از دست تیم رابینز درآورده بود، این بار حتی در میان چهار نامزد بی‌جایزه‌ این فیلم هم قرار نگرفت. دارابونت این بار اسکار فیلمنامه‌ اقتباسی را به جان ایروینگ نویسنده‌ «قوانین خانه‌ سایدر» واگذار کرد و اسکار بهترین فیلم را به «زیبایی امریکایی». «مسیر سبز» تا به امروز سی‌ودومین فیلم برتر تاریخ سینماست.</span></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1. رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴)</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947896_461.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947896_461.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">برترین فیلم تاریخ سینما با بیش از یک‌میلیون و ۹۰۰هزار رأی‌دهنده و امتیاز ۳/۹ از ۱۰ در وب‌سایت IMDB یک درام جنایی است که نخستین فیلم بلند فرانک دارابونت محسوب می‌شود و با اقتباس از داستان کوتاهی از استیون کینگ ساخته شده است. فیلم داستان «اندی دوفرین» (با بازی تیم رابینز) را روایت می‌کند که به‌جرم قتل همسرش و مردی دیگر به حبس ابد در زندان شاوشنک محکوم شده است. در طول بیش از دو دهه زندانی بودن با «الیس رِدینگ» ملقب به «رِد» (با بازی مورگان فریمن) صمیمی می‌شود و از مهارت‌های حسابداری‌اش برای نزدیک شدن به اهدافش استفاده می‌کند. وقتی قول استیون کینگ عملی شد و دارابونت اقتباس و کارگردانی «رستگاری در شاوشنک» را در دست گرفت، راب راینر که پیش‌تر بر اساس رمان «جسد» کینگ فیلم «کنار من بمان» را ساخته بود، به دارابونت پیشنهاد کرد ۵/۲میلیون دلار بگیرد و پروژه را به او واگذار کند.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">دارابونت با این‌که کار راینر را خیلی قبول داشت، و حتی وسوسه هم شده بود، درنهایت تصمیم گرفت شانس انجام دادن یک کار واقعاً بزرگ را از خودش نگیرد. با شروع پروژه بازیگران مشهوری مثل تام هنکس، تام کروز و کوین کاستنر علاقه‌شان را برای بازی در نقش اصلی این فیلم ابراز کردند، اما نهایتاً این نقش جاودانه به تیم رابینز رسید. فیلم با بودجه‌ی ۲۵میلیون دلاری کلید خورد، اما در گیشه فقط ۱۶میلیون دلار فروخت. علل مختلفی برای این شکست ذکر شده؛ از رقابت در اکران با فیلم‌هایی مثل «داستان عامه‌پسند» و «فارست‌گامپ» گرفته تا محبوب نبودن فیلم‌هایی با فضای زندان، نداشتن شخصیت اصلی زن، و حتی عنوان فیلم که برای مخاطب گیج‌کننده بود.</span></span></div>
<span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">با این‌حال درخشش فیلم در فصل جوایز ازجمله نامزدی در هفت جایزه‌ اسکار، زمینه‌ساز اکران مجدد فیلم شد تا مجموع فروش جهانی‌اش را به نزدیک ۶۰میلیون دلار افزایش دهد. یکی از این هفت نامزدی را درابونت برای فیلمنامه‌ اقتباسی کسب کرد که مثل شش نامزدی دیگر بدل به جایزه نشد. دارابونت اسکار فیلمنامه‌ اقتباسی را اریک راث نویسنده‌ «فارست‌گامپ» واگذار کرد؛ فیلمی که اسکار بهترین فیلم را هم به خودش اختصاص داد.</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><a href="https://filmnetnews.com/hyper-news/notes-on-movies/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%A9-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%A8%D9%88%D9%86%D8%AA-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="color: #337ab7;" class="mycode_color">وب‌سایت فیلم نت نیوز- یاسین محمدی:</span></a> پدر و مادر فرانک دارابونت بعد از انقلاب خون‌بار و نافرجام مجارستان در ۱۹۵۶ از این کشور گریختند و هنوز فرانک نوزاد بود که توانستند به امریکا مهاجرت کنند. ابتدا به شیکاگو رفتند و چند سال بعد به لس‌آنجلس نقل‌مکان کردند.</span></span><br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947889_586.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1947889_586.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک بعد از دیدن فیلم «THX ۱۱۳۸» جورج لوکاس در نوجوانی، تصمیم گرفت وارد عرصه‌ سینما شود. به همین دلیل بود که در دبیرستان هالیوود مشغول به تحصیل شد. بعد از پایان درسش به دانشگاه نرفت و در یکی از سینماهای مشهور هالیوود کنترلچی شد تا بتواند همه‌ فیلم‌ها را مجانی ببیند و در اوقات بی‌کاری‌اش ساعت‌های طولانی بنویسد و بنویسد و بنویسد…</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947890_800.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947890_800.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک دارابونت کارش را در سینما با دستیاری تولید آغاز کرد. نخستین فیلمی که نویسندگی و کارگردانی آن را برعهده گرفت، اقتباسی از داستان‌کوتاه «زن در اتاق» نوشته‌ استیون کینگ بود که در سال ۱۹۸۳ در لیست اولیه‌ نامزدهای اسکار قرار گرفت. دارابونت با وجود این‌که خودش چندان از نتیجه‌ کار راضی نبود، اما باعث شد رابطه‌ خوبی با کینگ پیدا کند و او قول واگذاری حقوقِ ساختِ یکی دیگر از داستان‌های کوتاه دیگرش را به‌نام «ریتا هی‌ورث و رستگاری در شاوشنک» از مجموعه‌ محبوب «فصول گوناگون» به دارابونت داد.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947891_818.jpg" loading="lazy"  width="550" height="413" alt="[تصویر:  1947891_818.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">دارابونت فیلمنامه‌نویسی را ادامه داد و توانست نخستین فیلمنامه‌اش را در سال ۱۹۸۶ با نام «فرار گربه‌سیاه» بفروشد، اگرچه این فیلمنامه تا یک دهه بعد ساخته نشد. بعد از نوشتن فیلمنامه‌ «کابوس در خیابان الم ۳» (۱۹۸۷) تبدیل به یک فیلمنامه‌نویس تثبیت‌شده شد که استودیوها او را برای نوشتن فیلمنامه‌هایشان استخدام می‌کردند.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947892_326.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947892_326.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">در ۱۹۹۰ توانست نخستین کارگردانی‌اش را در فیلم تلویزیونی «زنده‌به‌گور» با بودجه‌ ۲ میلیون دلاری انجام دهد. دارابونت تا به امروز کارگردانی چهار فیلم سینمایی و چهار سریال را برعهده داشته و برای هشت فیلم سینمایی و چهار سریال فیلمنامه نوشته است.چهار اثر برتر او را مرور می‌کنیم:</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">4. مردگان متحرک ـ فصل اول</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947893_231.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947893_231.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک دارابونت پدیدآور این سریال ژانر وحشت و مهیج است. او این سریال پساآخرالزمانی را بر اساس مجموعه‌کتاب‌های کمیک به همین نام خلق کرد. دارابونت در ابتدای کار قرار بود تهیه‌کنندگی، نویسندگی و کارگردانی کل مجموعه را برعهده داشته باشد. اما پس از ساخت قسمت‌های آزمایشی، به دلایل نامعلومی از کارگردانی و نویسندگی باقی قسمت‌های فصل اول انصراف داد و سرپرستی نویسندگان این فصل را برعهده گرفت. در فصل‌های بعد هم به مقام «شو رانر» قناعت کرد تا تهیه‌کننده‌ اجرایی و سرپرست نویسندگان مجموعه باشد. سریال از آن‌جا آغاز می‌شود که «ریک گرایمز» معاون کلانتر که در طی عملیاتی به کما رفته است، وقتی از کما بیرون می‌آید، با دنیایی غریب مواجه می‌شود.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">دنیایی که زامبی‌ها همه‌جا را گرفته‌اند و برای یافتن همسر و فرزندش به آتلانتا می‌رود. این فصل شش‌قسمتی با استقبال مخاطبان و منتقدان مواجه شد و در جوایز تلویزیونی هم موفق بود. هشتمین فصل این سریال هم‌اکنون روی آنتن است و تابه‌حال هشت قسمت از آن پخش شده است. به‌علاوه پخش فصل نهم این سریال برای سال ۲۰۱۸ برنامه‌ریزی شده است. بااین‌همه، فصل اول تنها فصل این سریال است که نامزد بهترین سریال درام گلدن‌گلوب شده است.</span></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">3. مه (The Mist) (۲۰۰۷)</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947894_174.jpg" loading="lazy"  width="550" height="257" alt="[تصویر:  1947894_174.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">فرانک دارابونت برای سومین بار پس از «رستگاری در شاوشنک» و «مسیر سبز» یکی از داستان‌های استیون کینگ را اقتباس و کارگردانی کرد. او رمان «مه» را در دهه‌ ۱۹۸۰ و در همان زمان انتشارش خوانده بود و از همان زمان به اقتباس آن می‌اندیشید. اکران این فیلم ترسناک، علمی‌تخیلی و مهیج با موفقیت نسبی در گیشه و نقد همراه بود. دارابونت تصمیم گرفت پایان فیلم را نسبت به رمان تغییر بدهد و به‌نوعی پایانی سیاه‌تر برای آن در نظر بگیرد.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">استیون کینگ با این تغییر موافقت کرد. داستان درباره‌ اهالی یک محله در شهر کوچک بردگاتن امریکاست که روز بعد از شبی توفانی، با مهی عجیب روبه‌رو می‌شوند که شهر را در خود فرو می‌پوشد. دارابونت همیشه دوست داشت که این فیلم را سیاه‌وسفید بسازد که به‌لحاظ تجاری منطقی نبود. بااین‌حال در بلوری فیلم یک نسخه‌ سیاه‌وسفید هم گنجانده شده است. استیون کینگ بعد از دیدن فیلم گفت که در لحظاتی از فیلم از دیدن این اقتباس از اثر خودش دچار ترس شده و دارابونت از این موضوع را به‌عنوان شادترین لحظه‌ دوره‌ کاری‌اش عنوان کرده است.</span></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">2. مسیر سبز (The Green Mile) (۱۹۹۹)</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947895_204.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1947895_204.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">این درام جنایی و فانتزی دومین اقتباس سینمایی دارابونت از آثار استیون کینگ است که با حدود سه سال پس از انتشار کتاب بر پرده‌ سینما جان گرفت. در این فیلم تام هنکس در نقش «پل اجکام» پلیس بازنشسته‌ای بازی می‌کند که خاطرات غریبی از دورانی که در یک زندان مسئول اعدام بوده بیان می‌کند. تام هنکس که بازی در «رستگاری در شاوشنک» را به‌خاطر فیلم «فارست‌گامپ» رد کرده بود، پذیرفت این بار جلوی دوربین دارابونت برود تا جبران مافات کند.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">بااین‌حال تام هنکس که آن سال اسکار بازیگری را از دست تیم رابینز درآورده بود، این بار حتی در میان چهار نامزد بی‌جایزه‌ این فیلم هم قرار نگرفت. دارابونت این بار اسکار فیلمنامه‌ اقتباسی را به جان ایروینگ نویسنده‌ «قوانین خانه‌ سایدر» واگذار کرد و اسکار بهترین فیلم را به «زیبایی امریکایی». «مسیر سبز» تا به امروز سی‌ودومین فیلم برتر تاریخ سینماست.</span></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">1. رستگاری در شاوشنک (۱۹۹۴)</span></span></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/11/8/1947896_461.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1947896_461.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">برترین فیلم تاریخ سینما با بیش از یک‌میلیون و ۹۰۰هزار رأی‌دهنده و امتیاز ۳/۹ از ۱۰ در وب‌سایت IMDB یک درام جنایی است که نخستین فیلم بلند فرانک دارابونت محسوب می‌شود و با اقتباس از داستان کوتاهی از استیون کینگ ساخته شده است. فیلم داستان «اندی دوفرین» (با بازی تیم رابینز) را روایت می‌کند که به‌جرم قتل همسرش و مردی دیگر به حبس ابد در زندان شاوشنک محکوم شده است. در طول بیش از دو دهه زندانی بودن با «الیس رِدینگ» ملقب به «رِد» (با بازی مورگان فریمن) صمیمی می‌شود و از مهارت‌های حسابداری‌اش برای نزدیک شدن به اهدافش استفاده می‌کند. وقتی قول استیون کینگ عملی شد و دارابونت اقتباس و کارگردانی «رستگاری در شاوشنک» را در دست گرفت، راب راینر که پیش‌تر بر اساس رمان «جسد» کینگ فیلم «کنار من بمان» را ساخته بود، به دارابونت پیشنهاد کرد ۵/۲میلیون دلار بگیرد و پروژه را به او واگذار کند.</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">دارابونت با این‌که کار راینر را خیلی قبول داشت، و حتی وسوسه هم شده بود، درنهایت تصمیم گرفت شانس انجام دادن یک کار واقعاً بزرگ را از خودش نگیرد. با شروع پروژه بازیگران مشهوری مثل تام هنکس، تام کروز و کوین کاستنر علاقه‌شان را برای بازی در نقش اصلی این فیلم ابراز کردند، اما نهایتاً این نقش جاودانه به تیم رابینز رسید. فیلم با بودجه‌ی ۲۵میلیون دلاری کلید خورد، اما در گیشه فقط ۱۶میلیون دلار فروخت. علل مختلفی برای این شکست ذکر شده؛ از رقابت در اکران با فیلم‌هایی مثل «داستان عامه‌پسند» و «فارست‌گامپ» گرفته تا محبوب نبودن فیلم‌هایی با فضای زندان، نداشتن شخصیت اصلی زن، و حتی عنوان فیلم که برای مخاطب گیج‌کننده بود.</span></span></div>
<span style="color: #222222;" class="mycode_color"><span style="font-family: iransans, tahoma;" class="mycode_font">با این‌حال درخشش فیلم در فصل جوایز ازجمله نامزدی در هفت جایزه‌ اسکار، زمینه‌ساز اکران مجدد فیلم شد تا مجموع فروش جهانی‌اش را به نزدیک ۶۰میلیون دلار افزایش دهد. یکی از این هفت نامزدی را درابونت برای فیلمنامه‌ اقتباسی کسب کرد که مثل شش نامزدی دیگر بدل به جایزه نشد. دارابونت اسکار فیلمنامه‌ اقتباسی را اریک راث نویسنده‌ «فارست‌گامپ» واگذار کرد؛ فیلمی که اسکار بهترین فیلم را هم به خودش اختصاص داد.</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[گفتگوی کامل خبرنگار ایرانی با «کیت وینسلت»]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=1311</link>
			<pubDate>Wed, 03 Oct 2018 12:12:00 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=1311</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/111026/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%83%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D9%85" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">روزنامه اعتماد - رامین ستوده، ترجمه بهار سرلک:</a> طی سه دهه فعالیت هنری در بیش از 40 فیلم ایفای نقش كرده، 7 بار نامزد جایزه اسكار شده و یك بار این تندیس را به خانه برده است؛ كیت وینسلت نخستین كسی است كه به شما می‌گوید بازیگری‌اش نیازی به روند خاصی ندارد.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829520_602.jpg" loading="lazy"  width="400" height="555" alt="[تصویر:  1829520_602.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
در آخرین ایفای نقشش، شخصیت زنی عصبی را در فیلم «چرخ‌و‌فلك» ساخته وودی آلن بازی كرده است. او برای ایفای این نقش با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شد و وقتی برای نخستین‌بار فیلمنامه را خواند مطمئن نبود كه آیا می‌تواند به خوبی از پس آن بربیاید یا خیر.<br />
 در ادامه مصاحبه رامین ستوده، خبرنگار نشریه ورایتی را با این بازیگر زن انگلیسی می‌خوانید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">در میان بازیگران فیلم‌های وودی آلن بحثی درباره اتهاماتی كه به او وارد است، درگرفته است. آیا این عامل بر تصمیم شما برای بازی در فیلم «چرخ‌و‌فلك» تاثیرگذار بود؟</span><br />
موضوع دشواری است. ترجیح می‌دهم امروز با احترام وارد این بحث نشوم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همچنین در رسانه‌های اجتماعی انتقادهایی به گفت‌وگویی كه با نیویورك‌تایمز داشتید، شد؛ در این مصاحبه گفته بودید آلن «تجربه كاری شگرفی» برای‌تان فراهم كرده است.</span><br />
من واكنش‌هایی را كه مردم به مطالب دارند، دنبال نمی‌كنم. ما بازیگرها همیشه حرف‌هایی اشتباه می‌زنیم. فكر می‌كنم بهتر باشد با احترام تمام و كمال از این موضوع عبور كنیم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پیش از این‌ آلن برای فیلم «امتیاز نهایی» كه در سال 2005 روی پرده آمد، به شما پیشنهاد همكاری داده بود.</span><br />
درسته. وقتی صحبت این موضوع می‌شود همیشه برای اسكارلت جوهانسون متاسف می‌شوم. طی گذشت زمان همه‌چیز تغییر می‌كند. خدا می‌داند كه من بارها چهارمین یا پنجمین انتخاب یك كارگردان بوده‌ام.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چرا این نقش را نپذیرفتید؟</span><br />
پروژه وودی آلن بود و شاید فقط یك بار در عمرم چنین پیشنهادی به من می‌شد. بنابراین البته كه پذیرفتم. و به سرعت متوجه شدم نمی‌توانم این نقش را بازی كنم. چون فقط 9 هفته از تولد پسرم جو می‌گذشت. می‌خواستم دیگر پرستاری نكنم. بازی در فیلم لطمه‌ای به ریتم زندگی‌ و پرستاری از فرزند تازه‌ام می‌زد. نمی‌توانستم این كار را بكنم. گفتم: «خیلی متاسفم، تصمیم درستی نگرفته‌ام.» می‌دانستم به احتمال قوی این كنار كشیدنم یك بحثی راه می‌اندازد.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829532_100.jpg" loading="lazy"  width="350" height="466" alt="[تصویر:  1829532_100.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چطور متوجه شدید كه آلن شما را برای «واندر ویل» می‌خواهد؟</span><br />
تلفنی با او صحبت می‌كردم و او شخصیت جینی و ساختار پیرنگ را برایم توضیح داد. او می‌گفت: «به گمانم نقش فوق‌العاده‌ای برای توست.» و بعد شوخی بامزه‌ای كرد: «می‌دانی چیه؟ اگر این نقش را دوست نداری، می‌توانی راهت رو بگیری و بری سر زندگی‌ات و همه‌چیز سر جایش خواهد ماند.» پذیرش استنباطی كه او از زندگی‌ام داشت از پذیرش این چالش راحت‌تر بود. و در نهایت فیلمنامه را به فردی سپرد كه برایم بیاورد و وقتی من مشغول خواندنش بودم، این گماشته در اتومبیلش منتظر نشسته بود. حقیقتا من خواننده كُندی هستم. به خاطر می‌آورم كه فكر می‌كردم: «آه خدایا، این آدم آن بیرون منتظر منه.»<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829521_657.jpg" loading="lazy"  width="550" height="333" alt="[تصویر:  1829521_657.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلمنامه را به شما نسپردند؟</span><br />
این یكی از روش‌های قدیمی محرمانه نگه داشتن داستان است. وقتی خواندنش را تمام كردم، صادقانه می‌گویم، اولین فكری كه به ذهنم خطور كرد این بود كه: «نمی‌توانم این نقش را بازی كنم. نمی‌دانم چطور بازی‌اش كنم. آه، لعنتی!» و همسرم كه آن نزدیكم بود، صداهای جالبی درآورد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تا به حال برای ایفای نقش‌های مختلف از لهجه‌های امریكایی گوناگونی استفاده كرده‌اید.</span><br />
رك‌وراست بگویم مساله فقط به لهجه‌ای امریكایی داشتن، برنمی‌گردد. بیست سالی می‌شود كه این كار را می‌كنم. هیچ عذر و بهانه‌ای نداشته‌ام. می‌خواستم لهجه‌ام كاملا با شخصیت‌هایی كه پیش از این بازی كرده‌ام، متفاوت باشد. می‌خواستم خود جینی باشم. عاشق تقلید لهجه‌ها هستم. وقتی شخصیت زنی بریتانیایی را بازی می‌كنم، احساس می‌كنم گستره دریا زیر پایم است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">كارگردانی وودی آلن چطور بود؟</span><br />
او نظاره‌گر بزرگی است. ممكن بود وسط یك برداشت باشیم و او بگوید (صدای آلن را تقلید می‌كند): «این خیلی طولانی شد. هنوز دارید صحبت می‌كنید؟» و وقتی فیلمبرداری پیش می‌رفت، آنقدر احساس اعتماد به‌نفس می‌كردم كه به آلن بگویم: «می‌دانی چیه؟ فكر می‌كنم این صحنه با این جمله تمام می‌شود.» و گاهی ممكن بود نیم صفحه دیگر را حذف كنیم. او می‌گفت: «آره، حق با توئه. بذار حذفش كنیم.» صحنه‌ای از من و جاستین تیمبرلیك بود كه ما ناهار می‌خوردیم و آلن مدت زمان این صحنه را نصف كرد كه ساختنش وحشتناك بود. به یك آدم دیوانه تبدیل شده بودم. می‌گفتم: «خب، صبر كن! هیچ كس با من حرف نزند!» من هفت صفحه دیالوگم را روی میز گریم پهن می‌كردم. مثل اوریگامی آنها را پاره می‌كردم و با نوارچسب تكه‌ها را به هم می‌چسباندم و همه‌چیز را دور و برم می‌ریختم. و جاستین می‌گفت: «همه‌چیز درست می‌شود.»<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829523_425.jpg" loading="lazy"  width="400" height="499" alt="[تصویر:  1829523_425.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جایی خواندم آنقدر روی ایفای این نقش تمركز كرده بودی كه خوابیدنت دچار مشكل شده بود؟</span><br />
تنها راهی كه می‌توانستم ذهنم را خالی كنم این بود كه به كلاس‌های پیشرفته یوگا بروم. اواخر روز به كلاس‌های سخت و پرمشقت یوگا می‌رفتم. یا حتی گاهی اول صبح، یعنی ساعت 5 صبح می‌رفتم. مدتی هم دوی ماراتن كار كردم. بنابراین خوابیدنم با دردسر بود چون كارهای زیادی برای انجام دادن داشتم. می‌ترسیدم به موقع بیدار نشوم. شب‌ها بیدار می‌شدم و می‌گفتم: «ساعت چنده؟» یك شب هم از خواب بیدار شدم و دیدم با مشت گره كرده خوابیدم و جای ناخن‌هایم روی دستم مانده.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قبلا هم‌ چنین اتفاقی افتاده؟</span><br />
هرگز. تنها اتفاق عجیبی كه برایم افتاد برای زمانی بود كه در «تایتانیك» بازی می‌كردم. خواب دیدم اتاق خوابم را آب گرفته و توی خواب از تختم پایین آمدم و هر چیزی را كه دستم می‌رسد برمی‌دارم تا خیس نشود. و وقتی بیدار شدم دیدم واقعا این كار را كرده‌ام. همه كفش‌هایم را از روی زمین برداشته بودم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">در كودكی و نوجوانی فیلم‌های وودی آلن را تماشا می‌كردی؟</span><br />
فكر كنم فیلم «آنی هال» را با پدرم دیدم. سعی می‌كنم این حرف را بدون اینكه اشك بریزم، بگویم. مادرم امسال از دنیا رفت. وقتی در صحنه فیلمبرداری «واندر ویل» بودم، او خیلی بیمار بود. از اینكه با وودی آلن كار می‌كنم خیلی خوشحال بود. هر روز وقتی راهی محل كارم می‌شدم به او زنگ می‌زدم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">موقعیتی را كه اكنون در حرفه‌ات داری، چگونه توصیف می‌كنی؟</span><br />
من عاشق بازیگری‌ام، بیشتر از همیشه. به معنای دقیق كلمه عاشق 42 سالگی‌ام نه 22 سالگی‌ و اینكه چقدر سالم هستم. همچنین با توقعاتی كه «چرخ‌و‌فلك» پیش می‌آورد، سعی كردم خلاقیتم را در كار درگیر كنم. همكاری گسترده‌ای با كارگردان‌ها و تهیه‌كننده‌ها داشته‌ام.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قصد كارگردانی داری؟</span><br />
دوست دارم كارگردانی كنم. نمی‌دانم كارم خوب باشد یا نه. عاشق كار كردن با بازیگرها هستم. مردم مدام این سوال را از من می‌پرسند. فكر می‌كنم دلیل اینكه جوابی آماده دارم این است كه گهگاه آدم‌های خلاقی كه با آنها كار كرده‌ام گاهی من را كنار می‌كشند و می‌گویند: «باید به كارگردانی فكر كنی.» تصویربردارها بارها این حرف را به من زده‌اند. كارگردانی كه با او كار كرده‌ام به من گفته بود: «مثل یك كارگردان فكر می‌كنی.»<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تندیس اسكارت كجاست؟</span><br />
پشت میز توالتم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همان جایی كه اما تامپسون گذاشته است.</span><br />
این ایده را از او گرفتم. در واقع، حرف از اما شد، خیلی خوشحالم كه با او در «عقل و احساس» (1995) وقتی خیلی جوان بودم، كار كردم. بهترین نمونه از اینكه چه بازیگری باید باشم، به من نشان داده شد.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829524_550.jpg" loading="lazy"  width="550" height="378" alt="[تصویر:  1829524_550.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امسال در هالیوود بحثی پیرامون مسائل زنان شكل گرفته كه به اختلاف درآمدها و نقش‌های بهتر برای بازیگران زن می‌پردازد.</span><br />
احساس می‌كنم تغییر در حال شكل‌گیری است. فكر می‌كنم زن‌ها در هموار كردن مسیرشان بهتر شده‌اند. بله، زن‌ها نقش‌های كافی ندارند. من صادقانه به همكارانم ملحق می‌شوم و می‌گویم اینها هم حرف‌های من است. بارها پیش می‌آید كه شخصیت زن داستان به اندازه شخصیت مرد نیست یا در هسته داستان به اندازه شخصیت مرد وزن ندارد. به همین دلیل است كه می‌گویم بیشتر از قبل خلاقیتم را در كار درگیر می‌كنم. سریال «دروغ‌های بزرگ كوچك» دستاوردی شگرف در نیرومندی زنان داشت. این فیلم درباره پیوستن نیروها به یكدیگر و یكی شدن است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فكر می‌كنی تو و لئوناردو دی‌ كاپریو باز هم با همدیگر همكاری كنید؟</span><br />
مطمئنم همبازی می‌شویم. اما فكر نمی‌كنم تا چند سال دیگر این اتفاق بیفتد. به گمانم ما خیلی پیرتر از آن زمان شده‌ایم.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829526_885.jpg" loading="lazy"  width="350" height="534" alt="[تصویر:  1829526_885.jpg]" class="mycode_img" />]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.etemadnewspaper.ir/fa/main/detail/111026/%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%85-%D9%83%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%88%D9%85" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">روزنامه اعتماد - رامین ستوده، ترجمه بهار سرلک:</a> طی سه دهه فعالیت هنری در بیش از 40 فیلم ایفای نقش كرده، 7 بار نامزد جایزه اسكار شده و یك بار این تندیس را به خانه برده است؛ كیت وینسلت نخستین كسی است كه به شما می‌گوید بازیگری‌اش نیازی به روند خاصی ندارد.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829520_602.jpg" loading="lazy"  width="400" height="555" alt="[تصویر:  1829520_602.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<br />
در آخرین ایفای نقشش، شخصیت زنی عصبی را در فیلم «چرخ‌و‌فلك» ساخته وودی آلن بازی كرده است. او برای ایفای این نقش با چالش‌های تازه‌ای روبه‌رو شد و وقتی برای نخستین‌بار فیلمنامه را خواند مطمئن نبود كه آیا می‌تواند به خوبی از پس آن بربیاید یا خیر.<br />
 در ادامه مصاحبه رامین ستوده، خبرنگار نشریه ورایتی را با این بازیگر زن انگلیسی می‌خوانید.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">در میان بازیگران فیلم‌های وودی آلن بحثی درباره اتهاماتی كه به او وارد است، درگرفته است. آیا این عامل بر تصمیم شما برای بازی در فیلم «چرخ‌و‌فلك» تاثیرگذار بود؟</span><br />
موضوع دشواری است. ترجیح می‌دهم امروز با احترام وارد این بحث نشوم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همچنین در رسانه‌های اجتماعی انتقادهایی به گفت‌وگویی كه با نیویورك‌تایمز داشتید، شد؛ در این مصاحبه گفته بودید آلن «تجربه كاری شگرفی» برای‌تان فراهم كرده است.</span><br />
من واكنش‌هایی را كه مردم به مطالب دارند، دنبال نمی‌كنم. ما بازیگرها همیشه حرف‌هایی اشتباه می‌زنیم. فكر می‌كنم بهتر باشد با احترام تمام و كمال از این موضوع عبور كنیم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پیش از این‌ آلن برای فیلم «امتیاز نهایی» كه در سال 2005 روی پرده آمد، به شما پیشنهاد همكاری داده بود.</span><br />
درسته. وقتی صحبت این موضوع می‌شود همیشه برای اسكارلت جوهانسون متاسف می‌شوم. طی گذشت زمان همه‌چیز تغییر می‌كند. خدا می‌داند كه من بارها چهارمین یا پنجمین انتخاب یك كارگردان بوده‌ام.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چرا این نقش را نپذیرفتید؟</span><br />
پروژه وودی آلن بود و شاید فقط یك بار در عمرم چنین پیشنهادی به من می‌شد. بنابراین البته كه پذیرفتم. و به سرعت متوجه شدم نمی‌توانم این نقش را بازی كنم. چون فقط 9 هفته از تولد پسرم جو می‌گذشت. می‌خواستم دیگر پرستاری نكنم. بازی در فیلم لطمه‌ای به ریتم زندگی‌ و پرستاری از فرزند تازه‌ام می‌زد. نمی‌توانستم این كار را بكنم. گفتم: «خیلی متاسفم، تصمیم درستی نگرفته‌ام.» می‌دانستم به احتمال قوی این كنار كشیدنم یك بحثی راه می‌اندازد.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829532_100.jpg" loading="lazy"  width="350" height="466" alt="[تصویر:  1829532_100.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چطور متوجه شدید كه آلن شما را برای «واندر ویل» می‌خواهد؟</span><br />
تلفنی با او صحبت می‌كردم و او شخصیت جینی و ساختار پیرنگ را برایم توضیح داد. او می‌گفت: «به گمانم نقش فوق‌العاده‌ای برای توست.» و بعد شوخی بامزه‌ای كرد: «می‌دانی چیه؟ اگر این نقش را دوست نداری، می‌توانی راهت رو بگیری و بری سر زندگی‌ات و همه‌چیز سر جایش خواهد ماند.» پذیرش استنباطی كه او از زندگی‌ام داشت از پذیرش این چالش راحت‌تر بود. و در نهایت فیلمنامه را به فردی سپرد كه برایم بیاورد و وقتی من مشغول خواندنش بودم، این گماشته در اتومبیلش منتظر نشسته بود. حقیقتا من خواننده كُندی هستم. به خاطر می‌آورم كه فكر می‌كردم: «آه خدایا، این آدم آن بیرون منتظر منه.»<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829521_657.jpg" loading="lazy"  width="550" height="333" alt="[تصویر:  1829521_657.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلمنامه را به شما نسپردند؟</span><br />
این یكی از روش‌های قدیمی محرمانه نگه داشتن داستان است. وقتی خواندنش را تمام كردم، صادقانه می‌گویم، اولین فكری كه به ذهنم خطور كرد این بود كه: «نمی‌توانم این نقش را بازی كنم. نمی‌دانم چطور بازی‌اش كنم. آه، لعنتی!» و همسرم كه آن نزدیكم بود، صداهای جالبی درآورد.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تا به حال برای ایفای نقش‌های مختلف از لهجه‌های امریكایی گوناگونی استفاده كرده‌اید.</span><br />
رك‌وراست بگویم مساله فقط به لهجه‌ای امریكایی داشتن، برنمی‌گردد. بیست سالی می‌شود كه این كار را می‌كنم. هیچ عذر و بهانه‌ای نداشته‌ام. می‌خواستم لهجه‌ام كاملا با شخصیت‌هایی كه پیش از این بازی كرده‌ام، متفاوت باشد. می‌خواستم خود جینی باشم. عاشق تقلید لهجه‌ها هستم. وقتی شخصیت زنی بریتانیایی را بازی می‌كنم، احساس می‌كنم گستره دریا زیر پایم است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">كارگردانی وودی آلن چطور بود؟</span><br />
او نظاره‌گر بزرگی است. ممكن بود وسط یك برداشت باشیم و او بگوید (صدای آلن را تقلید می‌كند): «این خیلی طولانی شد. هنوز دارید صحبت می‌كنید؟» و وقتی فیلمبرداری پیش می‌رفت، آنقدر احساس اعتماد به‌نفس می‌كردم كه به آلن بگویم: «می‌دانی چیه؟ فكر می‌كنم این صحنه با این جمله تمام می‌شود.» و گاهی ممكن بود نیم صفحه دیگر را حذف كنیم. او می‌گفت: «آره، حق با توئه. بذار حذفش كنیم.» صحنه‌ای از من و جاستین تیمبرلیك بود كه ما ناهار می‌خوردیم و آلن مدت زمان این صحنه را نصف كرد كه ساختنش وحشتناك بود. به یك آدم دیوانه تبدیل شده بودم. می‌گفتم: «خب، صبر كن! هیچ كس با من حرف نزند!» من هفت صفحه دیالوگم را روی میز گریم پهن می‌كردم. مثل اوریگامی آنها را پاره می‌كردم و با نوارچسب تكه‌ها را به هم می‌چسباندم و همه‌چیز را دور و برم می‌ریختم. و جاستین می‌گفت: «همه‌چیز درست می‌شود.»<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829523_425.jpg" loading="lazy"  width="400" height="499" alt="[تصویر:  1829523_425.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جایی خواندم آنقدر روی ایفای این نقش تمركز كرده بودی كه خوابیدنت دچار مشكل شده بود؟</span><br />
تنها راهی كه می‌توانستم ذهنم را خالی كنم این بود كه به كلاس‌های پیشرفته یوگا بروم. اواخر روز به كلاس‌های سخت و پرمشقت یوگا می‌رفتم. یا حتی گاهی اول صبح، یعنی ساعت 5 صبح می‌رفتم. مدتی هم دوی ماراتن كار كردم. بنابراین خوابیدنم با دردسر بود چون كارهای زیادی برای انجام دادن داشتم. می‌ترسیدم به موقع بیدار نشوم. شب‌ها بیدار می‌شدم و می‌گفتم: «ساعت چنده؟» یك شب هم از خواب بیدار شدم و دیدم با مشت گره كرده خوابیدم و جای ناخن‌هایم روی دستم مانده.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قبلا هم‌ چنین اتفاقی افتاده؟</span><br />
هرگز. تنها اتفاق عجیبی كه برایم افتاد برای زمانی بود كه در «تایتانیك» بازی می‌كردم. خواب دیدم اتاق خوابم را آب گرفته و توی خواب از تختم پایین آمدم و هر چیزی را كه دستم می‌رسد برمی‌دارم تا خیس نشود. و وقتی بیدار شدم دیدم واقعا این كار را كرده‌ام. همه كفش‌هایم را از روی زمین برداشته بودم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">در كودكی و نوجوانی فیلم‌های وودی آلن را تماشا می‌كردی؟</span><br />
فكر كنم فیلم «آنی هال» را با پدرم دیدم. سعی می‌كنم این حرف را بدون اینكه اشك بریزم، بگویم. مادرم امسال از دنیا رفت. وقتی در صحنه فیلمبرداری «واندر ویل» بودم، او خیلی بیمار بود. از اینكه با وودی آلن كار می‌كنم خیلی خوشحال بود. هر روز وقتی راهی محل كارم می‌شدم به او زنگ می‌زدم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">موقعیتی را كه اكنون در حرفه‌ات داری، چگونه توصیف می‌كنی؟</span><br />
من عاشق بازیگری‌ام، بیشتر از همیشه. به معنای دقیق كلمه عاشق 42 سالگی‌ام نه 22 سالگی‌ و اینكه چقدر سالم هستم. همچنین با توقعاتی كه «چرخ‌و‌فلك» پیش می‌آورد، سعی كردم خلاقیتم را در كار درگیر كنم. همكاری گسترده‌ای با كارگردان‌ها و تهیه‌كننده‌ها داشته‌ام.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">قصد كارگردانی داری؟</span><br />
دوست دارم كارگردانی كنم. نمی‌دانم كارم خوب باشد یا نه. عاشق كار كردن با بازیگرها هستم. مردم مدام این سوال را از من می‌پرسند. فكر می‌كنم دلیل اینكه جوابی آماده دارم این است كه گهگاه آدم‌های خلاقی كه با آنها كار كرده‌ام گاهی من را كنار می‌كشند و می‌گویند: «باید به كارگردانی فكر كنی.» تصویربردارها بارها این حرف را به من زده‌اند. كارگردانی كه با او كار كرده‌ام به من گفته بود: «مثل یك كارگردان فكر می‌كنی.»<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تندیس اسكارت كجاست؟</span><br />
پشت میز توالتم.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">همان جایی كه اما تامپسون گذاشته است.</span><br />
این ایده را از او گرفتم. در واقع، حرف از اما شد، خیلی خوشحالم كه با او در «عقل و احساس» (1995) وقتی خیلی جوان بودم، كار كردم. بهترین نمونه از اینكه چه بازیگری باید باشم، به من نشان داده شد.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829524_550.jpg" loading="lazy"  width="550" height="378" alt="[تصویر:  1829524_550.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امسال در هالیوود بحثی پیرامون مسائل زنان شكل گرفته كه به اختلاف درآمدها و نقش‌های بهتر برای بازیگران زن می‌پردازد.</span><br />
احساس می‌كنم تغییر در حال شكل‌گیری است. فكر می‌كنم زن‌ها در هموار كردن مسیرشان بهتر شده‌اند. بله، زن‌ها نقش‌های كافی ندارند. من صادقانه به همكارانم ملحق می‌شوم و می‌گویم اینها هم حرف‌های من است. بارها پیش می‌آید كه شخصیت زن داستان به اندازه شخصیت مرد نیست یا در هسته داستان به اندازه شخصیت مرد وزن ندارد. به همین دلیل است كه می‌گویم بیشتر از قبل خلاقیتم را در كار درگیر می‌كنم. سریال «دروغ‌های بزرگ كوچك» دستاوردی شگرف در نیرومندی زنان داشت. این فیلم درباره پیوستن نیروها به یكدیگر و یكی شدن است.<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فكر می‌كنی تو و لئوناردو دی‌ كاپریو باز هم با همدیگر همكاری كنید؟</span><br />
مطمئنم همبازی می‌شویم. اما فكر نمی‌كنم تا چند سال دیگر این اتفاق بیفتد. به گمانم ما خیلی پیرتر از آن زمان شده‌ایم.<br />
<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/7/11/1829526_885.jpg" loading="lazy"  width="350" height="534" alt="[تصویر:  1829526_885.jpg]" class="mycode_img" />]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جدیدترین عکس های مونیکا بلوچی روی یک مجله مد آمریکایی]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=1042</link>
			<pubDate>Thu, 27 Sep 2018 11:18:12 +0330</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=1042</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مونیکا بلوچی یکی از زنان معروف ایرانی در دنیای هالیوود است. او به تازگی برای یک مجله مد آمریکایی عکس های جذاب و زیبایی گرفته است که آنها را گردآوری کرده ایم<br />
</span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">عکس های جدید مونیکا بلوچی Monica Bellucci</span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مونیکا آنا ماریا بِلوچّی Monica Anna Maria Bellucci متولد ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۴ مانکن، مدل عکاسی و هنرپیشه ایتالیایی است. </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بلوچی در سال ۱۹۶۴ در یکی از روستاهای اومبریا در ایتالیا به دنیا آمد. او پس از اتمام تحصیلات متوسطه برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ حقوق به شهر می آید. برای کمک هزینهٔ تحصیل به صورت آزاد مانکنی مد پیشه می‌کند و بعد از مدتی تحصیلات دانشگاهی را رها می‌کند تا تمام وقت به این کار بپردازد.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چهره خاص ایتالیایی او باعث می‌شود که تهیه کنندگان به عنوان بازیگر از او دعوت به همکاری کنند. اولین حضور هالیوودی او در نقش عروس دراکولا در فیلم دراکولای برام استوکر فرانسیس فورد کاپولا بود. درخشش جهانی بلوچی اما با فیلم مالنا جوزپه تورناتوره رخ داد، به هر حال بازی او در مالنا یک مشخصهٔ منحصر به فرد داشت. او بدون داشتن دیالوگی و تنها با حرکات بدن و صورت خود تا حد یک ستاره درخشید.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine1.jpg" loading="lazy"  width="450" height="581" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine1.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine2.jpg" loading="lazy"  width="450" height="581" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine2.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">جدیدترین عکس های مونیکا بلوچی</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine3.jpg" loading="lazy"  width="450" height="600" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine3.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine4.jpg" loading="lazy"  width="450" height="556" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine4.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">تصاویر مونیکا بلوچی روی مجله مد</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine5.jpg" loading="lazy"  width="450" height="450" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine5.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine6.jpg" loading="lazy"  width="450" height="601" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine6.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">عکس های مونیکا بلوچی روی مجله مد</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine7.jpg" loading="lazy"  width="450" height="582" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine7.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">عکس های مونیکا بلوچی روی مجله مد</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #808080;" class="mycode_color">منبع : seemorgh.com</span><br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مونیکا بلوچی یکی از زنان معروف ایرانی در دنیای هالیوود است. او به تازگی برای یک مجله مد آمریکایی عکس های جذاب و زیبایی گرفته است که آنها را گردآوری کرده ایم<br />
</span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">عکس های جدید مونیکا بلوچی Monica Bellucci</span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مونیکا آنا ماریا بِلوچّی Monica Anna Maria Bellucci متولد ۳۰ سپتامبر ۱۹۶۴ مانکن، مدل عکاسی و هنرپیشه ایتالیایی است. </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بلوچی در سال ۱۹۶۴ در یکی از روستاهای اومبریا در ایتالیا به دنیا آمد. او پس از اتمام تحصیلات متوسطه برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ حقوق به شهر می آید. برای کمک هزینهٔ تحصیل به صورت آزاد مانکنی مد پیشه می‌کند و بعد از مدتی تحصیلات دانشگاهی را رها می‌کند تا تمام وقت به این کار بپردازد.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چهره خاص ایتالیایی او باعث می‌شود که تهیه کنندگان به عنوان بازیگر از او دعوت به همکاری کنند. اولین حضور هالیوودی او در نقش عروس دراکولا در فیلم دراکولای برام استوکر فرانسیس فورد کاپولا بود. درخشش جهانی بلوچی اما با فیلم مالنا جوزپه تورناتوره رخ داد، به هر حال بازی او در مالنا یک مشخصهٔ منحصر به فرد داشت. او بدون داشتن دیالوگی و تنها با حرکات بدن و صورت خود تا حد یک ستاره درخشید.</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine1.jpg" loading="lazy"  width="450" height="581" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine1.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine2.jpg" loading="lazy"  width="450" height="581" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine2.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">جدیدترین عکس های مونیکا بلوچی</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine3.jpg" loading="lazy"  width="450" height="600" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine3.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine4.jpg" loading="lazy"  width="450" height="556" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine4.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">تصاویر مونیکا بلوچی روی مجله مد</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine5.jpg" loading="lazy"  width="450" height="450" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine5.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine6.jpg" loading="lazy"  width="450" height="601" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine6.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">عکس های مونیکا بلوچی روی مجله مد</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="http://www.beytoote.com/mode/newsfashion/monica2-balochi-fashion-magazine2.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="http://www.beytoote.com/images/stories/mode/monica2-balochi-fashion-magazine7.jpg" loading="lazy"  width="450" height="582" alt="[تصویر:  monica2-balochi-fashion-magazine7.jpg]" class="mycode_img" /> </a></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">عکس های مونیکا بلوچی روی مجله مد</span></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> </span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #808080;" class="mycode_color">منبع : seemorgh.com</span><br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بازیگران موفق و ناموفق در عرصه مجری‌گری]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=602</link>
			<pubDate>Sun, 26 Aug 2018 11:31:52 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=602</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #0000ff;" class="mycode_color">روزنامه هفت صبح - مرجان فاطمی:</span> بررسی 14 اجرای بازیگر سینما و تلویزیون که در چند سال اخیر بر عرصه اجرا تکیه زده اند، به بهانه شروع اجرای محمدرضا گلزار، حمید گودرزی و دانیال عبادی. آیا بازیگران، مجریان خوبی هستند؟</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">هفته گذشته همزمان سه بازیگر، به عنوان مجری روی آنتن رفتند و سه مسابقه اجرا کردند. محمدرضا گلزار، حمید گودرزی و دانیال عبادی، جدیدترین بازیگرانی هستند که از وسط فیلم ها و سریال ها، بدون داشتن کمترین تجربه ای در اجرا، مستقیم مقابل دوربین قرار گرفته اند و در جایگاه مجری تکیه زده اند.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786688_643.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786688_643.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در چهار پنج سال اخیر، تلویزیون به جای اینکه از مجریان جدید و جوان رونمایی کند و چهره های تربیت یافته ای در عرصه اجرا روی آنتن بفرستد، سراغ بازیگران سینما و تلویزیون رفته است. این انتخاب ها به خصوص در یکی دو سال اخیر خیلی بیشتر هم شده. انگار بین شبکه های مختلف برای جذب بازیگران رقابت عجیبی در گرفته. هر شبکه سعی می کند، بازیگر جذاب تری را به عنوان مجری انتخاب کند تا نهایتا با استفاده از محبوبیت این چهره ها، مخاطبان بیشتری به سمت خودش جلب کند. حالا اینکه این بازیگران چقدر در عرصه اجرا موفق می شوند و چقدر توان ادامه دادن دارند، بماند. در این پرونده، شیوه اجرا و میزان موفقیت مجریان بازیگر را در چهار پنج سال اخیر بررسی می کنیم.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمدرضا گلزار؛ مسابقه برنده باش</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786660_148.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786660_148.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: در باره اینکه چرا محمدرضا گلزار بعد از این همه وقت تصمیم گرفته به تلویزیون بیاید و یک برنامه اجرا کند، صحبت ها و گمانه زنی های زیادی وجود دارد. به هیچ کدام از آنها کاری نداریم اما خب باید بپذیریم که گلزار را همیشه در قالب بازیگر دیده ایم و طبیعتا در جایگاه مجری هم از او انتظار ویژه ای داریم. همین انتظار بالا باعث می شود نتوانیم به اجرایش نمره خوب دهیم و از کنار ضعف هایش راحت بگذریم. مهمترین ویژگی محمدرضا گلزار برای اجرای «برنده باش»، محبوبیت اوست. به هر حال هر کس دیگری جای گلزار بود، مردم برای تماشای مسابقه تا این حد ترغیب نمی شدند اما این مسئله به معنای اجرای خوب گلزار نیست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چقدر با فضای برنامه جوز است: اجرای مسابقه ای مثل «برنده باش» که قرار است اطلاعات عمومی شرکت کننده ها را مورد قضاوت قرار دهد، کار چندان پیچیده ای نیست. فقط نیاز به مجری ای دارد که بتواند به موقع واکنش نشان دهد، به موقع شرکت کننده را دچار شک و تردید کند و از همه مهمتر اینکه سابقه اطلاعات عمومی بالا داشته باشد. حالا دیگر خودتان قضاوت کنید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اشتباه های اجرا: گلزار بیشتر از اینکه به فکر یک اجرای جذاب باشد، ترجیح می دهد استایل همیشگی اش را حفظ کند. مهمترین اشتباه گلزار این است که هیچ امضایی از خودش روی برنامه نگذاشته است. هر کسی می توانست به سبک گلزار آن را اجرا کند اما انتظار می رفت اجرایی کاملا متفاوتی با سایرین داشته باشد. از این جهت که متین و باوقار اجرا می کند و برای بالابردن جذابیت برنامه خودش را به در و دیوار نمی زند، کارش درست است اما به هر حال اجرای این برنامه نیاز به اکت بیشتری دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">شروع و پایان برنامه: از آنجایی که برنامه تازه شروع شده و هنوز شیوه سلام و خداحافظی گلزار برای مخاطبان درست جا نیفتاده، نمی شود درباره جملات ثابتش صحبتی به میان آورد. مثلا موقع شروع مسابقه می گوید: «عرض ادب و سلام دارم خدمت همه هموطنانم از سراسر ایران، به دومین شب از مسابقه بزرگ برنده باش خوش آمدید.» اما در پایان ها کاملا متفاوت عمل می کند و فقط «شب بخیر، خداحافظ» پایانی اش در همه برنامه ها یکی است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مهران مدیری؛ دورهمی</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786675_164.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1786675_164.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: پروسه مجری شدن در مهران مدیری با بقیه فرق می کند. او با بیشتر بازیگرهایی که یک مرتبه از دنیای بازیگری راه شان را کج کنند و سراغ اجرا می روند، فرق دارد. چون از وقتی یادمان می آید مهران مدیری معمولا همزمان با کارگردانی و بازیگری، یک جورهایی مجری برنامه هایش هم بود. حالا اجرا نه به این معنی که مقابل دوربین قرار بگیرد و اعلام برنامه کند و حرف های قشنگ بزند و با مهمان های برنامه وارد گپ و گفت شود؛ ویژگی اصلی مدیری این بود که از همان اول با پلاتو گرفتن هایش دل مخاطبان را برد و این عنصر جذاب را هنوز هم در برنامه هایش دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چقدر با فضای برنامه جور است: درباره مهران مدیری نمی شود به مسئله ارتباط میان اجرا و بازیگر وارد شد و درباره انتخاب او به عنوان مجری «دورهمی» اظهارنظر کرد چون مهران مدیری خودش فضای برنامه را می سازد. اصلا «دورهمی» از همان اول با اجرای مدیری شکل گرفته و اگر او را از برنامه حذف کنیم، چیزی باقی نمی ماند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اشتباه های اجرا: مهران مدیری با این که شخصیت محبوبی است اما به عنوان مجری برنامه «دورهمی» وارد مقوله هایی می شد که شاید خیلی ها نمی پسندیدند. به صحبت های انتقادی و گهگاه یکطرفه به قاضی رفتن هایش کاری نداریم. مسئله اصلی زمانی است که در شوخی هایش با سبک زندگی مردم عادی جامعه، یک جورهایی به آنها با نگاهی تحقیرآمیز روبرو می شود. این نگاه چه در پرداختن به سوژه ها و چه در برقراری ارتباط با حاضران در استودیوی دورهمی مشهود بود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">شروع و پایان برنامه: مهران مدیری معمولا خیلی راحت برنامه هایش را شروع می کند و مثلا می گوید: «به نام خدا، سلام عرض می کنم، امیدوارم حالتون خوب باشه. خیلی خوش اومدید و از این که کنار ما هستید خوشحالیم.» در پایان برنامه هم در عین جدیت، سعی می کند صمیمیت اش را با مردم حفظ کند. می گوید: «خیلی ممنون که انقدر گرم و صمیمی کنار ما بودین، همه شما رو به خدای بزرگ می سپرم. شب بخیر. خدانگهدار.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رامبد جوان؛ خندوانه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786676_165.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1786676_165.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ویژگی مهم اجزا:</span> خیلی ها در تمام این سال ها تلاش کرده اند به عنوان مجری یک برنامه شاد، موفقیت هایی به دست بیاورند و خودشان را در دل مردم جا کنند اما موفق نشده اند. رامبد جوان شاید تنها مجری بامزه تلویزیون است که وقتی اسمش می آید، بلافاصله یاد هیجان ها و بالا و پایین پریدن هایش در طول برنامه می افتیم. رامبد از جمله مجری هایی است که ذاتا بامزه است و برای ایجاد هیجان در برنامه هایش نیازی به ادا در آوردن ندارد. دلیل اصلی موفقیت اش همین تصنعی نبودن اجرای اوست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جوز است:</span> خندوانه اگر رامبد جوان را نداشت قطعا به چنین جایگاهی نمی رسید. او یک مجری صرف نیست. همان حرفی که درباره مدیری زدیم، درباره رامبد هم صادق است. پیش از رامبد جوان خیلی ها قصد داشتند از روی تاکشوهای مهم دنیا الگوبرداری کنند، این کار را هم کردند اما موفقیتی نصیب شان نشد چون نتوانستند خودشان را با سبک اجرایی که مدنظر داشتند هماهنگ کنند. رامبد خودش خندوانه را متولد کرد و از همان ابتدا جزء به جزءاش را با توجه به سبک و سیاق خودش ساخت. برای همین رامبد و خندوانه، چیزی جدا از هم نیستند و کاملا در هم ادغام شده اند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا:</span> تنها مسئله ای که گهگاه بین رامبد جوان و مخاطبان فاصله می اندازد، تاکید زیاد روی تبلیغ اسپانسرهاست. اینکه در خیلی مواقع، رامید بخش مهمی از زمان اجرایش را به معرفی اسپانسرها اختصاص می داد و حوصله همه را سر می برد. البته این مسئله در فصل پنجم تا حدودی تعدیل شده و برای تبلیغ اسپانسرها بخش جداگانه ای در نظر گرفته اند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">شروع و پایان برنامه: شیوه شروع و پایان برنامه در خندوانه، حالا دیگر به امضای اصلی آن تبدیل شده و در ذهن همه به ثبت رسیده. او در نقطه شروع برنامه می گوید: «به نام خدا. سلام. من رامبد جوان هستم در شبکه نسیم، اینجا خندوانه است.» و اینطور خداحافظی می کند که «مردم عزیز ایران ما شمارو خیلی دوست داریم، شما خیلی قشنگین خدا شمارو خیلی حفظ کنه. مخلصیم. شاد باشین.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اکبر عبدی؛ شبی با عبدی</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786659_320.jpg" loading="lazy"  width="550" height="380" alt="[تصویر:  1786659_320.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ویژگی مهم اجرا:</span> اکبر عبدی، کمدین محبوبی است. یعنی آنچه که در وهله اول باعث شده مدیران دست روی او بگذارند و اجرای یک برنامه را در اختیارش قرار دهند، همین محبوبیت است. به هر حال عبدی به عنوان یک کمدین، آنقدر برای مردم اهمیت دارد که توجه چندانی به اجرای او نشان ندهند و ایرادهای کارش را نبینند. با این حال اما نمی شود از کنار ضعف های این کمدین به راحتی گذشت. تنها نکته بامزه اکبر عبدی در «عبدی شو» خاطرات بامزه ای است که تعریف می کند اما عملا از سطح یک استند آپ کمدی فراتر نمی رود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جور است:</span> اسم برنامه «شبی با عبدی» است و خب طبیعتا بخش های برنامه با توجه به حضور این بازیگر طراحی شده.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا:</span> اکبر عبدی با تمام تبحری که در بازیگری دارد، مجری خوبی نیست. از همان ابتدا زمانی که به عنوان یک مجری برنامه را شروع می کند، حتی در صحبت کردن هم درست پیش نمی رود. او آرام، شمرده و گاه بدون حس صحبت می کند و نمی توان نسبتی میان دیالوگ های او و انرژی یک مجری پیدا کرد. عبدی در گفتگوها هم بی رمق رفتار می کند. او سعی می کند با مهمان ها صمیمی باشد و موفق هم هست اما نمی تواند مهمان را برای صحبت کردن سر ذوق بیاورد. سوال های کلیشه ای از آنها می پرسد و مدام میان حرف آنها می پرد و اجازه کامل کردن بحث را به مهمان برنامه اش نمی دهد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه:</span> عبدی فرم خاصی برای شروع و پایان برنامه اش ندارد اما معمولا در ابتدای برنامه سلام و علیک مفصلی می کند. مثلا می گوید: «عرض ادب و شب بخیر خدمت شما سروران گل و البته عرض ادب مخصوص خدمت عزیزهای دل مان در منزل.» در پایان هم همین قدر مفصل خداحافظی می کند: «امیدوارم حوصله تان سر نرفته باشد، از همه شما تشکر می کنیم، با شما دوستان عزیز در منزل هم خداحافظی می کنیم و براتون همه روزهای بعد را، شاد آرزو می کنیم. شب بخیر.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پژمان بازغی؛ مسابقه کودک شو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786677_179.jpg" loading="lazy"  width="550" height="383" alt="[تصویر:  1786677_179.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: از جمله بازیگرانی بود که وقتی خبر اجرای او در برنامه «کودک شو» به گوشمان رسید زیاد متعجب نشدیم. پژمان بازغی به عنوان بازیگر هم استایل خاص خودش را دارد و جدیت همیشگی اش می توانست او را برای اجرا مناسب جلوه دهد منتها برنامه کودک شو، یک برنامه معمولی نبود. یک برنامه متناسب با خانواده ها و کودکان بود و اهمیت داشت چه کسی آن را اجرا کند. مهمترین ویژگی بازغی این است که از خودش فاصله نمی گیرد و سعی در ادا در آوردن و تغییر لحن و... ندارد. او به موقع شوخی می کند، به موقع مچ شرکت کننده هایش را می گیرد و سعی می کند با آنها همراه شود و یک اجرای نسبتا مفرح داشته باشد اما در عین حال از استایل همیشگی اش فاصله نمی گیرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جوزاست:</span> شاید به نظر برسد برای یک برنامه در حوزه کودک، باید لزوما از یک مجری با هیجان که بالا و پایین می پرد و ادا در می آورد استفاده کرد تا فضا تا حد زیادی به حال و هوای کودکان نزدیک شود اما حضور پژمان بازغی و اجرای معقول او ثابت کرد که اتفاقا چنین برنامه ای بدون ادا در آوردن و لوس بازی های مرسوم، بسیار جذاب تر اجرا می شود و در این صورت، ذات مسابقه دستخوش تغییر نمی شود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا:</span> اشتباه خاصی ندارد و توانسته است برنامه را روی یک خط استاندارد پیش ببرد. اگر اشتباهی هم وجود دارد، متوجه خود برنامه است نه شیوه ای که بازغی برای اجرای آن در نظر گرفته.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه: </span>معمولا شروع و پایان برنامه هایش ثابت است و از جمله هایی یکسان استفاده می کند. اکثرا هنگام شروع برنامه رو به مخاطبان می گوید: «به نام خدا. سلام. شما بیننده شبکه نسیم هستید و برنامه کودک شوی هیجانی. همراه من باشید. پژمان بازغی.» و با این جمله ها هم برنامه را به پایان می رساند: «خیلی ممنون که بیننده برنامه ما بودین. تا برنامه بعد بدرود.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سروش صحت؛ کتاب باز</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786678_634.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1786678_634.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: اگر فقط یک بار پای صحبت های سروش صحت بنشینید کاملا متوجه می شوید برای تبدیل شدن به مجری «کتاب باز»، کوچکترین تغییری در رفتار و طرز صحبت کردنش به وجود نیاورده. ویژگی اصلی اجرای سروش صحت، این است که کاملا راحت و صمیمی روبروی مخاطبانش می نشیند و با همان شور و شوق همیشگی که در رفتارش سراغ داریم با آنها گپ می زند. نکته مهمتر اینکه صحت علاقه زیادی به خواندن و خرید کتاب دارد و علاقه ای که برای صحبت راجع به نویسنده ها و داستان ها دارد، شبیه اشتیاق یک مجری معمولی نیست. انگار این شعف برای صحبت از کتاب، از درون او می جوشد و برای همین هم انرژی بسیار خوبی به برنامه می دهد. ضمن اینکه برای هر مهمان، از محور جدیدی وارد گفتگو می شود و سعی می کند مصاحبه هایش با افراد مختلف شباهتی با هم نداشته باشد و تنوع در آنها کاملا رعایت شود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جوز است: </span>سروش صحت، برخلاف بیشتر کمدین ها و کارگردان های آثار کمدی، در کتاب خواندن بسیار جدی است و تسلطش بر کتاب ها باعث می شود که موقع مصاحبه با مهمان ها یک ذره هم کم نیاورد. او به این حوزه مسلط است و با مهمان هایش از هر طیف و هر عقیده و نظری، راحت گرم می گیرد و حتی راجع به کتاب هایی که در سلیقه اش نیست هم با دقت نظر می دهد. به نظر می رسد کسی غیر از او نمی تواند کتاب باز را اجرا کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا: </span>اشتباه خاصی در اجرا ندارد و بعید است کسی از اجرای صحت در کتاب باز لجش در بیاید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه: </span>سروش صحت هم در «کتاب باز» به یک شیوه خاصی از شروع برنامه رسیده است که البته در فصل اول کتاب باز هم این شیوه وجود داشت. او در نقطه شروع برنامه می گوید: «سلام سلام سلام برنامه کتاب باز شروع شد.» برای پایان برنامه روش خاصی ندارد. مثلا خیلی وقت ها می گوید: ممنونم که برنامه ما رو دیدید، خدانگهدارتون.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشکان خطیبی؛ مسابقه پنج ستاره</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786679_447.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1786679_447.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ویژگی مهم اجرا: </span>اشکان خطیبی سال ها پیش برنامه ای را همراه با رامبد جوان اجرا می کرد و می شود گفت با اصول اجرا به نسبت آشناست. در واقع اشکان خطیبی در این سال ها به استایل ثابتی در بازیگری و اجرا رسیده و در «پنج ستاره» هم سعی می کند روی همان چارچوب پیش برود. یک مجری آراسته، تقریبا جدی و متین اما در عین حال شوخ طبع که هم مراوده درستی با مهمان هایش دارد، هم گهگاه آنها را می خنداند و هم حوصله مخاطبانش را سر نمی برد و در عین حال لودگی و حرکات سخیف هم در اجرایش جایی ندارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر بافضای برنامه جوز است: </span>گرچه معتقدیم برنامه ای مثل «پنج ستاره» بیشتر از اینکه به یک مجری بازیگر نیاز داشته باشد، به یک مجری کارشناس و مطلع نیازمند است اما با این حال اشکان خطیبی هم گزینه نامناسبی نیست و به هر حال سطح اطلاعات عمومی خوبی دارد. نکته مهمی که در انتخاب اشکان خطیبی برای اجرای این برنامه در شبکه پنج وجود داشت، این بود که شبکه پنج الان مدت هاست مخاطبانش را از دست داده و طبیعتا فقط با یک مجری ستاره می توانست توجه آنها را مجددا جلب کند. خطیبی از این رو مناسب اجرای برنامه است. در حال حاضر با رفتن اشکان خطیبی و انتخاب حمید گودرزی برای اجرای این برنامه، می شود خیلی بهتر راجع به اجرای او قضاوت کرد. در واقع اجرای خطیبی در مقایسه با گودرزی، یک سر و گردن بالاتر بود و کاملا به جنس این مسابقه می خورد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا: </span>اشتباه خاصی در اجراهایش نداشت و توانسته بود به استانداردی در اجرا برسد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه: </span>معمولا مسابقه های «پنج ستاره» را با این جملات شروع می کرد: «به نام خدا، خانم ها آقایون سلام. من اشکان خطیبی ام از استودیوی پنج ستاره. با یک برنامه دیگه در خدمتتون هستیم.» در پایان ها متفاوت بود اما معمولا می گفت: «تا یه آخر هفته دیگه از شما خداحافظی می کنم، شبتون خوش.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خط دوم</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هفت بازیگر دیگر که در اجرا به اندازه سایرین موفق نیستند</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در قسمت بالا راجع به بازیگرانی صحبت کردیم که در نقطه اوج بازیگری یا کارگردانی، برای اجرای یک برنامه انتخاب شده اند و توانسته اند خودشان را در جایگاه اجرا هم به خوبی نشان دهند. درست مثل مهران مدیری و رامبد جوان و سروش صحت و ... نکته مهم اینجاست که این افراد، در اجرا هم به اندازه بازیگری و کارگردانی شان دیده شدند. حالا مهم نیست چقدر اصول اجرا را بلد بودند یا چقدر تلاش کردند تا به نقطه استاندارد برسند، مهم این است که حضورشان در عرصه اجرا، در هر دوره ای جریان مهمی به وجود آورده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">غیر از هفت مجری بازیگری که در بالا از آنها اسم به میان آوردیم، بازیگران دیگری هم هستند که در دوره هایی به عرصه اجرا وارد شده اند. اجرای این گروه، به اندازه گروه قبل موفق نبوده و هیجان خاصی هم ایجاد نکرده اند اما به هر حال تجربه اجرا، آنها را در جایگاهی قرار داد تا بتوانند علاوه بر بازیگری، فعالیت مهم دیگری را هم تجربه کنند. تعداد بازیگرانی که در طول این سال ها به تلویزیون آمده اند، بیشتر از اینهاست. اسامی زیر از آن جهت انتخاب شده اند که بازیگران شناخته شده ای هستند و جایگاه مهمی در این عرصه داشته اند. درباره شیوه اجرا و میزان موفقیت این هفت بازیگر در تلویزیون بخوانید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حمید گودرزی؛ پنج ستاره</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786680_932.jpg" loading="lazy"  width="350" height="411" alt="[تصویر:  1786680_932.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">سال ها به عنوان بازیگر مشغول به فعالیت بود و حالا به طور همزمان در قامت مجری دیده شده؛ مسابقه «پنج ستاره» و «۱۳ شمالی». دومی در شبکه نمایش خانگی توزیع می شود و فعلا در گزارش مان نیست و به شکل جداگانه در باره این مسابقه و نیز اجرای گودرزی خواهیم نوشت. او دو هفته است جایگزین اشکان خطیبی در مسابقه «پنج ستاره» شبکه پنج شده و سعی کرده شیوه ای متفاوت از مجری قبلی در پیش بگیرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">هفته پیش نوشتیم کنار گذاشتن کلیشه ها و تلاش برای ایجاد فضای صمیمانه با شرکت کننده ها امتیاز گودرزی است ولی با گذشت دو قسمت باید اعتراف کنیم او گرفتار زیاده روی شده. شوخی هایش به قاعده نیست تا جایی که خودش هم مجبور به عذرخواهی می شود. شیوه فریب دادن شرکت کننده ها نیز جزو پاشنه آشیل اجرای اوست و اگر دست از این رفتارها برندارد، برنامه به برنامه کیفیت کارش افت بیشتری می کند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کامران تفتی؛ وقتشه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786681_736.jpg" loading="lazy"  width="550" height="294" alt="[تصویر:  1786681_736.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگر اجرای کامران تفتی در فصل دوم «وقتشه» را با اجرایش در فصل اول مقایسه کنیم کاملا متوجه می شویم که او برای رسیدن به یک اجرای استاندارد، تلاش زیادی کرده است. او در فصل دوم تسلط بیشتری بر اجرا پیدا کرده و تا حدودی از رفتار تصنعی فصل قبل فاصله گرفته. البته هنوز هم نمی شود او را یک مجری درجه یک نامید اما با این حال می شود گفت به استاندارد خوبی در این عرصه رسیده.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">تفتی در فصل دوم کاملا هم راستا با هدف برنامه حرکت می کند، مخاطبانش را به خوبی شناخته است و اجرایش را درست بر اساس هدف برنامه و ویژگی های مخاطبانش تنظیم می کند. ضمن اینکه در تعامل با مهمان ها خیلی خوش رفتار است و سعی می کند با پرسیدن سوال های بامزه و مرتبط با ساختار برنامه، کاری کند تا فضای «وقتشه» جذاب تر شود. با این حال هنوز برای تبدیل شدن به یک مجری موفق فاصله دارد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فرهاد جم؛ همیشه خونه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786682_920.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786682_920.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">«همیشه خونه» سومین آزمون فرهاد جم در عرصه اجرا است. او از نیمه مرداد برنامه «همیشه خونه» را در شبکه آموزش اجرا می کند که متفاوت ترین تجربه اش محسوب می شود. تفاوت از این نظر که در اجرای قبلی جم یعنی «راز سیب» و «از کی بپرسم» مسابقه بوده اند ولی این بار اجرای یک برنامه خانواده محور را بر عهده دارد. جم در «همیشه خونه» با مهمان ها وارد گفت و گو می شود و یک موضوع مشخص را پیش می برد. او به واسطه تجربه بازیگری، با دوربین راحت است و موقع صحبت واژه کم نمی آورد. از این حیث فرهاد جم را می توان موفق دانست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">«همیشه خونه» اما برنامه ای برای سنجش عیار واقعی جم نیست. این برنامه خانواده محور است و از چالش به دور؛ پس یک مجری به راحتی از پس آن بر می آید. اجرای مسابقه های «راز سیب» و «از کی بپرسم» جزو کارهای موفق جم محسوب می شود.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دانیال عبادی؛ هفت در سه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786683_613.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1786683_613.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">یکی دو هفته پیش زمانی که خبر انتخاب دانیال عبادی برای مسابقه «هفت در سه» را شنیدیم، در همین صفحه نوشتیم که این انتخاب نمی تواند چندان درست باشد. دانیال عبادی در دوره حضورش به عنوان بازیگر، نتوانست تبحری در بازی از خودش نشان دهد و هیچ وقت به عنوان یک بازیگر کاربلد شناخته نشد. با این حال معتقد بودیم شاید در عرصه اجرا وضعیت بهتری داشته باشد. پخش یکی دو قسمت از مسابقه کافی بود تا مطمئن شویم اینطور نیست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">برای مسابقه ای مانند «هفت در سه»، به یک مجری باهیجان، حراف و پرانرژی نیاز بود تا بتواند فضای برنامه را به هیجان انگیزترین شکل ممکن حفظ کند. دانیال عبادی از جنس این مسابقه نیست. او فقط تلاش می کند با تغییر صدا، هیجان ایجاد کند و از آنجایی که این هیجان درون خودش وجود ندارد، حالتی کاملا تصنعی پیدا کرده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امیرحسین صدیق؛ کتاب باز</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786684_892.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1786684_892.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در فصل اول «کتاب باز» مجری برنامه بود. البته ادعایی نسبت به کتابخوان بودن و آشنایی کامل با عرصه کتاب نداشت. او خودش را کتاب باز نمی دانست و همیشه تاکید داشت که اول باید خودش شروع به خواندن کند و بعد از دیگران دعوت به کتاب خواندن کند. از وقتی در فصل دوم برنامه اجرای سروش صحت را دیده ایم، نمی توانیم راحت درباره موفقیت صديق در اجرای این برنامه صحبت کنیم. البته از آنجایی که در فصل اول، هدف برنامه صحبت با بازیگران و چهره های کمتر کتابخوان بود، صدیق انتخاب جالبی به نظر می رسید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">امیرحسین صدیق، از جمله بازیگرانی است که در ذهن همه خاطره خوشی از خودش به جا گذاشته و اجرای کتاب باز هم توانست این خاطره را بهتر در ذهن ها ماندگار کند. در اجرای صدیق هم نکته لج دربیاری وجود نداشت چون اصولا «کتاب باز» یک برنامه آرامش بخش است و آزار و اذیتی برای مخاطبانش ندارد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بهنوش بختیاری؛ آبرنگ</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786685_278.jpg" loading="lazy"  width="550" height="241" alt="[تصویر:  1786685_278.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بهنوش بختیاری شاید بازیگر خوبی باشد و تحت نظر یک کارگردان کاربلد بازی کمدی خوبی از خودش به نمایش بگذارد اما مجری چندان خوبی نیست. طبیعتا با شلوغ بازی و هیجان کاذب و خنده های پشت سر هم نمی شود اجرای خوبی انجام داد و مخاطبان را راضی کرد. درست است که «آبرنگ» برنامه مفرحی بود و می طلبید که مجری اش هیجان خاصی داشته باشد اما بختیاری اجرا را کاملا با بازیگری اشتباه گرفته بود و دقیقا نمی دانست برای چه مخاطب هدفی، برنامه اجرا می کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">البته مشکل فقط اجرای بختیاری نبود، به طور کلی «آبرنگ» برنامه قابل قبولی نبود و زیاد نمی شود راجع به خوبی و بدی آن صحبت کرد اما فرصت مناسبی بود تا بهنوش بختیاری بتواند علاوه بر فعالیت در عرصه بازیگری، خودش را در اجرا هم محک بزند و محبوبیت اش را نزد مخاطبان چند برابر کند اما عملا موفقیتی به دست نیاورد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رضویان، غفوریان، بنفشه خواه؛ سه شو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786686_870.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786686_870.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگر به یاد داشته باشید همین چند سال پیش، برنامه ای به اسم «سه شو» با اجرای مشترک مهران غفوریان، بیژن بنفشه خواه و جواد رضویان روی آنتن رفت. این سه کمدین آنقدر بامزه هستند که وقتی کنار دست هر کدامشان بنشینیم یک دل سیر می خندیم اما خب برای اجرای یک برنامه فقط بامزه بودن صرف کافی نیست. این سه نفر بیشتر از اینکه مجری برنامه باشند، کمدین هایی بودند که کنار هم استندآپ اجرا می کردند و مخاطبان را می خنداندند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگر بتوانیم استندآپ را جزو اجرا حساب کنیم، آن وقت می توانیم اسم این سه نفر را هم در فهرست بازیگرانی که مجری شدند به ثبت برسانیم. البته باز هم باید بگوییم که اجرای سه نفره با اجرای تک نفره کاملا فرق دارد و در چنین شرایطی تبحر مجریان آنطور که باید ملاک قرار نمی گیرد. بنابراین نمی توانیم بگوییم آنها مجریان خوبی هستند یا نه.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">78</span></span><br />
مهران مدیری در بین بازیگران مجری از همه باسابقه تر است. با صرف نظر از پلاتوگویی هایش در برنامه «77»، «ببخشید شما» اولین برنامه ای بود که مدیری اجرای آن را بر عهده گرفت. این برنامه سال 78 روز آنتن شبکه سه رفت.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">07</span></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786687_365.jpg" loading="lazy"  width="550" height="382" alt="[تصویر:  1786687_365.jpg]" class="mycode_img" /></div>
شبکه نسیم در بین شبکه های تلویزیونی، از حیث استفاده از بازیگر – مجری رکورددار است. تا به حال هفت بازیگر سرشناس اجرای برنامه های مختلف این شبکه را بر عهده داشته اند. رامبد جوان (خندوانه)، مهران مدیری (دورهمی)، پژمان بازغی (کودک شو)، کامران تفتی (وقتشه)، اکبر عبدی (شبی با عبدی) و سروش صحت و امیرحسین صدیق (کتاب باز) از جمله بازیگرمجری های این شبکه هستند.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">03</span></span><br />
حضور محمدرضا گلزار به عنوان مجری در مسابقه «برنده باش» رکوردی منحصر به فرد و تا حدی دست نیافتنی را برای شبکه سه به ارمغان آورد. گلزار تنها سوپراستاری است که پا به عرصه اجرا گذاشته. او یکی از گران ترین و سودآورترین بازیگران حال حاضر سینماست.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">05</span></span><br />
رامبد جوان در بین بازیگرمجری ها به نوعی رکورددار است. او الان چهار سال به شکل متوالی با تولید پنج فصل از برنامه «خندوانه» به عنوان مجری روی آنتن است. او در این مدت در عرصه بازیگری هیچ فعالیتی نداشت و فقط توانست دو فیلم سینمایی را کارگردانی کند.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">02</span></span><br />
برنامه «پنج ستاره» عمر کوتاهی دارد. در همین مدت کوتاه دو فصل از برنامه تولید شده که هر فصل یک بازیگر اجرای آن را عهده دار بوده. فصل اول را اشکان خطیبی اجرا کرد و اجرای فصل دوم که پخش آن به تازگی شروع شده، به حمید گودرزی محول شده است.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #0000ff;" class="mycode_color">روزنامه هفت صبح - مرجان فاطمی:</span> بررسی 14 اجرای بازیگر سینما و تلویزیون که در چند سال اخیر بر عرصه اجرا تکیه زده اند، به بهانه شروع اجرای محمدرضا گلزار، حمید گودرزی و دانیال عبادی. آیا بازیگران، مجریان خوبی هستند؟</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">هفته گذشته همزمان سه بازیگر، به عنوان مجری روی آنتن رفتند و سه مسابقه اجرا کردند. محمدرضا گلزار، حمید گودرزی و دانیال عبادی، جدیدترین بازیگرانی هستند که از وسط فیلم ها و سریال ها، بدون داشتن کمترین تجربه ای در اجرا، مستقیم مقابل دوربین قرار گرفته اند و در جایگاه مجری تکیه زده اند.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786688_643.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786688_643.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در چهار پنج سال اخیر، تلویزیون به جای اینکه از مجریان جدید و جوان رونمایی کند و چهره های تربیت یافته ای در عرصه اجرا روی آنتن بفرستد، سراغ بازیگران سینما و تلویزیون رفته است. این انتخاب ها به خصوص در یکی دو سال اخیر خیلی بیشتر هم شده. انگار بین شبکه های مختلف برای جذب بازیگران رقابت عجیبی در گرفته. هر شبکه سعی می کند، بازیگر جذاب تری را به عنوان مجری انتخاب کند تا نهایتا با استفاده از محبوبیت این چهره ها، مخاطبان بیشتری به سمت خودش جلب کند. حالا اینکه این بازیگران چقدر در عرصه اجرا موفق می شوند و چقدر توان ادامه دادن دارند، بماند. در این پرونده، شیوه اجرا و میزان موفقیت مجریان بازیگر را در چهار پنج سال اخیر بررسی می کنیم.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">محمدرضا گلزار؛ مسابقه برنده باش</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786660_148.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786660_148.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: در باره اینکه چرا محمدرضا گلزار بعد از این همه وقت تصمیم گرفته به تلویزیون بیاید و یک برنامه اجرا کند، صحبت ها و گمانه زنی های زیادی وجود دارد. به هیچ کدام از آنها کاری نداریم اما خب باید بپذیریم که گلزار را همیشه در قالب بازیگر دیده ایم و طبیعتا در جایگاه مجری هم از او انتظار ویژه ای داریم. همین انتظار بالا باعث می شود نتوانیم به اجرایش نمره خوب دهیم و از کنار ضعف هایش راحت بگذریم. مهمترین ویژگی محمدرضا گلزار برای اجرای «برنده باش»، محبوبیت اوست. به هر حال هر کس دیگری جای گلزار بود، مردم برای تماشای مسابقه تا این حد ترغیب نمی شدند اما این مسئله به معنای اجرای خوب گلزار نیست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چقدر با فضای برنامه جوز است: اجرای مسابقه ای مثل «برنده باش» که قرار است اطلاعات عمومی شرکت کننده ها را مورد قضاوت قرار دهد، کار چندان پیچیده ای نیست. فقط نیاز به مجری ای دارد که بتواند به موقع واکنش نشان دهد، به موقع شرکت کننده را دچار شک و تردید کند و از همه مهمتر اینکه سابقه اطلاعات عمومی بالا داشته باشد. حالا دیگر خودتان قضاوت کنید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اشتباه های اجرا: گلزار بیشتر از اینکه به فکر یک اجرای جذاب باشد، ترجیح می دهد استایل همیشگی اش را حفظ کند. مهمترین اشتباه گلزار این است که هیچ امضایی از خودش روی برنامه نگذاشته است. هر کسی می توانست به سبک گلزار آن را اجرا کند اما انتظار می رفت اجرایی کاملا متفاوتی با سایرین داشته باشد. از این جهت که متین و باوقار اجرا می کند و برای بالابردن جذابیت برنامه خودش را به در و دیوار نمی زند، کارش درست است اما به هر حال اجرای این برنامه نیاز به اکت بیشتری دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">شروع و پایان برنامه: از آنجایی که برنامه تازه شروع شده و هنوز شیوه سلام و خداحافظی گلزار برای مخاطبان درست جا نیفتاده، نمی شود درباره جملات ثابتش صحبتی به میان آورد. مثلا موقع شروع مسابقه می گوید: «عرض ادب و سلام دارم خدمت همه هموطنانم از سراسر ایران، به دومین شب از مسابقه بزرگ برنده باش خوش آمدید.» اما در پایان ها کاملا متفاوت عمل می کند و فقط «شب بخیر، خداحافظ» پایانی اش در همه برنامه ها یکی است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مهران مدیری؛ دورهمی</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786675_164.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1786675_164.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: پروسه مجری شدن در مهران مدیری با بقیه فرق می کند. او با بیشتر بازیگرهایی که یک مرتبه از دنیای بازیگری راه شان را کج کنند و سراغ اجرا می روند، فرق دارد. چون از وقتی یادمان می آید مهران مدیری معمولا همزمان با کارگردانی و بازیگری، یک جورهایی مجری برنامه هایش هم بود. حالا اجرا نه به این معنی که مقابل دوربین قرار بگیرد و اعلام برنامه کند و حرف های قشنگ بزند و با مهمان های برنامه وارد گپ و گفت شود؛ ویژگی اصلی مدیری این بود که از همان اول با پلاتو گرفتن هایش دل مخاطبان را برد و این عنصر جذاب را هنوز هم در برنامه هایش دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چقدر با فضای برنامه جور است: درباره مهران مدیری نمی شود به مسئله ارتباط میان اجرا و بازیگر وارد شد و درباره انتخاب او به عنوان مجری «دورهمی» اظهارنظر کرد چون مهران مدیری خودش فضای برنامه را می سازد. اصلا «دورهمی» از همان اول با اجرای مدیری شکل گرفته و اگر او را از برنامه حذف کنیم، چیزی باقی نمی ماند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اشتباه های اجرا: مهران مدیری با این که شخصیت محبوبی است اما به عنوان مجری برنامه «دورهمی» وارد مقوله هایی می شد که شاید خیلی ها نمی پسندیدند. به صحبت های انتقادی و گهگاه یکطرفه به قاضی رفتن هایش کاری نداریم. مسئله اصلی زمانی است که در شوخی هایش با سبک زندگی مردم عادی جامعه، یک جورهایی به آنها با نگاهی تحقیرآمیز روبرو می شود. این نگاه چه در پرداختن به سوژه ها و چه در برقراری ارتباط با حاضران در استودیوی دورهمی مشهود بود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">شروع و پایان برنامه: مهران مدیری معمولا خیلی راحت برنامه هایش را شروع می کند و مثلا می گوید: «به نام خدا، سلام عرض می کنم، امیدوارم حالتون خوب باشه. خیلی خوش اومدید و از این که کنار ما هستید خوشحالیم.» در پایان برنامه هم در عین جدیت، سعی می کند صمیمیت اش را با مردم حفظ کند. می گوید: «خیلی ممنون که انقدر گرم و صمیمی کنار ما بودین، همه شما رو به خدای بزرگ می سپرم. شب بخیر. خدانگهدار.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رامبد جوان؛ خندوانه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786676_165.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1786676_165.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ویژگی مهم اجزا:</span> خیلی ها در تمام این سال ها تلاش کرده اند به عنوان مجری یک برنامه شاد، موفقیت هایی به دست بیاورند و خودشان را در دل مردم جا کنند اما موفق نشده اند. رامبد جوان شاید تنها مجری بامزه تلویزیون است که وقتی اسمش می آید، بلافاصله یاد هیجان ها و بالا و پایین پریدن هایش در طول برنامه می افتیم. رامبد از جمله مجری هایی است که ذاتا بامزه است و برای ایجاد هیجان در برنامه هایش نیازی به ادا در آوردن ندارد. دلیل اصلی موفقیت اش همین تصنعی نبودن اجرای اوست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جوز است:</span> خندوانه اگر رامبد جوان را نداشت قطعا به چنین جایگاهی نمی رسید. او یک مجری صرف نیست. همان حرفی که درباره مدیری زدیم، درباره رامبد هم صادق است. پیش از رامبد جوان خیلی ها قصد داشتند از روی تاکشوهای مهم دنیا الگوبرداری کنند، این کار را هم کردند اما موفقیتی نصیب شان نشد چون نتوانستند خودشان را با سبک اجرایی که مدنظر داشتند هماهنگ کنند. رامبد خودش خندوانه را متولد کرد و از همان ابتدا جزء به جزءاش را با توجه به سبک و سیاق خودش ساخت. برای همین رامبد و خندوانه، چیزی جدا از هم نیستند و کاملا در هم ادغام شده اند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا:</span> تنها مسئله ای که گهگاه بین رامبد جوان و مخاطبان فاصله می اندازد، تاکید زیاد روی تبلیغ اسپانسرهاست. اینکه در خیلی مواقع، رامید بخش مهمی از زمان اجرایش را به معرفی اسپانسرها اختصاص می داد و حوصله همه را سر می برد. البته این مسئله در فصل پنجم تا حدودی تعدیل شده و برای تبلیغ اسپانسرها بخش جداگانه ای در نظر گرفته اند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">شروع و پایان برنامه: شیوه شروع و پایان برنامه در خندوانه، حالا دیگر به امضای اصلی آن تبدیل شده و در ذهن همه به ثبت رسیده. او در نقطه شروع برنامه می گوید: «به نام خدا. سلام. من رامبد جوان هستم در شبکه نسیم، اینجا خندوانه است.» و اینطور خداحافظی می کند که «مردم عزیز ایران ما شمارو خیلی دوست داریم، شما خیلی قشنگین خدا شمارو خیلی حفظ کنه. مخلصیم. شاد باشین.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اکبر عبدی؛ شبی با عبدی</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786659_320.jpg" loading="lazy"  width="550" height="380" alt="[تصویر:  1786659_320.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ویژگی مهم اجرا:</span> اکبر عبدی، کمدین محبوبی است. یعنی آنچه که در وهله اول باعث شده مدیران دست روی او بگذارند و اجرای یک برنامه را در اختیارش قرار دهند، همین محبوبیت است. به هر حال عبدی به عنوان یک کمدین، آنقدر برای مردم اهمیت دارد که توجه چندانی به اجرای او نشان ندهند و ایرادهای کارش را نبینند. با این حال اما نمی شود از کنار ضعف های این کمدین به راحتی گذشت. تنها نکته بامزه اکبر عبدی در «عبدی شو» خاطرات بامزه ای است که تعریف می کند اما عملا از سطح یک استند آپ کمدی فراتر نمی رود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جور است:</span> اسم برنامه «شبی با عبدی» است و خب طبیعتا بخش های برنامه با توجه به حضور این بازیگر طراحی شده.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا:</span> اکبر عبدی با تمام تبحری که در بازیگری دارد، مجری خوبی نیست. از همان ابتدا زمانی که به عنوان یک مجری برنامه را شروع می کند، حتی در صحبت کردن هم درست پیش نمی رود. او آرام، شمرده و گاه بدون حس صحبت می کند و نمی توان نسبتی میان دیالوگ های او و انرژی یک مجری پیدا کرد. عبدی در گفتگوها هم بی رمق رفتار می کند. او سعی می کند با مهمان ها صمیمی باشد و موفق هم هست اما نمی تواند مهمان را برای صحبت کردن سر ذوق بیاورد. سوال های کلیشه ای از آنها می پرسد و مدام میان حرف آنها می پرد و اجازه کامل کردن بحث را به مهمان برنامه اش نمی دهد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه:</span> عبدی فرم خاصی برای شروع و پایان برنامه اش ندارد اما معمولا در ابتدای برنامه سلام و علیک مفصلی می کند. مثلا می گوید: «عرض ادب و شب بخیر خدمت شما سروران گل و البته عرض ادب مخصوص خدمت عزیزهای دل مان در منزل.» در پایان هم همین قدر مفصل خداحافظی می کند: «امیدوارم حوصله تان سر نرفته باشد، از همه شما تشکر می کنیم، با شما دوستان عزیز در منزل هم خداحافظی می کنیم و براتون همه روزهای بعد را، شاد آرزو می کنیم. شب بخیر.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پژمان بازغی؛ مسابقه کودک شو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786677_179.jpg" loading="lazy"  width="550" height="383" alt="[تصویر:  1786677_179.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: از جمله بازیگرانی بود که وقتی خبر اجرای او در برنامه «کودک شو» به گوشمان رسید زیاد متعجب نشدیم. پژمان بازغی به عنوان بازیگر هم استایل خاص خودش را دارد و جدیت همیشگی اش می توانست او را برای اجرا مناسب جلوه دهد منتها برنامه کودک شو، یک برنامه معمولی نبود. یک برنامه متناسب با خانواده ها و کودکان بود و اهمیت داشت چه کسی آن را اجرا کند. مهمترین ویژگی بازغی این است که از خودش فاصله نمی گیرد و سعی در ادا در آوردن و تغییر لحن و... ندارد. او به موقع شوخی می کند، به موقع مچ شرکت کننده هایش را می گیرد و سعی می کند با آنها همراه شود و یک اجرای نسبتا مفرح داشته باشد اما در عین حال از استایل همیشگی اش فاصله نمی گیرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جوزاست:</span> شاید به نظر برسد برای یک برنامه در حوزه کودک، باید لزوما از یک مجری با هیجان که بالا و پایین می پرد و ادا در می آورد استفاده کرد تا فضا تا حد زیادی به حال و هوای کودکان نزدیک شود اما حضور پژمان بازغی و اجرای معقول او ثابت کرد که اتفاقا چنین برنامه ای بدون ادا در آوردن و لوس بازی های مرسوم، بسیار جذاب تر اجرا می شود و در این صورت، ذات مسابقه دستخوش تغییر نمی شود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا:</span> اشتباه خاصی ندارد و توانسته است برنامه را روی یک خط استاندارد پیش ببرد. اگر اشتباهی هم وجود دارد، متوجه خود برنامه است نه شیوه ای که بازغی برای اجرای آن در نظر گرفته.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه: </span>معمولا شروع و پایان برنامه هایش ثابت است و از جمله هایی یکسان استفاده می کند. اکثرا هنگام شروع برنامه رو به مخاطبان می گوید: «به نام خدا. سلام. شما بیننده شبکه نسیم هستید و برنامه کودک شوی هیجانی. همراه من باشید. پژمان بازغی.» و با این جمله ها هم برنامه را به پایان می رساند: «خیلی ممنون که بیننده برنامه ما بودین. تا برنامه بعد بدرود.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سروش صحت؛ کتاب باز</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786678_634.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1786678_634.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ویژگی مهم اجرا: اگر فقط یک بار پای صحبت های سروش صحت بنشینید کاملا متوجه می شوید برای تبدیل شدن به مجری «کتاب باز»، کوچکترین تغییری در رفتار و طرز صحبت کردنش به وجود نیاورده. ویژگی اصلی اجرای سروش صحت، این است که کاملا راحت و صمیمی روبروی مخاطبانش می نشیند و با همان شور و شوق همیشگی که در رفتارش سراغ داریم با آنها گپ می زند. نکته مهمتر اینکه صحت علاقه زیادی به خواندن و خرید کتاب دارد و علاقه ای که برای صحبت راجع به نویسنده ها و داستان ها دارد، شبیه اشتیاق یک مجری معمولی نیست. انگار این شعف برای صحبت از کتاب، از درون او می جوشد و برای همین هم انرژی بسیار خوبی به برنامه می دهد. ضمن اینکه برای هر مهمان، از محور جدیدی وارد گفتگو می شود و سعی می کند مصاحبه هایش با افراد مختلف شباهتی با هم نداشته باشد و تنوع در آنها کاملا رعایت شود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر با فضای برنامه جوز است: </span>سروش صحت، برخلاف بیشتر کمدین ها و کارگردان های آثار کمدی، در کتاب خواندن بسیار جدی است و تسلطش بر کتاب ها باعث می شود که موقع مصاحبه با مهمان ها یک ذره هم کم نیاورد. او به این حوزه مسلط است و با مهمان هایش از هر طیف و هر عقیده و نظری، راحت گرم می گیرد و حتی راجع به کتاب هایی که در سلیقه اش نیست هم با دقت نظر می دهد. به نظر می رسد کسی غیر از او نمی تواند کتاب باز را اجرا کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا: </span>اشتباه خاصی در اجرا ندارد و بعید است کسی از اجرای صحت در کتاب باز لجش در بیاید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه: </span>سروش صحت هم در «کتاب باز» به یک شیوه خاصی از شروع برنامه رسیده است که البته در فصل اول کتاب باز هم این شیوه وجود داشت. او در نقطه شروع برنامه می گوید: «سلام سلام سلام برنامه کتاب باز شروع شد.» برای پایان برنامه روش خاصی ندارد. مثلا خیلی وقت ها می گوید: ممنونم که برنامه ما رو دیدید، خدانگهدارتون.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشکان خطیبی؛ مسابقه پنج ستاره</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786679_447.jpg" loading="lazy"  width="550" height="366" alt="[تصویر:  1786679_447.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ویژگی مهم اجرا: </span>اشکان خطیبی سال ها پیش برنامه ای را همراه با رامبد جوان اجرا می کرد و می شود گفت با اصول اجرا به نسبت آشناست. در واقع اشکان خطیبی در این سال ها به استایل ثابتی در بازیگری و اجرا رسیده و در «پنج ستاره» هم سعی می کند روی همان چارچوب پیش برود. یک مجری آراسته، تقریبا جدی و متین اما در عین حال شوخ طبع که هم مراوده درستی با مهمان هایش دارد، هم گهگاه آنها را می خنداند و هم حوصله مخاطبانش را سر نمی برد و در عین حال لودگی و حرکات سخیف هم در اجرایش جایی ندارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">چقدر بافضای برنامه جوز است: </span>گرچه معتقدیم برنامه ای مثل «پنج ستاره» بیشتر از اینکه به یک مجری بازیگر نیاز داشته باشد، به یک مجری کارشناس و مطلع نیازمند است اما با این حال اشکان خطیبی هم گزینه نامناسبی نیست و به هر حال سطح اطلاعات عمومی خوبی دارد. نکته مهمی که در انتخاب اشکان خطیبی برای اجرای این برنامه در شبکه پنج وجود داشت، این بود که شبکه پنج الان مدت هاست مخاطبانش را از دست داده و طبیعتا فقط با یک مجری ستاره می توانست توجه آنها را مجددا جلب کند. خطیبی از این رو مناسب اجرای برنامه است. در حال حاضر با رفتن اشکان خطیبی و انتخاب حمید گودرزی برای اجرای این برنامه، می شود خیلی بهتر راجع به اجرای او قضاوت کرد. در واقع اجرای خطیبی در مقایسه با گودرزی، یک سر و گردن بالاتر بود و کاملا به جنس این مسابقه می خورد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اشتباه های اجرا: </span>اشتباه خاصی در اجراهایش نداشت و توانسته بود به استانداردی در اجرا برسد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">شروع و پایان برنامه: </span>معمولا مسابقه های «پنج ستاره» را با این جملات شروع می کرد: «به نام خدا، خانم ها آقایون سلام. من اشکان خطیبی ام از استودیوی پنج ستاره. با یک برنامه دیگه در خدمتتون هستیم.» در پایان ها متفاوت بود اما معمولا می گفت: «تا یه آخر هفته دیگه از شما خداحافظی می کنم، شبتون خوش.»</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خط دوم</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هفت بازیگر دیگر که در اجرا به اندازه سایرین موفق نیستند</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در قسمت بالا راجع به بازیگرانی صحبت کردیم که در نقطه اوج بازیگری یا کارگردانی، برای اجرای یک برنامه انتخاب شده اند و توانسته اند خودشان را در جایگاه اجرا هم به خوبی نشان دهند. درست مثل مهران مدیری و رامبد جوان و سروش صحت و ... نکته مهم اینجاست که این افراد، در اجرا هم به اندازه بازیگری و کارگردانی شان دیده شدند. حالا مهم نیست چقدر اصول اجرا را بلد بودند یا چقدر تلاش کردند تا به نقطه استاندارد برسند، مهم این است که حضورشان در عرصه اجرا، در هر دوره ای جریان مهمی به وجود آورده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">غیر از هفت مجری بازیگری که در بالا از آنها اسم به میان آوردیم، بازیگران دیگری هم هستند که در دوره هایی به عرصه اجرا وارد شده اند. اجرای این گروه، به اندازه گروه قبل موفق نبوده و هیجان خاصی هم ایجاد نکرده اند اما به هر حال تجربه اجرا، آنها را در جایگاهی قرار داد تا بتوانند علاوه بر بازیگری، فعالیت مهم دیگری را هم تجربه کنند. تعداد بازیگرانی که در طول این سال ها به تلویزیون آمده اند، بیشتر از اینهاست. اسامی زیر از آن جهت انتخاب شده اند که بازیگران شناخته شده ای هستند و جایگاه مهمی در این عرصه داشته اند. درباره شیوه اجرا و میزان موفقیت این هفت بازیگر در تلویزیون بخوانید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حمید گودرزی؛ پنج ستاره</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786680_932.jpg" loading="lazy"  width="350" height="411" alt="[تصویر:  1786680_932.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">سال ها به عنوان بازیگر مشغول به فعالیت بود و حالا به طور همزمان در قامت مجری دیده شده؛ مسابقه «پنج ستاره» و «۱۳ شمالی». دومی در شبکه نمایش خانگی توزیع می شود و فعلا در گزارش مان نیست و به شکل جداگانه در باره این مسابقه و نیز اجرای گودرزی خواهیم نوشت. او دو هفته است جایگزین اشکان خطیبی در مسابقه «پنج ستاره» شبکه پنج شده و سعی کرده شیوه ای متفاوت از مجری قبلی در پیش بگیرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">هفته پیش نوشتیم کنار گذاشتن کلیشه ها و تلاش برای ایجاد فضای صمیمانه با شرکت کننده ها امتیاز گودرزی است ولی با گذشت دو قسمت باید اعتراف کنیم او گرفتار زیاده روی شده. شوخی هایش به قاعده نیست تا جایی که خودش هم مجبور به عذرخواهی می شود. شیوه فریب دادن شرکت کننده ها نیز جزو پاشنه آشیل اجرای اوست و اگر دست از این رفتارها برندارد، برنامه به برنامه کیفیت کارش افت بیشتری می کند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کامران تفتی؛ وقتشه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786681_736.jpg" loading="lazy"  width="550" height="294" alt="[تصویر:  1786681_736.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگر اجرای کامران تفتی در فصل دوم «وقتشه» را با اجرایش در فصل اول مقایسه کنیم کاملا متوجه می شویم که او برای رسیدن به یک اجرای استاندارد، تلاش زیادی کرده است. او در فصل دوم تسلط بیشتری بر اجرا پیدا کرده و تا حدودی از رفتار تصنعی فصل قبل فاصله گرفته. البته هنوز هم نمی شود او را یک مجری درجه یک نامید اما با این حال می شود گفت به استاندارد خوبی در این عرصه رسیده.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">تفتی در فصل دوم کاملا هم راستا با هدف برنامه حرکت می کند، مخاطبانش را به خوبی شناخته است و اجرایش را درست بر اساس هدف برنامه و ویژگی های مخاطبانش تنظیم می کند. ضمن اینکه در تعامل با مهمان ها خیلی خوش رفتار است و سعی می کند با پرسیدن سوال های بامزه و مرتبط با ساختار برنامه، کاری کند تا فضای «وقتشه» جذاب تر شود. با این حال هنوز برای تبدیل شدن به یک مجری موفق فاصله دارد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فرهاد جم؛ همیشه خونه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786682_920.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786682_920.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">«همیشه خونه» سومین آزمون فرهاد جم در عرصه اجرا است. او از نیمه مرداد برنامه «همیشه خونه» را در شبکه آموزش اجرا می کند که متفاوت ترین تجربه اش محسوب می شود. تفاوت از این نظر که در اجرای قبلی جم یعنی «راز سیب» و «از کی بپرسم» مسابقه بوده اند ولی این بار اجرای یک برنامه خانواده محور را بر عهده دارد. جم در «همیشه خونه» با مهمان ها وارد گفت و گو می شود و یک موضوع مشخص را پیش می برد. او به واسطه تجربه بازیگری، با دوربین راحت است و موقع صحبت واژه کم نمی آورد. از این حیث فرهاد جم را می توان موفق دانست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">«همیشه خونه» اما برنامه ای برای سنجش عیار واقعی جم نیست. این برنامه خانواده محور است و از چالش به دور؛ پس یک مجری به راحتی از پس آن بر می آید. اجرای مسابقه های «راز سیب» و «از کی بپرسم» جزو کارهای موفق جم محسوب می شود.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">دانیال عبادی؛ هفت در سه</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786683_613.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1786683_613.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">یکی دو هفته پیش زمانی که خبر انتخاب دانیال عبادی برای مسابقه «هفت در سه» را شنیدیم، در همین صفحه نوشتیم که این انتخاب نمی تواند چندان درست باشد. دانیال عبادی در دوره حضورش به عنوان بازیگر، نتوانست تبحری در بازی از خودش نشان دهد و هیچ وقت به عنوان یک بازیگر کاربلد شناخته نشد. با این حال معتقد بودیم شاید در عرصه اجرا وضعیت بهتری داشته باشد. پخش یکی دو قسمت از مسابقه کافی بود تا مطمئن شویم اینطور نیست.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">برای مسابقه ای مانند «هفت در سه»، به یک مجری باهیجان، حراف و پرانرژی نیاز بود تا بتواند فضای برنامه را به هیجان انگیزترین شکل ممکن حفظ کند. دانیال عبادی از جنس این مسابقه نیست. او فقط تلاش می کند با تغییر صدا، هیجان ایجاد کند و از آنجایی که این هیجان درون خودش وجود ندارد، حالتی کاملا تصنعی پیدا کرده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امیرحسین صدیق؛ کتاب باز</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786684_892.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1786684_892.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در فصل اول «کتاب باز» مجری برنامه بود. البته ادعایی نسبت به کتابخوان بودن و آشنایی کامل با عرصه کتاب نداشت. او خودش را کتاب باز نمی دانست و همیشه تاکید داشت که اول باید خودش شروع به خواندن کند و بعد از دیگران دعوت به کتاب خواندن کند. از وقتی در فصل دوم برنامه اجرای سروش صحت را دیده ایم، نمی توانیم راحت درباره موفقیت صديق در اجرای این برنامه صحبت کنیم. البته از آنجایی که در فصل اول، هدف برنامه صحبت با بازیگران و چهره های کمتر کتابخوان بود، صدیق انتخاب جالبی به نظر می رسید.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">امیرحسین صدیق، از جمله بازیگرانی است که در ذهن همه خاطره خوشی از خودش به جا گذاشته و اجرای کتاب باز هم توانست این خاطره را بهتر در ذهن ها ماندگار کند. در اجرای صدیق هم نکته لج دربیاری وجود نداشت چون اصولا «کتاب باز» یک برنامه آرامش بخش است و آزار و اذیتی برای مخاطبانش ندارد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بهنوش بختیاری؛ آبرنگ</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786685_278.jpg" loading="lazy"  width="550" height="241" alt="[تصویر:  1786685_278.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بهنوش بختیاری شاید بازیگر خوبی باشد و تحت نظر یک کارگردان کاربلد بازی کمدی خوبی از خودش به نمایش بگذارد اما مجری چندان خوبی نیست. طبیعتا با شلوغ بازی و هیجان کاذب و خنده های پشت سر هم نمی شود اجرای خوبی انجام داد و مخاطبان را راضی کرد. درست است که «آبرنگ» برنامه مفرحی بود و می طلبید که مجری اش هیجان خاصی داشته باشد اما بختیاری اجرا را کاملا با بازیگری اشتباه گرفته بود و دقیقا نمی دانست برای چه مخاطب هدفی، برنامه اجرا می کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">البته مشکل فقط اجرای بختیاری نبود، به طور کلی «آبرنگ» برنامه قابل قبولی نبود و زیاد نمی شود راجع به خوبی و بدی آن صحبت کرد اما فرصت مناسبی بود تا بهنوش بختیاری بتواند علاوه بر فعالیت در عرصه بازیگری، خودش را در اجرا هم محک بزند و محبوبیت اش را نزد مخاطبان چند برابر کند اما عملا موفقیتی به دست نیاورد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رضویان، غفوریان، بنفشه خواه؛ سه شو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786686_870.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1786686_870.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگر به یاد داشته باشید همین چند سال پیش، برنامه ای به اسم «سه شو» با اجرای مشترک مهران غفوریان، بیژن بنفشه خواه و جواد رضویان روی آنتن رفت. این سه کمدین آنقدر بامزه هستند که وقتی کنار دست هر کدامشان بنشینیم یک دل سیر می خندیم اما خب برای اجرای یک برنامه فقط بامزه بودن صرف کافی نیست. این سه نفر بیشتر از اینکه مجری برنامه باشند، کمدین هایی بودند که کنار هم استندآپ اجرا می کردند و مخاطبان را می خنداندند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگر بتوانیم استندآپ را جزو اجرا حساب کنیم، آن وقت می توانیم اسم این سه نفر را هم در فهرست بازیگرانی که مجری شدند به ثبت برسانیم. البته باز هم باید بگوییم که اجرای سه نفره با اجرای تک نفره کاملا فرق دارد و در چنین شرایطی تبحر مجریان آنطور که باید ملاک قرار نمی گیرد. بنابراین نمی توانیم بگوییم آنها مجریان خوبی هستند یا نه.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">78</span></span><br />
مهران مدیری در بین بازیگران مجری از همه باسابقه تر است. با صرف نظر از پلاتوگویی هایش در برنامه «77»، «ببخشید شما» اولین برنامه ای بود که مدیری اجرای آن را بر عهده گرفت. این برنامه سال 78 روز آنتن شبکه سه رفت.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">07</span></span><br />
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/6/3/1786687_365.jpg" loading="lazy"  width="550" height="382" alt="[تصویر:  1786687_365.jpg]" class="mycode_img" /></div>
شبکه نسیم در بین شبکه های تلویزیونی، از حیث استفاده از بازیگر – مجری رکورددار است. تا به حال هفت بازیگر سرشناس اجرای برنامه های مختلف این شبکه را بر عهده داشته اند. رامبد جوان (خندوانه)، مهران مدیری (دورهمی)، پژمان بازغی (کودک شو)، کامران تفتی (وقتشه)، اکبر عبدی (شبی با عبدی) و سروش صحت و امیرحسین صدیق (کتاب باز) از جمله بازیگرمجری های این شبکه هستند.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">03</span></span><br />
حضور محمدرضا گلزار به عنوان مجری در مسابقه «برنده باش» رکوردی منحصر به فرد و تا حدی دست نیافتنی را برای شبکه سه به ارمغان آورد. گلزار تنها سوپراستاری است که پا به عرصه اجرا گذاشته. او یکی از گران ترین و سودآورترین بازیگران حال حاضر سینماست.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">05</span></span><br />
رامبد جوان در بین بازیگرمجری ها به نوعی رکورددار است. او الان چهار سال به شکل متوالی با تولید پنج فصل از برنامه «خندوانه» به عنوان مجری روی آنتن است. او در این مدت در عرصه بازیگری هیچ فعالیتی نداشت و فقط توانست دو فیلم سینمایی را کارگردانی کند.<br />
<span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">02</span></span><br />
برنامه «پنج ستاره» عمر کوتاهی دارد. در همین مدت کوتاه دو فصل از برنامه تولید شده که هر فصل یک بازیگر اجرای آن را عهده دار بوده. فصل اول را اشکان خطیبی اجرا کرد و اجرای فصل دوم که پخش آن به تازگی شروع شده، به حمید گودرزی محول شده است.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[مروری بر درخشان‌ترین آثار آقای بازیگر]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=545</link>
			<pubDate>Sun, 19 Aug 2018 12:45:48 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=545</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><a href="http://www.ghanoondaily.ir/fa/news/main/108121/%D9%8A%D9%83-%D8%B9%D9%85%D9%80%D8%B1-%D8%A8%D8%A7--%D8%B9%D9%80%D8%B2%D8%AA" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">روزنامه قانون - نوا ذاکری:</a> لاله زار، کوچه برلین، تماشاخانه کشور؛ تابستان 1941، شهریور 1320، آغاز فعالیت هنری‌اش بود؛ آقای بازیگر از تئاترهای لاله زار شروع کرد و به گفته خودش، از مردم کشورش نیرو گرفت. بزرگ مردی که توانست 6 دهه، تئاتر و سینمای ایران را بارها و بارها به وجد بیاورد و به شگفتی فرو برد، چنان که انگشت به دندان گزیده و به خود بالیده باشیم که ستاره ای چنین درخشان بر آسمان هنرمان تکیه زده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">آقای بازیگرِ ما حاجی واشنگتن است، ناصرالدین شاه است، قربان سالار است، مش حسن است، آقای بازیگرِ ما تا همیشه عزت ا... انتظامی است که چهره‌اش، صدایش و خاطره نقش‌هایش، حافظه سینما را تا ابد پر کرده، مست کرده است و گیج از آن همه شور، خلاقیت و چندین و چند چهره پر رنگ که کافیست چشم بربندیم و تصورشان کنیم تا یک به یک از جلو نظرمان بگذرند...</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778821_795.jpg" loading="lazy"  width="400" height="446" alt="[تصویر:  1778821_795.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چه جمعه ای بود که گذشت و سینما چه داغدار است این روزها؛ صحنه تئاتر برای او دلتنگ است و پرده نقره ای، خاموش، سر به گریبان فرو برده است لابد و جامعه سینما، سیاه پوش، بر پیکر بی جان آقای بازیگر ایستاده است و ناله سر می دهد. اشک است و دلتنگی برای مردی که جانِ بازیگری بود؛ چهره ای ماندنی برای تمام دوران ها. صبح جمعه هم آفتاب مثل همیشه می تابید اما چیزی از جهانم کم شد وقتی که چشم گشودم و دیدم تمام صفحات مجازی پر شده‌اند از عکس آقای بازیگر. راستی صفحات مجازی در روزهای تنهایی او کجا بودند؟</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چرا درباره اش حرف نمی‌زدیم؟ چرا هرازگاهی به یاد یکی از چندین و چند نقش ماندگارش نمی افتادیم و دست کم بین خودمان در همین دهکده های کوچک مجازی، درباره اش حرف نمی‌زدیم؟! کجاییم ما که یکباره بعد از بدرود، زبان به درود می گشاییم اما دیگر برای شنیدن انعکاس صدای خودمان هم دیر شده است. مرحوم عزت ا... انتظامی - چه دردناک است استفاده از عبارت مرحوم برای عزت سینما- این اواخر کم کار شده بود؛ کمردرد آزارش می داد، گفته بود: «از ناحیه کمر، درد زیادی دارم که حرکت کردن برایم مشکل شده است؛ دايم در خانه هستم و پزشک معالجم وضعیتم را زیر نظر دارد. بیشتر وقتم همچنان به مطالعه می‌گذرد». او ساعت چهار صبحِ روز گذشته در 94 سالگی و پس از هشت سال دوری از پرده نقره ای، در بیمارستان «باهنر تهران» درگذشت. با شنیدن این خبر مدام ابیاتی از این غزل سعدی در سرم می چرخد:</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778832_740.jpg" loading="lazy"  width="550" height="332" alt="[تصویر:  1778832_740.jpg]" class="mycode_img" /></div><ul class="mycode_list"><li>بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران<br />
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران<br />
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد<br />
داند که سخت باشد قطع امیدواران<br />
با ساربان بگویید احوال آب چشمم<br />
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران<br />
نقش‌هایی ماندگار تا ابد<br />
</li>
</ul>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">مرگ چنین است؛ دهانش را چون سیاه چاله‌ای عمیق می گشاید و به ناگاه تمامِ هستی انسان را در خود می کشد و سپس محو می شود. از هرکسی خاطره ای می ماند، طرحی، رنگی یا نقشی در ذهن مردمانی که به او وابسته بودند. عزت‌ا... انتظامی، یک چهره بود تکثیر شده در صدها نقش و هیبت و ماندگار در اذهان ملت ایران. اگر به جست‌وجو برآییم حتما می بینیم که تکه ای از او در یک گوشه ای از جان‌مان نشسته است.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778864_793.jpg" loading="lazy"  width="550" height="325" alt="[تصویر:  1778864_793.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در ذهن بسیاری از ما حتما «مش حسن» جا خوش کرده است با آن سر به دیوار کوبیدن های جنون آسایَش، در ذهن برخی دیگر شاید پدر «دکتر سپیدبخت» باشد با چهره ای مستاصل و ملتمس. «قربان سالار» را به یاد می‌آوریم، شاید با آن گریم سنگین و نقشی به شدت منفی. « دن کورلئونه» ایران را، «رضا» در فیلم «حکم»، خوب خاطرمان است؛ به عقب تر بازگردیم، «اجاره نشین ها» و «عباس آقای سوپرگوشت» را به یاد بیاوریم، آن طنین عجیب صدا که استادانه از گلوی آقای بازیگر برمی خواست، سال‌هاست به عنوان صدای یک گوشت فروش کلاش، در ذهن ما نشست کرده است. بازگردیم به اولین همکاری اش با علی حاتمی در اثر درخشان «حاجی واشنگتن» که هیچ کس جز او نمی توانست روایتگر داستان غم انگیز «حسینقلی خان صدرالسلطنه» باشد که موقعیت کمیکش هرچه پیش رفت، غمبارتر شد. این دیالوگ مشهور «حاجی واشنگتن» با صدای غرای انتظامی در خاطر بسیاری از ما ثبت شده است: «فکر و ذکرمان شد کسب آبرو، چه آبرویی؟ مملکت‌رو تعطیل کنید. دارالایتام دایر کنید درست تره! مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید! قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می کند، نفوس حق النفس می‌دهند! باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم!».</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">آثار درخشان او به قدری فراوان است که می‌توان درباره هرکدام از آن ها ساعت ها نوشت و گفت و از هر حرکت چهره و حنجره اش آموخت. استاد صحنه های تئاتر، استادِ ایستادن جلوی دوربین در هر نقشی که فکرش را بکنید. به راستی که لقب آقای بازیگر، برازنده‌اش است. او با برجسته ترین کارگردانان سینمای ایران همچون «داریوش مهرجویی»، «مسعود کیمیایی»، «ناصر تقوایی» و «محسن مخملباف» کار کرده است. عزت ا... انتظامی را می‌توان یکی از پرکارترین بازیگران تاریخ سینمای ایران دانست اما در میان تمام این آثار، کمتر کاری است که ضعیف باشد، چراکه آقای بازیگر در انتخاب نقش، سختگیر بود. او خود در این باره گفته است: «خوشبختانه هنر یک خاصیتی دارد که با پول و این چیزها نمی شود آن را به دست آورد... آدم باید واقعی زندگی کند و عاشق کارش باشد. نه پول می تواند خوشبختی بیاورد، نه شهرت. شهرت آدم آرامش آدم را می گیرد. من خوشحالم که سلامت بودم و سلامت زندگی کردم.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درخشان‌ترین آثار آقای بازیگر</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">«واریته بهاری»، به کارگردانی پرویز خطیبی، محصول سال 1328، اولین فیلم سینمایی است که عزت ا... انتظامی در آن به ایفای نقش پرداخت. داستان فیلم شامل 6 ماجراست، بی‌آنکه موضوع آن‌ها به هم مربوط باشد. یکی از ماجراها مربوط به «میرزا خنده‌رو» است که کارش به بیمارستان می‌کشد و تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد و در‌حالی‌که یکایک اعضای بدنش بریده می‌شود اما خنده‌اش قطع نمی‌شود.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778831_655.jpg" loading="lazy"  width="550" height="313" alt="[تصویر:  1778831_655.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">دومین ایفای نقش او در شاهکار «گاو» ساخته داریوش مهرجویی بود که در سال 1348 ساخته شد. این فیلم همچنان یکی از مهم‌ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است و از اولین فیلم های ایرانی بود که در اروپا مورد توجه منتقدان قرار گرفت و توانست جایزه جشنواره فیلم ونیز را در سال 1971 از آن خود کند. این فیلم که براساس داستان «عزاداران بَیَل»، نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده است، یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین نقش های عزت ا...انتظامی را رقم زد. بازی درخشان آقای بازیگر در این فیلم، خیره کننده است و با گذشت سال ها از ساخت آن، هنوز برای فیلمسازان و بازیگران، همانند کلاس درس است و می توان از آن چيزهاي بسیاري آموخت. همه امید زندگی مش حسن به تنها گاوی است که در طویله اش دارد و از وجود آن علاوه بر امرار معاش خانواده خود، افراد روستا را نیز بهره‌مند می‌كند. همه این مسائل باعث شده‌است که مش‌حسن دلبستگی خاصی به این گاو داشته باشد. اما روزی که مش حسن به شهر رفته، گاو به علت نامشخصی می‌میرد و افراد روستا با موافقت همسر مش حسن نعش گاو را در چاه روستا می‌اندازند و پس از بازگشت مش‌حسن وانمود می‌کنند که گاو گریخته‌است ولی او باور نمی‌کند و اعتقاد دارد گاو را اهالی روستا به قتل رسانده‌اند. از آن پس حالش دگرگون می‌شود و خود را گاو می‌پندارد. کوشش و پند و نصیحت بزرگان و ریش‌سفیدان روستا، چاره‌ساز نمی‌شود و سرانجام کدخدا و مش اسلام تصمیم می‌گیرند او را برای مداوا به شهر ببرند؛ ولی در میانه راه مش حسن می‌گریزد و در دره‌ای سقوط می‌کند و به سرنوشت گاوش دچار می‌شود.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778826_234.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1778826_234.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت ا... انتظامی با ایفای نقش در این فیلم و ارائه آن بازی درخشان، قدم در راهی گذاشت که سال ها بعد توانست او را به مقام آقای بازیگر برساند. پس از آن در فیلم‌های بسیاری همچون «آقای هالو»، «بی‌تا»، «پستچی»، «ستار خان»، «قیامت عشق»، «شیر خفته»، «ملکوت»، «این گروه محکومین» و «دایره مینا» پیش از انقلاب و «مدرسه ای که می‌رفتیم»، «حاجی واشنگتن»، «خانه عنکبوت»، «کمال الملک»، «چندان»، «اجاره نشین ها»، «شیر سنگی»، «سایه خیال»، «بانو»، «خانه خلوت»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «بازیچه»، «روز فرشته»، «جنگ نفتکش ها»، «روز واقعه»، «روسری آبی»، «طوفان»، «باد و شقایق»، «کمیته مجازات»، «طهران روزگار نو»، «میکس»، «سایه روشن»، «خانه ای روی آب»، «گاوخونی»، «دیوانه‌ای از قفس پرید»، «جایی برای زندگی»، «حکم»، «مینای شهر خاموش»، «شب»، «آتش سبز»، «زادبوم»، «چهل‌سالگی» و «راه ابریشم» به ایفای نقش پرداخت.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در ادامه به شرح تعدادی از ماندگارترین نقش‌های او می پردازیم:</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هالو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778847_208.jpg" loading="lazy"  width="325" height="399" alt="[تصویر:  1778847_208.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">پس از نقش «مش حسن» در فیلم «گاو» که پیشتر به آن اشاره شد، نقش عزت ا... انتظامی در فیلم «هالو» یکی از پرقدرت‌ترین بازی های او را نشان می دهد. این اولین و آخرین باری است که عزت ا... انتظامی در دو نقش در یک فیلم ظاهر شده است. ایفای دو نقش «بنگاهدار» و «فتح ا...خان» در این فیلم بر دوش عزت ا... انتظامی بود و اگرچه شاید نقش هایی محوری محسوب شوند اما قدرت بازیگری او را به رخ می کشند. پس از «گاو»، این دومین همکاری انتظامی با داریوش مهرجویی است. او برای این فیلم برنده مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حاجی واشنگتن</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778839_276.jpg" loading="lazy"  width="300" height="462" alt="[تصویر:  1778839_276.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بازی در این فیلم، اولین همکاری عزت ا... انتظامی با علی حاتمی است که به شرح داستان زندگی حسینقلی خان صدرالسلطه، اولین سفیر ایران در بلاد آمریکا می پردازد. از سختی‌های این نقش می ‌توان به مشکلات مالی اش همراه با پنج ماه اقامت در ایتالیا اشاره کرد. گفته می شود حاتمی فیلم نامه هر سکانس را شب قبلش می‌ نوشته و از ‏زیر در بسته اتاق انتظامی در هتل، به او می رسانده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کمال الملک</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778848_915.jpg" loading="lazy"  width="550" height="421" alt="[تصویر:  1778848_915.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت ا... انتظامی با بازی در نقش ناصرالدین در این فیلم، یکی از متفاوت ترین نقش های خود را رقم زد. این نقش بر خلاف نقشش در فیلم بعدی با نام «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، بسیار عبوس و جدی است. او خود در مصاحبه ای در رابطه با این نقش بیان کرده است: «شادترین عیدی که در زندگی‌ام گذراندم مربوط به فیلم «کمال‌الملک» علی حاتمی است که در آن فیلم کنار سفره هفت سین نشستم، عیدی دادم و خندیدم. در تمام دوران زندگی‌ام روزهای خوبی در نوروز نداشتم و معمولا در خانه با همسرم تنها بوده و کتاب می‌خوانم اما اوایل دهه 60 که «کمال‌الملک» را کار کردیم و نقش ناصر‌الدین شاه را بازی می‌کردم نوروز بسیار باشکوهی بود. نوع تلفظ دیالوگ های حاتمی در این فیلم فرم شنیداری مخصوصی ایجاد کرده است که هیچ گاه از خاطر تماشاگران این فیلم ماندگار پاک نمی شود».</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اجاره نشین ها</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778858_549.jpg" loading="lazy"  width="550" height="321" alt="[تصویر:  1778858_549.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">سومین همکاری انتظامی و مهرجویی، باز هم به یک شاهکار ماندگار بدل شد؛ اجاره نشین‌ها. «عباس آقای سوپرگوشت» اجاره نشین ها نماینده قشری از جامعه است که دارد به تخریب آن می پردازد و خود در بطن خطر این تخریب قرار دارد. نماینده ای که مباشر و نماینده صاحب متوفای محل زندگی اجاره نشین ها هم هست و بی توجهی او که قصد تصاحب خانه را دارد، باعث می‌شود تا به رغم تلاش‌های دیگر ساکنان، کار از کار بگذرد و خانه بر ساکنانش فروریزد. آقای بازیگر برای این نقش کاندیداي لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره پنجمین جشنواره فیلم فجر شد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ناصرالدین شاه آکتور سینما</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778859_902.jpg" loading="lazy"  width="550" height="355" alt="[تصویر:  1778859_902.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در این اثر، روی دیگری از انتظامی می بینیم. او این بار توانسته ناصرالدین شاه را از نقشش در کمال الملک کاملا جدا کند و در مقام انسانی با موقعیت های کمیک قرار دهد. شاه قاجاری که مخالف سینماست و خودش فیلم‌ها را سانسور می‌کند، عاشق یکی از هنرپیشه‌های داخل فیلم «دختر لر» می‌شود و برای آنکه به معشوق برسد، حکومت را رها می‌کند و به دنبال سینما می‌رود. این دومین نقش انتظامی است که بار کمدی دارد و اجرای درخشان آن لوح تقدیر دهمین جشنواره فیلم فجر را برای او در پی داشت.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هامون</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778865_884.jpg" loading="lazy"  width="550" height="325" alt="[تصویر:  1778865_884.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در این فیلم اگرچه خسرو شکیبایی، یکی از بی نظیرترین بازی های خود را ارائه می دهد اما عزت الله انتظامی نیز توانسته نقشی ماندگار از خود برجای بگذارد. «محسن دبیری»، وکیل «حمید هامون است که نمایانگر طبقه دلالی است که می خواهند نقش حمایت از طبقه پایین را ایفا کنند اما در جهت اهداف طبقات بالا می کوشند. این شخصیت در طول فیلم در راستا جدایی «حمید هامون» از همسرش می کوشد. سکانسی در فیلم هست که دبیری به خانه خالی از اثاثیه هامون می رود و با خسرو شکیباییِ پوشیده در حوله سفید حمام و شیشه نوشابه ای نیمه خالی در دست یک سکانس درخشان و به یاد ماندنی را بازی می‌کنند. در برخی از نقل قول ها آمده است که حجم بالایی از این سکانس حاصل بازی بداهه، هماهنگ و بی نظیر این دو ستاره در کنار یکدیگر است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روز فرشته</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778870_556.jpg" loading="lazy"  width="450" height="434" alt="[تصویر:  1778870_556.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت الله انتظامی با ایفای نقش نیت الله در این فیلم توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را در دوازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر از آن خود کند. نیت الله مردی ثروتمند و خسیس که در جریان فیلم باید نقش یک روح سرگردان را بازی کند. اسم او نشان دهنده فرجامی ست که در باید در انتهای داستان با هدایت هدایت الله رقم بزند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بانو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778871_758.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1778871_758.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">انتظامی با گریمی سنگین و بازی بدنی فراوان، مقابل دوربین داریوش مهرجویی ظاهر می شود؛ به گونه ای که ممکن است مخاطب در ابتدای فیلم او را به درستی نشناسد. «قربان سالار» که به واسطه خویشاوندی باغبان مهمان بانو شده است، کم کم شروع به دزدی و غارت خانه بانو می‌کند. شخصیت پیچیده و مبهم او که کم کم نقاب از چهره بر می دارد با بازی قابل قبول انتظامی به یک نقش محوری تبدیل شده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روسری آبی</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778882_989.jpg" loading="lazy"  width="550" height="393" alt="[تصویر:  1778882_989.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت ا... انتظامی در نقش «رسول رحمانی»، مالک یک مزرعه گوجه فرنگی که کارخانه ای هم در کنار آن دارد، مقابل دوربین رخشان بنی اعتماد رفت. «نوبر کردانی» با بازی فاطمه معتمد آریا برای کار به این مزرعه می آید و این شروع یکی از عاشقانه‌های ماندگار سینمای ایران است. میمیک آشنای معصوم و جاافتاده چهره انتظامی در به تصویر کشیدن عشق دوران کهنسالی نقش زیبایی ایفا کرده است. بغضی که در گلو و صدای او می پیچد و اشکی که بر زمینه چشم های بانفوذش می نشیند دیگر تصویری آشنا و محبوب برای ماست. این یکی از دوست داشتنی ترین کاراکترهایی است که انتظامی بازی کرد اما با کمال تعجب در سیزدهمین جشنواره فجر برای بازی این نقش ماندگار حتی کاندید جایزه ای هم نشد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خانه ای روی آب</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778883_706.jpg" loading="lazy"  width="550" height="309" alt="[تصویر:  1778883_706.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بازی در این فیلم توانست سیمرغ بهترین بازیگر نقش دوم مرد را در بیستمین جشنواره فیلم فجر، برای عزت ا... انتظامی به همراه داشته باشد. بازی شگفت برانگیز او در نقش پدر «دکتر سپید بخت» از یادها نخواهد رفت؛ پیرمردی با گذشته ای که در ظاهر به آن می بالد اما در باطن نتیجه اش را نمی‌پسندد و نمی پذیرد. فردی مستبد که در درون به شدت عاطفی است. انتظامی یک بار در مصاحبه با فرزاد حسنی گفته بود بزرگ‌ترین آرزویش این است که فرزندانش بدون اینکه با او کاری داشته باشند زنگ بزنند و از او بی ریا و صمیمی بپرسند: چطوری؟</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ایفای نقش انتظامی در تلويزیون</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778885_347.jpg" loading="lazy"  width="550" height="454" alt="[تصویر:  1778885_347.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگرچه شاید بسیاری عزت ا... انتظامی را تنها در سینما بشناسند، اما او یکی از خبره ترین بازیگران تئاتر است و تله تئاترهای درخشانی از او دیده ایم که از جمله آن ها می‌توان به «از خود گریخته»، «پیک‌نیک»، «انفجار»، «گاو»، «دیدار»، «عروس»، «گوهر شب چراغ» و «یک کلاغ چهل کلاغ» اشاره کرد. در این بین البته باید به یکی از درخشان ترین بازی های او در مجموعه تلويزیونی «هزاردستان»، شاهکار علی حاتمی اشاره کرد. این سریال به داستان زندگی رضا خوشنویس، که شخصیتی تخیلی مبتنی بر شخصیتی تاریخی به‌نام کریم دواتگر است، و نظریه توطئه‌ای مبنی بر دست داشتن شخصیتی به نام خان مظفر در وقایع پشت پرده سیاسی و اجتماعی ایران در دوران قاجار و پهلوی می‌پردازد.</div>
عزت ا... انتظامی در این فیلم در نقش خان مظفر ایفای نقش می کند (خود هزاردستان؛ آدمی ظاهر‌الصلاح که در پشت پرده تمام اتفاقات سیاسی - اجتماعی روز نقش دارد و برگرفته از شخصیت عبدالحسین میرزا فرمانفرماست اما به گفته حاتمی، چکیده همه خاندان‌های حکومتگر در ایران است).]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><a href="http://www.ghanoondaily.ir/fa/news/main/108121/%D9%8A%D9%83-%D8%B9%D9%85%D9%80%D8%B1-%D8%A8%D8%A7--%D8%B9%D9%80%D8%B2%D8%AA" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">روزنامه قانون - نوا ذاکری:</a> لاله زار، کوچه برلین، تماشاخانه کشور؛ تابستان 1941، شهریور 1320، آغاز فعالیت هنری‌اش بود؛ آقای بازیگر از تئاترهای لاله زار شروع کرد و به گفته خودش، از مردم کشورش نیرو گرفت. بزرگ مردی که توانست 6 دهه، تئاتر و سینمای ایران را بارها و بارها به وجد بیاورد و به شگفتی فرو برد، چنان که انگشت به دندان گزیده و به خود بالیده باشیم که ستاره ای چنین درخشان بر آسمان هنرمان تکیه زده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">آقای بازیگرِ ما حاجی واشنگتن است، ناصرالدین شاه است، قربان سالار است، مش حسن است، آقای بازیگرِ ما تا همیشه عزت ا... انتظامی است که چهره‌اش، صدایش و خاطره نقش‌هایش، حافظه سینما را تا ابد پر کرده، مست کرده است و گیج از آن همه شور، خلاقیت و چندین و چند چهره پر رنگ که کافیست چشم بربندیم و تصورشان کنیم تا یک به یک از جلو نظرمان بگذرند...</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778821_795.jpg" loading="lazy"  width="400" height="446" alt="[تصویر:  1778821_795.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چه جمعه ای بود که گذشت و سینما چه داغدار است این روزها؛ صحنه تئاتر برای او دلتنگ است و پرده نقره ای، خاموش، سر به گریبان فرو برده است لابد و جامعه سینما، سیاه پوش، بر پیکر بی جان آقای بازیگر ایستاده است و ناله سر می دهد. اشک است و دلتنگی برای مردی که جانِ بازیگری بود؛ چهره ای ماندنی برای تمام دوران ها. صبح جمعه هم آفتاب مثل همیشه می تابید اما چیزی از جهانم کم شد وقتی که چشم گشودم و دیدم تمام صفحات مجازی پر شده‌اند از عکس آقای بازیگر. راستی صفحات مجازی در روزهای تنهایی او کجا بودند؟</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">چرا درباره اش حرف نمی‌زدیم؟ چرا هرازگاهی به یاد یکی از چندین و چند نقش ماندگارش نمی افتادیم و دست کم بین خودمان در همین دهکده های کوچک مجازی، درباره اش حرف نمی‌زدیم؟! کجاییم ما که یکباره بعد از بدرود، زبان به درود می گشاییم اما دیگر برای شنیدن انعکاس صدای خودمان هم دیر شده است. مرحوم عزت ا... انتظامی - چه دردناک است استفاده از عبارت مرحوم برای عزت سینما- این اواخر کم کار شده بود؛ کمردرد آزارش می داد، گفته بود: «از ناحیه کمر، درد زیادی دارم که حرکت کردن برایم مشکل شده است؛ دايم در خانه هستم و پزشک معالجم وضعیتم را زیر نظر دارد. بیشتر وقتم همچنان به مطالعه می‌گذرد». او ساعت چهار صبحِ روز گذشته در 94 سالگی و پس از هشت سال دوری از پرده نقره ای، در بیمارستان «باهنر تهران» درگذشت. با شنیدن این خبر مدام ابیاتی از این غزل سعدی در سرم می چرخد:</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778832_740.jpg" loading="lazy"  width="550" height="332" alt="[تصویر:  1778832_740.jpg]" class="mycode_img" /></div><ul class="mycode_list"><li>بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران<br />
کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران<br />
هر کو شراب فرقت روزی چشیده باشد<br />
داند که سخت باشد قطع امیدواران<br />
با ساربان بگویید احوال آب چشمم<br />
تا بر شتر نبندد محمل به روز باران<br />
نقش‌هایی ماندگار تا ابد<br />
</li>
</ul>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">مرگ چنین است؛ دهانش را چون سیاه چاله‌ای عمیق می گشاید و به ناگاه تمامِ هستی انسان را در خود می کشد و سپس محو می شود. از هرکسی خاطره ای می ماند، طرحی، رنگی یا نقشی در ذهن مردمانی که به او وابسته بودند. عزت‌ا... انتظامی، یک چهره بود تکثیر شده در صدها نقش و هیبت و ماندگار در اذهان ملت ایران. اگر به جست‌وجو برآییم حتما می بینیم که تکه ای از او در یک گوشه ای از جان‌مان نشسته است.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778864_793.jpg" loading="lazy"  width="550" height="325" alt="[تصویر:  1778864_793.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در ذهن بسیاری از ما حتما «مش حسن» جا خوش کرده است با آن سر به دیوار کوبیدن های جنون آسایَش، در ذهن برخی دیگر شاید پدر «دکتر سپیدبخت» باشد با چهره ای مستاصل و ملتمس. «قربان سالار» را به یاد می‌آوریم، شاید با آن گریم سنگین و نقشی به شدت منفی. « دن کورلئونه» ایران را، «رضا» در فیلم «حکم»، خوب خاطرمان است؛ به عقب تر بازگردیم، «اجاره نشین ها» و «عباس آقای سوپرگوشت» را به یاد بیاوریم، آن طنین عجیب صدا که استادانه از گلوی آقای بازیگر برمی خواست، سال‌هاست به عنوان صدای یک گوشت فروش کلاش، در ذهن ما نشست کرده است. بازگردیم به اولین همکاری اش با علی حاتمی در اثر درخشان «حاجی واشنگتن» که هیچ کس جز او نمی توانست روایتگر داستان غم انگیز «حسینقلی خان صدرالسلطنه» باشد که موقعیت کمیکش هرچه پیش رفت، غمبارتر شد. این دیالوگ مشهور «حاجی واشنگتن» با صدای غرای انتظامی در خاطر بسیاری از ما ثبت شده است: «فکر و ذکرمان شد کسب آبرو، چه آبرویی؟ مملکت‌رو تعطیل کنید. دارالایتام دایر کنید درست تره! مردم نان شب ندارند، شراب از فرانسه می‌آید! قحطی است، دوا نیست، مرض بیداد می کند، نفوس حق النفس می‌دهند! باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم!».</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">آثار درخشان او به قدری فراوان است که می‌توان درباره هرکدام از آن ها ساعت ها نوشت و گفت و از هر حرکت چهره و حنجره اش آموخت. استاد صحنه های تئاتر، استادِ ایستادن جلوی دوربین در هر نقشی که فکرش را بکنید. به راستی که لقب آقای بازیگر، برازنده‌اش است. او با برجسته ترین کارگردانان سینمای ایران همچون «داریوش مهرجویی»، «مسعود کیمیایی»، «ناصر تقوایی» و «محسن مخملباف» کار کرده است. عزت ا... انتظامی را می‌توان یکی از پرکارترین بازیگران تاریخ سینمای ایران دانست اما در میان تمام این آثار، کمتر کاری است که ضعیف باشد، چراکه آقای بازیگر در انتخاب نقش، سختگیر بود. او خود در این باره گفته است: «خوشبختانه هنر یک خاصیتی دارد که با پول و این چیزها نمی شود آن را به دست آورد... آدم باید واقعی زندگی کند و عاشق کارش باشد. نه پول می تواند خوشبختی بیاورد، نه شهرت. شهرت آدم آرامش آدم را می گیرد. من خوشحالم که سلامت بودم و سلامت زندگی کردم.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">درخشان‌ترین آثار آقای بازیگر</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">«واریته بهاری»، به کارگردانی پرویز خطیبی، محصول سال 1328، اولین فیلم سینمایی است که عزت ا... انتظامی در آن به ایفای نقش پرداخت. داستان فیلم شامل 6 ماجراست، بی‌آنکه موضوع آن‌ها به هم مربوط باشد. یکی از ماجراها مربوط به «میرزا خنده‌رو» است که کارش به بیمارستان می‌کشد و تحت عمل جراحی قرار می‌گیرد و در‌حالی‌که یکایک اعضای بدنش بریده می‌شود اما خنده‌اش قطع نمی‌شود.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778831_655.jpg" loading="lazy"  width="550" height="313" alt="[تصویر:  1778831_655.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">دومین ایفای نقش او در شاهکار «گاو» ساخته داریوش مهرجویی بود که در سال 1348 ساخته شد. این فیلم همچنان یکی از مهم‌ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران است و از اولین فیلم های ایرانی بود که در اروپا مورد توجه منتقدان قرار گرفت و توانست جایزه جشنواره فیلم ونیز را در سال 1971 از آن خود کند. این فیلم که براساس داستان «عزاداران بَیَل»، نوشته غلامحسین ساعدی ساخته شده است، یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین نقش های عزت ا...انتظامی را رقم زد. بازی درخشان آقای بازیگر در این فیلم، خیره کننده است و با گذشت سال ها از ساخت آن، هنوز برای فیلمسازان و بازیگران، همانند کلاس درس است و می توان از آن چيزهاي بسیاري آموخت. همه امید زندگی مش حسن به تنها گاوی است که در طویله اش دارد و از وجود آن علاوه بر امرار معاش خانواده خود، افراد روستا را نیز بهره‌مند می‌كند. همه این مسائل باعث شده‌است که مش‌حسن دلبستگی خاصی به این گاو داشته باشد. اما روزی که مش حسن به شهر رفته، گاو به علت نامشخصی می‌میرد و افراد روستا با موافقت همسر مش حسن نعش گاو را در چاه روستا می‌اندازند و پس از بازگشت مش‌حسن وانمود می‌کنند که گاو گریخته‌است ولی او باور نمی‌کند و اعتقاد دارد گاو را اهالی روستا به قتل رسانده‌اند. از آن پس حالش دگرگون می‌شود و خود را گاو می‌پندارد. کوشش و پند و نصیحت بزرگان و ریش‌سفیدان روستا، چاره‌ساز نمی‌شود و سرانجام کدخدا و مش اسلام تصمیم می‌گیرند او را برای مداوا به شهر ببرند؛ ولی در میانه راه مش حسن می‌گریزد و در دره‌ای سقوط می‌کند و به سرنوشت گاوش دچار می‌شود.</div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778826_234.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1778826_234.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت ا... انتظامی با ایفای نقش در این فیلم و ارائه آن بازی درخشان، قدم در راهی گذاشت که سال ها بعد توانست او را به مقام آقای بازیگر برساند. پس از آن در فیلم‌های بسیاری همچون «آقای هالو»، «بی‌تا»، «پستچی»، «ستار خان»، «قیامت عشق»، «شیر خفته»، «ملکوت»، «این گروه محکومین» و «دایره مینا» پیش از انقلاب و «مدرسه ای که می‌رفتیم»، «حاجی واشنگتن»، «خانه عنکبوت»، «کمال الملک»، «چندان»، «اجاره نشین ها»، «شیر سنگی»، «سایه خیال»، «بانو»، «خانه خلوت»، «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، «بازیچه»، «روز فرشته»، «جنگ نفتکش ها»، «روز واقعه»، «روسری آبی»، «طوفان»، «باد و شقایق»، «کمیته مجازات»، «طهران روزگار نو»، «میکس»، «سایه روشن»، «خانه ای روی آب»، «گاوخونی»، «دیوانه‌ای از قفس پرید»، «جایی برای زندگی»، «حکم»، «مینای شهر خاموش»، «شب»، «آتش سبز»، «زادبوم»، «چهل‌سالگی» و «راه ابریشم» به ایفای نقش پرداخت.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در ادامه به شرح تعدادی از ماندگارترین نقش‌های او می پردازیم:</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هالو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778847_208.jpg" loading="lazy"  width="325" height="399" alt="[تصویر:  1778847_208.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">پس از نقش «مش حسن» در فیلم «گاو» که پیشتر به آن اشاره شد، نقش عزت ا... انتظامی در فیلم «هالو» یکی از پرقدرت‌ترین بازی های او را نشان می دهد. این اولین و آخرین باری است که عزت ا... انتظامی در دو نقش در یک فیلم ظاهر شده است. ایفای دو نقش «بنگاهدار» و «فتح ا...خان» در این فیلم بر دوش عزت ا... انتظامی بود و اگرچه شاید نقش هایی محوری محسوب شوند اما قدرت بازیگری او را به رخ می کشند. پس از «گاو»، این دومین همکاری انتظامی با داریوش مهرجویی است. او برای این فیلم برنده مجسمه سپاس بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حاجی واشنگتن</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778839_276.jpg" loading="lazy"  width="300" height="462" alt="[تصویر:  1778839_276.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بازی در این فیلم، اولین همکاری عزت ا... انتظامی با علی حاتمی است که به شرح داستان زندگی حسینقلی خان صدرالسلطه، اولین سفیر ایران در بلاد آمریکا می پردازد. از سختی‌های این نقش می ‌توان به مشکلات مالی اش همراه با پنج ماه اقامت در ایتالیا اشاره کرد. گفته می شود حاتمی فیلم نامه هر سکانس را شب قبلش می‌ نوشته و از ‏زیر در بسته اتاق انتظامی در هتل، به او می رسانده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کمال الملک</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778848_915.jpg" loading="lazy"  width="550" height="421" alt="[تصویر:  1778848_915.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت ا... انتظامی با بازی در نقش ناصرالدین در این فیلم، یکی از متفاوت ترین نقش های خود را رقم زد. این نقش بر خلاف نقشش در فیلم بعدی با نام «ناصرالدین شاه آکتور سینما»، بسیار عبوس و جدی است. او خود در مصاحبه ای در رابطه با این نقش بیان کرده است: «شادترین عیدی که در زندگی‌ام گذراندم مربوط به فیلم «کمال‌الملک» علی حاتمی است که در آن فیلم کنار سفره هفت سین نشستم، عیدی دادم و خندیدم. در تمام دوران زندگی‌ام روزهای خوبی در نوروز نداشتم و معمولا در خانه با همسرم تنها بوده و کتاب می‌خوانم اما اوایل دهه 60 که «کمال‌الملک» را کار کردیم و نقش ناصر‌الدین شاه را بازی می‌کردم نوروز بسیار باشکوهی بود. نوع تلفظ دیالوگ های حاتمی در این فیلم فرم شنیداری مخصوصی ایجاد کرده است که هیچ گاه از خاطر تماشاگران این فیلم ماندگار پاک نمی شود».</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اجاره نشین ها</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778858_549.jpg" loading="lazy"  width="550" height="321" alt="[تصویر:  1778858_549.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">سومین همکاری انتظامی و مهرجویی، باز هم به یک شاهکار ماندگار بدل شد؛ اجاره نشین‌ها. «عباس آقای سوپرگوشت» اجاره نشین ها نماینده قشری از جامعه است که دارد به تخریب آن می پردازد و خود در بطن خطر این تخریب قرار دارد. نماینده ای که مباشر و نماینده صاحب متوفای محل زندگی اجاره نشین ها هم هست و بی توجهی او که قصد تصاحب خانه را دارد، باعث می‌شود تا به رغم تلاش‌های دیگر ساکنان، کار از کار بگذرد و خانه بر ساکنانش فروریزد. آقای بازیگر برای این نقش کاندیداي لوح زرین بهترین بازیگر نقش اول مرد از جشنواره پنجمین جشنواره فیلم فجر شد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ناصرالدین شاه آکتور سینما</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778859_902.jpg" loading="lazy"  width="550" height="355" alt="[تصویر:  1778859_902.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در این اثر، روی دیگری از انتظامی می بینیم. او این بار توانسته ناصرالدین شاه را از نقشش در کمال الملک کاملا جدا کند و در مقام انسانی با موقعیت های کمیک قرار دهد. شاه قاجاری که مخالف سینماست و خودش فیلم‌ها را سانسور می‌کند، عاشق یکی از هنرپیشه‌های داخل فیلم «دختر لر» می‌شود و برای آنکه به معشوق برسد، حکومت را رها می‌کند و به دنبال سینما می‌رود. این دومین نقش انتظامی است که بار کمدی دارد و اجرای درخشان آن لوح تقدیر دهمین جشنواره فیلم فجر را برای او در پی داشت.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هامون</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778865_884.jpg" loading="lazy"  width="550" height="325" alt="[تصویر:  1778865_884.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در این فیلم اگرچه خسرو شکیبایی، یکی از بی نظیرترین بازی های خود را ارائه می دهد اما عزت الله انتظامی نیز توانسته نقشی ماندگار از خود برجای بگذارد. «محسن دبیری»، وکیل «حمید هامون است که نمایانگر طبقه دلالی است که می خواهند نقش حمایت از طبقه پایین را ایفا کنند اما در جهت اهداف طبقات بالا می کوشند. این شخصیت در طول فیلم در راستا جدایی «حمید هامون» از همسرش می کوشد. سکانسی در فیلم هست که دبیری به خانه خالی از اثاثیه هامون می رود و با خسرو شکیباییِ پوشیده در حوله سفید حمام و شیشه نوشابه ای نیمه خالی در دست یک سکانس درخشان و به یاد ماندنی را بازی می‌کنند. در برخی از نقل قول ها آمده است که حجم بالایی از این سکانس حاصل بازی بداهه، هماهنگ و بی نظیر این دو ستاره در کنار یکدیگر است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روز فرشته</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778870_556.jpg" loading="lazy"  width="450" height="434" alt="[تصویر:  1778870_556.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت الله انتظامی با ایفای نقش نیت الله در این فیلم توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد را در دوازدهمین دوره جشنواره فیلم فجر از آن خود کند. نیت الله مردی ثروتمند و خسیس که در جریان فیلم باید نقش یک روح سرگردان را بازی کند. اسم او نشان دهنده فرجامی ست که در باید در انتهای داستان با هدایت هدایت الله رقم بزند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بانو</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778871_758.jpg" loading="lazy"  width="550" height="367" alt="[تصویر:  1778871_758.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">انتظامی با گریمی سنگین و بازی بدنی فراوان، مقابل دوربین داریوش مهرجویی ظاهر می شود؛ به گونه ای که ممکن است مخاطب در ابتدای فیلم او را به درستی نشناسد. «قربان سالار» که به واسطه خویشاوندی باغبان مهمان بانو شده است، کم کم شروع به دزدی و غارت خانه بانو می‌کند. شخصیت پیچیده و مبهم او که کم کم نقاب از چهره بر می دارد با بازی قابل قبول انتظامی به یک نقش محوری تبدیل شده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">روسری آبی</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778882_989.jpg" loading="lazy"  width="550" height="393" alt="[تصویر:  1778882_989.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">عزت ا... انتظامی در نقش «رسول رحمانی»، مالک یک مزرعه گوجه فرنگی که کارخانه ای هم در کنار آن دارد، مقابل دوربین رخشان بنی اعتماد رفت. «نوبر کردانی» با بازی فاطمه معتمد آریا برای کار به این مزرعه می آید و این شروع یکی از عاشقانه‌های ماندگار سینمای ایران است. میمیک آشنای معصوم و جاافتاده چهره انتظامی در به تصویر کشیدن عشق دوران کهنسالی نقش زیبایی ایفا کرده است. بغضی که در گلو و صدای او می پیچد و اشکی که بر زمینه چشم های بانفوذش می نشیند دیگر تصویری آشنا و محبوب برای ماست. این یکی از دوست داشتنی ترین کاراکترهایی است که انتظامی بازی کرد اما با کمال تعجب در سیزدهمین جشنواره فجر برای بازی این نقش ماندگار حتی کاندید جایزه ای هم نشد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خانه ای روی آب</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778883_706.jpg" loading="lazy"  width="550" height="309" alt="[تصویر:  1778883_706.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بازی در این فیلم توانست سیمرغ بهترین بازیگر نقش دوم مرد را در بیستمین جشنواره فیلم فجر، برای عزت ا... انتظامی به همراه داشته باشد. بازی شگفت برانگیز او در نقش پدر «دکتر سپید بخت» از یادها نخواهد رفت؛ پیرمردی با گذشته ای که در ظاهر به آن می بالد اما در باطن نتیجه اش را نمی‌پسندد و نمی پذیرد. فردی مستبد که در درون به شدت عاطفی است. انتظامی یک بار در مصاحبه با فرزاد حسنی گفته بود بزرگ‌ترین آرزویش این است که فرزندانش بدون اینکه با او کاری داشته باشند زنگ بزنند و از او بی ریا و صمیمی بپرسند: چطوری؟</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ایفای نقش انتظامی در تلويزیون</span></span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/27/1778885_347.jpg" loading="lazy"  width="550" height="454" alt="[تصویر:  1778885_347.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">اگرچه شاید بسیاری عزت ا... انتظامی را تنها در سینما بشناسند، اما او یکی از خبره ترین بازیگران تئاتر است و تله تئاترهای درخشانی از او دیده ایم که از جمله آن ها می‌توان به «از خود گریخته»، «پیک‌نیک»، «انفجار»، «گاو»، «دیدار»، «عروس»، «گوهر شب چراغ» و «یک کلاغ چهل کلاغ» اشاره کرد. در این بین البته باید به یکی از درخشان ترین بازی های او در مجموعه تلويزیونی «هزاردستان»، شاهکار علی حاتمی اشاره کرد. این سریال به داستان زندگی رضا خوشنویس، که شخصیتی تخیلی مبتنی بر شخصیتی تاریخی به‌نام کریم دواتگر است، و نظریه توطئه‌ای مبنی بر دست داشتن شخصیتی به نام خان مظفر در وقایع پشت پرده سیاسی و اجتماعی ایران در دوران قاجار و پهلوی می‌پردازد.</div>
عزت ا... انتظامی در این فیلم در نقش خان مظفر ایفای نقش می کند (خود هزاردستان؛ آدمی ظاهر‌الصلاح که در پشت پرده تمام اتفاقات سیاسی - اجتماعی روز نقش دارد و برگرفته از شخصیت عبدالحسین میرزا فرمانفرماست اما به گفته حاتمی، چکیده همه خاندان‌های حکومتگر در ایران است).]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[لی‌لی رز دپ؛ این مدلِ جوان و زیبارو، دختر جانی دپ است]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=177</link>
			<pubDate>Tue, 31 Jul 2018 17:16:44 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=177</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><a href="https://modopia.com/%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c-%d9%84%db%8c-%d8%b1%d8%b2%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%ad%d8%a8%d9%88%d8%a8-%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%be-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">مجله مد و استایل مدوپیا - فائزه فتاحی:</a> لی لی رز دپ متولد 27 می 1999 در فرانسه می باشد، او دارای قد 160 سانتی متری و وزن 47 کیلوگرم است. جانی دپ هنرمند معروف و محبوب صنعت سینما پدر و ونسا پارادیس خواننده و مدل محبوب فرانسوی مادر وی می باشد، لی لی همین طور برادر کوچک تری به نام جان کریستوفر دپ دوم دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756518_191.jpg" loading="lazy"  width="550" height="310" alt="[تصویر:  1756518_191.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مدلینگ برای برند شنل</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">به گفته خود لی لی در مصاحبه اش با مجله ووگ، شنل همیشه بخشی از زندگی او بوده! مادر او ونسا پارادیس یکی از آیکن های مد فرانسه حساب می شود و در سال 1991 در تبلیغی از شنل که برای عطر کوکو بوده حضور داشته است. لی لی در ادمه می گوید مادر او از زمانی که 18 سال سن داشته با شنل همکاری می کرده است و لی لی را از زمانی که کوچک بوده همراه خود به فروشگاهای این برند می برده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756507_198.jpg" loading="lazy"  width="720" height="469" alt="[تصویر:  1756507_198.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لی لی رز دپ و کارا دلوین عکاسی شده توسط کارل لاگرفلد</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حضور در سینما</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لیلی علاوه بر دنیای مدلینگ در دنیای سینما نیز نقش آفرینی کرده است و از فیلم های او می شود به همبازی بودن با ناتالی پورتمن برای فیلم فرانسوی Planetarium در سال ۲۰۱۶ و the Dancer و … اشاره کرد. وی همین طور برای تمرکز بیشتر بر روی حرفه و علایقش در سن شانزده سالگی مدرسه را ترک کرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756512_920.jpg" loading="lazy"  width="597" height="598" alt="[تصویر:  1756512_920.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لی لی در باره ملاقات با کارل لاگرفلد چهره شناخته شده دنیای مد می‌گوید: من زمانی که تنها 8 سال سن داشتم با مدل مو و چتری وحشتناکی که مانند مدل موی دونالد ترامپ است کارل لاگرفلد را در استودیو شنل به همراه مادرم ملاقات کردم! لی لی به واسطه رابطه نزدیک خود و ونسا با این برند سالها بعد مورد توجه شنل و کارل لاگرفلد قرار گرفت و از چهره های محبوب لاگرفلد شد و در کمپین های متفاوتی از شنل که اولین آن در 16 سالگی لی لی برای عینک آفتابی این برند بود و مهم ترین آن تبلیغ عطر تاریخی شماره پنج شنل بود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756509_159.jpg" loading="lazy"  width="725" height="1391" alt="[تصویر:  1756509_159.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لی لی رز دپ در این سالها به شنل و کارل لاگرفلد وفادار بود و اولین کت واک خود را نیز برای شنل انجام داد که توجه زیادی نیز به خود جلب کرد. کارل لاگرفلد درباره او می گوید:لی لی یک دختر جوان از نسل جدید می باشد که همه خصوصیات یک ستاره را درون خود دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رابطه پدر و فرزند</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">پدر او جانی دپ پس از 14 سال زندگی مشترک از ونسا جدا شد و برخلاف تصور عموم از جدایی و ارتباط والدین با فرزندان، جانی در رابطه با لی لی به مجلات میگوید: لی لی از صحبت کردن نمی ترسد و دختر درخشان و باهوشی است که من تا به حال دیده ام حتی خیلی بیشتر از من! او همین طور با من رابطه صمیمی و خوبی دارد و من به وجود این رابطه افتخار میکنم!</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756511_430.jpg" loading="lazy"  width="430" height="571" alt="[تصویر:  1756511_430.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لی لی رز و پدرش جانی دپ</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سلامت و زیبایی</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لی لی رز دپ در ارتباط با آرایش می گوید: من شخصا از آرایش کردن لذت میبرم و احساس خوبی از طریق آرایش کردن به من دست میدهد. از لوازم آرایش محبوب لی لی می شود به بالم لب، کرم صورت، مداد ابرو، مداد لب و رژ گونه اشاره کرد. لی لی از عادات خوب و بد زیبایی خود می گوید، در کودکی گوشه ناخن های خود را می خورده که جزو عادات بد او حساب میشود اما از عادت خوب او می شود به شستن همیشگی صورت خود در روز و شب اشاره کرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756505_328.jpg" loading="lazy"  width="725" height="741" alt="[تصویر:  1756505_328.jpg]" class="mycode_img" /></div>
لی لی همین طور در مصاحبه ای در پاسخ به این که آیا رژیم غذایی سخت و ورزش در برنامه شخصی خود دارد؟ می گوید:دوست دارد پاسخ مثبتی بدهد اما عاشق تنقلات است و خیلی اهل ورزش کردن نیست ولی غذاهای سالم را دوست دارد و در این مورد فکر میکند شاید بد نباشد در خوردن چیزهایی که دوست دارید گاهی افراط کنید.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><a href="https://modopia.com/%d8%a8%d8%a7-%d9%84%db%8c-%d9%84%db%8c-%d8%b1%d8%b2%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af-%d9%85%d8%ad%d8%a8%d9%88%d8%a8-%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%d9%be-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">مجله مد و استایل مدوپیا - فائزه فتاحی:</a> لی لی رز دپ متولد 27 می 1999 در فرانسه می باشد، او دارای قد 160 سانتی متری و وزن 47 کیلوگرم است. جانی دپ هنرمند معروف و محبوب صنعت سینما پدر و ونسا پارادیس خواننده و مدل محبوب فرانسوی مادر وی می باشد، لی لی همین طور برادر کوچک تری به نام جان کریستوفر دپ دوم دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756518_191.jpg" loading="lazy"  width="550" height="310" alt="[تصویر:  1756518_191.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مدلینگ برای برند شنل</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">به گفته خود لی لی در مصاحبه اش با مجله ووگ، شنل همیشه بخشی از زندگی او بوده! مادر او ونسا پارادیس یکی از آیکن های مد فرانسه حساب می شود و در سال 1991 در تبلیغی از شنل که برای عطر کوکو بوده حضور داشته است. لی لی در ادمه می گوید مادر او از زمانی که 18 سال سن داشته با شنل همکاری می کرده است و لی لی را از زمانی که کوچک بوده همراه خود به فروشگاهای این برند می برده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756507_198.jpg" loading="lazy"  width="720" height="469" alt="[تصویر:  1756507_198.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لی لی رز دپ و کارا دلوین عکاسی شده توسط کارل لاگرفلد</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حضور در سینما</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لیلی علاوه بر دنیای مدلینگ در دنیای سینما نیز نقش آفرینی کرده است و از فیلم های او می شود به همبازی بودن با ناتالی پورتمن برای فیلم فرانسوی Planetarium در سال ۲۰۱۶ و the Dancer و … اشاره کرد. وی همین طور برای تمرکز بیشتر بر روی حرفه و علایقش در سن شانزده سالگی مدرسه را ترک کرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756512_920.jpg" loading="lazy"  width="597" height="598" alt="[تصویر:  1756512_920.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لی لی در باره ملاقات با کارل لاگرفلد چهره شناخته شده دنیای مد می‌گوید: من زمانی که تنها 8 سال سن داشتم با مدل مو و چتری وحشتناکی که مانند مدل موی دونالد ترامپ است کارل لاگرفلد را در استودیو شنل به همراه مادرم ملاقات کردم! لی لی به واسطه رابطه نزدیک خود و ونسا با این برند سالها بعد مورد توجه شنل و کارل لاگرفلد قرار گرفت و از چهره های محبوب لاگرفلد شد و در کمپین های متفاوتی از شنل که اولین آن در 16 سالگی لی لی برای عینک آفتابی این برند بود و مهم ترین آن تبلیغ عطر تاریخی شماره پنج شنل بود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756509_159.jpg" loading="lazy"  width="725" height="1391" alt="[تصویر:  1756509_159.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لی لی رز دپ در این سالها به شنل و کارل لاگرفلد وفادار بود و اولین کت واک خود را نیز برای شنل انجام داد که توجه زیادی نیز به خود جلب کرد. کارل لاگرفلد درباره او می گوید:لی لی یک دختر جوان از نسل جدید می باشد که همه خصوصیات یک ستاره را درون خود دارد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">رابطه پدر و فرزند</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">پدر او جانی دپ پس از 14 سال زندگی مشترک از ونسا جدا شد و برخلاف تصور عموم از جدایی و ارتباط والدین با فرزندان، جانی در رابطه با لی لی به مجلات میگوید: لی لی از صحبت کردن نمی ترسد و دختر درخشان و باهوشی است که من تا به حال دیده ام حتی خیلی بیشتر از من! او همین طور با من رابطه صمیمی و خوبی دارد و من به وجود این رابطه افتخار میکنم!</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756511_430.jpg" loading="lazy"  width="430" height="571" alt="[تصویر:  1756511_430.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">لی لی رز و پدرش جانی دپ</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #800000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سلامت و زیبایی</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">لی لی رز دپ در ارتباط با آرایش می گوید: من شخصا از آرایش کردن لذت میبرم و احساس خوبی از طریق آرایش کردن به من دست میدهد. از لوازم آرایش محبوب لی لی می شود به بالم لب، کرم صورت، مداد ابرو، مداد لب و رژ گونه اشاره کرد. لی لی از عادات خوب و بد زیبایی خود می گوید، در کودکی گوشه ناخن های خود را می خورده که جزو عادات بد او حساب میشود اما از عادت خوب او می شود به شستن همیشگی صورت خود در روز و شب اشاره کرد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/5/8/1756505_328.jpg" loading="lazy"  width="725" height="741" alt="[تصویر:  1756505_328.jpg]" class="mycode_img" /></div>
لی لی همین طور در مصاحبه ای در پاسخ به این که آیا رژیم غذایی سخت و ورزش در برنامه شخصی خود دارد؟ می گوید:دوست دارد پاسخ مثبتی بدهد اما عاشق تنقلات است و خیلی اهل ورزش کردن نیست ولی غذاهای سالم را دوست دارد و در این مورد فکر میکند شاید بد نباشد در خوردن چیزهایی که دوست دارید گاهی افراط کنید.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[با محمدرضا هدایتی؛ از «طغرل» تا «پسرعمه زا»]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=42</link>
			<pubDate>Sun, 08 Jul 2018 13:56:32 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=3">sorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=42</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="https://www.farsnews.com/news/13970327000453/%D8%B7%D8%BA%D8%B1%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">خبرگزاری فارس:</a> «محمدرضا هدایتی» بازیگر سریال‌های تلویزیونی گفت: روحیه خودم خیلی جدی است آنقدر که گاهی خودم از خودم عصبانی می‌شوم و این کاملا خلاف بیشتر نقش‌هایی است که بازی می‌کنم.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«محمدرضا هدایتی» بازیگر تلویزیون و سینما با آثار مهران مدیری شناخته شد. بعدها هم با صداپیشگی پسرعمه‌زا در مجموعه کلاه‌قرمزی جای خود را میان مخاطبان باز کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">او بازیگری است که از خوانندگی بدش نمی‌آید و این روزها به کارگردانی هم فکر می‌کند. «محمدرضا هدایتی» اما خودش در میان نقش‌هایی که بازی کرده، «طغرل» را جور دیگری دوست دارد.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726551_144.jpg" loading="lazy"  width="450" height="371" alt="[تصویر:  1726551_144.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]طغرل را بیشتر از دیگر نقش‌هایم دوست دارم</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدایتی بهترین نقش خود که در این سال‌ها بازی کرده است، را «طغرل» دانست و گفت: طغرل در پاورچین و برره و جهانگیر شاه قهوه تلخ را خیلی دوست داشتم. در قهوه تلخ مجموعه‌ این نوع نقش‌هایی که من همیشه بازی می‌کردم، کاملتر شده بود و نویسنده‌ها پخته‌تر شده بودند و ارتباط مردم هم با این دو نقش بیشتر بود.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی ادامه داد: تیپ‌بازی کردن کار بسیار سختی است مخصوصا اینکه در کارهای مدیری باید نقش پیرمرد‌های مختلفی را تیپ سازی می‌کردم. هنوز هم کار سختی است و من جزو معدود بازیگرهایی هستم که تیپ می‌سازم و تعدادشان انگشت شمار هستند. اکبر عبدی، حمید لولایی، هادی کاظمی، جواد عزتی و رضا شفیعی جم از این دسته هستند. برایم لذت بخش است تیپ‌هایی را که ساختم در ذهن مردم مانده است و اینکه همیشه جایزه‌ام را از مردم دریافت کردم و همین برایم مهم است.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]جدی‌تر از نقش‌هایم هستم!</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر درباره اینکه روحیه شما چقدر به نقش‌هایی که ایفا می‌کنید، نزدیک است، بیان داشت: خلاف بیشتر نقش‌هایی که بازی کرد‌ه‌ام، روحیه خودم خیلی جدی است آنقدر که گاهی خودم از خودم عصبانی می‌شوم!</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]دلایل حضور در مجموعه کلاه‌قرمزی</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدایتی در پاسخ به این سوال که چرا صداپیشگی را به حضور در مجموعه کلاه قرمزی محدود کردید، گفت: زمانیکه با گروهی مثل کلاه قرمزی که بهترین و قوی‌ترین گروه عروسکی و صداپیشگی کار می‌کنید دیگر می‌خواهید با چه کسی کار کنید؟! ناخودآگاه توقع‌تان بالا می‌رود و نمی‌توانید با هر گروه عروسکی همکاری کنید. کدام برنامه در حد کلاه قرمزی قوی است که من راضی شوم در آن به عنوان صداپیشه حضور داشته باشم؟ کار قوی عروسکی ساخته نمی‌شود که من در آن حضور داشته باشم و گاردی هم ندارم، اما باید بگویم کار با طهماسب همه ما را سخت‌گیر کرده است.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726554_662.jpg" loading="lazy"  width="450" height="401" alt="[تصویر:  1726554_662.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]سرم کلاه گذاشتند!</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگر سریال «مرد دو هزار چهره» درباره فعالیت‌های خود در زمینه خوانندگی گفت: چهار سال پیش آلبومی آماده کردم، اما در پروسه‌ای افتاد که یکی مالکش شد و کلاه سرم گذاشتند و وکیل و دادگاه و ... تا توانستم دوباره مالکیت آلبوم را بگیرم و الان هم چهار سال از آن گذشته و نمی‌دانم برای عرضه آن اقدام کنم یا نه.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی ادامه داد: هنوز برای اینکه آلبومی تولید و عرضه کنم، اقدامی نکردم. باید شرایطش پیش بیاید و از خواندن آهنگی لذت ببرم تا به سمتش بروم و شاید هم در آینده نظرم تغییر کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر با اشاره به اینکه اولویتم بازیگری است، افزود: در حال حاضر اولویتم بازیگری است و بیشتر خودم را بازیگر می‌دانم. سایر کارهایی که انجام دادم به واسطه مطرح شدن از طریق بازیگری دیده شده وگرنه که از همان اول به راحتی نمی‌توانستم خواننده شوم. اگر طهماسب مرا نمی‌شناخت هیچ‌گاه پیشنهاد صداپیشگی را به من نمی‌داد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدایتی ادامه داد: برای نقش‌هایی که بازی می‌کنم اولویتی قائل نیستم و منتظر نقش خاصی نیستم چراکه هر نقشی می‌تواند برایم چالش باشد، از این نظر که باید دنبالش بروم و او را در افراد مختلف پیدا کنم که خود بخش سختی است و نقش‌های خاص زیادی است که می‌تواند مرا مطرح کند.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726552_951.jpg" loading="lazy"  width="550" height="340" alt="[تصویر:  1726552_951.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]امیدوارم مردم مرا به خاطر کارهایم ببینند</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر درباره حضور کمرنگ خود در عرصه بازیگری نیز بیان داشت: سریال «درحاشیه» آخرین کار تلویزیونی من قبل از «رهایم نکن» بود و بعد از چهار سال دوباره برای تلویزیون کار کردم. کم کاری‌ام بیشتر در تلویزیون بوده و بیشتر برای سینما کار کردم و سال گذشته ۵ فیلمی که در آنها بازی کرده بودم اکران شدند، منتهی شاید فیلمی که بازی کردم آنقدر مورد استقبال قرار نگرفت و نقشم مورد توجه نبود.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی ضمن بیان اینکه مردم از من می‌پرسند چرا کم کار می‌کنید؟ گفت: همیشه در مواجهه با این سوال از سمت مردم می‌پرسم مگر شما تلویزیون می‌بینید؟ جواب می‌دهند: نه! می‌گویم سینما می‌روید؟ می‌گویند: نه. می‌گویم پس چرا می‌گویید کم کارید و کجا می‌خواهید مرا ببینید؟! و همین جای تعجب دارد. در هر حال امیدوارم در بازیگری به جایگاهی رسیده باشم که مردم به خاطر من، کاری را ببینند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]مردم دیگر تلویزیون نمی‌بینند</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگر سریال «پاورچین» با انتقادی از صدا و سیما ادامه داد: مردم دیگر تلویزیون نمی‌بینند و این حقیقت تلخی است. دیگر باید با چه زبانی بگویند که جناب تلویزیون برای ما چیزی ندارید! البته وظیفه ما است که بر اساس تغییر ذائقه‌هایی که در همه جای دنیا صورت می‌گیرد ایده‌‌ها و سوژه‌هایمان را جدید کنیم. برای همین می‌گویم تلویزیون باید به فکر تغییری اساسی باشد وگرنه تا چند سال دیگر هیچکس به سمت کانال‌های داخلی نمی‌رود.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگر «رانت خوار کوچک» درباره استقبال مردم از مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی» عنوان داشت: در بین همه آثاری که هیچکدام هم دیده نمی‌شود، کلاه قرمزی سوای اینها است. آنهم به خاطر خاطره‌ای که نوستالژی حساب می‌شود و اینکه هر سال یک برگ برنده رو می‌کند که آن را پویا نگه می‌دارد و آن هم افزودن شخصیت‌های جدید به سریال است. در این سالها همه ما دیده‌ایم که بزرگترها عاشقانه پای این مجموعه می‌نشینند و بچه‌ها مدام سرشان در موبایل است و توجهی به کلاه قرمزی ندارند.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726553_281.jpg" loading="lazy"  width="550" height="374" alt="[تصویر:  1726553_281.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]کارگردانی وسوسه‌ام می‌کند</span></span>[/b]</div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی با اشاره به حضور در ژانر نویسندگی و کارگردانی نیز گفت: تا چندی پیش با قاطعیت درباره کارگردانی نه می‌گفتم، اما الان کمی وسوسه‌ام می‌کند و بدم نمی‌آید که این بخش را هم تجربه کنم، اما دنبالش نیستم و اگر تهیه کننده‌ای پیشنهاد دهد قبول می‌کنم. در مورد نویسندگی هم باید بگویم که همچنان بر این باورم که کار سختی است و نویسنده‌‌ها برایم آدم‌های عجیب و غریبی هستند و به همین خاطر هیچوقت به سمتش نرفتم.<br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="https://www.farsnews.com/news/13970327000453/%D8%B7%D8%BA%D8%B1%D9%84-%D8%A8%D9%87%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%86%D9%82%D8%B4%DB%8C-%D8%A8%D9%88%D8%AF-%DA%A9%D9%87-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88%D8%B3%D9%88%D8%B3%D9%87%E2%80%8C%D8%A7%D9%85" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">خبرگزاری فارس:</a> «محمدرضا هدایتی» بازیگر سریال‌های تلویزیونی گفت: روحیه خودم خیلی جدی است آنقدر که گاهی خودم از خودم عصبانی می‌شوم و این کاملا خلاف بیشتر نقش‌هایی است که بازی می‌کنم.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«محمدرضا هدایتی» بازیگر تلویزیون و سینما با آثار مهران مدیری شناخته شد. بعدها هم با صداپیشگی پسرعمه‌زا در مجموعه کلاه‌قرمزی جای خود را میان مخاطبان باز کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">او بازیگری است که از خوانندگی بدش نمی‌آید و این روزها به کارگردانی هم فکر می‌کند. «محمدرضا هدایتی» اما خودش در میان نقش‌هایی که بازی کرده، «طغرل» را جور دیگری دوست دارد.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726551_144.jpg" loading="lazy"  width="450" height="371" alt="[تصویر:  1726551_144.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]طغرل را بیشتر از دیگر نقش‌هایم دوست دارم</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدایتی بهترین نقش خود که در این سال‌ها بازی کرده است، را «طغرل» دانست و گفت: طغرل در پاورچین و برره و جهانگیر شاه قهوه تلخ را خیلی دوست داشتم. در قهوه تلخ مجموعه‌ این نوع نقش‌هایی که من همیشه بازی می‌کردم، کاملتر شده بود و نویسنده‌ها پخته‌تر شده بودند و ارتباط مردم هم با این دو نقش بیشتر بود.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی ادامه داد: تیپ‌بازی کردن کار بسیار سختی است مخصوصا اینکه در کارهای مدیری باید نقش پیرمرد‌های مختلفی را تیپ سازی می‌کردم. هنوز هم کار سختی است و من جزو معدود بازیگرهایی هستم که تیپ می‌سازم و تعدادشان انگشت شمار هستند. اکبر عبدی، حمید لولایی، هادی کاظمی، جواد عزتی و رضا شفیعی جم از این دسته هستند. برایم لذت بخش است تیپ‌هایی را که ساختم در ذهن مردم مانده است و اینکه همیشه جایزه‌ام را از مردم دریافت کردم و همین برایم مهم است.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]جدی‌تر از نقش‌هایم هستم!</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر درباره اینکه روحیه شما چقدر به نقش‌هایی که ایفا می‌کنید، نزدیک است، بیان داشت: خلاف بیشتر نقش‌هایی که بازی کرد‌ه‌ام، روحیه خودم خیلی جدی است آنقدر که گاهی خودم از خودم عصبانی می‌شوم!</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]دلایل حضور در مجموعه کلاه‌قرمزی</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدایتی در پاسخ به این سوال که چرا صداپیشگی را به حضور در مجموعه کلاه قرمزی محدود کردید، گفت: زمانیکه با گروهی مثل کلاه قرمزی که بهترین و قوی‌ترین گروه عروسکی و صداپیشگی کار می‌کنید دیگر می‌خواهید با چه کسی کار کنید؟! ناخودآگاه توقع‌تان بالا می‌رود و نمی‌توانید با هر گروه عروسکی همکاری کنید. کدام برنامه در حد کلاه قرمزی قوی است که من راضی شوم در آن به عنوان صداپیشه حضور داشته باشم؟ کار قوی عروسکی ساخته نمی‌شود که من در آن حضور داشته باشم و گاردی هم ندارم، اما باید بگویم کار با طهماسب همه ما را سخت‌گیر کرده است.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726554_662.jpg" loading="lazy"  width="450" height="401" alt="[تصویر:  1726554_662.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]سرم کلاه گذاشتند!</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگر سریال «مرد دو هزار چهره» درباره فعالیت‌های خود در زمینه خوانندگی گفت: چهار سال پیش آلبومی آماده کردم، اما در پروسه‌ای افتاد که یکی مالکش شد و کلاه سرم گذاشتند و وکیل و دادگاه و ... تا توانستم دوباره مالکیت آلبوم را بگیرم و الان هم چهار سال از آن گذشته و نمی‌دانم برای عرضه آن اقدام کنم یا نه.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی ادامه داد: هنوز برای اینکه آلبومی تولید و عرضه کنم، اقدامی نکردم. باید شرایطش پیش بیاید و از خواندن آهنگی لذت ببرم تا به سمتش بروم و شاید هم در آینده نظرم تغییر کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر با اشاره به اینکه اولویتم بازیگری است، افزود: در حال حاضر اولویتم بازیگری است و بیشتر خودم را بازیگر می‌دانم. سایر کارهایی که انجام دادم به واسطه مطرح شدن از طریق بازیگری دیده شده وگرنه که از همان اول به راحتی نمی‌توانستم خواننده شوم. اگر طهماسب مرا نمی‌شناخت هیچ‌گاه پیشنهاد صداپیشگی را به من نمی‌داد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هدایتی ادامه داد: برای نقش‌هایی که بازی می‌کنم اولویتی قائل نیستم و منتظر نقش خاصی نیستم چراکه هر نقشی می‌تواند برایم چالش باشد، از این نظر که باید دنبالش بروم و او را در افراد مختلف پیدا کنم که خود بخش سختی است و نقش‌های خاص زیادی است که می‌تواند مرا مطرح کند.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726552_951.jpg" loading="lazy"  width="550" height="340" alt="[تصویر:  1726552_951.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]امیدوارم مردم مرا به خاطر کارهایم ببینند</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر درباره حضور کمرنگ خود در عرصه بازیگری نیز بیان داشت: سریال «درحاشیه» آخرین کار تلویزیونی من قبل از «رهایم نکن» بود و بعد از چهار سال دوباره برای تلویزیون کار کردم. کم کاری‌ام بیشتر در تلویزیون بوده و بیشتر برای سینما کار کردم و سال گذشته ۵ فیلمی که در آنها بازی کرده بودم اکران شدند، منتهی شاید فیلمی که بازی کردم آنقدر مورد استقبال قرار نگرفت و نقشم مورد توجه نبود.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی ضمن بیان اینکه مردم از من می‌پرسند چرا کم کار می‌کنید؟ گفت: همیشه در مواجهه با این سوال از سمت مردم می‌پرسم مگر شما تلویزیون می‌بینید؟ جواب می‌دهند: نه! می‌گویم سینما می‌روید؟ می‌گویند: نه. می‌گویم پس چرا می‌گویید کم کارید و کجا می‌خواهید مرا ببینید؟! و همین جای تعجب دارد. در هر حال امیدوارم در بازیگری به جایگاهی رسیده باشم که مردم به خاطر من، کاری را ببینند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]مردم دیگر تلویزیون نمی‌بینند</span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگر سریال «پاورچین» با انتقادی از صدا و سیما ادامه داد: مردم دیگر تلویزیون نمی‌بینند و این حقیقت تلخی است. دیگر باید با چه زبانی بگویند که جناب تلویزیون برای ما چیزی ندارید! البته وظیفه ما است که بر اساس تغییر ذائقه‌هایی که در همه جای دنیا صورت می‌گیرد ایده‌‌ها و سوژه‌هایمان را جدید کنیم. برای همین می‌گویم تلویزیون باید به فکر تغییری اساسی باشد وگرنه تا چند سال دیگر هیچکس به سمت کانال‌های داخلی نمی‌رود.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگر «رانت خوار کوچک» درباره استقبال مردم از مجموعه تلویزیونی «کلاه قرمزی» عنوان داشت: در بین همه آثاری که هیچکدام هم دیده نمی‌شود، کلاه قرمزی سوای اینها است. آنهم به خاطر خاطره‌ای که نوستالژی حساب می‌شود و اینکه هر سال یک برگ برنده رو می‌کند که آن را پویا نگه می‌دارد و آن هم افزودن شخصیت‌های جدید به سریال است. در این سالها همه ما دیده‌ایم که بزرگترها عاشقانه پای این مجموعه می‌نشینند و بچه‌ها مدام سرشان در موبایل است و توجهی به کلاه قرمزی ندارند.</span></div>
<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]<img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/4/12/1726553_281.jpg" loading="lazy"  width="550" height="374" alt="[تصویر:  1726553_281.jpg]" class="mycode_img" /></span></span>[/b]</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">[b]کارگردانی وسوسه‌ام می‌کند</span></span>[/b]</div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">وی با اشاره به حضور در ژانر نویسندگی و کارگردانی نیز گفت: تا چندی پیش با قاطعیت درباره کارگردانی نه می‌گفتم، اما الان کمی وسوسه‌ام می‌کند و بدم نمی‌آید که این بخش را هم تجربه کنم، اما دنبالش نیستم و اگر تهیه کننده‌ای پیشنهاد دهد قبول می‌کنم. در مورد نویسندگی هم باید بگویم که همچنان بر این باورم که کار سختی است و نویسنده‌‌ها برایم آدم‌های عجیب و غریبی هستند و به همین خاطر هیچوقت به سمتش نرفتم.<br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[جان تراولتا؛ پسر شر هالیوود]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=39</link>
			<pubDate>Sun, 08 Jul 2018 13:18:57 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=3">sorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=39</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="https://filmnetnews.com/hyper-news/notes-on-movies/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وب سایت فیلم نت نیوز - یاسین محمدی:</a> جان تراولتا که با وجود رگ‌وریشه‌ی ایتالیایی پدرش در محله‌ی ایرلندی‌نشین شهر انگلوود ایالت نیوجرسی به‌دنیا آمده و بزرگ شده بود، در ۱۷سالگی از دبیرستان اخراج شد تا از رودخانه‌ی هادسون عبور کند و به نیویورک برود؛ جایی که توانست در نمایش‌های موزیکال برادوی برای خودش نقش‌هایی دست‌وپا کند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما خیلی در برادوی ماندگار نشد و در اولین فرصت، خودش را به لس‌آنجلس رساند تا در عرض پنج سال در هالیوود به شهرت برسد. هنوز ۲۲ سالش نشده بود که در فیلم «کری» (۱۹۷۶) به‌کارگردانی برایان دی‌پالما بازی کرد و در همان دوران بود که بازی در سریال کمدی «Welcome Back, Kotter» (۱۹۷۵-۱۹۷۹) او را به چهره‌ای شناخته‌شده بدل کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هنرنمایی در «تب شنبه‌شب» (۱۹۷۷) و «گریس» (۱۹۷۸) این شهرت را کامل کرد و فیلم اول، نخستین نامزدی اسکارش را برایش رقم زد تا در ۲۴سالگی یکی از جوان‌ترین نامزد‌های اسکار بازیگری نقش اصلی مرد در تاریخ باشد. تراولتا این جایزه را به ریچارد درایفس بازیگر فیلم «دختر خداحافظی» واگذار کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610862_280.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1610862_280.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این رشد سریع، سقوطی وحشتناک در پی داشت؛ تراولتا در دهه‌ی ۱۹۸۰ در هر فیلمی بازی کرد بدتر از فیلم قبلی درآمد؛ فیلم‌هایی که هم در گیشه شکست می‌خوردند و هم در نگاه منتقدان. حتی او انتخاب‌های اشتباهی هم داشت و بازی در فیلم‌هایی مثل «ژیگولوی آمریکایی» (۱۹۸۰) و «یک افسر و یک جنتلمن» (۱۹۸۲) را رد کرد که برخلاف فیلم‌هایی که انتخاب می‌کرد فروش خوبی داشتند و جالب اینجاست که در هر دو فیلم ریچارد گی‌یر جانشین تراولتا شد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610863_248.jpg" loading="lazy"  width="550" height="309" alt="[تصویر:  1610863_248.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بالاخره بازی در فیلم «ببین کی داره حرف می‌زنه» (۱۹۸۹) که نزدیک به ۳۰۰میلیون دلار فروش داشت، به یاری‌اش آمد، اما فیلمی که او را احیا کرد «داستان عامه‌پسند» (۱۹۹۴) بود که برایش دومین نامزدی اسکار را به‌ارمغان آورد و او را به لیست الف بازیگران هالیوود بازگرداند تا بازهم پیشنهادهای مختلفی را دریافت کند. او دومین نامزدی اسکارش را هم به تام هنکس برای فیلم «فارست گامپ» باخت تا همچنان دستش از مجسمه‌ی طلایی کوتاه بماند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا در سال ۱۹۹۱ با کلی پرستون بازیگر امریکایی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند است. در سال ۲۰۰۹، جت، پسر بزرگش که مبتلا به اوتیسم بود در ۱۶سالگی درگذشت و تراولتا پس از مرگ او بنیاد خیریه‌ای به‌نامش بنیان گذاشت تا به کودکانی با نیاز خاص کمک کند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/3/5/1683660_613.jpg" loading="lazy"  width="550" height="414" alt="[تصویر:  1683660_613.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا عاشق پرواز است و چهار هواپیما دارد و خودش خلبانی می‌کند. او خانه‌ای به‌ارزش نزدیک به ۵میلیون دلار در فلوریدا دارد که در کنار فرودگاه قرار دارد و او مسیر اختصاصی خودش را در این فرودگاه تا خانه‌اش دارد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پیش‌تر به دو فیلم از مهم‌ترین آثار جان تراولتا پرداخته‌ایم؛ «داستان عامه‌پسند» را در آثار برتر ساموئل ال جکسون مرور کردیم و «تغییر چهره» را در فیلم‌های شاخص نیکلاس کیج.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حالا به چهار فیلم برتر دیگر جان تراولتا می‌پردازیم:</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">اسپری مو (Hairspray) (۲۰۰۷)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا در این فیلم موزیکال کمدی، که بر اساس نمایش موزیکالی در برادوی به همین نام اقتباس شده است، در کنار بازیگران مشهوری مثل میشل فایفر، کریستوفر واکن و کویین لطیفه جلوی دوربین آدام شنکمن رفت. تراولتا در این فیلم نقش «ادنا»، مادر دختری به‌نام «نیکی» را بازی می‌کند. «نیکی» با وجود اضافه‌وزنش، خوش‌بینانه به‌دنبال تحقق رؤیاهایش است و «ادنا» صاحب یک خشک‌شویی است، از فضای باز می‌ترسد و از چاقی‌اش شرمگین است. تراولتا سه دهه بعد از بازی در کمدی موزیکال موفق «گریس» تهیه‌کنندگان «اسپری مو» را راضی کرد تا نقش «ادنا» را به او بدهند. پوشیدن لباس مخصوص و گریم این فیلم هر بار چهار ساعت کامل از تراولتا وقت می‌گرفت.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم در گیشه بسیار موفق بود و رکورد فروش افتتاحیه برای یک فیلم موزیکال را شکست و درنهایت ۲۰۲میلیون دلار فروش کرد. به‌علاوه منتقدان آن را موفق‌ترین موزیکال دهه‌ نامیدند. «اسپری مو» در گلدن‌گلوب نامزد سه جایزه‌ی بهترین فیلم کمدی/ موزیکال، بهترین بازیگر زن در فیلم کمدی/ موزیکال (نیکی بلونسکی) و بازیگر مکمل مرد سینمایی (تراولتا) شد. تراولتا این جایزه را به خاویر باردم و بازی خشنش در «جایی برای پیرمردها نیست» واگذار کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610868_934.jpg" loading="lazy"  width="400" height="601" alt="[تصویر:  1610868_934.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">کری (Carrie) (۱۹۷۶)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این اقتباس برایان دی‌پالما از رمان مشهور استیون کینگ به همین نام، دومین بازی سینمایی جان تراولتا محسوب می‌شود. این فیلم نخستین فیلم از میان بیش از یکصد فیلمی است که تاکنون از آثار استیون کینگ اقتباس شده است و به‌نوعی معرف کینگ به تماشاگران سینماست.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تراولتا در این فیلم وحشت نقش کوتاهی دارد؛ او در نقش «بیلی نولان» ظاهر می‌شود که شوخی وحشتناکی با «کری» ( با بازی سیسی اسپیسک) می‌کند، دختری که در ارتباط برقرار کردن با دوستانش مشکلات بسیاری دارد، اما قدرت‌هایی فراطبیعی دارد که او را به‌سمت انتقام سوق می‌دهد. تراولتا اگرچه نقشی فرعی در این فیلم دارد، شناخته شدنش را تا حدی مدیون بازی در «کری» است. او که در حال بازی در سریال «Welcome Back, Kotter» بود، در فرصت استراحت وقت ناهار، با لباس و گریم همان سریال در تست بازی در این فیلم شرکت کرد و پذیرفته شد و این در حالی بود که دی‌پالما از بازی او در آن سریال خبر نداشت.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610869_397.jpg" loading="lazy"  width="550" height="426" alt="[تصویر:  1610869_397.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">گریس (Grease) (۱۹۷۸)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا بلافاصله بعد از بازی در «کری» یعنی از فیلم سومش به نقش اصلی رسید. چهارمین فیلمش «تب شنبه‌شب» (۱۹۷۷) برایش نامزدی اسکار و گلدن‌گلوب را به‌ارمغان آورد و در سال بعد در دو فیلم بازی کرد. فیلم اول یک درام رمانتیک به‌نام «لحظه‌به‌لحظه» بود و فیلم دوم یک موزیکال رمانتیک به‌نام «گریس». فیلم داستان دو دبیرستانی را روایت می‌کند: پسر بدی به‌‌نام «دنی» (با بازی تراولتا) و دختر خوبی به‌نام «سندی» (با بازی الیویا نیوتن ـ جان).</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فروش فیلم فوق‌العاده بود؛‌ ۳۹۵میلیون دلار، آن هم درمقابل بودجه‌ی ۶میلیون دلاری. حتی آلبوم موسیقی فیلم هم دومین آلبوم پرفروش سال امریکا شد. «گریس» با این میزان فروش به سلطه‌ی ۱۳ساله‌ی «آوای موسیقی» (اشک‌ها و لبخندها) بر جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های موزیکال تاریخ سینما پایان داد و رکوردی تازه به‌نام خود ثبت کرد. در این چهار دهه فقط سه فیلم موزیکال توانسته‌اند از «گریس» فروش بیشتری داشته باشند. تراولتا برای بازی در این فیلم در دومین سال پیاپی نامزد گلدن‌گلوب شد، اما بازهم ناکام ماند، اما در همان سال جایزه‌ی بازیگر محبوب مرد سینما به او اعطا شد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610870_671.jpg" loading="lazy"  width="550" height="414" alt="[تصویر:  1610870_671.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">کوتوله را بگیرید (Get Shorty) (۱۹۹۵)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تراولتا بلافاصله بعد از نقش احیاکننده‌اش در «داستان عامه‌پسند»، در کمدی جنایی و هیجان‌انگیز «کوتوله را بگیرید» به‌کارگردانی بری ساننفلد بازی کرد. تراولتا در ابتدا علاقه‌ای به بازی در این فیلم نداشت، اما با اصرار کوئنتین تارانتینو، کارگردان «داستان عامه‌پسند» نقش را پذیرفت و ۵/۳میلیون دلار دستمزد گرفت. «کوتوله را بگیرید» اقتباسی از رمانی به همین نام اثر المور لئونارد بود و جین هکمن، رنه روسو و دنی دویتو دیگر بازیگران آن بودند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا در این فیلم در نقش یک نزول‌خوار قهار به‌نام «چیلی پالمر» بازی می‌کند. او به‌خاطر بازی در این فیلم مهم‌ترین جایزه‌ی دوران کاری‌اش را گرفت و برنده‌ی گلدن‌گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم کمدی/ موزیکال شد و توانست بر قبای قدری مثل هریسون فورد و مایکل داگلاس پیروز شود. نخستین اکران این فیلم در بخش مسابقه‌ی جشنواره‌ی فیلم برلین بود و توانست از منتقدان نمرات بالایی بگیرد. «کوتوله را بگیرید» در گیشه هم موفق بود و با بودجه‌ی ۳۰میلیون دلاری، ۱۱۵میلیون دلار فروش کرد. تراولتا بعد از این فیلم سه بار دیگر هم نامزد جایزه‌ی گلدن‌گلوب شد، اما دیگر به جایزه نرسید.</span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610871_719.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1610871_719.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><a href="https://filmnetnews.com/hyper-news/notes-on-movies/%D8%A2%D8%AB%D8%A7%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D8%AA%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%88%D9%84%D8%AA%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D8%B1%D9%88%D8%B2-%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">وب سایت فیلم نت نیوز - یاسین محمدی:</a> جان تراولتا که با وجود رگ‌وریشه‌ی ایتالیایی پدرش در محله‌ی ایرلندی‌نشین شهر انگلوود ایالت نیوجرسی به‌دنیا آمده و بزرگ شده بود، در ۱۷سالگی از دبیرستان اخراج شد تا از رودخانه‌ی هادسون عبور کند و به نیویورک برود؛ جایی که توانست در نمایش‌های موزیکال برادوی برای خودش نقش‌هایی دست‌وپا کند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">اما خیلی در برادوی ماندگار نشد و در اولین فرصت، خودش را به لس‌آنجلس رساند تا در عرض پنج سال در هالیوود به شهرت برسد. هنوز ۲۲ سالش نشده بود که در فیلم «کری» (۱۹۷۶) به‌کارگردانی برایان دی‌پالما بازی کرد و در همان دوران بود که بازی در سریال کمدی «Welcome Back, Kotter» (۱۹۷۵-۱۹۷۹) او را به چهره‌ای شناخته‌شده بدل کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">هنرنمایی در «تب شنبه‌شب» (۱۹۷۷) و «گریس» (۱۹۷۸) این شهرت را کامل کرد و فیلم اول، نخستین نامزدی اسکارش را برایش رقم زد تا در ۲۴سالگی یکی از جوان‌ترین نامزد‌های اسکار بازیگری نقش اصلی مرد در تاریخ باشد. تراولتا این جایزه را به ریچارد درایفس بازیگر فیلم «دختر خداحافظی» واگذار کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610862_280.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1610862_280.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این رشد سریع، سقوطی وحشتناک در پی داشت؛ تراولتا در دهه‌ی ۱۹۸۰ در هر فیلمی بازی کرد بدتر از فیلم قبلی درآمد؛ فیلم‌هایی که هم در گیشه شکست می‌خوردند و هم در نگاه منتقدان. حتی او انتخاب‌های اشتباهی هم داشت و بازی در فیلم‌هایی مثل «ژیگولوی آمریکایی» (۱۹۸۰) و «یک افسر و یک جنتلمن» (۱۹۸۲) را رد کرد که برخلاف فیلم‌هایی که انتخاب می‌کرد فروش خوبی داشتند و جالب اینجاست که در هر دو فیلم ریچارد گی‌یر جانشین تراولتا شد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610863_248.jpg" loading="lazy"  width="550" height="309" alt="[تصویر:  1610863_248.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بالاخره بازی در فیلم «ببین کی داره حرف می‌زنه» (۱۹۸۹) که نزدیک به ۳۰۰میلیون دلار فروش داشت، به یاری‌اش آمد، اما فیلمی که او را احیا کرد «داستان عامه‌پسند» (۱۹۹۴) بود که برایش دومین نامزدی اسکار را به‌ارمغان آورد و او را به لیست الف بازیگران هالیوود بازگرداند تا بازهم پیشنهادهای مختلفی را دریافت کند. او دومین نامزدی اسکارش را هم به تام هنکس برای فیلم «فارست گامپ» باخت تا همچنان دستش از مجسمه‌ی طلایی کوتاه بماند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا در سال ۱۹۹۱ با کلی پرستون بازیگر امریکایی ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه فرزند است. در سال ۲۰۰۹، جت، پسر بزرگش که مبتلا به اوتیسم بود در ۱۶سالگی درگذشت و تراولتا پس از مرگ او بنیاد خیریه‌ای به‌نامش بنیان گذاشت تا به کودکانی با نیاز خاص کمک کند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1397/3/5/1683660_613.jpg" loading="lazy"  width="550" height="414" alt="[تصویر:  1683660_613.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا عاشق پرواز است و چهار هواپیما دارد و خودش خلبانی می‌کند. او خانه‌ای به‌ارزش نزدیک به ۵میلیون دلار در فلوریدا دارد که در کنار فرودگاه قرار دارد و او مسیر اختصاصی خودش را در این فرودگاه تا خانه‌اش دارد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پیش‌تر به دو فیلم از مهم‌ترین آثار جان تراولتا پرداخته‌ایم؛ «داستان عامه‌پسند» را در آثار برتر ساموئل ال جکسون مرور کردیم و «تغییر چهره» را در فیلم‌های شاخص نیکلاس کیج.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حالا به چهار فیلم برتر دیگر جان تراولتا می‌پردازیم:</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">اسپری مو (Hairspray) (۲۰۰۷)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا در این فیلم موزیکال کمدی، که بر اساس نمایش موزیکالی در برادوی به همین نام اقتباس شده است، در کنار بازیگران مشهوری مثل میشل فایفر، کریستوفر واکن و کویین لطیفه جلوی دوربین آدام شنکمن رفت. تراولتا در این فیلم نقش «ادنا»، مادر دختری به‌نام «نیکی» را بازی می‌کند. «نیکی» با وجود اضافه‌وزنش، خوش‌بینانه به‌دنبال تحقق رؤیاهایش است و «ادنا» صاحب یک خشک‌شویی است، از فضای باز می‌ترسد و از چاقی‌اش شرمگین است. تراولتا سه دهه بعد از بازی در کمدی موزیکال موفق «گریس» تهیه‌کنندگان «اسپری مو» را راضی کرد تا نقش «ادنا» را به او بدهند. پوشیدن لباس مخصوص و گریم این فیلم هر بار چهار ساعت کامل از تراولتا وقت می‌گرفت.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم در گیشه بسیار موفق بود و رکورد فروش افتتاحیه برای یک فیلم موزیکال را شکست و درنهایت ۲۰۲میلیون دلار فروش کرد. به‌علاوه منتقدان آن را موفق‌ترین موزیکال دهه‌ نامیدند. «اسپری مو» در گلدن‌گلوب نامزد سه جایزه‌ی بهترین فیلم کمدی/ موزیکال، بهترین بازیگر زن در فیلم کمدی/ موزیکال (نیکی بلونسکی) و بازیگر مکمل مرد سینمایی (تراولتا) شد. تراولتا این جایزه را به خاویر باردم و بازی خشنش در «جایی برای پیرمردها نیست» واگذار کرد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610868_934.jpg" loading="lazy"  width="400" height="601" alt="[تصویر:  1610868_934.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">کری (Carrie) (۱۹۷۶)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این اقتباس برایان دی‌پالما از رمان مشهور استیون کینگ به همین نام، دومین بازی سینمایی جان تراولتا محسوب می‌شود. این فیلم نخستین فیلم از میان بیش از یکصد فیلمی است که تاکنون از آثار استیون کینگ اقتباس شده است و به‌نوعی معرف کینگ به تماشاگران سینماست.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تراولتا در این فیلم وحشت نقش کوتاهی دارد؛ او در نقش «بیلی نولان» ظاهر می‌شود که شوخی وحشتناکی با «کری» ( با بازی سیسی اسپیسک) می‌کند، دختری که در ارتباط برقرار کردن با دوستانش مشکلات بسیاری دارد، اما قدرت‌هایی فراطبیعی دارد که او را به‌سمت انتقام سوق می‌دهد. تراولتا اگرچه نقشی فرعی در این فیلم دارد، شناخته شدنش را تا حدی مدیون بازی در «کری» است. او که در حال بازی در سریال «Welcome Back, Kotter» بود، در فرصت استراحت وقت ناهار، با لباس و گریم همان سریال در تست بازی در این فیلم شرکت کرد و پذیرفته شد و این در حالی بود که دی‌پالما از بازی او در آن سریال خبر نداشت.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610869_397.jpg" loading="lazy"  width="550" height="426" alt="[تصویر:  1610869_397.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">گریس (Grease) (۱۹۷۸)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا بلافاصله بعد از بازی در «کری» یعنی از فیلم سومش به نقش اصلی رسید. چهارمین فیلمش «تب شنبه‌شب» (۱۹۷۷) برایش نامزدی اسکار و گلدن‌گلوب را به‌ارمغان آورد و در سال بعد در دو فیلم بازی کرد. فیلم اول یک درام رمانتیک به‌نام «لحظه‌به‌لحظه» بود و فیلم دوم یک موزیکال رمانتیک به‌نام «گریس». فیلم داستان دو دبیرستانی را روایت می‌کند: پسر بدی به‌‌نام «دنی» (با بازی تراولتا) و دختر خوبی به‌نام «سندی» (با بازی الیویا نیوتن ـ جان).</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فروش فیلم فوق‌العاده بود؛‌ ۳۹۵میلیون دلار، آن هم درمقابل بودجه‌ی ۶میلیون دلاری. حتی آلبوم موسیقی فیلم هم دومین آلبوم پرفروش سال امریکا شد. «گریس» با این میزان فروش به سلطه‌ی ۱۳ساله‌ی «آوای موسیقی» (اشک‌ها و لبخندها) بر جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های موزیکال تاریخ سینما پایان داد و رکوردی تازه به‌نام خود ثبت کرد. در این چهار دهه فقط سه فیلم موزیکال توانسته‌اند از «گریس» فروش بیشتری داشته باشند. تراولتا برای بازی در این فیلم در دومین سال پیاپی نامزد گلدن‌گلوب شد، اما بازهم ناکام ماند، اما در همان سال جایزه‌ی بازیگر محبوب مرد سینما به او اعطا شد.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610870_671.jpg" loading="lazy"  width="550" height="414" alt="[تصویر:  1610870_671.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #800000;" class="mycode_color">کوتوله را بگیرید (Get Shorty) (۱۹۹۵)</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تراولتا بلافاصله بعد از نقش احیاکننده‌اش در «داستان عامه‌پسند»، در کمدی جنایی و هیجان‌انگیز «کوتوله را بگیرید» به‌کارگردانی بری ساننفلد بازی کرد. تراولتا در ابتدا علاقه‌ای به بازی در این فیلم نداشت، اما با اصرار کوئنتین تارانتینو، کارگردان «داستان عامه‌پسند» نقش را پذیرفت و ۵/۳میلیون دلار دستمزد گرفت. «کوتوله را بگیرید» اقتباسی از رمانی به همین نام اثر المور لئونارد بود و جین هکمن، رنه روسو و دنی دویتو دیگر بازیگران آن بودند.</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جان تراولتا در این فیلم در نقش یک نزول‌خوار قهار به‌نام «چیلی پالمر» بازی می‌کند. او به‌خاطر بازی در این فیلم مهم‌ترین جایزه‌ی دوران کاری‌اش را گرفت و برنده‌ی گلدن‌گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم کمدی/ موزیکال شد و توانست بر قبای قدری مثل هریسون فورد و مایکل داگلاس پیروز شود. نخستین اکران این فیلم در بخش مسابقه‌ی جشنواره‌ی فیلم برلین بود و توانست از منتقدان نمرات بالایی بگیرد. «کوتوله را بگیرید» در گیشه هم موفق بود و با بودجه‌ی ۳۰میلیون دلاری، ۱۱۵میلیون دلار فروش کرد. تراولتا بعد از این فیلم سه بار دیگر هم نامزد جایزه‌ی گلدن‌گلوب شد، اما دیگر به جایزه نرسید.</span></div>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="http://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1396/12/21/1610871_719.jpg" loading="lazy"  width="550" height="372" alt="[تصویر:  1610871_719.jpg]" class="mycode_img" /><br />
</span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>