<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان سورنا - فیلم خارجی]]></title>
		<link>https://forum.gnsorena.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان سورنا - https://forum.gnsorena.ir]]></description>
		<pubDate>Tue, 26 May 2026 23:10:14 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[فیلم The Man from Toronto]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4971</link>
			<pubDate>Thu, 11 Aug 2022 09:36:29 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=194">atena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4971</guid>
			<description><![CDATA[فیلم مردی از تورنتو قرار بوده با تلفیق مایه‌های کمدی و اکشن و تکیه بر زوج کوین هارت-وودی هارلسون، نزدیک به دو ساعت مخاطب را سرگرم کند، اما حاصل آن‌قدر آشفته، بلاتکلیف و بی‌هویت از کار درآمده که تحمل‌اش با کمترین انتظارات هم دشوار است.<br />
پاتریک هیوز استرالیایی را به مجموعه «محافظ آدمکش» (The Hitman's Bodyguard) می‌شناسیم. و قسمت سوم از مجموعه‌ی بی‌مصرف‌ها (The Expendables). اگر ورودش را به حوزه‌ی فیلمسازی بلند سینمایی با وسترن مدرن تپه‌ی سرخ (Red Hill) -که صرف‌نظر از اغراق‌های عامدانه‌اش، جدی‌تر از ساخته‌های هالیوودی ادامه‌ی کارنامه‌ی اوست- نادیده بگیریم، تا امروز چیزی جز کمدی-اکشن نساخته است.<br />
<br />
درواقع پروژه‌ی حاضر، در منطقه‌ی امن فیلمساز واقع شده و معقول است مبتنی بر تجارب گذشته از او انتظاراتی داشته‌باشیم. نگاهی دقیق‌تر به کیفیت ساخته‌های پیشین او و تفاوت‌های کیفی‌شان با یکدیگر اما ما را به کمی عقب‌تر از بررسی عناصر اجرایی راهنمایی می‌کند: به فیلمنامه.<br />
<br />
همان‌طور که محافظ آدمکش به‌واسطه‌ی قصه‌ی جان‌دار‌تر و فیلمنامه‌ای ساختارمند با بهره‌مندی از حداقلِ روابط علت‌و‌معلولی و سیر روایی مبتنی بر انگیزه‌های طبیعی برآمده از خواسته و نیاز کاراکترها، در جایگاهی بالاتر از دنباله‌ی شلخته و بی‌سر‌و‌ته‌اش قرارمی‌گیرد، در جست‌و‌جوی دلایل شکست «مردی از تورنتو» هم باید به نوشته‌ی رابی فاکس و کریس برمنر رجوع کرد.<br />
<br />
در آغاز با سه ایده‌ی مجزا مواجه‌ایم: ماجرای تدی نیلسونِ بازنده (با بازی کوین هارت)؛ فروشنده‌ای که به خراب‌کاری شهره است و و طرح‌های ابلهانه‌اش درباره‌ی محصولاتی ناکارآمد را از کانال یوتیوب‌اش تبلیغ می‌کند، خط داستانی رندی یا همان مرد تورنتویی (با بازی وودی هارلسون)؛ که مزدور حرفه‌ای و ظاهرا مخوفی است و از قتل تا بازجویی را مثل آب خوردن انجام می‌دهد، و البته، مطابق انتظار، تقاطع اتفاقی این دو دنیای مجزا با یکدیگر؛ که ایده‌ی محرک پلات محوری فیلم است. این سه بخش اما جای به‌هم‌پیوستن در مسیر خلق تجربه‌ای منسجم، جزایری منفصل‌اند و فیلمنامه در طرح و توسعه‌ی هر سه‌شان با ایراداتی اساسی مواجه است.<br />
<br />
بازنده‌بودن تدی که به‌عنوان اولین ایده‌ی متن مطرح می‌شود، واضح‌ترین شکست فیلمنامه در توجیه داستانی است که قصد روایت‌اش را دارد. بد نیست بپرسیم فیلم با این ناکامی دائمی، این عدم رضایت همیشگی که همراه کاراکتر است، چه می‌کند؟ کدام واقعه، کدام تصمیم، و کدام لحظه در پیشبرد آن‌چه نقطه‌ی آغاز سفر قهرمان قرارگرفته، نقشی دارد؟ فرجام کار چه؟ همراهی با رندی، و به‌پایان‌رساندن مأموریت، چه دردی از بن‌بستی که زندگی تدی باشد دوا می‌کند؟ آن ویدئوی پایانی و به‌نتیجه‌رسیدن یکی از ایده‌های بی‌معنای تدی، محصول کدام تغییر حقیقی در ذهن و اعمال کاراکتر است؟<br />
<br />
خود ماهیت مأموریت محوری چطور؟ خط قصه‌ی جاسوسی سوء‌قصد به جان رئیس جمهور ونزوئلا و درهم‌تنیدن آن با مسئله‌ی امنیت بین‌المللی، چه نسبتی با زندگی قهرمان داستان دارد؟ بی‌سلیقگی فیلم در استفاده از ظرفیت ایده‌ی مستعمل «هویت اشتباه» برای خلق موقعیت‌های کمیک به‌کنار، اصلا انگیزه از گسترش ابعاد قصه تا چنین مرزهای بی‌ربطی چیست؟ (گویا «نجات جهان» باید دغدغه‌ی شخصیت‌های هر محصول سرگرم‌کننده‌ی هرچندناچیزی باشد!)<br />
<br />
در سمت دیگر ماجرا نیز اوضاع بهتر نیست! بخش مهمی از ناکامی فیلم در معرفی و شناساندن نسخه‌ی خودش از تیپ قاتل حرفه‌ای مخوف سیاه‌پوش بی‌رحم، البته به اجرا بازمی‌گردد که موضوع بخش دیگری از این نوشته است، اما خودمان را جای هارلسون و هیوز که بگذاریم، متریال روی کاغذ هم در روشن‌کردن تکلیف شخصیتی که عنوان فیلم لقب‌اش را یدک می‌کشد، کمک زیادی نمی‌کند!<br />
<br />
مرد تورنتویی کیست؟‌ پارودی‌ای خلاقانه از کلیشه‌های معرف شمایلی تکراری؟ ماموری بی‌اختیار که در جهان جنایت گیرافتاده و سودای فرار در سر دارد؟ هیولایی خونسرد که از خشونت‌ورزیدن لذت می‌برد؟ مدعی دروغینی که متکی بر شهرتی ساختگی با تهدید صرف کارش را پیش‌می‌برد؟ پاسخ واحدی در کار نیست... او در هر صحنه می‌تواند یکی از این نقاب‌ها را بر چهره بگذارد و در صحنه‌ای دیگر با اراده‌ی نویسندگان برای دستیابی به کیفیتی مشخص، نقابی دیگر را. از «شخصیت سینمایی» و پرداختی هدفمند خبری نیست و همه‌چیز به شکل توهین‌آمیزی سهل‌انگارانه و بلاتکلیف پیش‌می‌رود.<br />
<br />
درواقع، با انگیزه و تلاشی برای ساختن تجربه‌ای معنادار یا هیجان‌انگیز برای بیننده طرف نیستیم. تماشاگر هم البته در عصر دسترسی نامحدود به سیلی از محتوا در فرم‌های گوناگون، دلیلی برای دیدن چنین پدیده‌ی قلابی و بی‌مزه‌ای ندارد. اگر نوشته را با قصد تصمیم‌گیری در همین خصوص به‌پایان‌ رساندید، فکر می‌کنم مسئله روشن می‌شود: از من می‌شنوید، وقت‌تان را پای این‌یکی هدر ندهید!<br />
<br />
منبع: <a href="https://www.plaza.ir/140104/383490/upcoming-movies-2022/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">https://www.plaza.ir/140104/383490/upcom...vies-2022/</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[فیلم مردی از تورنتو قرار بوده با تلفیق مایه‌های کمدی و اکشن و تکیه بر زوج کوین هارت-وودی هارلسون، نزدیک به دو ساعت مخاطب را سرگرم کند، اما حاصل آن‌قدر آشفته، بلاتکلیف و بی‌هویت از کار درآمده که تحمل‌اش با کمترین انتظارات هم دشوار است.<br />
پاتریک هیوز استرالیایی را به مجموعه «محافظ آدمکش» (The Hitman's Bodyguard) می‌شناسیم. و قسمت سوم از مجموعه‌ی بی‌مصرف‌ها (The Expendables). اگر ورودش را به حوزه‌ی فیلمسازی بلند سینمایی با وسترن مدرن تپه‌ی سرخ (Red Hill) -که صرف‌نظر از اغراق‌های عامدانه‌اش، جدی‌تر از ساخته‌های هالیوودی ادامه‌ی کارنامه‌ی اوست- نادیده بگیریم، تا امروز چیزی جز کمدی-اکشن نساخته است.<br />
<br />
درواقع پروژه‌ی حاضر، در منطقه‌ی امن فیلمساز واقع شده و معقول است مبتنی بر تجارب گذشته از او انتظاراتی داشته‌باشیم. نگاهی دقیق‌تر به کیفیت ساخته‌های پیشین او و تفاوت‌های کیفی‌شان با یکدیگر اما ما را به کمی عقب‌تر از بررسی عناصر اجرایی راهنمایی می‌کند: به فیلمنامه.<br />
<br />
همان‌طور که محافظ آدمکش به‌واسطه‌ی قصه‌ی جان‌دار‌تر و فیلمنامه‌ای ساختارمند با بهره‌مندی از حداقلِ روابط علت‌و‌معلولی و سیر روایی مبتنی بر انگیزه‌های طبیعی برآمده از خواسته و نیاز کاراکترها، در جایگاهی بالاتر از دنباله‌ی شلخته و بی‌سر‌و‌ته‌اش قرارمی‌گیرد، در جست‌و‌جوی دلایل شکست «مردی از تورنتو» هم باید به نوشته‌ی رابی فاکس و کریس برمنر رجوع کرد.<br />
<br />
در آغاز با سه ایده‌ی مجزا مواجه‌ایم: ماجرای تدی نیلسونِ بازنده (با بازی کوین هارت)؛ فروشنده‌ای که به خراب‌کاری شهره است و و طرح‌های ابلهانه‌اش درباره‌ی محصولاتی ناکارآمد را از کانال یوتیوب‌اش تبلیغ می‌کند، خط داستانی رندی یا همان مرد تورنتویی (با بازی وودی هارلسون)؛ که مزدور حرفه‌ای و ظاهرا مخوفی است و از قتل تا بازجویی را مثل آب خوردن انجام می‌دهد، و البته، مطابق انتظار، تقاطع اتفاقی این دو دنیای مجزا با یکدیگر؛ که ایده‌ی محرک پلات محوری فیلم است. این سه بخش اما جای به‌هم‌پیوستن در مسیر خلق تجربه‌ای منسجم، جزایری منفصل‌اند و فیلمنامه در طرح و توسعه‌ی هر سه‌شان با ایراداتی اساسی مواجه است.<br />
<br />
بازنده‌بودن تدی که به‌عنوان اولین ایده‌ی متن مطرح می‌شود، واضح‌ترین شکست فیلمنامه در توجیه داستانی است که قصد روایت‌اش را دارد. بد نیست بپرسیم فیلم با این ناکامی دائمی، این عدم رضایت همیشگی که همراه کاراکتر است، چه می‌کند؟ کدام واقعه، کدام تصمیم، و کدام لحظه در پیشبرد آن‌چه نقطه‌ی آغاز سفر قهرمان قرارگرفته، نقشی دارد؟ فرجام کار چه؟ همراهی با رندی، و به‌پایان‌رساندن مأموریت، چه دردی از بن‌بستی که زندگی تدی باشد دوا می‌کند؟ آن ویدئوی پایانی و به‌نتیجه‌رسیدن یکی از ایده‌های بی‌معنای تدی، محصول کدام تغییر حقیقی در ذهن و اعمال کاراکتر است؟<br />
<br />
خود ماهیت مأموریت محوری چطور؟ خط قصه‌ی جاسوسی سوء‌قصد به جان رئیس جمهور ونزوئلا و درهم‌تنیدن آن با مسئله‌ی امنیت بین‌المللی، چه نسبتی با زندگی قهرمان داستان دارد؟ بی‌سلیقگی فیلم در استفاده از ظرفیت ایده‌ی مستعمل «هویت اشتباه» برای خلق موقعیت‌های کمیک به‌کنار، اصلا انگیزه از گسترش ابعاد قصه تا چنین مرزهای بی‌ربطی چیست؟ (گویا «نجات جهان» باید دغدغه‌ی شخصیت‌های هر محصول سرگرم‌کننده‌ی هرچندناچیزی باشد!)<br />
<br />
در سمت دیگر ماجرا نیز اوضاع بهتر نیست! بخش مهمی از ناکامی فیلم در معرفی و شناساندن نسخه‌ی خودش از تیپ قاتل حرفه‌ای مخوف سیاه‌پوش بی‌رحم، البته به اجرا بازمی‌گردد که موضوع بخش دیگری از این نوشته است، اما خودمان را جای هارلسون و هیوز که بگذاریم، متریال روی کاغذ هم در روشن‌کردن تکلیف شخصیتی که عنوان فیلم لقب‌اش را یدک می‌کشد، کمک زیادی نمی‌کند!<br />
<br />
مرد تورنتویی کیست؟‌ پارودی‌ای خلاقانه از کلیشه‌های معرف شمایلی تکراری؟ ماموری بی‌اختیار که در جهان جنایت گیرافتاده و سودای فرار در سر دارد؟ هیولایی خونسرد که از خشونت‌ورزیدن لذت می‌برد؟ مدعی دروغینی که متکی بر شهرتی ساختگی با تهدید صرف کارش را پیش‌می‌برد؟ پاسخ واحدی در کار نیست... او در هر صحنه می‌تواند یکی از این نقاب‌ها را بر چهره بگذارد و در صحنه‌ای دیگر با اراده‌ی نویسندگان برای دستیابی به کیفیتی مشخص، نقابی دیگر را. از «شخصیت سینمایی» و پرداختی هدفمند خبری نیست و همه‌چیز به شکل توهین‌آمیزی سهل‌انگارانه و بلاتکلیف پیش‌می‌رود.<br />
<br />
درواقع، با انگیزه و تلاشی برای ساختن تجربه‌ای معنادار یا هیجان‌انگیز برای بیننده طرف نیستیم. تماشاگر هم البته در عصر دسترسی نامحدود به سیلی از محتوا در فرم‌های گوناگون، دلیلی برای دیدن چنین پدیده‌ی قلابی و بی‌مزه‌ای ندارد. اگر نوشته را با قصد تصمیم‌گیری در همین خصوص به‌پایان‌ رساندید، فکر می‌کنم مسئله روشن می‌شود: از من می‌شنوید، وقت‌تان را پای این‌یکی هدر ندهید!<br />
<br />
منبع: <a href="https://www.plaza.ir/140104/383490/upcoming-movies-2022/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">https://www.plaza.ir/140104/383490/upcom...vies-2022/</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[قصه فیلم مرده ها نمی میرند]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4785</link>
			<pubDate>Sun, 22 May 2022 12:43:35 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=391">ahmad5280</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4785</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"><img src="https://www.plaza.ir/wp-content/uploads/2022/04/x1080-1.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  x1080-1.jpg]" class="mycode_img" /></span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">جیم جارموش قطعا به این نکته فکر می کرد که افتتاحیه فیلم جدیدش با نام منحصر به فرد « مرده ها نمی میرند » در جشنواره فیلم کن می تواند برای او اعتبار و تحسین به همراه داشته باشد اما حتی جیم جارموش هم باید بداند که پیش بینی ها همیشه آنطور که باید باشند، پیش نمی رود. نمایش این فیلم در جایی مثل جشنواره کن که امسال با پیروزی کره ای ها به پایان رسید، واکنش های مختلفی به همراه داشت و تعداد افرادی که از تماشای فیلم ابراز رضایت کرده بودند به حدی نبود که خیال جیم جارموش را راحت کند! اما قبل از اینکه بدانیم چرا عامه پسند ترین فیلم جیم جارموش مورد استقبال سینماروها قرار نگرفته باید نگاهی به داستان بیندازیم</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">قصه فیلم مرده ها نمی میرند از سری <a href="https://www.plaza.ir/140101/353069/the-best-zombie-movies-in-the-world/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فیلم های زامبی</a> در شهر خیالی به نام « سنترویل » می گذرد که محل زندگی آمریکایی های کمتر اهمیت داده شده است که همیشه از شهرهای بزرگ به دور هستند و فقط در مواقعی خاص طلوع آفتاب از سمت آنها گزارش می شود. در این شهر با آدمهای عجیبش، ماموران پلیسی حضور دارند که باید امنیت شهر را تامین کنند اما اخیرا به واسطه یک اتفاق، مردگانی که در شهر قبر شده اند از خانه های ابدی شان خارج می شوند و هرکدام اقدامات خاصی را انجام می دهند که ارتباط هایی با دوران زندگانی شان دارد</span>!<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">واضح است که چنین قصه ای قرار هست بستری مناسب برای خلق موقعیت های کمدی مهیا نماید و با سابقه ای که از جیم جارموش سراغ داریم، باید گفت که او زبانِ گزنده ای برای خلق کمدی دارد و سرشار از کنایه های اجتماعی. اما چه شده که وقتی پازل سینمایی تکمیل است، انتقادها از فیلم « مرده ها نمی میرند » بالا می گیرد و باعث می شود از تماشای مرده ها لذت کامل نبریم؟ باید بگویم که اصلی ترین مشکل این پازل خودِ جیم جارموش است! بله، جیم جارموش سعی کرده اثری عامه پسند با رگه های کمدی موقعیت بسازد که برخی از ارجاعات آن واقعاً خنده دار و بامزه از آب درآمده اند اما چه کسی هست که بخواهد واقعاً زامبی های یک فیلم را با سیاست ها و اقدامات اجتماعی پیوند بزند؟</span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">جارموش برای ساخت فیلمش به پادشاه بی چون و چرای فیلمهای زامبی محور یعنی جورج رومرو فقید اشاره کرده و این نشانه خوبی هست برای اینکه بدانیم جارموش حداقل به قواعد رومرو احترام می گذارد! او حتی در بخش هایی از داستان به سراغ استاد دلهره هم رفته و در یک سکانس بامزه و تماشایی به « روانی » هیچکاک ارجاعاتی دارد. این ارجاعات برای تیفوسی های سالن سینما یک موهبت است چراکه آنها را به گذشته می برد و پیوندی با امروز و تماشای فیلم « مرده ها نمی میرند » برقرار می کنن. اما همانطور که گفتم، تصمیم جارموش برای نقطه گذاری اجتماعی در قصه بخشی از پازل است که با تصویر کلی اثر همخوانی ندارد و آن را از تب و تاب می اندازد</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">نمی خواهم عینک بدبینی به چشم بزنم چراکه باید بگویم کنایه های سیاسی و اجتماعی گاهاً بامزه هستند. مثل زمانی که مرده های برخاسته از قبرها سراغ اینترنت و قهوه و موبایل را می گیرند! همه این موقعیت های کمدی جذاب هستند اما حرفی که جارموش قصد بیان آن را داشته فرای این موقعیت های کمیک بوده است. او می خواسته تلنگری به جامعه آمریکا بزند و به احتمال فراوان دوران ریاست جمهوری ترامپ که مردم در این شرایط مسخ رسانه شده اند و زندگی شان فاقد هویت مستقلی برای اندیشیدن است. جارموش می خواهد به هویتی برسد که فکر می کند در شرایط روز از دست رفته و مردمانی که زامبی شده اند! این ایده بدی نیست اما یکپارچی و طراوت قصه را هدف قرار داده تا بیشتر کنایه ها به چشم بیایند تا سرگرمی مخاطب</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">خوشبختانه تیم بازیگران مشهور فیلم بهترین بازیهای خودشان را ارائه داده اند. دوست و یار قدیمیِ جارموش یعنی بیل مورای مثل همیشه در تصویر عالی ظاهر شده و آدام درایور هم زمانی که تصمیم می گیرد کمی جدی به مسائل نگاه کند، مضحک ترین بازیگر فیلم می شود! تیلدا سوئینتن در نقشی که حال و هوای معنویِ نقشش در « دکتر استرنج » را دارد نیز بهترین بازیگر فیلم است. این تیم بازیگران به اضافه چند چهره موسیقیایی مشهور مثل سلنا گومز و تایم ویتس بازیهای بسیار خوبی ارائه کرده اند</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">« مرده ها نمی میرند » نامه عاشقانه ای از جارموش به سینماست. بخشی از این عاشقانه توسط تماشاگران در سالن های تاریک سینما رقم می خورد و ارجاعات سینمایی مغز آنها را منفجر خواهد کرد. برای فعالین اجتماعی هم جیم جارموش سورپرایزی دارد و آن کنایه به شرایط امروزِ جامعه آمریکاست که از یک کشور آرمانی دور شده و ارزش های اجتماعی در آن به قهقرا رفته. این حرفها برای ترازوی فیلم کمی وزنه اضافه محسوب می شود که اجازه نمی دهد جنبه های سرگرمی فیلم مورد توجه قرار بگیرد.</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"><img src="https://www.plaza.ir/wp-content/uploads/2022/04/x1080-1.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  x1080-1.jpg]" class="mycode_img" /></span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">جیم جارموش قطعا به این نکته فکر می کرد که افتتاحیه فیلم جدیدش با نام منحصر به فرد « مرده ها نمی میرند » در جشنواره فیلم کن می تواند برای او اعتبار و تحسین به همراه داشته باشد اما حتی جیم جارموش هم باید بداند که پیش بینی ها همیشه آنطور که باید باشند، پیش نمی رود. نمایش این فیلم در جایی مثل جشنواره کن که امسال با پیروزی کره ای ها به پایان رسید، واکنش های مختلفی به همراه داشت و تعداد افرادی که از تماشای فیلم ابراز رضایت کرده بودند به حدی نبود که خیال جیم جارموش را راحت کند! اما قبل از اینکه بدانیم چرا عامه پسند ترین فیلم جیم جارموش مورد استقبال سینماروها قرار نگرفته باید نگاهی به داستان بیندازیم</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">قصه فیلم مرده ها نمی میرند از سری <a href="https://www.plaza.ir/140101/353069/the-best-zombie-movies-in-the-world/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فیلم های زامبی</a> در شهر خیالی به نام « سنترویل » می گذرد که محل زندگی آمریکایی های کمتر اهمیت داده شده است که همیشه از شهرهای بزرگ به دور هستند و فقط در مواقعی خاص طلوع آفتاب از سمت آنها گزارش می شود. در این شهر با آدمهای عجیبش، ماموران پلیسی حضور دارند که باید امنیت شهر را تامین کنند اما اخیرا به واسطه یک اتفاق، مردگانی که در شهر قبر شده اند از خانه های ابدی شان خارج می شوند و هرکدام اقدامات خاصی را انجام می دهند که ارتباط هایی با دوران زندگانی شان دارد</span>!<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">واضح است که چنین قصه ای قرار هست بستری مناسب برای خلق موقعیت های کمدی مهیا نماید و با سابقه ای که از جیم جارموش سراغ داریم، باید گفت که او زبانِ گزنده ای برای خلق کمدی دارد و سرشار از کنایه های اجتماعی. اما چه شده که وقتی پازل سینمایی تکمیل است، انتقادها از فیلم « مرده ها نمی میرند » بالا می گیرد و باعث می شود از تماشای مرده ها لذت کامل نبریم؟ باید بگویم که اصلی ترین مشکل این پازل خودِ جیم جارموش است! بله، جیم جارموش سعی کرده اثری عامه پسند با رگه های کمدی موقعیت بسازد که برخی از ارجاعات آن واقعاً خنده دار و بامزه از آب درآمده اند اما چه کسی هست که بخواهد واقعاً زامبی های یک فیلم را با سیاست ها و اقدامات اجتماعی پیوند بزند؟</span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">جارموش برای ساخت فیلمش به پادشاه بی چون و چرای فیلمهای زامبی محور یعنی جورج رومرو فقید اشاره کرده و این نشانه خوبی هست برای اینکه بدانیم جارموش حداقل به قواعد رومرو احترام می گذارد! او حتی در بخش هایی از داستان به سراغ استاد دلهره هم رفته و در یک سکانس بامزه و تماشایی به « روانی » هیچکاک ارجاعاتی دارد. این ارجاعات برای تیفوسی های سالن سینما یک موهبت است چراکه آنها را به گذشته می برد و پیوندی با امروز و تماشای فیلم « مرده ها نمی میرند » برقرار می کنن. اما همانطور که گفتم، تصمیم جارموش برای نقطه گذاری اجتماعی در قصه بخشی از پازل است که با تصویر کلی اثر همخوانی ندارد و آن را از تب و تاب می اندازد</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">نمی خواهم عینک بدبینی به چشم بزنم چراکه باید بگویم کنایه های سیاسی و اجتماعی گاهاً بامزه هستند. مثل زمانی که مرده های برخاسته از قبرها سراغ اینترنت و قهوه و موبایل را می گیرند! همه این موقعیت های کمدی جذاب هستند اما حرفی که جارموش قصد بیان آن را داشته فرای این موقعیت های کمیک بوده است. او می خواسته تلنگری به جامعه آمریکا بزند و به احتمال فراوان دوران ریاست جمهوری ترامپ که مردم در این شرایط مسخ رسانه شده اند و زندگی شان فاقد هویت مستقلی برای اندیشیدن است. جارموش می خواهد به هویتی برسد که فکر می کند در شرایط روز از دست رفته و مردمانی که زامبی شده اند! این ایده بدی نیست اما یکپارچی و طراوت قصه را هدف قرار داده تا بیشتر کنایه ها به چشم بیایند تا سرگرمی مخاطب</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">خوشبختانه تیم بازیگران مشهور فیلم بهترین بازیهای خودشان را ارائه داده اند. دوست و یار قدیمیِ جارموش یعنی بیل مورای مثل همیشه در تصویر عالی ظاهر شده و آدام درایور هم زمانی که تصمیم می گیرد کمی جدی به مسائل نگاه کند، مضحک ترین بازیگر فیلم می شود! تیلدا سوئینتن در نقشی که حال و هوای معنویِ نقشش در « دکتر استرنج » را دارد نیز بهترین بازیگر فیلم است. این تیم بازیگران به اضافه چند چهره موسیقیایی مشهور مثل سلنا گومز و تایم ویتس بازیهای بسیار خوبی ارائه کرده اند</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">« مرده ها نمی میرند » نامه عاشقانه ای از جارموش به سینماست. بخشی از این عاشقانه توسط تماشاگران در سالن های تاریک سینما رقم می خورد و ارجاعات سینمایی مغز آنها را منفجر خواهد کرد. برای فعالین اجتماعی هم جیم جارموش سورپرایزی دارد و آن کنایه به شرایط امروزِ جامعه آمریکاست که از یک کشور آرمانی دور شده و ارزش های اجتماعی در آن به قهقرا رفته. این حرفها برای ترازوی فیلم کمی وزنه اضافه محسوب می شود که اجازه نمی دهد جنبه های سرگرمی فیلم مورد توجه قرار بگیرد.</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فیلم آب عمیق (Deep Water)]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4681</link>
			<pubDate>Sun, 17 Apr 2022 10:00:03 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=391">ahmad5280</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4681</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">فیلم آب عمیق (</span>Deep Water<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">) محصول جدید و مشترک از ایالات متحده و استرالیا برای سال 2022 می‌باشد. داستان این فیلم پیچیده است و بر اساس یک رمان ساخته شده است. اثری جذاب که هنرنمایی بن افلک و آنا دی آرماس به چشم می‌خورد. </span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">معرفی فیلم آب عمیق</span> Deep Water 2022: <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">آدریان لین پس از 20 سال دوباره کارگردانی میکند</span>!<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">فیلم آب عمیق</span> (Deep Water) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">محصول جدید سال 2022 در ژانرهای درام و مهیج به کارگردانی آدریان لین</span> (Adrian Lyne) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">به تصویر کشیده شده است. این فیلم روان‌شناختی بر اساس رمانی به همین نام از پاتریشیا هایسمیت</span> (Patricia Highsmith) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در سال 1957 ساخته شده است</span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">آدریان لین 80 ساله تصمیم گرفته است پس از 20 سال بار دیگر روی صندلی کارگردانی بنشیند. آخرین اثر او در سال 2002 به نام  بی وفا (</span>Unfaithful<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">) بوده است. یکی از آثار مشهور که او کارگردانی کرده است، جذابیت مرگبار 1987 (</span>Fatal Attraction<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">) می‌باشد. اکران فیلم جذاب آب عمیق به علت همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد، اما طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده این فیلم در 18 مارس 2022 (برابر با 27 اسفندماه 1400) منتشر خواهد شد. آب عمیق با مدت زمان  1 ساعت و 55 دقیقه از </span>Hulu<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> پخش خواهد شد.</span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">دو ستاره اصلی فیلم آب عمیق بن افلک</span> (Ben Affleck) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">و آنا دی آرماس</span> (Ana de Armas) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">می‌باشند. این دو ستاره هالیوودی نقش یک زوج متاهل را بازی می‌کنند که بازی‌های پیچیده ذهنی‌ای را با یکدیگر انجام می‌دهند. ساخت این پروژه را</span> New Regency <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">تامین مالی کرده است. مطلب معرفی فیلم باریستا 2021</span> (The Tender Bar) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">با هنرنمایی بن افلک را به شما پیشنهاد می‌کنیم</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">خلاصه داستان فیلم آب عمیق</span> Deep Water 2022: <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">روایتی عجیب از زوجی که به یکدیگر علاقمند نیستند</span>!<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">داستان فیلم آب عمیق درمورد زوجی به نام ویک و میلندا می‌باشد. آن‌ها بدون عشق ازدواج کرده‌اند. میلندا می‌تواند تا زمانی که خانواده‌اش را ترک کند، با مرد جدیدی آشنا شود و این باعث می‌شود که ویک حسادت کند. ویک و میلندا بازی ذهنی عجیب و پیچیده‌ای را با یکدیگر بازی می‌کنند. سرانجام ویک نمی‌تواند حسادت خود را سرکوب کند و سعی می‌کند با یک داستان قتل مرموز همسر خود را به دست آورد. افکار خطرناک آن‌ها باعث می‌شود که درگیر اتفاقات عجیبی شوند‌</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">لیست عوامل و بازیگران فیلم آب عمیق</span> Deep Water 2022<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">فیلم آب عمیق به کارگردانی آدریان لی</span> (Adrian Lyne) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">می‌باشد. نویسندگان فیلم‌نامه این اثر زک هلم</span> (Zach Helm) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">و سام لوینسون</span> (Sam Levinson) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">بوده‌اند. گرت باش</span> (Garrett Basch) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">و گایمون کاسدی</span> (Guymon Casady) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">از تهیه‌کنندگان این فیلم بوده اند. فیلمبرداری برعهده ایگیل بریلد</span> (Eigil Bryld) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">بوده است. </span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">بازیگران فیلم مهیج آب عمیق بن افلک در نقش ویک ون آلن، آنا دی آرماس در نقش میلندا ون آلن، تریسی لتس</span> (Tracy Letts) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش لیونل، لیل رل هاوری</span> (Lil Rel Howery) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش نش، داش میهوک</span> (Dash Mihok) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش آرتور گوگینز، فین ویتروک</span> (Finn Wittrock) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش دیمون، کریستن کانلی</span> (Kristen Connolly) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش جکی، ریچل بلانچارد</span> (Rachel Blanchard) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش مگی، جیکوب الوردی</span> (Jacob Elordi) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش ریچارد بوده‌اند</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">منبع: <a href="https://www.plaza.ir/140101/383490/upcoming-movies-2022/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">پلازا</a></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">فیلم آب عمیق (</span>Deep Water<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">) محصول جدید و مشترک از ایالات متحده و استرالیا برای سال 2022 می‌باشد. داستان این فیلم پیچیده است و بر اساس یک رمان ساخته شده است. اثری جذاب که هنرنمایی بن افلک و آنا دی آرماس به چشم می‌خورد. </span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">معرفی فیلم آب عمیق</span> Deep Water 2022: <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">آدریان لین پس از 20 سال دوباره کارگردانی میکند</span>!<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">فیلم آب عمیق</span> (Deep Water) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">محصول جدید سال 2022 در ژانرهای درام و مهیج به کارگردانی آدریان لین</span> (Adrian Lyne) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">به تصویر کشیده شده است. این فیلم روان‌شناختی بر اساس رمانی به همین نام از پاتریشیا هایسمیت</span> (Patricia Highsmith) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در سال 1957 ساخته شده است</span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">آدریان لین 80 ساله تصمیم گرفته است پس از 20 سال بار دیگر روی صندلی کارگردانی بنشیند. آخرین اثر او در سال 2002 به نام  بی وفا (</span>Unfaithful<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">) بوده است. یکی از آثار مشهور که او کارگردانی کرده است، جذابیت مرگبار 1987 (</span>Fatal Attraction<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">) می‌باشد. اکران فیلم جذاب آب عمیق به علت همه‌گیری ویروس کرونا به تاخیر افتاد، اما طبق برنامه‌ریزی‌های انجام شده این فیلم در 18 مارس 2022 (برابر با 27 اسفندماه 1400) منتشر خواهد شد. آب عمیق با مدت زمان  1 ساعت و 55 دقیقه از </span>Hulu<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> پخش خواهد شد.</span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">دو ستاره اصلی فیلم آب عمیق بن افلک</span> (Ben Affleck) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">و آنا دی آرماس</span> (Ana de Armas) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">می‌باشند. این دو ستاره هالیوودی نقش یک زوج متاهل را بازی می‌کنند که بازی‌های پیچیده ذهنی‌ای را با یکدیگر انجام می‌دهند. ساخت این پروژه را</span> New Regency <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">تامین مالی کرده است. مطلب معرفی فیلم باریستا 2021</span> (The Tender Bar) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">با هنرنمایی بن افلک را به شما پیشنهاد می‌کنیم</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">خلاصه داستان فیلم آب عمیق</span> Deep Water 2022: <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">روایتی عجیب از زوجی که به یکدیگر علاقمند نیستند</span>!<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">داستان فیلم آب عمیق درمورد زوجی به نام ویک و میلندا می‌باشد. آن‌ها بدون عشق ازدواج کرده‌اند. میلندا می‌تواند تا زمانی که خانواده‌اش را ترک کند، با مرد جدیدی آشنا شود و این باعث می‌شود که ویک حسادت کند. ویک و میلندا بازی ذهنی عجیب و پیچیده‌ای را با یکدیگر بازی می‌کنند. سرانجام ویک نمی‌تواند حسادت خود را سرکوب کند و سعی می‌کند با یک داستان قتل مرموز همسر خود را به دست آورد. افکار خطرناک آن‌ها باعث می‌شود که درگیر اتفاقات عجیبی شوند‌</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">لیست عوامل و بازیگران فیلم آب عمیق</span> Deep Water 2022<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">فیلم آب عمیق به کارگردانی آدریان لی</span> (Adrian Lyne) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">می‌باشد. نویسندگان فیلم‌نامه این اثر زک هلم</span> (Zach Helm) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">و سام لوینسون</span> (Sam Levinson) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">بوده‌اند. گرت باش</span> (Garrett Basch) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">و گایمون کاسدی</span> (Guymon Casady) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">از تهیه‌کنندگان این فیلم بوده اند. فیلمبرداری برعهده ایگیل بریلد</span> (Eigil Bryld) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">بوده است. </span><br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">بازیگران فیلم مهیج آب عمیق بن افلک در نقش ویک ون آلن، آنا دی آرماس در نقش میلندا ون آلن، تریسی لتس</span> (Tracy Letts) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش لیونل، لیل رل هاوری</span> (Lil Rel Howery) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش نش، داش میهوک</span> (Dash Mihok) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش آرتور گوگینز، فین ویتروک</span> (Finn Wittrock) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش دیمون، کریستن کانلی</span> (Kristen Connolly) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش جکی، ریچل بلانچارد</span> (Rachel Blanchard) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش مگی، جیکوب الوردی</span> (Jacob Elordi) <span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">در نقش ریچارد بوده‌اند</span>.<br />
<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">منبع: <a href="https://www.plaza.ir/140101/383490/upcoming-movies-2022/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">پلازا</a></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بهترین فیلم های جنی ترسناک ؛ از جن گیر تا احضار]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4237</link>
			<pubDate>Sun, 19 Sep 2021 13:43:50 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=305">keyvan5280</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4237</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: iranyekan, sans-serif;" class="mycode_font"><span style="color: #000000;" class="mycode_color">ژانر وحشت و ترسناک (Horror) از ژانرهای محبوب و جذاب سینمایی است که طرفداران بسیاری دارد و مورد توجه و استقبال مخاطبان قرار می‌گیرد. اکثر </span><a href="https://www.plaza.ir/mag/140005/324431/best-horror-movies-about-demonic-possession-and-ghosts/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فیلم ‌های </a><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><a href="https://www.plaza.ir/mag/140005/324431/best-horror-movies-about-demonic-possession-and-ghosts/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">جنی ترسناک</a> با استفاده از حضور موجودات ناشناخته و وحشتناکی مانند جن، ارواح و شیاطین حس ترس و دلهره را در مخاطب به وجود می‌آورند. با اینکه همه ما می‌دانیم </span><span style="color: #03a9f4;" class="mycode_color"><span style="color: #03a9f4;" class="mycode_color">این داستان‌ها</span></span><span style="color: #000000;" class="mycode_color"> و موجودات غیرواقعی هستند، اما باز هم تحت تاثیر آنها قرار می‌گیریم و حس ترس و دلهره در وجودمان بیدار می‌شود.</span></span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-size: medium;" class="mycode_size"><span style="font-family: iranyekan, sans-serif;" class="mycode_font"><span style="color: #000000;" class="mycode_color">ژانر وحشت و ترسناک (Horror) از ژانرهای محبوب و جذاب سینمایی است که طرفداران بسیاری دارد و مورد توجه و استقبال مخاطبان قرار می‌گیرد. اکثر </span><a href="https://www.plaza.ir/mag/140005/324431/best-horror-movies-about-demonic-possession-and-ghosts/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">فیلم ‌های </a><span style="color: #000000;" class="mycode_color"><a href="https://www.plaza.ir/mag/140005/324431/best-horror-movies-about-demonic-possession-and-ghosts/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">جنی ترسناک</a> با استفاده از حضور موجودات ناشناخته و وحشتناکی مانند جن، ارواح و شیاطین حس ترس و دلهره را در مخاطب به وجود می‌آورند. با اینکه همه ما می‌دانیم </span><span style="color: #03a9f4;" class="mycode_color"><span style="color: #03a9f4;" class="mycode_color">این داستان‌ها</span></span><span style="color: #000000;" class="mycode_color"> و موجودات غیرواقعی هستند، اما باز هم تحت تاثیر آنها قرار می‌گیریم و حس ترس و دلهره در وجودمان بیدار می‌شود.</span></span></span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[انیمیشن Raya and the Last Dragon]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4166</link>
			<pubDate>Mon, 19 Jul 2021 11:04:56 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=305">keyvan5280</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4166</guid>
			<description><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انیمیشن <a href="http://11film.blogdar.ir" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Raya and the Last Dragon</a></span> درباره دختری به نام رایا است که در میان قبیله ای زیبا و شاد زندگی می‌کند، در سرزمینی که زمانی اژدهایان سحرآمیز در آن ساکن بوده‌اند که توسط دورون‌ها (نیروهایی اهریمنی) تبدیل به برهوتی سراسر تباهی شده بود اما رایا با اخرین اژدها به مکان های مختلفی سفر میکنند تا نوعی جواهر را تکمیل کنند تا اینکه به اخرین تکه میرسند که در دست رییس یک قبیله است اما دختر رییس آن قبیله ان اژدها یعنی اخرین اژدها را میکشد و دورون ها حمله میکنند و رئیس ان قبیله و چند نفر دیگر سنگ میشوند و رایا و دوستانش به همراه دختر رییس آن قبیله مردم را خارج کردند ولی نیروی جواهر کم کم کم میشد و آنها گیر افتادن رایا فهمید نیروی جواهر از اعتماد به هم بدست می آید و تمام تکه ها را با اعتماد به دختر رییس آن قبیله داد ولی او و دوستانش سنگ شدند و دختر تمام تکه ها را به هم چسباند ولی او هم سنگ شد نیروی جواهر قوی شد و تمام دورون هارا نابود کرد و بارانی بارید و همه ی سنگ شده ها دوباره اژدها یا انسان شدند.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">انیمیشن <a href="http://11film.blogdar.ir" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">Raya and the Last Dragon</a></span> درباره دختری به نام رایا است که در میان قبیله ای زیبا و شاد زندگی می‌کند، در سرزمینی که زمانی اژدهایان سحرآمیز در آن ساکن بوده‌اند که توسط دورون‌ها (نیروهایی اهریمنی) تبدیل به برهوتی سراسر تباهی شده بود اما رایا با اخرین اژدها به مکان های مختلفی سفر میکنند تا نوعی جواهر را تکمیل کنند تا اینکه به اخرین تکه میرسند که در دست رییس یک قبیله است اما دختر رییس آن قبیله ان اژدها یعنی اخرین اژدها را میکشد و دورون ها حمله میکنند و رئیس ان قبیله و چند نفر دیگر سنگ میشوند و رایا و دوستانش به همراه دختر رییس آن قبیله مردم را خارج کردند ولی نیروی جواهر کم کم کم میشد و آنها گیر افتادن رایا فهمید نیروی جواهر از اعتماد به هم بدست می آید و تمام تکه ها را با اعتماد به دختر رییس آن قبیله داد ولی او و دوستانش سنگ شدند و دختر تمام تکه ها را به هم چسباند ولی او هم سنگ شد نیروی جواهر قوی شد و تمام دورون هارا نابود کرد و بارانی بارید و همه ی سنگ شده ها دوباره اژدها یا انسان شدند.]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[Doctor Strange 2 ترسناک ترین فیلم مارول است]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4160</link>
			<pubDate>Sun, 18 Jul 2021 13:54:35 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4160</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://gamefa.com/wp-content/uploads/2021/07/doctorstrangefilmrecension_2048263.jpg" loading="lazy"  width="904" height="700" alt="[تصویر:  doctorstrangefilmrecension_2048263.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">طبق صحبت‌های خانم الیزابت اولسن (Elizabeth Olsen)، Doctor Strange in the Multiverse ترسناک‌ترین فیلم شرکت مارول خواهد بود. این بازیگر در طی یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ با آکادمی فیلم نیویورک (New York Film Academy)، توضیحات جالبی را در مورد دنباله‌ی فیلم Doctor Strange ارائه داد.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استودیو‌ی مارول (Marvel Studios) فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness را ابتدا در سال ۲۰۱۹ معرفی کرد، اما این فیلم تاکنون تغییرات زیادی را به خود دیده است. پس از خروج آقای اسکات دریکسن از پروژه‌ دنباله‌ی Doctor Strange، سم ریمی (Sam Raimi) به عنوان کارگردان این فیلم انتخاب شد. اگرچه در ابتدا به نظر می‌رسید که سمی ریمی باید به سرعت روند تولید Doctor Strange in the Multiverse of Madness را به پایان برساند، اما مشکلات ویروس Covid-19 سبب شد تا این کارگردان زمان بیشتری را برای ساخت اثر جدید مارول به دست بیاورد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ریمی حالا مسئولیت ساخت یکی از مهم‌ترین فیلم‌های فاز ۴ مارول را برعهده دارد. علاوه بر بازگشت بندیکت کامبربچ (Benedict Cumberbatch) در نقش Doctor Strange، در فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness شاهد ادامه‌ی داستان شخصیت Scarlet Witch پس از سریال WandaVision نیز خواهیم بود. در زمان رونمایی از Doctor Strange in the Multiverse of Madness، الیزابت اولسن به عنوان یکی از بازیگران اصلی این فیلم معرفی شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر اخیراً در مورد ترسناک بودن فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness صحبت کرده است. اولسن در طی جلسه‌ی پرسش و پاسخ با آکادمی فیلم نیویورک، فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness را بدین صورت توصیف کرده است:</span><br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این یک فیلم بسیار ترسناک است. این فیلم شبیه آثار قدیمی ریمی است. آن‌ها قصد دارند ترسناک‌ترین فیلم مارول را بسازند.</span></blockquote>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جالب است بدانید که موضوع احتمال ترسناک بودن Doctor Strange in the Multiverse of Madness بحث‌های زیادی را به وجود آورده است. دریکسون، کارگردان سابق فیلم، ابتدا در مراسم San Diego Comic-Con اعلام کرد که دنباله‌ی Doctor Strange اولین فیلم ترسناک مارول خواهد بود، اما کوین فایگی (Kevin Feige) بلافاصله توضیح داد که این فیلم با درجه‌ی سنی PG 13 منتشر خواهد شد. فایگی اضافه کرد که با این که Doctor Strange in the Multiverse of Madness یک فیلم ترسناک است، اما او آن را در ژانر وحشت قرار نمی‌دهد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حال باید دید که این اظهارات تا چه حد حقیقت دارند. فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness در تاریخ ۵ فروردین ۱۴۰۱ (۲۵ مارس ۲۰۲۲) در سینما‌ها اکران خواهد شد.<br />
<br />
</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://gamefa.com/wp-content/uploads/2021/07/doctorstrangefilmrecension_2048263.jpg" loading="lazy"  width="904" height="700" alt="[تصویر:  doctorstrangefilmrecension_2048263.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">طبق صحبت‌های خانم الیزابت اولسن (Elizabeth Olsen)، Doctor Strange in the Multiverse ترسناک‌ترین فیلم شرکت مارول خواهد بود. این بازیگر در طی یک جلسه‌ی پرسش و پاسخ با آکادمی فیلم نیویورک (New York Film Academy)، توضیحات جالبی را در مورد دنباله‌ی فیلم Doctor Strange ارائه داد.<br />
</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">استودیو‌ی مارول (Marvel Studios) فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness را ابتدا در سال ۲۰۱۹ معرفی کرد، اما این فیلم تاکنون تغییرات زیادی را به خود دیده است. پس از خروج آقای اسکات دریکسن از پروژه‌ دنباله‌ی Doctor Strange، سم ریمی (Sam Raimi) به عنوان کارگردان این فیلم انتخاب شد. اگرچه در ابتدا به نظر می‌رسید که سمی ریمی باید به سرعت روند تولید Doctor Strange in the Multiverse of Madness را به پایان برساند، اما مشکلات ویروس Covid-19 سبب شد تا این کارگردان زمان بیشتری را برای ساخت اثر جدید مارول به دست بیاورد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ریمی حالا مسئولیت ساخت یکی از مهم‌ترین فیلم‌های فاز ۴ مارول را برعهده دارد. علاوه بر بازگشت بندیکت کامبربچ (Benedict Cumberbatch) در نقش Doctor Strange، در فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness شاهد ادامه‌ی داستان شخصیت Scarlet Witch پس از سریال WandaVision نیز خواهیم بود. در زمان رونمایی از Doctor Strange in the Multiverse of Madness، الیزابت اولسن به عنوان یکی از بازیگران اصلی این فیلم معرفی شد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این بازیگر اخیراً در مورد ترسناک بودن فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness صحبت کرده است. اولسن در طی جلسه‌ی پرسش و پاسخ با آکادمی فیلم نیویورک، فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness را بدین صورت توصیف کرده است:</span><br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">این یک فیلم بسیار ترسناک است. این فیلم شبیه آثار قدیمی ریمی است. آن‌ها قصد دارند ترسناک‌ترین فیلم مارول را بسازند.</span></blockquote>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">جالب است بدانید که موضوع احتمال ترسناک بودن Doctor Strange in the Multiverse of Madness بحث‌های زیادی را به وجود آورده است. دریکسون، کارگردان سابق فیلم، ابتدا در مراسم San Diego Comic-Con اعلام کرد که دنباله‌ی Doctor Strange اولین فیلم ترسناک مارول خواهد بود، اما کوین فایگی (Kevin Feige) بلافاصله توضیح داد که این فیلم با درجه‌ی سنی PG 13 منتشر خواهد شد. فایگی اضافه کرد که با این که Doctor Strange in the Multiverse of Madness یک فیلم ترسناک است، اما او آن را در ژانر وحشت قرار نمی‌دهد.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حال باید دید که این اظهارات تا چه حد حقیقت دارند. فیلم Doctor Strange in the Multiverse of Madness در تاریخ ۵ فروردین ۱۴۰۱ (۲۵ مارس ۲۰۲۲) در سینما‌ها اکران خواهد شد.<br />
<br />
</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفی 10 تا از بهترین فیلم‌ها در مورد قاتلان سریالی]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4156</link>
			<pubDate>Sun, 18 Jul 2021 13:44:37 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4156</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578231572.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1626578231572.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">امروز از کنار چه کسانی عبور کردید؟ چقدر آنها را می‌شناختید؟ آیا مطمئن هستید یک قاتل سریالی در بین آنها نبوده‌ است؟ هیچ وقت نمی‌توانید مطمئن شوید مگر اینکه اقدام به کشتن شما بکنند. داستان قاتلان سریالی همیشه یکی از ماجراهای مورد علاقه کارگردانان و فیلم‌سازان بوده‌ است. اگر شما هم به این ژانر علاقه‌مند هستید، باما و معرفی بهترین فیلم‌ در مورد قاتلان سریالی در سال‌های گذشته همراه باشد.<br />
Memories of Murder (2003): اولین فیلم از لیست بهترین فیلم‌ در مورد قاتلان سریالی<br />
سال‌ها قبل از این که بونگ جونگ هو برای فیلم انگل برنده جایزه اسکار شود، فیلم خاطرات قتل را ساخت. این فیلم که محصول کره‌ جنوبی‌ست، به نظر بسیاری یکی از بهترین فیلم‌های قرن معاصر است. Memories of murder یا خاطرات قتل یکی از فیلم‌های محبوب بسیاری از سینماگران مشهور است. حتی کوئنتین تارانتینو این اثر را یکی‌ از جالب‌ترین و پیچیده‌ترین فیلم‌های قرن ۲۱ و یک شاهکار سینمائی می‌نامد.<br />
این فیلم بر‌اساس داستان واقعی اولین قاتل سریالی در کره جنوبی ساخته شده‌ است‌‌ و دومین فیلم بونگ جونگ هو است. حوادث این فیلم در دوران دیکتاتوری کره‌ جنوبی و در سال ۱۹۸۶ اتفاق می‌افتد. فیلم با صحنه شوکه‌کننده قتل دو زن در یک شهر کوچک آغاز می‌شود. دو کارآگاه پلیس برای بررسی این جنایات فراخوانده می‌شوند. ولی این دو به خاطر حجم زیاد خشونت و جنایتی که اتفاق می‌افتد و تحت تاثیر بی‌تجربگی خودشان، مستأصل و شوکه می‌شوند. نحوه‌ بازجویی و تحقیقات آنها در محل جرم به قدری ضعیف و ناشیانه است که بعد از مدت‌ها تنها مظنون آنها یک پسر معیوب‌‌الذهن است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626577884318.jpg" loading="lazy"  width="904" height="645" alt="[تصویر:  1626577884318.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این فیلم نمایانگر سطح بی‌عدالتی، فساد، بی‌کفایتی و بی‌رحمی پلیس طی این بازه زمانی در کره جنوبی‌ست. سرانجام سه دهه بعد از این قتل‌های زنجیره‌ای، در سال ۲۰۱۹، لی چون جای به قتل‌های هراس‌آور خود اعتراف کرد. این در حالی بود که او چندین سال قبل را در زندانی در بوسان سپری کرده‌ بود. این فیلم امتیاز ۸.۱ از IMDb و امتیاز ۹۴ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
The Lodger: A Story of the London Fog (1927)<br />
این فیلم یکی از آثار کارگردان اسطوره‌ای، آلفرد هیچکاک است. این اثر اولین فیلم آلفرد هیچکاک بود که در مورد قاتلان سریالی ساخته شده‌ بود. با وجود این که این اثر سومین فیلم بلند هیچکاک بود و یک اثر صامت بود، تمامی معیارهای یک فیلم خوب را داشت. خود آلفرد هیچکاک هم در این فیلم حضور افتخاری دارد.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578164422.jpg" loading="lazy"  width="904" height="711" alt="[تصویر:  1626578164422.jpg]" class="mycode_img" /><br />
همزمان با مه غلیظی که لندن را فرا می‌گیرد، یک قاتل سریالی به نام انتقام جو شهر را در خوف فرو‌ می‌برد. تمام قربانی‌های این قاتل، زنان جوان بِلوند هستند. زمانی که یک مرد جوان ولی عجیب و غریب خانه‌ای را اجاره می‌کند، سوظن‌ها بر علیه او زیاد می‌شود. با وجود این که شواهد بر علیه او هستند، همه چیز آن طور که در ظاهر به نظر می‌آید، نیست. این فیلم امتیاز ۷.۳ از IMDb و امتیاز ۹۶ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Silence of the Lambs (1991)<br />
آنتونی هاپکینز توانست جایزه اسکار را با ۱۶ دقیقه بازی در این فیلم دریافت‌ کند. او در این فیلم نقش هانیبال لکتر را بازی کرد که عاشق ترکیب گوشت انسان و شراب ایتالیایی بود.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578231572.jpg" loading="lazy"  width="904" height="750" alt="[تصویر:  1626578231572.jpg]" class="mycode_img" /><br />
اگر تاکنون این فیلم را ندیده‌اید، بیشتر از این خود را از دیدن این شاهکار محروم نکنید‌. این اثر امتیاز ۸.۶ از IMDb و امتیاز ۹۶ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Se7en (1995)<br />
فیلم بعدی از لیست <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بهترین فیلم‌ در مورد قاتلان سریالی</span> ، اثر دیوید فینچر است. در این فیلم دو کارآگاه پلیس با بازی برت پیت و مورگان فریمن سعی در دستگیری یک قاتل سریالی وحشی دارند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578389773.jpg" loading="lazy"  width="904" height="837" alt="[تصویر:  1626578389773.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کوین اسپیسی نقش این قاتل بی‌رحم را ایفا می‌کند که با تکنیک‌های خودنمایانه، هفت نفر را به نمایندگی‌ از هفت گناه کبیره به قتل می‌رساند. این فیلم امتیاز ۸.۶ از IMDb و امتیاز ۸۱ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
American Psycho (2000)<br />
کریستین بیل، در American Psycho نقش پاتریک بیتمن را ایفا می‌کند که یک قاتل سریالی وسواسی‌ست. این کاراکتر در کنار ویژگی‌های مشترک تمامی قاتلان سریالی، با مقداری طنز تلخ هم ادغام شده که این اثر را متفاوت و جذابتر کرده‌ است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578517733_compress78.jpg" loading="lazy"  width="904" height="842" alt="[تصویر:  1626578517733_compress78.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این فیلم همچنین یکی از بهترین فیلم‌های روانشناختی هیجان‌‌انگیز به شمار می‌‌آید. پاتریک بیتمن یک کارمند وال‌ استریت است که وسواس شدیدی در انتخاب لباس، کارت ویزیت و رزرو رستوران‌های شیک دارد و معمولا هم دچار حملات عصبی‌ست. این فیلم امتیاز ۷.۶ از IMDb و امتیاز ۶۹ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
M (1931): اولین فیلمی که در مورد قاتلان سریالی ساخته شد<br />
M اولین فیلمی‌ست که در مورد قاتلان سریالی ساخته شده و یک از بهترین‌های این ژانر به حساب می‌آید. با این که این فیلم حدود هشتاد سال پیش ساخته شد، اما هنوز هم در چشم بیننده زیبا جلوه می‌کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578994743.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  1626578994743.jpg]" class="mycode_img" /><br />
بسیاری از کارگردانان مدرن می‌توانند از این فیلم کلاسیک نکات مهمی در مورد ساختار ساده ولی پرتعلیق و آرایش فضای فیلم یادبگیرند. این فیلم امتیاز ۸.۳ از IMDb و امتیاز ۱۰۰ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Henry: Portrait of a Serial Killer (1986)<br />
زمانی که این فیلم ساخته شد، به خاطر میزان خشونت موجود در فیلم در رده سنی ایکس قرار گرفت‌. رده ایکس مربوط به فیلم‌های‌ست که فقط مناسب بزرگسالان هستند. این فیلم سرانجام در سال ۱۹۹۰ به اکران درآمد و از آن زمان تاکنون مورد تحسین بوده است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579103495.jpg" loading="lazy"  width="904" height="711" alt="[تصویر:  1626579103495.jpg]" class="mycode_img" /><br />
هنری لوکاس یک شخص با مشکلات فراوان است که به قتل بیش از ۳۰۰ نفر اعتراف می‌کند. نکته هراس‌آور در مورد قتل‌های هنری بی‌هدفی و پوچ‌گرایی آنهاست، کشتن یک نفر فقط به خاطر اینکه حس می‌کنی باید کشته شود. این فیلم امتیاز ۷ از IMDb و امتیاز ۸۷ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Monster (2004)<br />
این فیلم براساس زندگی واقعی آیلین وورنوس، اولین قاتل سریالی زن آمریکایی ساخته شده است. شالیز ترون برای بازی در نقش آیلین در این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579499897.jpg" loading="lazy"  width="904" height="827" alt="[تصویر:  1626579499897.jpg]" class="mycode_img" /><br />
آیلین و دوستش بعد از تلاش‌های مأیوسانه برای پیدا کردن شغل، وارد مسیری می‌شوند که فکرش را نمی‌کردند. پیچیدگی، تاثیرگذاری و غم‌انگیزی این فیلم که درمورد قاتلان سریالی‌ست، شما را برای ساعت‌ها در خود فرو می‌برد.<br />
Dirty Harry (1971)<br />
سانفرانسیسکو تحت حمله یک تک‌تیرانداز به نام عقرب است. عقرب مردم‌ بی‌گناه را گروگان می‌گیرد و تا زمانی که صدهزار دلاری که خواسته دریافت نکند، آنها را آزاد نمی‌کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579180921-1.jpg" loading="lazy"  width="904" height="771" alt="[تصویر:  1626579180921-1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
بازرس کالاهان که به هری کثیف معروف است، سعی می‌کند تا جلوی این جنایت را بگیرد. این فیلم امتیاز ۷.۷ از IMDb و امتیاز ۸۹ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Zodiac (2007)<br />
آخرین اثر در لیست فیلم‌های ساخته‌ شده در مورد قاتلان سریالی، زودیاک است. این فیلم‌ بر اساس داستان واقعی قاتلی‌ست که در اواخر دهه شصت میلادی، سانفرانسیسکو و کالیفرنیای شمالی را به وحشت انداخته بود.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579314299_compress85.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  1626579314299_compress85.jpg]" class="mycode_img" /><br />
زودیاک به کارگردانی دیوید فنیچر به روایت ماجرای یکی از بدنام‌ترین قاتلان کل تاریخ آمریکا می‌پردازد. این فیلم از حضور ستارگانی مثل جیک جیلنهال، مارک روفالو، رابرت داونی جونیور بهره‌مند است. این فیلم امتیاز ۷.۷ از IMDb و امتیاز ۸۹ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
<br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578231572.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1626578231572.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">امروز از کنار چه کسانی عبور کردید؟ چقدر آنها را می‌شناختید؟ آیا مطمئن هستید یک قاتل سریالی در بین آنها نبوده‌ است؟ هیچ وقت نمی‌توانید مطمئن شوید مگر اینکه اقدام به کشتن شما بکنند. داستان قاتلان سریالی همیشه یکی از ماجراهای مورد علاقه کارگردانان و فیلم‌سازان بوده‌ است. اگر شما هم به این ژانر علاقه‌مند هستید، باما و معرفی بهترین فیلم‌ در مورد قاتلان سریالی در سال‌های گذشته همراه باشد.<br />
Memories of Murder (2003): اولین فیلم از لیست بهترین فیلم‌ در مورد قاتلان سریالی<br />
سال‌ها قبل از این که بونگ جونگ هو برای فیلم انگل برنده جایزه اسکار شود، فیلم خاطرات قتل را ساخت. این فیلم که محصول کره‌ جنوبی‌ست، به نظر بسیاری یکی از بهترین فیلم‌های قرن معاصر است. Memories of murder یا خاطرات قتل یکی از فیلم‌های محبوب بسیاری از سینماگران مشهور است. حتی کوئنتین تارانتینو این اثر را یکی‌ از جالب‌ترین و پیچیده‌ترین فیلم‌های قرن ۲۱ و یک شاهکار سینمائی می‌نامد.<br />
این فیلم بر‌اساس داستان واقعی اولین قاتل سریالی در کره جنوبی ساخته شده‌ است‌‌ و دومین فیلم بونگ جونگ هو است. حوادث این فیلم در دوران دیکتاتوری کره‌ جنوبی و در سال ۱۹۸۶ اتفاق می‌افتد. فیلم با صحنه شوکه‌کننده قتل دو زن در یک شهر کوچک آغاز می‌شود. دو کارآگاه پلیس برای بررسی این جنایات فراخوانده می‌شوند. ولی این دو به خاطر حجم زیاد خشونت و جنایتی که اتفاق می‌افتد و تحت تاثیر بی‌تجربگی خودشان، مستأصل و شوکه می‌شوند. نحوه‌ بازجویی و تحقیقات آنها در محل جرم به قدری ضعیف و ناشیانه است که بعد از مدت‌ها تنها مظنون آنها یک پسر معیوب‌‌الذهن است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626577884318.jpg" loading="lazy"  width="904" height="645" alt="[تصویر:  1626577884318.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این فیلم نمایانگر سطح بی‌عدالتی، فساد، بی‌کفایتی و بی‌رحمی پلیس طی این بازه زمانی در کره جنوبی‌ست. سرانجام سه دهه بعد از این قتل‌های زنجیره‌ای، در سال ۲۰۱۹، لی چون جای به قتل‌های هراس‌آور خود اعتراف کرد. این در حالی بود که او چندین سال قبل را در زندانی در بوسان سپری کرده‌ بود. این فیلم امتیاز ۸.۱ از IMDb و امتیاز ۹۴ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
The Lodger: A Story of the London Fog (1927)<br />
این فیلم یکی از آثار کارگردان اسطوره‌ای، آلفرد هیچکاک است. این اثر اولین فیلم آلفرد هیچکاک بود که در مورد قاتلان سریالی ساخته شده‌ بود. با وجود این که این اثر سومین فیلم بلند هیچکاک بود و یک اثر صامت بود، تمامی معیارهای یک فیلم خوب را داشت. خود آلفرد هیچکاک هم در این فیلم حضور افتخاری دارد.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578164422.jpg" loading="lazy"  width="904" height="711" alt="[تصویر:  1626578164422.jpg]" class="mycode_img" /><br />
همزمان با مه غلیظی که لندن را فرا می‌گیرد، یک قاتل سریالی به نام انتقام جو شهر را در خوف فرو‌ می‌برد. تمام قربانی‌های این قاتل، زنان جوان بِلوند هستند. زمانی که یک مرد جوان ولی عجیب و غریب خانه‌ای را اجاره می‌کند، سوظن‌ها بر علیه او زیاد می‌شود. با وجود این که شواهد بر علیه او هستند، همه چیز آن طور که در ظاهر به نظر می‌آید، نیست. این فیلم امتیاز ۷.۳ از IMDb و امتیاز ۹۶ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Silence of the Lambs (1991)<br />
آنتونی هاپکینز توانست جایزه اسکار را با ۱۶ دقیقه بازی در این فیلم دریافت‌ کند. او در این فیلم نقش هانیبال لکتر را بازی کرد که عاشق ترکیب گوشت انسان و شراب ایتالیایی بود.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578231572.jpg" loading="lazy"  width="904" height="750" alt="[تصویر:  1626578231572.jpg]" class="mycode_img" /><br />
اگر تاکنون این فیلم را ندیده‌اید، بیشتر از این خود را از دیدن این شاهکار محروم نکنید‌. این اثر امتیاز ۸.۶ از IMDb و امتیاز ۹۶ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Se7en (1995)<br />
فیلم بعدی از لیست <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بهترین فیلم‌ در مورد قاتلان سریالی</span> ، اثر دیوید فینچر است. در این فیلم دو کارآگاه پلیس با بازی برت پیت و مورگان فریمن سعی در دستگیری یک قاتل سریالی وحشی دارند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578389773.jpg" loading="lazy"  width="904" height="837" alt="[تصویر:  1626578389773.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کوین اسپیسی نقش این قاتل بی‌رحم را ایفا می‌کند که با تکنیک‌های خودنمایانه، هفت نفر را به نمایندگی‌ از هفت گناه کبیره به قتل می‌رساند. این فیلم امتیاز ۸.۶ از IMDb و امتیاز ۸۱ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
American Psycho (2000)<br />
کریستین بیل، در American Psycho نقش پاتریک بیتمن را ایفا می‌کند که یک قاتل سریالی وسواسی‌ست. این کاراکتر در کنار ویژگی‌های مشترک تمامی قاتلان سریالی، با مقداری طنز تلخ هم ادغام شده که این اثر را متفاوت و جذابتر کرده‌ است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578517733_compress78.jpg" loading="lazy"  width="904" height="842" alt="[تصویر:  1626578517733_compress78.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این فیلم همچنین یکی از بهترین فیلم‌های روانشناختی هیجان‌‌انگیز به شمار می‌‌آید. پاتریک بیتمن یک کارمند وال‌ استریت است که وسواس شدیدی در انتخاب لباس، کارت ویزیت و رزرو رستوران‌های شیک دارد و معمولا هم دچار حملات عصبی‌ست. این فیلم امتیاز ۷.۶ از IMDb و امتیاز ۶۹ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
M (1931): اولین فیلمی که در مورد قاتلان سریالی ساخته شد<br />
M اولین فیلمی‌ست که در مورد قاتلان سریالی ساخته شده و یک از بهترین‌های این ژانر به حساب می‌آید. با این که این فیلم حدود هشتاد سال پیش ساخته شد، اما هنوز هم در چشم بیننده زیبا جلوه می‌کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626578994743.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  1626578994743.jpg]" class="mycode_img" /><br />
بسیاری از کارگردانان مدرن می‌توانند از این فیلم کلاسیک نکات مهمی در مورد ساختار ساده ولی پرتعلیق و آرایش فضای فیلم یادبگیرند. این فیلم امتیاز ۸.۳ از IMDb و امتیاز ۱۰۰ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Henry: Portrait of a Serial Killer (1986)<br />
زمانی که این فیلم ساخته شد، به خاطر میزان خشونت موجود در فیلم در رده سنی ایکس قرار گرفت‌. رده ایکس مربوط به فیلم‌های‌ست که فقط مناسب بزرگسالان هستند. این فیلم سرانجام در سال ۱۹۹۰ به اکران درآمد و از آن زمان تاکنون مورد تحسین بوده است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579103495.jpg" loading="lazy"  width="904" height="711" alt="[تصویر:  1626579103495.jpg]" class="mycode_img" /><br />
هنری لوکاس یک شخص با مشکلات فراوان است که به قتل بیش از ۳۰۰ نفر اعتراف می‌کند. نکته هراس‌آور در مورد قتل‌های هنری بی‌هدفی و پوچ‌گرایی آنهاست، کشتن یک نفر فقط به خاطر اینکه حس می‌کنی باید کشته شود. این فیلم امتیاز ۷ از IMDb و امتیاز ۸۷ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Monster (2004)<br />
این فیلم براساس زندگی واقعی آیلین وورنوس، اولین قاتل سریالی زن آمریکایی ساخته شده است. شالیز ترون برای بازی در نقش آیلین در این فیلم برنده جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن شد.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579499897.jpg" loading="lazy"  width="904" height="827" alt="[تصویر:  1626579499897.jpg]" class="mycode_img" /><br />
آیلین و دوستش بعد از تلاش‌های مأیوسانه برای پیدا کردن شغل، وارد مسیری می‌شوند که فکرش را نمی‌کردند. پیچیدگی، تاثیرگذاری و غم‌انگیزی این فیلم که درمورد قاتلان سریالی‌ست، شما را برای ساعت‌ها در خود فرو می‌برد.<br />
Dirty Harry (1971)<br />
سانفرانسیسکو تحت حمله یک تک‌تیرانداز به نام عقرب است. عقرب مردم‌ بی‌گناه را گروگان می‌گیرد و تا زمانی که صدهزار دلاری که خواسته دریافت نکند، آنها را آزاد نمی‌کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579180921-1.jpg" loading="lazy"  width="904" height="771" alt="[تصویر:  1626579180921-1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
بازرس کالاهان که به هری کثیف معروف است، سعی می‌کند تا جلوی این جنایت را بگیرد. این فیلم امتیاز ۷.۷ از IMDb و امتیاز ۸۹ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
Zodiac (2007)<br />
آخرین اثر در لیست فیلم‌های ساخته‌ شده در مورد قاتلان سریالی، زودیاک است. این فیلم‌ بر اساس داستان واقعی قاتلی‌ست که در اواخر دهه شصت میلادی، سانفرانسیسکو و کالیفرنیای شمالی را به وحشت انداخته بود.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/1626579314299_compress85.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  1626579314299_compress85.jpg]" class="mycode_img" /><br />
زودیاک به کارگردانی دیوید فنیچر به روایت ماجرای یکی از بدنام‌ترین قاتلان کل تاریخ آمریکا می‌پردازد. این فیلم از حضور ستارگانی مثل جیک جیلنهال، مارک روفالو، رابرت داونی جونیور بهره‌مند است. این فیلم امتیاز ۷.۷ از IMDb و امتیاز ۸۹ را از Rotten Tomatoes دریافت کرده‌ است.<br />
<br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نقد فیلم Amores Perros | قیاس سگ‌ها و آدم‌ها]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4151</link>
			<pubDate>Fri, 16 Jul 2021 23:46:42 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4151</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-poster-1.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-poster-1.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم Amores Perros «عشق سگی»، فیلمی در ژانر درام به کارگردانی الخاندرو گونزالس ایناریتو است. این فیلم اولین اثر از سه‌گانه‌ موسوم به «مرگ» است از این فیلمساز است. در این مطلب نگاهی به این فیلم داشته‌ایم.<br />
<a href="https://www.iranicard.ir/%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af-%da%af%db%8c%d9%81%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa/?utm_source=ZoomG&amp;utm_medium=Banner&amp;utm_campaign=GiftCard" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/1/banner-iranicard-728x90.gif" loading="lazy"  alt="[تصویر:  banner-iranicard-728x90.gif]" class="mycode_img" /></a><br />
الخاندرو گونسالس ایناریتو کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تدوین‌گر مکزیکی است. او کار خود را در سینما با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد. بعد از آن شروع به ساخت فیلم سینمایی کرد و در اولین کار سینمایی خود فیلم عشق سگی را ساخت. بعدها او دو فیلم دیگر به نام‌های بابل و ۲۱گرم را ساخت که این ۳ فیلم به سه‌گانه مرگ معروف شدند. هر ۳ فیلم بسیار مورد استقبال مردم و منتقدان قرار گرفتند. بطوری‌که فیلم عشق سگی در سایت IMDB از ۲۲۸ هزار رای میانگین نمره ۸/۱ را کسب کرد و در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر این سایت قرار گرفت.<br />
فیلم عشق سگی در جشنواره کن سال ۲۰۰۰ هم موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم در هفته منتقدان شد. همچنین فیلم ۲۱ گرم ، دومین فیلم از سه‌گانه مرگ، که بازیگران مطرحی چون شان پن، نائومی واتس و بنیسیو دل تورو در آن بازی می‌کنند در IMDB از ۲۲۷ هزار رای میانگین نمره ۷/۶ را به‌دست آورد و نامزد دریافت دو اسکار هم شد. و فیلم بابل، سومین فیلم از سه‌گانه مرگ، هم که کیت بلانشت و برد پیت در آن ایفای نقش کردند در IMDB از ۲۹۳ هزار رای میانگین نمره ۷/۴ را به‌دست آورد. فیلم بابل اسکار بهترین موسیقی متن را به‌دست آورد. بعد از این سه فیلم ایناریتو ۴ سال برای فیلم بعدیش زمان صرف کرد و در سال ۲۰۱۰ فیلم زیبا را با بازی خاویر باردم ساخت. این فیلم در اسکار نامزد بهترین فیلم خارجی زبان و بهترین بازیگر مرد شد. همچنین در جشنواره کن ۲۰۱۰ خاویر باردم توانست جایزه بهترین بازیگر مرد را ازان خود کند. ۴ سال بعد از فیلم زیبا ایناریتو با فیلمی متفاوت به سینما بازگشت و بالاخره برنده اسکار شد. در سال ۲۰۱۴ او فیلم بردمن را ساخت که بازیگران مطرحی مانند ادوارد نورتون در آن ایفای نقش کردند.<br />
<br />
این فیلم در مجموع ۴ اسکار را ازان خود کرد. از جمله اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی و اسکار بهترین کارگردانی. در سال ۲۰۱۵ ایناریتو باز هم با فیلمی متفاوت به اسکار رفت و موفقیت‌های خود را تکمیل کرد. فیلم از گور برخاسته با بازی دی کاپریو و تام هاردی برای دومین سال متوالی جایزه اسکار را در رشته بهترین کارگردانی نصیب ایناریتو کرد. ایناریتو با این اسکار در تاریخ سینما سومین فردی شد که دو سال متوالی اسکار بهترین کارگردانی را به‌دست آورده است.<br />
در مجموع باید گفت ایناریتو یکی از موفقترین کارگردانان قرن ۲۱ است. و اما برگردیم به فیلم عشق سگی. ایناریتو در این فیلم به ستایش خانواده و بیان اهمیت این نهاد اجتماعی پرداخته است. در ادامه این مقاله بیشتر در مورد این موضوع حرف میزنیم.  خلاصه داستان فیلم اینگونه است که: زندگی سه شخصیت در این فیلم به تصویر کشیده می‌شود. این سه شخصیت هر کدام به‌گونه‌ای با خانواده خود مشکل دارند.<br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">در ادامه جزییات داستان فیلم عشق سگی فاش می‌شود</span><br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-gael-garcía-bernal.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-gael-garcía-bernal.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ایناریتو در سه‌گانه مرگ خود، از زمان غیرخطی برای روایت داستان استفاده کرده است<br />
ایناریتو در سه‌گانه مرگ خود از زمان غیرخطی برای روایت داستان استفاده کرده است و این روش او بسیار موفق بوده است و نکته اولی که در این فیلم ایناریتو هم باید به آن توجه کرد این است که فیلم دارای زمان غیرخطی است .ابتدا باید مفهوم زمان خطی و غیرخطی را تعریف کرد: فرض کنید فیلمی در یک روز از صبح تا شب می‌گذرد. اگر زمان فیلم خطی باشد ما به ترتیب، اتفاقات  فیلم را در صبح،  ظهر و شب می‌بینیم .اما اگر زمان غیرخطی باشد ممکن است کارگردان به خاطر شرایط فیلمش ابتدا اتفاقات ظهر را به ما نشان دهد بعد اتفاقات شب همان روز را و بعد اتفاقات صبح آن روز را به ما نشان دهد. یا ممکن است در یک فیلم چند شخصیت داشته باشیم که هر یک از آن‌ها در یک زمان، مثلا صبح مشغول کاری هستند. در زمان غیر خطی کارگردان می‌تواند یکی از این شخصیت‌ها را همراهی کند و بعد، به عقب برگردد و شخصیت بعدی را همراهی کند. <br />
فیلم عشق سگی داستان سه خانواده را روایت می‌کند که هر کدام در یک تصادف نقشی ایفا می‌کنند. فیلم هم ابتدا با تصادف شروع می‌شود و این صحنه چندین بار در فیلم نشان داده می‌شود. کارگردان با این کار به مخاطب گوش زد می‌کند که این تصادف، اتفاق اصلی فیلم است. در نیمه اول فیلم، کارگردان بوسیله تدوین موازی صحنه‌هایی را از سه خانواده اصلی فیلم نشان می‌دهد تا به مخاطب بیان دارد این سه خانواده به‌نوعی به هم شباهت دارند و این شباهت روابط بد آ‌ن‌ها با نزدیکانشان و روابط خوبشان با سگ‌ها است. همینطور این تدوین موازی مخاطب را آماده می‌کند تا دریابد که این افراد همگی در ماجرای یک تصادف حضور داشته‌ا‌ند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-goya-toledo-2.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-goya-toledo-2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کارگردان سعی کرده است در این فیلم روابط بد انسان‌ها با یکدیگر را با رابطه همان انسان‌ها با سگ‌هایشان مقایسه کند<br />
مخاطب در طول فیلم روابط افراد باهم را نظاره می‌کند. این روابط زیاد عاطفی نیست و روابط زن و مردهای فیلم هم بیشتر برای رفع نیاز است. اما هر کدام از این سه خانواده‌ای که نشان داده می‌شوند در خانه خود، سگ دارند و با آن سگ روابطی عاطفی دارند. اسم فیلم هم به این مورد اشاره دارد که عشقی که در فیلم وجود دارد عشق به سگ است نه عشق به انسان. فیلم آغاز جالبی دارد. دو مرد در اتومبیلی در حال فرار هستند و با نگرانی راجع‌به کسی که تیر خورده و عقب ماشین است حرف می‌زنند اما ناگهان مخاطب متوجه می‌شود کسی که این دو مرد بسیار نگرانش هستند یک سگ است. این آغاز، نام فیلم را برای مخاطب توجیه می‌کند و زمینه ساز رفتارهای بعدی شخصیت‌ها می‌شود.<br />
یکی از این خانواده‌ها که در فیلم می‌بینیم در طبقه فقیر جامعه هستند و یکی دیگر از این خانواده‌ها در طبقه مرفه و کارگردان زمانی ما را از خانواده فقیر فیلم به خانواده مرفه فیلم انتقال می‌دهد که پسر در خانه خود نشسته و در تلویزیون برنامه پرزرق و برقی را میبیند که مدل معروفی در آن حضور دارد. این مدل معروف در برنامه تلویزیونی فردی که در اصل، دوست همسرش است را نامزدش معرفی می‌کند. این، خودش به مفهوم این است که عشق میان انسان‌ها در فیلم پوچ است حتی در جایی از فیلم متوجه می‌شویم که این مدل با پدرش رابطه خوبی ندارد. اما همین مدل، سگی دارد که جان خود را هم حاضر است برایش بدهد.<br />
از سویی دیگر نامزد این مدل، زن و بچه دارد و تنها به خاطر این مدل (احتمالا به خاطر زیبایی او) به‌راحتی زن و بچه خود را رها می‌کند. عشق پوشالی این خانواده مرفه بر اثر تصادف ویران می‌شود. پسری که گفته شد در خانواده فقیری است و در تلویزیون، برنامه مدل معروف را می‌بیند خودش در خانه با برادرش مشکل دارد و می‌خواهد به برادرش خیانت کند و با زن برادرش فرار کند. این پسر هم سگی دارد که به واسطه این سگ می‌تواند پول کسب کند. برادر این پسر هم با زن خود رفتار خوبی ندارد و تنها در هنگام معاشقه با او خوب است. در این خانواده هم عشق در میان انسان‌ها جایی ندارد. <br />
در این فیلم سگ‌ها نقش پرکننده تنهایی انسان‌ها را دارند. تنهایی‌ای که به‌خاطر رفتار بدشان با انسان‌های دیگر نصیبشان شده است<br />
در خانواده سوم ما بیشتر پدر خانواده را می‌بینیم. کسی که مدت‌ها پیش خانواده خود را به‌دلیل رسیدن به آرزوهایش رها کرده ولی شکست خورده است. او نیز سگ‌هایی دارد که به آن‌ها عشق می‌ورزد. او جنایتکار است اما کم‌کم به دخترش (که به او گفته‌اند پدرش مرده است) نزدیک می‌شود و سگ‌هایش هم به‌خاطر اتفاقی کشته می‌شوند. این موضوع باعث می‌شود عشق به خانواده دوباره در وجودش شکل بگیرد و به سراغ دخترش (که برای او مظهر خانواده است) برود. به‌طور کلی باید گفت در این فیلم، سگ‌ها نقش پرکننده تنهایی انسان‌ها را دارند. تنهایی که به‌خاطر رفتار بدشان با انسان‌های دیگر نصیبشان شده است.<br />
در آخر فیلم هم که این مرد تصمیم می‌گیرد مزاحم دختر خود نشود دوباره سگی را برای همراهی خود پیدا می‌کند تا شاید عشق ورزیدن به این سگ مرهمی باشد برای عشقی که از دست داده یعنی دخترش. اما باز هم کارگردان با زبان تصویر بیان می‌کند که عشق به این سگ نمی‌تواند جای عشق به دخترش را بگیرد. کارگردان این مطلب را با هوشمندی بیان می‌کند زیرا در انتهای فیلم می‌بینیم که این مرد با سگش در بیابانی قدم می‌گذارد که کسی در آن بیابان نیست. این بیابان زندگی خالی و پوچ مرد را در آینده نشان می‌دهد.<br />
کارگردان برای اینکه فیلم، بیشتر نشان دهد عشق میان انسان‌ها مرده است کار دیگری هم می‌کند. آخرین جنایتی که این پدر شکست خورده باید انجام دهد ماموریتی است که یک جوان به او می‌دهد. این جوان می‌گوید که شریکش او را فریب داده و می‌خواهد شریکش بمیرد. اما در فیلم متوجه می‌شویم که خود این جوان طرف مقابل را فریب داده است. اما نکته تکان‌دهنده در داستان اینجا است که متوجه می‌شویم فردی که جوان، تقاضای قتلش را داشته برادر دوقلویش است و این یعنی عشق در میان انسان‌ها مرده. حتی کارگردان به این هم اکتفا نمی‌کند. مخاطب جایی از فیلم متوجه می‌شود که این برادر دوقلو (که باید کشته شود) با زنی رابطه دارد که این زن، خودش شوهر دارد و با این نکته باز کارگردان عشق سطحی و پوچ را در میان انسان‌ها نشان می‌دهد.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-poster-emilio-echevarría-1.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-poster-emilio-echevarría-1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
در اکثر صحنه‌های فیلم، سگ‌ها در تصویر نمایان هستند تا مقایسه روابط انسان‌ها با یکدیگر و همین طور با سگ‌ها، نمایان‌تر شود <br />
کارگردان در اکثر صحنه‌های فیلم ، سگ‌ها را در قاب تصویر نمایش می‌دهد. با این کار، مخاطب در هر صحنه در حالیکه روابط بد انسان‌ها با هم را می‌بیند روابط خوب انسان‌ها با سگ‌هایشان را هم می‌بیند. نکته اصلی فیلم اینجا است که همه شخصیت‌های اصلی فیلم با خانواده‌های خود روابط بدی دارند و همین شخصیت‌ها در انتهای فیلم به خاطر این روابط بد، به‌نوعی مجازات می‌شوند. یکی کشته می‌شود، دیگری مجروح می‌شود و ...<br />
ایناریتو در این فیلم به ستایش خانواده و عشق به خانواده می‌پردازد و این عمل را با نشان دادن معانی متضاد، یعنی از هم پاشیدگی خانواده‌ها نشان می‌دهد.در فیلم عشق سگی بیشتر از دوربین روی دست استفاده شده است تا تشنج موجود در صحنه‌ها به مخاطب انتقال یابد. همین‌طور شخصیت‌های اصلی فیلم، بیشتر در نماهای کلوزآپ یا مدیوم کلوزآپ به تصویر کشیده شده‌اند تا مخاطب به آن‌ها نزدیک‌تر شود و احساسات و درماندگی آن‌ها در هر صحنه را بهتر درک کند. درکل باید گفت: فیلم عشق سگی را باید دید تا قدر خانواده‌هایمان را بیشتر بدانیم.<br />
<br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-poster-1.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-poster-1.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم Amores Perros «عشق سگی»، فیلمی در ژانر درام به کارگردانی الخاندرو گونزالس ایناریتو است. این فیلم اولین اثر از سه‌گانه‌ موسوم به «مرگ» است از این فیلمساز است. در این مطلب نگاهی به این فیلم داشته‌ایم.<br />
<a href="https://www.iranicard.ir/%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%af-%da%af%db%8c%d9%81%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa/?utm_source=ZoomG&amp;utm_medium=Banner&amp;utm_campaign=GiftCard" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/1/banner-iranicard-728x90.gif" loading="lazy"  alt="[تصویر:  banner-iranicard-728x90.gif]" class="mycode_img" /></a><br />
الخاندرو گونسالس ایناریتو کارگردان، فیلم‌نامه‌نویس و تدوین‌گر مکزیکی است. او کار خود را در سینما با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرد. بعد از آن شروع به ساخت فیلم سینمایی کرد و در اولین کار سینمایی خود فیلم عشق سگی را ساخت. بعدها او دو فیلم دیگر به نام‌های بابل و ۲۱گرم را ساخت که این ۳ فیلم به سه‌گانه مرگ معروف شدند. هر ۳ فیلم بسیار مورد استقبال مردم و منتقدان قرار گرفتند. بطوری‌که فیلم عشق سگی در سایت IMDB از ۲۲۸ هزار رای میانگین نمره ۸/۱ را کسب کرد و در فهرست ۲۵۰ فیلم برتر این سایت قرار گرفت.<br />
فیلم عشق سگی در جشنواره کن سال ۲۰۰۰ هم موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم در هفته منتقدان شد. همچنین فیلم ۲۱ گرم ، دومین فیلم از سه‌گانه مرگ، که بازیگران مطرحی چون شان پن، نائومی واتس و بنیسیو دل تورو در آن بازی می‌کنند در IMDB از ۲۲۷ هزار رای میانگین نمره ۷/۶ را به‌دست آورد و نامزد دریافت دو اسکار هم شد. و فیلم بابل، سومین فیلم از سه‌گانه مرگ، هم که کیت بلانشت و برد پیت در آن ایفای نقش کردند در IMDB از ۲۹۳ هزار رای میانگین نمره ۷/۴ را به‌دست آورد. فیلم بابل اسکار بهترین موسیقی متن را به‌دست آورد. بعد از این سه فیلم ایناریتو ۴ سال برای فیلم بعدیش زمان صرف کرد و در سال ۲۰۱۰ فیلم زیبا را با بازی خاویر باردم ساخت. این فیلم در اسکار نامزد بهترین فیلم خارجی زبان و بهترین بازیگر مرد شد. همچنین در جشنواره کن ۲۰۱۰ خاویر باردم توانست جایزه بهترین بازیگر مرد را ازان خود کند. ۴ سال بعد از فیلم زیبا ایناریتو با فیلمی متفاوت به سینما بازگشت و بالاخره برنده اسکار شد. در سال ۲۰۱۴ او فیلم بردمن را ساخت که بازیگران مطرحی مانند ادوارد نورتون در آن ایفای نقش کردند.<br />
<br />
این فیلم در مجموع ۴ اسکار را ازان خود کرد. از جمله اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی و اسکار بهترین کارگردانی. در سال ۲۰۱۵ ایناریتو باز هم با فیلمی متفاوت به اسکار رفت و موفقیت‌های خود را تکمیل کرد. فیلم از گور برخاسته با بازی دی کاپریو و تام هاردی برای دومین سال متوالی جایزه اسکار را در رشته بهترین کارگردانی نصیب ایناریتو کرد. ایناریتو با این اسکار در تاریخ سینما سومین فردی شد که دو سال متوالی اسکار بهترین کارگردانی را به‌دست آورده است.<br />
در مجموع باید گفت ایناریتو یکی از موفقترین کارگردانان قرن ۲۱ است. و اما برگردیم به فیلم عشق سگی. ایناریتو در این فیلم به ستایش خانواده و بیان اهمیت این نهاد اجتماعی پرداخته است. در ادامه این مقاله بیشتر در مورد این موضوع حرف میزنیم.  خلاصه داستان فیلم اینگونه است که: زندگی سه شخصیت در این فیلم به تصویر کشیده می‌شود. این سه شخصیت هر کدام به‌گونه‌ای با خانواده خود مشکل دارند.<br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">در ادامه جزییات داستان فیلم عشق سگی فاش می‌شود</span><br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-gael-garcía-bernal.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-gael-garcía-bernal.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ایناریتو در سه‌گانه مرگ خود، از زمان غیرخطی برای روایت داستان استفاده کرده است<br />
ایناریتو در سه‌گانه مرگ خود از زمان غیرخطی برای روایت داستان استفاده کرده است و این روش او بسیار موفق بوده است و نکته اولی که در این فیلم ایناریتو هم باید به آن توجه کرد این است که فیلم دارای زمان غیرخطی است .ابتدا باید مفهوم زمان خطی و غیرخطی را تعریف کرد: فرض کنید فیلمی در یک روز از صبح تا شب می‌گذرد. اگر زمان فیلم خطی باشد ما به ترتیب، اتفاقات  فیلم را در صبح،  ظهر و شب می‌بینیم .اما اگر زمان غیرخطی باشد ممکن است کارگردان به خاطر شرایط فیلمش ابتدا اتفاقات ظهر را به ما نشان دهد بعد اتفاقات شب همان روز را و بعد اتفاقات صبح آن روز را به ما نشان دهد. یا ممکن است در یک فیلم چند شخصیت داشته باشیم که هر یک از آن‌ها در یک زمان، مثلا صبح مشغول کاری هستند. در زمان غیر خطی کارگردان می‌تواند یکی از این شخصیت‌ها را همراهی کند و بعد، به عقب برگردد و شخصیت بعدی را همراهی کند. <br />
فیلم عشق سگی داستان سه خانواده را روایت می‌کند که هر کدام در یک تصادف نقشی ایفا می‌کنند. فیلم هم ابتدا با تصادف شروع می‌شود و این صحنه چندین بار در فیلم نشان داده می‌شود. کارگردان با این کار به مخاطب گوش زد می‌کند که این تصادف، اتفاق اصلی فیلم است. در نیمه اول فیلم، کارگردان بوسیله تدوین موازی صحنه‌هایی را از سه خانواده اصلی فیلم نشان می‌دهد تا به مخاطب بیان دارد این سه خانواده به‌نوعی به هم شباهت دارند و این شباهت روابط بد آ‌ن‌ها با نزدیکانشان و روابط خوبشان با سگ‌ها است. همینطور این تدوین موازی مخاطب را آماده می‌کند تا دریابد که این افراد همگی در ماجرای یک تصادف حضور داشته‌ا‌ند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-goya-toledo-2.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-goya-toledo-2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کارگردان سعی کرده است در این فیلم روابط بد انسان‌ها با یکدیگر را با رابطه همان انسان‌ها با سگ‌هایشان مقایسه کند<br />
مخاطب در طول فیلم روابط افراد باهم را نظاره می‌کند. این روابط زیاد عاطفی نیست و روابط زن و مردهای فیلم هم بیشتر برای رفع نیاز است. اما هر کدام از این سه خانواده‌ای که نشان داده می‌شوند در خانه خود، سگ دارند و با آن سگ روابطی عاطفی دارند. اسم فیلم هم به این مورد اشاره دارد که عشقی که در فیلم وجود دارد عشق به سگ است نه عشق به انسان. فیلم آغاز جالبی دارد. دو مرد در اتومبیلی در حال فرار هستند و با نگرانی راجع‌به کسی که تیر خورده و عقب ماشین است حرف می‌زنند اما ناگهان مخاطب متوجه می‌شود کسی که این دو مرد بسیار نگرانش هستند یک سگ است. این آغاز، نام فیلم را برای مخاطب توجیه می‌کند و زمینه ساز رفتارهای بعدی شخصیت‌ها می‌شود.<br />
یکی از این خانواده‌ها که در فیلم می‌بینیم در طبقه فقیر جامعه هستند و یکی دیگر از این خانواده‌ها در طبقه مرفه و کارگردان زمانی ما را از خانواده فقیر فیلم به خانواده مرفه فیلم انتقال می‌دهد که پسر در خانه خود نشسته و در تلویزیون برنامه پرزرق و برقی را میبیند که مدل معروفی در آن حضور دارد. این مدل معروف در برنامه تلویزیونی فردی که در اصل، دوست همسرش است را نامزدش معرفی می‌کند. این، خودش به مفهوم این است که عشق میان انسان‌ها در فیلم پوچ است حتی در جایی از فیلم متوجه می‌شویم که این مدل با پدرش رابطه خوبی ندارد. اما همین مدل، سگی دارد که جان خود را هم حاضر است برایش بدهد.<br />
از سویی دیگر نامزد این مدل، زن و بچه دارد و تنها به خاطر این مدل (احتمالا به خاطر زیبایی او) به‌راحتی زن و بچه خود را رها می‌کند. عشق پوشالی این خانواده مرفه بر اثر تصادف ویران می‌شود. پسری که گفته شد در خانواده فقیری است و در تلویزیون، برنامه مدل معروف را می‌بیند خودش در خانه با برادرش مشکل دارد و می‌خواهد به برادرش خیانت کند و با زن برادرش فرار کند. این پسر هم سگی دارد که به واسطه این سگ می‌تواند پول کسب کند. برادر این پسر هم با زن خود رفتار خوبی ندارد و تنها در هنگام معاشقه با او خوب است. در این خانواده هم عشق در میان انسان‌ها جایی ندارد. <br />
در این فیلم سگ‌ها نقش پرکننده تنهایی انسان‌ها را دارند. تنهایی‌ای که به‌خاطر رفتار بدشان با انسان‌های دیگر نصیبشان شده است<br />
در خانواده سوم ما بیشتر پدر خانواده را می‌بینیم. کسی که مدت‌ها پیش خانواده خود را به‌دلیل رسیدن به آرزوهایش رها کرده ولی شکست خورده است. او نیز سگ‌هایی دارد که به آن‌ها عشق می‌ورزد. او جنایتکار است اما کم‌کم به دخترش (که به او گفته‌اند پدرش مرده است) نزدیک می‌شود و سگ‌هایش هم به‌خاطر اتفاقی کشته می‌شوند. این موضوع باعث می‌شود عشق به خانواده دوباره در وجودش شکل بگیرد و به سراغ دخترش (که برای او مظهر خانواده است) برود. به‌طور کلی باید گفت در این فیلم، سگ‌ها نقش پرکننده تنهایی انسان‌ها را دارند. تنهایی که به‌خاطر رفتار بدشان با انسان‌های دیگر نصیبشان شده است.<br />
در آخر فیلم هم که این مرد تصمیم می‌گیرد مزاحم دختر خود نشود دوباره سگی را برای همراهی خود پیدا می‌کند تا شاید عشق ورزیدن به این سگ مرهمی باشد برای عشقی که از دست داده یعنی دخترش. اما باز هم کارگردان با زبان تصویر بیان می‌کند که عشق به این سگ نمی‌تواند جای عشق به دخترش را بگیرد. کارگردان این مطلب را با هوشمندی بیان می‌کند زیرا در انتهای فیلم می‌بینیم که این مرد با سگش در بیابانی قدم می‌گذارد که کسی در آن بیابان نیست. این بیابان زندگی خالی و پوچ مرد را در آینده نشان می‌دهد.<br />
کارگردان برای اینکه فیلم، بیشتر نشان دهد عشق میان انسان‌ها مرده است کار دیگری هم می‌کند. آخرین جنایتی که این پدر شکست خورده باید انجام دهد ماموریتی است که یک جوان به او می‌دهد. این جوان می‌گوید که شریکش او را فریب داده و می‌خواهد شریکش بمیرد. اما در فیلم متوجه می‌شویم که خود این جوان طرف مقابل را فریب داده است. اما نکته تکان‌دهنده در داستان اینجا است که متوجه می‌شویم فردی که جوان، تقاضای قتلش را داشته برادر دوقلویش است و این یعنی عشق در میان انسان‌ها مرده. حتی کارگردان به این هم اکتفا نمی‌کند. مخاطب جایی از فیلم متوجه می‌شود که این برادر دوقلو (که باید کشته شود) با زنی رابطه دارد که این زن، خودش شوهر دارد و با این نکته باز کارگردان عشق سطحی و پوچ را در میان انسان‌ها نشان می‌دهد.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/amores-perros-poster-emilio-echevarría-1.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  amores-perros-poster-emilio-echevarría-1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
در اکثر صحنه‌های فیلم، سگ‌ها در تصویر نمایان هستند تا مقایسه روابط انسان‌ها با یکدیگر و همین طور با سگ‌ها، نمایان‌تر شود <br />
کارگردان در اکثر صحنه‌های فیلم ، سگ‌ها را در قاب تصویر نمایش می‌دهد. با این کار، مخاطب در هر صحنه در حالیکه روابط بد انسان‌ها با هم را می‌بیند روابط خوب انسان‌ها با سگ‌هایشان را هم می‌بیند. نکته اصلی فیلم اینجا است که همه شخصیت‌های اصلی فیلم با خانواده‌های خود روابط بدی دارند و همین شخصیت‌ها در انتهای فیلم به خاطر این روابط بد، به‌نوعی مجازات می‌شوند. یکی کشته می‌شود، دیگری مجروح می‌شود و ...<br />
ایناریتو در این فیلم به ستایش خانواده و عشق به خانواده می‌پردازد و این عمل را با نشان دادن معانی متضاد، یعنی از هم پاشیدگی خانواده‌ها نشان می‌دهد.در فیلم عشق سگی بیشتر از دوربین روی دست استفاده شده است تا تشنج موجود در صحنه‌ها به مخاطب انتقال یابد. همین‌طور شخصیت‌های اصلی فیلم، بیشتر در نماهای کلوزآپ یا مدیوم کلوزآپ به تصویر کشیده شده‌اند تا مخاطب به آن‌ها نزدیک‌تر شود و احساسات و درماندگی آن‌ها در هر صحنه را بهتر درک کند. درکل باید گفت: فیلم عشق سگی را باید دید تا قدر خانواده‌هایمان را بیشتر بدانیم.<br />
<br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[بهترین فیلم‌ های آخر الزمانی | وقتی جهان رو به پایان است]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4150</link>
			<pubDate>Fri, 16 Jul 2021 23:45:24 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4150</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/best-apocalyptic-movies.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  best-apocalyptic-movies.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در این مقاله قصد داریم به معرفی بهترین فیلم‌ های آخر الزمانی تاریخ سینما بپردازیم و آن‌ها را معرفی کنیم. در ادامه با زومجی همراه باشید.</div>
<br />
[align=right]فیلم‌های دیستوپیایی مثالی از بدبینی‌‌ بشر نسبت به آینده‌ی خودش است. آثاری‌ که وقوع پادآرمانشهرها را احتمالی ممکن می‌دانند و فضایی رعب‌انگیز از آینده را برای مخاطبشان ترسیم می‌کنند. زیرژانر آخرالزمانی که با در دست گرفتن ناخودآگاه تماشاگر، مخاطبان زیادی را برای خودش پیدا کرده است مانند دیگر سبک‌ها و ژانرهای سینمایی المان‌هایی را دنبال می‌کند و با آن‌ها بیننده‌اش را در مشت خود نگه می‌دارد. به پایان رسیدن منابع زیست محیطی( فیلم Mad Max)، تمام شدن آب‌ و غذا (فیلم Delicatessen)، شیوع انواع ویروس‌ها و بیماری‌ها (فیلم ۱۲ میمون)، حمله‌ی موجودات بیگانه (فیلم Independence Day)، وقوع تاریخ‌های آلترناتیو ( فیلم Mortal Engines)، حکومت‌های فاشیستی (فیلم Children of Men)، طبقه‌بندی کردن مردم و جوامع (فیلم Snowpiercer)، انواع هرج‌ومرج‌ها (فیلم Road)، حملات سایبرپانکی ( فیلم ماتریکس)، حمله‌ی زامبی‌ها و خون آشام‌ها (فیلم سرزمین زامبی‌ها) و ... خصیصه‌هایی هستند که در گونه‌ی این فیلم‌ها مشترک هستند.  <br />
با شیوع ویروس کرونا و قرارگرفتن انسان امروز در شرایط این پاندمی جهانی، مخاطب بیش از پیش می‌تواند با این نوع از فیلم‌ها ارتباط برقرار کرده و لحن این گونه از سینما را درک کند، آثاری که این روزها طرفداران بیشتری پیدا کرده‌اند.  <br />
در ادامه فهرست نسبتا جامعی از بهترین فیلم‌ های اخر الزمانی سینما ارائه خواهیم کرد. <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فیلم‌های موجود در این لیست بر اساس امتیازهای IMDB رتبه‌بندی شده‌اند.</span><br />
<hr class="mycode_hr" />
بهترین فیلم های آخر الزمانی<br />
<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/mortal-engines-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-engines-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۴۰- فیلم Mortal Engines<br />
فیلم موتورهای فانی<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>کریستین ریورز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>فران والش، فیلیپا بوینز، پیتر جکسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> هرا هیلمار، رابرت شیهان<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۶ دسامبر ۲۰۱۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1571234/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Mortal Engines در  IMDB:</span></a> ۶.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> صدها سال پس از جنگ ۶۰ دقیقه‌ای که منجر به نابودی کل تمدن بشر می‌شود شهرها به صورت متحرک روی چرخ‌هایی ساخته شده‌اند. در این زمان کره‌ی زمین منابع‌اش را از دست داده و به هزاران قسمت تقسیم شده است. شهرهای بزرگ‌تر برای به‌دست آوردن منابع شهرهای کوچکتر آن‌ها را شکار می‌کنند و ولنتاین رهبر شهر لندن برای داشتن قدرت و منابع بیشتر سلاحی کوانتومی را می‌سازد.</blockquote>
تیم ارباب حلقه‌ها این بار به سراغ فیلمی دیستوپیایی آمده است و شانس خود را درجهانی آخرالزمانی امتحان می‌کند. این فیلم اثری سرگرم‌کننده و مهیج است که می‌تواند مخاطبش را برای مدتی تحت تاثیر قرار دهد اما نمی‌تواند حسی آخرالزمانی را به تماشاگر منتقل کنید این اثر به فرمولهای فیلم‌های اینچنینی پایبند است و آنها را اجرا می کند اما آنقدر همه چیز سریع اتفاق می‌افتد که لحن سرد این قوانین خودش را گم می‌کند و داستان آخرالزمانی‌اش به جای اینکه تلنگری به بشر باشد تبدیل به یک ماجراجویی هیجان انگیز برای نوجوانان می‌شود اما خصیصه‌ای که بیننده را در این فیلم به خودش جذب می کند سبک بصری و جلوه‌های ویژه‌ی دیدنی ماشین‌های فانیست، می‌توان گفت این اثر بهشتی برای کسانی است که می‌خواهند فیلمی با تروکاژهای جذاب و تمیز ببینند.<br />
در این فیلم تماشاگر کاملا می‌تواند تفکرات پیتر جکسون را ببیند و با یک خوش‌بینی لطیف پیش برود. موتورهای فانی با اقتباسی از رمانی به همین نام و نوشته‌ی فیلیپ ریو ساخته شده است کتابی که پیتر جکسون تهیه‌کننده این فیلم امتیازش را در سال ۲۰۰۹ خریداری کرد. موتورهای مرگبار از آن دست فیلمهایی است که هوای روحیه مخاطب را دارد و نمی‌گذارد احساسات بیننده جریحه‌دار شود.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/it-comes-at-night-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  it-comes-at-night-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۹- فیلم It Comes At Nigth<br />
فیلم در شب می‌آید<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان:</span> تری ادوارد شولتس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> تری ادوارد شولتس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>جوئل اجرتون، کریستوفر ابوت، کارمن اجوگو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۹ ژوئن ۲۰۱۷<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0004695012/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> It Comes At Nigthدر  IMDB:</span></a> ۶.۲<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> با شروع یک بیماری واگیردار پل و سارا به‌همراه خانواده‌شان در خانه‌ای بدون برق در جنگل زندگی می‌کنند آنها ورودی‌های خانه را مسدود کرده‌اند و فقط در مواقع نیاز عبور و مرور انجام می‌دهند. تا اینکه فردی به‌نام ویل برای به‌دست آوردن آب آشامیدنی به خانه آنها نزدیک می‌شود و بعد از اتفاقاتی که بین آنها رخ می‌دهد پل و سارا تصمیم می‌گیرند که با او و خانواده‌اش زندگی کنند. تا اینکه پسر ویل بیمار می‌شود...</blockquote>
این فیلم تریلری روانشناسانه و آخرالزمانی است که توانست در زمان اکرانش توجهات زیادی را به خود جلب کند و امتیازات مثبت منتقدان را نیز به دست آورد. همچنین فیلم با فروش بالای خود سود خوبی را نصیب سازندگانش کرد. این اثر با یک ویروس دنیای دیستوپیایی ویران شده‌ای را روایت می کند که ساکنانش به درون تاریکی و ترس سقوط کردند. این فیلم استعاری و نمادگرا یکی دیگر از آثار متفاوتی این زیر ژانر است که در عمق خود لایه‌های عمیق و روانشناسانه‌ای را دراماتیزه می‌کند. شما هنگام تماشای این فیلم ترسی را حس می‌کنید که کاراکترهای داستان نیز آنها را با تمام وجود در خود حمل می‌کنند. It Comes At Nigth تنها صرفاً نمایشی از پایان دنیا نیست بلکه فیلمی از پایان انسان به واسطه‌ی ترس‌ها و غریزه‌ی اوست. این فیلم یکی دیگر از آثار خاص درون این لیست است که می‌تواند تماشاگر را وارد داستانی چند پهلو کند. قصه‌ای که بیننده را در مقابل خودش قرار می‌دهد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-day-after-tomorrow-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-day-after-tomorrow-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۸- فیلم The Day After Tomorrow<br />
فیلم پس از فردا<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>رولاند امریخ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>رولاند امریخ، جفری ناچمانوف<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>دنیس کوید، جیک جیلنهال، امی رسوم<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۸ مه ۲۰۰۴<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0319262/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Day After Tomorrow در  IMDB:</span></a> ۶.۴<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان: </span> جک هواشناسی آمریکایی است که به‌همراه همکارانش روی دلایل تغییرات جوی و زیست محیطی کار می‌کنند آنها در تحقیقات خود نشان می‌دهند که تغییرات آب و هوایی و گرمایش تدریجی زمین می‌تواند عصر یخبندان جدیدی را ایجاد کند. بعد از مدتی طوفانی در نیمکره شمالی ایجاد می‌شود و به دیگر قسمت‌های زمین هم می‌رسد و به‌تدریج شهرها یکی پس از دیگری وارد عصر یخ می‌شوند و افراد از بین می‌روند.  </blockquote>
روز پس از فردا با یخبندان و تغییرات آب و هوایی تماشاگر را وارد دورانی آخرالزمانی می‌کند. این فیلم چالش‌های دیستوپیایی را شروع تغییرات آب و هوایی می‌داند و بر همین اساس فضای نگران کننده‌اش را دراماتیزه پیش می‌برد. فیلم در زمان اکرانش یکسری حواشی را درباره مسائل علمی و سیاسی دریافت نمود، منتقدان به این باور بودند که معاون رئیس جمهور بکر همان دیک چنی معاون جرج دبلیو بوش است که امریخ برای انتقاد از سیاست‌های آب‌و‌هوایی بوش این شخصیت را بدین صورت پرداخت کرده است.<br />
همچنین برخی دانشمندان هم از جنبه‌های علمی فیلم انتقاد کرده و ورود کره زمین  به عصر یخبندان دوباره‌ای را کاملا مطرود و دور از تصور دانستند که همین باعث شد The Day After Tomorrow جزو ۱۰ فیلم برتر علمی ناصحیح قرار گیرد. این نمایش با اینکه در انتقال لحن سرد و غم انگیز خود خوب عمل می‌کند اما در جاهایی از نظر روایات و سبک‌های بصری و جلوه‌های ویژه کم می‌آورد و مقداری از ایده خودش را جای می‌گذارد. با این حال روز پس از فردا می‌تواند فیلمی سرگرم کننده برای کسانی باشد که می‌خواهند مدتی را در  یک عصر یخبندان مدرن بگذرانند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-rover-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-rover-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۷- فیلم The Rover<br />
فیلم خانه‌به‌دوش<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>دیوید میشد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>دیوید میشد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> گای پیرس، رابرت پتینسون، اسکوت مک نیری<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۰ ژوئن ۲۰۱۴<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt2345737/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Rover در  IMDB:</span></a> ۶.۴<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> خلاصه داستان:</span> اریک بعد از کشتن همسرش خانه و زندگی‌اش را از دست می‌دهد و در بیابانهای استرالیا تنها با یک ماشین به جاده می‌زند. او در جایی بین راه برای خوردن چیزی توقف می‌کند که ماشین‌اش توسط گروهی دزدیده می‌شود. اریک برای پیدا کردن اتومبیل‌اش که تنها دارایی اوست رینالدز برادر یکی از سارقین را پیدا می‌کند و از او می‌خواهد تا او را نزد برادرش ببرد. اریک بعد از قتل‌ها و درگیری‌های زیاد ماشین‌اش را می‌یابد.</blockquote>
فیلم یک دهه پس از فروپاشی اقتصادی را روایت می‌کند زمانی که قحطی و خشکسالی سرتاسر کشور را در برگرفته است و مردم برای بقای خودشان دست به اسلحه راه می‌روند. خانه‌به‌دوش نئووسترنی آخرالزمانی است که در جاده و بیابانی می‌گذرد و نمایش خوبی از سقوط تمدن بشری را به‌تصویر می‌کشد. فیلم همان تگزاس افسارگسیخته‌ی فیلم‌های وسترن کلاسیک است که اسب و کلانترها جای خودشان را با ماشین‌ها و سربازان عوض کرده‌اند. اتمسفر فیلم به‌شدت گرفته و خفقان‌آور است به‌نحوی که مخاطب می‌تواند خطری آخرالزمانی را بیخ گوش خودش حس کند. بازی‌های عمیق دو بازیگر اصلی هم آنچنان در جهت روایت فیلم پیش می‌رود که خانه به دوش تبدیل به اثری مناسب برای درک شیوه‌های بازیگری می‌شود.  این فیلم اثری پخته و عمیق است از موسیقی متن‌اش گرفته تا روایت‌های بصری و تکان دهنده‌اش. بنابراین The Rover فیلمی نیست که به‌راحتی از ذهن مخاطب پاک شود بلکه تبدیل به خاطره‌ای ماندگار و تاثیرگذار از تماشای یک فیلم آنارشیستی می‌شود.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/stake-land-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  stake-land-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۶- فیلم Stake Land<br />
فیلم سرزمین ناآرام<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>جیم میکل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسندگان: </span>نیک دامیچی، جیم میکل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>کانر پائولا، نیک دامیچی، کلی مگ گلیس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۷ ژوئن ۲۰۱۱<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1464580/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Stake Land در  IMDB:</span></a> ۶.۵<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> خون‌آشام‌ها شهرها را تصرف کرده‌اند و فقط تعدادی شهر محافظت شده و امن وجود دارد. مارتین بعد از اینکه خانواده‌اش توسط خون‌آشام‌ها کشته می‌شود توسط مردی که شکارچی این موجودات است مورد حمایت قرار می‌گیرد. او به مارتین اصول و فنون زنده ماندن را آموزش می‌دهد و با او به شکار خون‌آشام می‌رود. آن‌ها قصد دارند که خود را به شمال برسانند جایی که می‌گویند از بقیه‌ی نقاط امن‌تر است. این دو نفر در بین راه با افراد زیادی برخورد می‌کنند.</blockquote>
Stake Land تریلری جاده‌ای آخرالزمانی است که خون‌آشام‌ها  دیستوپیایی را به‌وجود آورده‌اند و گروه‌های خشن و مستبد نیز آن را ادامه می‌دهند. فیلم سرتاسر لحنی سرد و نگران کننده دارد و می‌تواند مخاطبش را آشفته کند. دنیایی که هم خون‌آشام‌ها انسانها را می‌درند و هم آدم‌هایی که به دنبال قدرت و تندخویی بیشتر هستند. در این فیلم همه چیز به‌دقت و زیبایی طراحی و پرداخت شده است از طرفی هم ترس ظریف کنترل شده‌ای از سمت خون‌آشام‌ها به مخاطب می‌رسد. چیزی که می‌تواند توجه مخاطب را به‌خودش جلب کند شخصیت شکارچی خون‌آشام است، کاراکتری عجیب که فیلم را دوست داشتنی می‌کند و دلیلی می‌شود که بیننده تا آخر فیلم را تماشا کند. این اثر هم جز آن دست از آثاری است که تنها فرمی آخرالزمانی را نشان نمی‌دهد بلکه خود را وارد بحث‌های عمیق‌تری هم می‌کند. حرف‌هایی که از انسان زمان هرج‌ومرج پرده برمی‌دارد. <br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/divergent-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  divergent-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۵- فیلم Divergent<br />
فیلم سنت‌شکن<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>نیل برگر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>ایوان داگرتی، ونسا تیلور<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>شایلین وودلی، تئو جیمز، اشلی جاد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۱ مارس ۲۰۱۴<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1840309/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Divergent در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> در یک دنیای پادآرمانشهری در شهر شیکاگو جامعه به پنج بخش تقسیم شده است و حکومت مردم را بر اساس یک آزمون استعدادسنجی وارد این بخش‌ها می‌کند. هر سال ۱۶ ساله‌ها تحت این آزمون استعدادسنجی قرار می گیرند که بتوانند بهترین بخش را برای خود انتخاب کنند. تا اینکه بیاتریس تحت این آزمون‌ها متوجه می‌شود که یک ناهمتا است و تمام استعدادهای این بخش‌ها را یک جا دارد. چیزی که حکومت از آن می‌ترسد.</blockquote>
سنت شکم فیلمی پادآرمانشهری است که براساس رمانی به همین نام و نوشته ورونیکا راث ساخته شده است که  پویا شهبازیان به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم در تولید این اثر نقش داشته است. این نمایش اولین قسمت از مجموعه فیلم‌های سنت‌شکن است که قسمت‌های دوم و سوم آن به‌نام‌های سنت‌شکن شورشی و هم پیمان به ترتیب در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ منتشر شد. Divergent با طبقه‌بندی جامعه و نظامی کنترل‌گر ما را به‌دنیای ضد آرمانشهری می‌کشاند زمانی که همه چیز تحت کنترل حکومت‌هاست. این فیلم بیشتر یک اثر نوجوانانه است که البته دیگر مخاطبان سینما را هم می‌تواند راضی نگه دارد. سنت‌شکن  اقتباسی خوب از خودش را به‌نمایش می‌گذارد و با فیلمبرداری و جلوه‌های بصری عالی‌اش  ارزشی دوچندان به خودش می‌بخشد. شما می‌توانید این فیلم را به‌عنوان یک اثر زیبا و دیستوپیایی ببینید و از تماشای آن لذت ببرید.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/this-is-the-end-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  this-is-the-end-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۴- فیلم This Is The End<br />
فیلم این پایان کار است<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان:</span> ایوان گلدبرگ، ست روگن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>ایوان گلدبرگ، ست روگن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> جیمز فرانکو، جونا هیل، ست روگن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۲ ژوئن ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1245492/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> This Is The End در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> جیمز فرانکو یک مهمانی بزرگ را به مناسبت خرید خانه‌اش ترتیب می‌دهد و حدود ۱۰۰ نفر از دوستان و اطرافیانش را دعوت می‌کند. مهمانی وقتی‌که به نیمه‌های خود می‌رسد آخرالزمان شروع می‌شود و دنیا کم‌کم پایان خود را می‌بیند. در ابتدا کسی در مهمانی متوجه اتفاقات نمی‌شود اما بعد از مدتی با یک زلزله سهمگین که کل شهر ویران می‌شود دیوها از وسط زمین بیرون می‌آیند وضعیت خطرناکی رقم می‌خورد.</blockquote>
فرض کنید به یک مهمانی دعوت شده‌اید و دوستانتان هم در آنجا حضور دارند در همین لحظاتی که می خواهید از مهمانی لذت ببرید متوجه می‌شوید که آخرالزمان رخ داده است. این فیلم دقیقا اینگونه پیش می‌رود و با یک فضای خنده آور و کمدی شرایطی را برای پایان دنیا فراهم می‌کند.This Is The End اثری خنده‌آور و دیستوپیایی است که آخرالزمان را طبق کتاب مقدس و مسیحیت دراماتیزه می‌کند. بازیگران این فیلم که در این مهمانی حضور دارند همگی در نقش خودشان حاضر شده‌اند و اینگونه هرج‌ومرج در زندگی آدم‌های معروف اتفاق می‌افتد. This Is The End داستان ساده و روانی دارد که به‌واسطه‌ی بازیگران جذابش و روابط بین آنها خودش را در دل مخاطب جای می‌کند. کمدی فیلم و این هنرپیشگان هالیوودی برگ برنده‌ی این اثر هستند و باعث می‌شوند که فیلم لحظات خوبی را برای تماشاگر رقم بزند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/blidness-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  blidness-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۳- فیلم Blindness<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم کوری</span><ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>فرناندو میرلز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>دون مک کلار<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>جولیان مور، مارک روفالو، گارسیا برنال<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۲ سپتامبر۲۰۰۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0861689/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Blindness در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> یک بیماری ناشناخته باعث می‌شود که افراد دچار نابینایی شوند. دولت تصمیم می‌گیرد که این افراد را  برای جلوگیری از شیوع بیشتر به پناهگاهی متروکه ببرد. پزشکی که این افراد را معاینه کرده است نیز به این بیماری مبتلا می‌شود و همراه بقیه به این ساختمان می‌رود. همسر او که هنوز می‌تواند ببیند به‌عنوان فردی مبتلا با این پزشک به مکان بیماران می‌رود جائیکه هرج‌ومرج زیادی برقرار است و افراد برای بقا می‌جنگند. </blockquote>
این فیلم بر اساس رمانی به همین نام و نوشته ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی ساخته شده است داستانی که در ایران توانست به شهرتی نسبی دست پیدا کند. در ابتدا ساراماگو با فروش امتیاز این رمان مخالفت می‌کند ولی در آخر سر تهیه‌کنندگان با شرط بی‌نام و نشان بودن لوکیشن‌ها و افراد نویسنده را راضی می‌کنند. این اثر  در گیشه نتوانست به موفقیت خوبی دست پیدا کند و سازندگانش را هم متوجه ضررهایی نمود. کوری در زمان اکران با انتقادهایی روبه‌رو شد و انجمن نابینایان آمریکا از این فیلم به عنوان اثری غیرقابل صحیح در باب زندگی مبتلایان به این بیماری یاد کردند.<br />
Blindness همچنین نمی تواند به‌پای منبع اصلی خود برسد و می‌توان گفت که اثر ساراماگو یک سر و گردن از این فیلم بالاتر است. اما فیلم ویژگی‌های مثبت زیادی نیز دارد که می‌تواند مخاطب را به دنیایی از نمادها و سمبل‌ها ببرد و او را در جهانی بدون تصویر رها کند. این فیلم قطعا می‌تواند ارزش یک‌بار دیدن را داشته باشد و تجربه‌ای نسبتا خوب را به مخاطب‌اش انتقال دهد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/bird-box-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  bird-box-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۲- فیلم Bird Box<br />
فیلم جعبه پرنده<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>سوزان بایر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>اریک هایزرر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ساندرا بولاک، ترونته رودز، سارا پالسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۲۱ دسامبر ۲۰۱۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt2737304/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Bird Box در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> این فیلم زمانی را نشان می‌دهد که دنیا به نابودی کشیده شده است و زمین توسط موجوداتی نامردی تهدید می‌شود به‌طوری‌که اگر مردم به محیط اطراف خود نگاه کنند به‌سرعت جنونی آنی آنها را فرا می‌گیرد و دست به خودکشی می‌زنند به‌همین دلیل مردم هنگام خروج از فضاهای بسته چشم‌بندی به چشمان‌شان می‌زنند تا نتوانند اطراف خود را ببینند. داستان فیلم با تلاش یک مادر برای نجات دادن دو فرزندش پیش می‌رود او می‌خواهد از یک مسیر طولانی با قایقی بگذرد و به جان پناهی امن برسد.</blockquote>
این فیلم بر اساس اقتباس از رمانی به‌همین نام و نوشته‌ی جاش مالرمن ساخته شده است.Bird Box سرشار از حس مادرانگی و تلاش برای بقا است و بازی درخشان ساندرا بولاک هم باعث شده مخاطب بتواند به‌خوبی حس فیلم‌ درک کند و آن را تا مدت‌ها همراه خود داشته باشد. قفس پرنده به‌صورت فلش بک و با روایت دو داستان مرتبط با هم پیش می‌رود. فضای آخرالزمانی این فیلم ممکن است که شما را به یاد فیلم یک مکان ساکت بیاندازد اثری که در آن کسی نباید حرف می‌زد اما این دو فیلم فقط در بهره‌گیری از حواس آدم‌ها مشترک هستند و وجه شباهت آنچنانی با یکدیگر ندارند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/time-of-wolf-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  time-of-wolf-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۱- فیلم Time Of The Wolf<br />
فیلم زمانه گرگ<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>میشائیل هانکه<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>میشائیل هانکه<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ایزابل هوپرت، دانیل دووال<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۸ اکتبر ۲۰۰۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0324197/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Time Of The Wolf در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite>خلاصه داستان: جایی در آینده فاجعه‌ای رخ می‌دهد و آب نایاب می‌شود. جورج و آنا به‌همراه فرزندانشان تصمیم می‌گیرند که از این فاجعه فرار کنند و به خانه ییلاقی‌یشان در حومه شهر بروند آنها بعد از رسیدن متوجه می‌شوند که محل زندگیشان توسط افراد مسلح اشغال شده است جورج به ضرب گلوله کشته می‌شود و دیگر اعضای خانواده نیز آواره می‌شوند. هیچ‌کس در روستا به آنها کمک نمی‌کند و به‌ناچار آنها مجبور می‌شوند که به سمتی دیگر بروند.</blockquote>
فیلم زمانه گرگ یکی از متفاوت ترین آثار میشائیل هانکه در کارنامه هنری است که طبق گفته خودش آن را تحت تاثیر وقایع ۱۱ سپتامبر ساخته است و یک شعر فولک هم الهام بخش او بوده است.Time Of The Wolf فیلمی به‌شدت سیاه و نگران کننده است. هانیکه دیستوپیایی را به‌تصویر می‌کشد که در آن منابع از بین رفته و هرج و مرج بر مردم مستولی شده است و دیگر جامعه‌ای متمدنانه از بشریت وجود ندارد. این فیلم مانند دیگر آثار میشاییل هانیکه سرشار از مفاهیمی عمیق و تکان دهنده درباره بشریت و زندگی است و تنها صرفا فیلمی آخرالزمانی نیست. اثر با توجه به اینکه جهان بینی‌های هانیکه را در خود جای داده است و به زیرژانری مهیج نیز می پردازد قطعاً بعد از دیدنش مخاطب نمی‌تواند از فکرش رهایی یابد و تا مدتها زمانه‌ی گرک را با خود ‌به‌همراه خواهد داشت.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/contagion-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  contagion-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۰- فیلم Contagion<br />
فیلم شیوع<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان:</span> استیون سودربرگ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>اسکات زی بارنز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>مت دیمون، کیت وینسلت، جودلا<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۸ سپتامبر ۲۰۱۱<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1598778/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Contagion در  IMDB:</span></a> ۶.۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> بث زنی تاجر است و بعد از سفری که به هنگ کنگ داشته  به شیکاگو باز می‌گردد. او بعد از بازگشت دچار علائم ناشناخته‌ای از یک بیماری می‌شود و بعد از مدتی می‌میرد. این بیماری به‌سرعت در بین مردم پخش می‌شود و قربانیان زیادی را می‌گیرد. یک موسسه‌ی پزشکی برای پی بردن به منشا این بیماری یک پزشک را به خانه‌ی بث و پزشکی دیگر را به هنگ‌کنگ می‌فرستد و در این بین همسر بث متوجه‌ی رازهایی می‌شود.</blockquote>
فیلم شیوع اثری مهیج از استیون سودربرگ است که با الهام از شیوع ویروس سارس آن را ساخت. این اثر در جشنواره ونیز اکران شد و توانست نقدهای مثبتی را به‌دست آورد همچنین فیلم با بودجه ۶۰ میلیون دلاری خود به فروش خوبی در گیشه دست پیدا کرد. از طرفی هم پزشکان اپیدمیولوژیست لایه‌های علمی فیلم را مورد تحسین قرار دادند و آن را اثری واقعگرا در باب علم و دانش معرفی کردند. Contagion بیشترین شباهت را در میان آثار آخرالزمانی سینما به اپیدمی کرونا ویروس این روزها دارد و به خاطر همین تشابهات دو سالی است که مورد توجه قرار گرفته است و به عنوان فیلمی محبوب مخاطبان زیادی را جذب خود کرده است. شیوع علاوه بر مسائل پزشکی و همه‌گیری به جامعه‌ی متشنج و روان‌پریش تحت‌تاثیر قرارگرفته‌ی ناشی از هجوم ویروس هم می‌پردازد و خیلی خوب هم از پس خودش برمی‌آید. این فیلم قطعا می تواند اثری مفید و مهیج را برای بیننده باشد چرا که می‌تواند به‌خوبی با انسان امروزی همدردی کند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/annihilation-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  annihilation-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۹- فیلم Annihilation<br />
فیلم نابودی<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>الکس گارلند<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> الکس گارلند<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ناتالی پورتمن، جنیفر جیسون لی<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۱۲ مارس۲۰۱۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt2798920/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Annihilation در  IMDB:</span></a> ۶.۸<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite>خلاصه داستان: شوهر ارتشی لینا، کین بعد از مدتها از یک ماموریت در یک منطقه باز می‌گردد وضعیت او پس از بازگشت به سرعت خراب می‌شود. نیروهای امنیتی کین را پیدا می‌کنند و به پایگاهی می‌برند. در آنجا مشخص می‌شود که او تنها بازمانده‌ی گروه ماموریتی خودش است که به‌طرز عجیبی زنده مانده و برگشته است. لینا که یک بیولوژیست با گروهی عازم منطقه‌ی اسرار آمیز می‌شود. جایی‌که همه چیز جهش پیدا کرده است. او جسد شوهرش را در آنجا می‌بیند.</blockquote>
فیلم اثری آخرالزمانی است که از روی رمانی به همین نام و نوشته جف واندرمر ساخته شده است. این نمایش اثری مهیج و عجیب است که با لایه‌های درونی خود آینده‌ای آخرالزمانی را با نمادها و سمبل‌های گذشتگان گره می‌زند. هر اتفاقی که در Annihilation می‌افتد ریشه در روابط دراماتیک خود دارد. به این فیلم تنها به عنوان یک اثر دیستوپیایی صرف نمی‌شود نگاه کرد بلکه این اثر برای کسانی که می‌خواهند به‌دنبال لایه‌هایی عمیق بگردند می‌تواندنمایشی مفید باشد چرا که مخاطب را با داستان هایی نهفته آشنا میکند. این تریلر روانشناسانه هوشی عجیب برای سرگرم کردن و ایجاد دلهره برای مخاطب خودش دارد و از طرفی دیگر هم جهش‌ها و فجایع زیست محیطی نیز  استرس تماشاگر را دوچندان می‌کنند. نابودی تا مدت‌ها تا با مخاطب خودش را همراه می کند و وجه ترسناکش را به درون ناخودآگاه او می‌کشاند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-book-of-eli-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-book-of-eli-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۸- فیلم The Book Of Eli<br />
فیلم کتاب ایلای<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>آلبرت هیوز، آلن هیوز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>گری ویتا<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>دنزل واشنگتن، گری اولدمن، میلا کونیس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۵ ژانویه ۲۰۱۰<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1037705/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Book Of Eli در  IMDB:</span></a> ۶.۹<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> بعد از گذشت چند دهه از پایان تمدن دنیا تنها عده‌ی کمی از مردم زنده مانده‌اند. در این میان فردی به نام کارنگی به دنبال به دست آوردن آخرین نسخه‌ی کتاب مقدس است تا به کمک آن بتواند بر روی کره زمین حکومت کند و خود را به عنوان فرستاده‌ای از سمت خدا معرفی نماید از طرفی دیگر هم ایلای کسی است که کتاب مقدس را با خود به‌همراه دارد و می‌خواهد که آن را به جای امنی ببرد تا از آن محافظت شود. کارنگی کتاب را از ایلای می‌گیرد و او را هم زخمی می‌کند...</blockquote>
این فیلم یکی دیگر از آثار جذاب این لیست است که خودش را با هرج و مرج آخرالزمانی پیش می‌برد The Book Of Eli یک اثر آخرالزمانی متفاوت است که با تکیه بر تفکرات دینی پیش می‌رود و ایمان و ادیان الهی را راه نجات از این شرایط دیستوپیایی می‌داند. دنزل واشنگتن در این جا یکی از بازی‌های فوق‌العاده‌ی خود را ارائه می‌دهد و برای مخاطب در نقش یک فرد نابینا به‌خوبی ظاهر می شود از سمت دیگر هم جلوه‌های ویژه و طراحی‌های سبک بصری فیلم خود جذابیتی دوچندان برای اثر هستند. کتاب ایلای مانند دیگر آثار پادآرمانشهری عمیق معناهای دوری را با خود حمل می‌کند و تنها صرفاً یک فیلم ۲ ساعته‌ی سرگرم کننده نیست. The Book Of Eli فیلمی جذاب و مهیج است که می‌تواند تا مدت‌ها همراه مخاطبش باقی بماند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/cloverfield-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  cloverfield-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۷- فیلم Cloverfield<ul class="mycode_list"><li>فیلم کلاورفیلد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>مت ریوز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>درو گدارد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>مایک وگل، جسیکا لوکاس، لیزی کپلان<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۸ ژانویه ۲۰۰۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1060277/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Cloverfield در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> در یک مهمانی خداحافظی که جیسون برای راب ترتیب داده است زمین لرزه‌ای موجب قطع برق می شود. بعد از این اتفاق مهمانان به پشت‌بام رفته و انفجاری را در منهتن می‌بینند که بخش هایی از آن تا ساختمان آنها نیز می‌رسد. یکی از افرادی که دوربین در دست دارد می‌گوید که دوربینش تصویر یک هیولا را ثبت کرده است. بعد از مدتی این هیولا به خراب کردن بیشتر شهر اقدام می‌کند و با دمش پل شهر را از بین می‌برد که در این اتفاق جیسون کشته می شود.</blockquote>
این فیلم شما را با یک موجود غول‌پیکر به فضایی پادآرمانشهری می‌کشاند و از این طریق هرج و مرجی هراس انگیز را به مخاطب انتقال می‌دهد. این فیلم زمان اکران‌اش توانست با بودجه‌ی کم خود فروش خوبی را در گیشه به‌دست آورد و از طرفی هم منتقدان نظرهای مثبتی را برای این اثرثبت نمودند. Cloverfield بر اساس سبک سینما وریته ساخته شده است خصیصه‌ای که باعث شد فیلم خودش را بسیار عالی نشان دهد. کلاورفیلد در ارائه‌ی سبک بصری خودش بسیار خاص و دقیق عمل می‌کند. کسانی‌که این فیلم را دیده باشند متوجه تفاوت‌های کلاورفیلد با دیگر آثار می‌شوند چرا که هنگام تماشا حسی عجیب مخاطب را می‌گیرد. دیدن این فیلم برای کسانی که علاقه زیادی به آثاری چون گودزیلا، کینگ کنگ و... دارند می تواند گزینه خوب و مناسبی باشد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/oblivion-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  oblivion-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۶- فیلم Oblivion<br />
فیلم فراموشی<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>جوزف کوسینسکی<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>کارل گادوشک<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> تام کروز، مرگان فریمن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۹ آوریل ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1483013/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Oblivion در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> خلاصه داستان:</span> سال ۲۰۷۷ است و زمین به خاطر جنگی که ۶۰ سال پیش با بیگانگان داشته نابود شده است. بشر این جنگ را می‌برد اما به‌علت استفاده از سلاح‌های اتمی آن را غیرقابل سکونت می‌کند. افرادی که از این جنگ جان سالم به‌در برده‌اند به تایتان مهاجرت می‌کنند. در این میان افراد و فضاپیماهایی برای مراقبت از باقیمانده‌‍‌ی زمین گماشته می‌شوند. جک و ویک یک تیم هستند که از روبات‌های محافظ زمین نگهداری می‌کنند. جک دو هفته قبل از اینکه ماموریت‌اش به‌پایان برسد خواب‌هایی عجیب می‌بیند و از طرفی هم دلبسته‌ی زمین می‌شود.</blockquote>
فیلم بر اساس یک کمیک بوک از ژوف کوسینسکی ساخته شده است. اثر ایده‌ای بسیار عالی و درخور توجه دارد و تنها صرفاً یک فیلم آخرالزمانی خشک و خالی نمی باشد. تام کروز هم با بازی فوق‌العاده‌ی خود تماشاگر را مجذوب خود می‌کند و یک بازی باورپذیر عالی را به‌نمایش می‌گذارد. فراموشی با زمینی عاری از سکونت، موجودات فضایی و... اتمسفری آخرالزمانی را ترسیم می‌کند و درد و ناراحتی حاصل از این اتفاقات را به مخاطب مستاصل این روزهای زمین به‌طرز ماهرانه‌ای القا می کند. جلوه‌های ویژه و سبک بصری فیلم هم خودش دنیایی دیگر دارد و دلیلی بر تماشای این فیلم است. Oblivion می‌تواند سلیقه‌های زیادی را به خود جلب کند و برای طیف مختلف مخاطبان  حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد. فراموشی از انسان و قسمت وجودی او صحبت می‌کند و این تفکر را در فرمی آخرالزمانی قرار می‌دهد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/independece-day-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  independece-day-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۵- فیلم Independece Day<br />
فیلم روز استقلال<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>رولند امریخ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>رولند امریخ، دولین<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ویل اسمیت، بیل پولمن، جف گلدبلوم<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۳ جولای۱۹۹۶<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0116629/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Independece Day در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span>  یک بشقاب پرنده بزرگ با منشأ فضایی در آسمان کره‌ی زمین مستقر می‌شود و اقدام به نابودی شهرهای جهان می‌کند. دیوید که تکنسین ارتباطات است عملیات را از قبل پیش‌بینی و رمزگشایی می‌کند اما زمانی‌که این اطلاعات را به رئیس جمهور می‌دهد دیگر خیلی دیر شده است. بعد از مدتی دیوید برای تضعیف آدم‌فضایی‌ها و از بین بردن سپر دفاعی سفینه‌شان ویروسی می‌سازد و به کمک کاپیتان هیلر به نزدیکی این موجودات می‌رود از سمتی دیگر هم خلبانان با موشک‌هایشان محل این موجودات را آتش‌باران می‌کنند.</blockquote>
این فیلم یک فروش خارج از تصور را از آن خود کرد و میلیون‌ها دلار سود را برای سازندگان‌اش به ارمغان آورد و همچنین عنوان پرفروش‌ترین فیلم سال را متعلق به خود کرد. Independece Day توانست جایزه‌ی اسکار بهترین جلوه‌های ویژه را با خود به خانه ببرد. روز استقلال فیلمی بود که ویل اسمیت  خودش را به سینما معرفی کرد. فیلم با حمله‌ی بیگانگان به زمین فضایی آخرالزمانی را به‌تصویر می کشد اما نمی تواند ترس و پوچی عمیقی را وارد روح و روان مخاطب کند تا جایی که می‌توان گفت روز استقلال بیشتر فیلمی اکشن است تا اثری آخرالزمانی.<br />
از ضعف‌های روایی فیلم که بگذریم جلوه‌های باورپذیر اثر می تواند وزنه‌ای سنگین برای روز استقلال باشد چرا که این خصیصه بیشتر ضعف‌های فیلم را می پوشاند و مخاطب را به‌دیدن ادامه‌ی فیلم ترغیب می‌کند. Independece Day فیلم قابل ستایشی در سینما محسوب می‌شود که می‌تواند مخاطب را برای مدتی سرگرم کند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/28-weeks-later-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  28-weeks-later-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۴- فیلم  28Weeks Later<br />
فیلم ۲۸ هفته بعد<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>خوان کارلوس فرنادیلو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>روآن جوفه، خوان کارلوس، انریکه لوپز لاوین<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> جرمی رنر، رز بیرن، رابرت کارلایل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۱۱ مه۲۰۰۷<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0463854/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> 28Weeks Later در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> ویروس تمام انگلستان را آلوده می‌کند و این اتفاق ظرف ۲۸ روز رخ می‌دهد. ۲۸ هفته بعد از این ماجرا انگلستان از این ویروس پاکسازی می‌شود و مردمی که قبل از شیوع ویروس به خارج از کشور رفته‌اند حال می‌تواند که به لندن بازگردند و در قسمتی که هیچ ویروسی نیست مستقر شوند. حال دوباره طی اتفاقی ویروس دوباره فعال می‌شود و به محیط پاک سازی شده بازمی‌گردد.</blockquote>
این اثر دنباله‌ی فیلم ۲۸ روز بعد است ادامه‌ای که شاید به‌پای قسمت اول خود نرسد اما با این حال می‌تواند مخاطبش را راضی نگه دارد. در این ادامه دیگر  شخصیت های فیلم ۲۸ روز بعد وجود ندارند و کاراکترهای جدید وارد فیلم شده‌اند. 28 Weeks Later جایزه‌هایی از جمله جایزه امپاید آواردز را به‌دست آورد و همچنین توانست نقدهای خوبی را هم دریافت کند.<br />
هنگام تماشای این فیلم موسیقی متن، بازیگرها، تعلیق و ترس پرداخت شده حتماً بیننده را خواهد گرفت و پوچی یک دنیای ویروسی را تا مدت‌ها در ناخودآگاه او می‌گذارد. 28 Weeks Later درست است که نمی‌تواند چیزی شبیه به بخش اول خود را خلق کند اما قطعا نمایشی خوب از اوضاع ناامید کننده‌ی بشر است.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/world-war-z-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  world-war-z-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۳- فیلم World War Z<br />
فیلم جنگ جهانی زد<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>مارک فورستر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>متیو مایکل کارنااهان، دامون لیندلوف<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>برد پیت، دیوید مورس، جرمی کلاینر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۱ ژوئن ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0816711/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> World War Z در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite> خلاصه داستان: زامبی‌ها کنترل شهر را در دست گرفته‌اند و دنیا را هرج‌ومرج فراگرفته است. جری لین مامور تحقیقاتی سابق سازمان ملل در خیابان مورد حمله‌ی زامبی‌ها قرار می‌گیرد. بعد از این اتفاق او و خانواده‌اش به‌وسیله‌ی هلیکوپتر به جایی امن برده می‌شوند. در آنجا به ازای نگهداری از خانواده‌ی جری از او می‌خواهند که سرمنشا ویروس زامبی را پیدا کند. او ماموریت‌اش را با سفر به کره‌ی جنوبی آغاز می‌کند و در آنجا یک مامور سابق سیا را می‌بیند.</blockquote>
این فیلم اقتباسی از رمانی محبوب به‌نام «جنگ جهانی زد: تاریخ شفاهی جنگ زامبی» نوشته‌ی مکس بروکس شاخته شده است. این فیلم با ویروس زامبی جهانی  آخرالزمانی را پرداخت می‌کند و دغدغه‌ی کنترل و درمان آن را هم در فکر مخاطب می‌نشاند. این فیلم در زمان اکرانش به فروش خوبی دست پیدا کرد و همچنین توانست عنوان پردرآمدترین فلیم زامبی تاریخ را از آن خود کند. در طول ساخت و پیش‌تولید این فیلم، World War Z  دچار فرازونشیب‌های زیادی شد چراکه سازندگان امیدی به درخشش فیلم نداشتند.<br />
برد پیت در این فیلم یکی از بازی‌های قدرتمند خود را به‌نمایش می‌گذارد به‌نحوی که مخاطب با او در این داستان همسفر می‌شود. جلوه‌های ویژه‌ی جنگ جهانی زد نیز، از سمتی دیگر بسیار باورپذیر ظاهر می‌شود و تماشاگر را در دل اتفاقات این اثر قرار می‌دهد. اگر به فیلم‌های زامبی علاقه دارید این فیلم گزینه‌ی خوبی برای شماست. <br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-host-casting-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-host-casting-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۲- فیلم The Host<br />
فیلم میزبان<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>بونگ جون هو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>بونگ جون هو، وون جون ها<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>کانگ هو سانگ، بیون هی بونگ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریه انتشار:</span> ۲۷ جولای ۲۰۰۶<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0468492/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Host در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> موجود دوزیست عجیبی که باعث مرگ ماهی‌ها شده است در آبراهی پیدا می‌شود. چند وقت بعد این موجود عظیم الجثه از رودخانه بیرون می‌آید و به مردم حمله می‌کند. گانگ دو سعی می‌کند که دخترش را از میان جمعیت پیدا کند اما بعد از مدتی متوجه می‌شود که این موجود دخترش را همراه خود به اعماق رودخانه برده است. گانگ دو از گانگسترها اسلحه می‌خرد تا بتواند دخترش را نجات دهد. محققان هم مدتی بعد اعلام می‌کنند که این موجود میزبان ویروس کشنده‌ای است. </blockquote>
به گفته بونگ جون هو ایده‌ی این فیلم از یک مقاله‌ی محلی در مورد ماهی تغییر شکل یافته‌ای به ذهنش رسیده است. فیلم میزبان یکی دیگر از آثار ضدآمریکایی کارنامه هنری این کارگردان سرشناس کره‌ای است که با شدت بیشتری به این مقوله می‌پردازد. با اینکه این فیلم یک اثر هیولایی است جهان‌بینی و تفکر این کارگردان در فیلم موج می‌زند.The Host سرشار از تفکرات سیاسی است و کارگردان از این اتمسفر دیستوپیایی برای صحبت کردن از افکارش بهره برده است. این اثر نمادین هیولایی قطعاً یکی از آثاری است که می‌تواند مخاطب را سر ذوق آورد و فکر او را درگیر خودش کند.<br />
جلوه های ویژه فیلم و خلق صحیح کامپیوتری هیولا هم یکی دیگر از نقاط بسیار مثبت میزبان است که فضای کاملا باورپذیری را برای سینما خلق می‌کند. با این وجود فیلم کمی دچار مضمون زدگی شده است و ممکن است که مخاطب کمی از بابت این اتفاق آزار ببیند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/snowpiercer-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  snowpiercer-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۱- فیلم Snowpiercer<br />
فیلم برف‌شکن<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>بونگ جون هو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>بونگ جون هو، کلی مسترسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>کریس ایوانز، کانگ هو سانگ، جیمی بل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱ آگوست ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1706620/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Snowpiercer در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> چندین سال بعد از اینکه آزمایشات آب و هوایی برای جلوگیری از گرمایش زمین به مشکل برمی‌خورد و گاز خنک کننده‌‌ی ساخته شده سرمای شدیدی را در زمین ایجاد می‌کند مردم گرفتار یک عصر یخبندان جدید می شوند. در این تغییر آب‌وهوایی شدید بیشتر مردم کره‌ی زمین از بین می‌روند و تعداد باقی مانده در یک قطار برف‌شکن زندگی می‌کنند. مردم در این قطار به طبقات اجتماعی مختلفی تقسیم شده‌اند و افراد فقیر و ثروتمند جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند. حال فردی به‌نام کورتیس می‌خواهد علیه این سیستم شورش کند.</blockquote>
این فیلم بر اساس یک رمان گرافیکی فرانسوی به همین نام و نوشته ژاک بنجامین لگراند ساخته شده است. این اثر اولین فیلم انگلیسی‌ زبان بونگ جون هو محسوب می‌شود که توانست اقبال خوبی را بین مردم و منتقدان به‌دست آورد و در لیست فیلم‌های برتر بسیاری از منتقدان قرار گیرد. برف‌شکن یکی از گران‌ترین فیلم‌های تولیدی سینمای کره محسوب می‌شود. این اثر از آن دسته  فیلم‌هایی است که با به‌تصویر کشیدن نظام‌های سرکوبگر و فاشیست جهانی پادآرمانشهری را نشان می‌دهد و تماشاگر را با دنیایی خفقان‌آور و ترسناک روبه‌رو می‌سازد.<br />
فیلم برف‌شکن تبحر زیادی در جلوه‌های ویژه و کارگردانی از خود به‌نمایش می‌گذارد و بازیگران را به‌طرز خوبی هدایت می کند. Snowpiercer سرشار از مضامینی است که مخاطب را مجبور به تفکر می‌کند و و تا مدت‌ها هم درگیر خود نگه می دارد Snowpiercer از آن دست  آثاری است که تنها به جهانی آخرالزمانی نمی پردازد بلکه ذات آدمها را بعد از سقوط تمدن بشری دراماتیزه می‌کند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-mist-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-mist-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۰- فیلم The Mist<br />
فیلم مه<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>فرانک دارابونت<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> فرانک دارابونت<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>توماس جین، مارسیا گی هاردن، لوری هولدن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۱ نوامبر ۲۰۰۷<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0884328/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Mist در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> طوفان شدید و سهمگینی شروع به وزیدن می‌کند و همزمان مه غلیظی هم در  اطراف دریاچه‌ی شهر ظاهر می‌گردد. همه‌ی وسایل ارتباطی از کار می‌افتد و زندگی مردم مختل می‌شود. دیوید و پسرش برای خرید به فروشگاه می‌روند.  بعد از مدتی مه غلیظی اطراف فروشگاه را می‌گیرد و مردم همگی در آنجا گرفتار می‌شوند. در این بین دیوید سعی می‌کند که راهی برای نجات از این وضعیت بیابد و در مقابل هم عده‌ای تفکرات دیگری دارند.</blockquote>
این فیلم بر اساس رمانی به همین نام و نوشته‌ی استیون کینگ ساخته شده است که با توجه به تغییراتی که کارگردان برای تاثیرگذاری بیشتر فیلم روی متن اصلی به وجود آورده است می‌توان گفت فیلم به منبع داستان اصلی خود وفادار نبوده است. این اثر اقبال خوبی را در گیشه به‌دست آورد و همچنین نظرات مثبت زیادی را نیز همراه خود کرد. مه لایه‌هایی روانشناسانه را در خود جای داده است و تک‌تک پلان‌هایش نیز در ناخودآگاه بیننده نفوذ می‌کند. این فیلم موقعیت‌محور دقیقا همان استرس و غمی که یک بیننده‌ی فیلم‌های این چنینی نیاز دارد را به مخاطب تزریق می‌کند. مه شما را به درون خودش می‌کشاند و کاری می‌کند که تماشاگرش به‌ واسطه‌ی فضای بصری فیلم با کارکترها همزادپنداری کند. The Mist فیلمی است که تماشایش برای بیننده می‌تواند حسی خوب به ارمغان آورد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/perfect-sence-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  perfect-sence-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۱۹- فیلم Perfect Sence<br />
فیلم حس کامل<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>دیوید مکنزی<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> کیم فوپز آاکسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ایوتن مک گرگور، اوا گرین،<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۷ اکتبر ۲۰۱۱<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1439572/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Perfect Sence در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> یک اپیدمی شروع به گسترش در زمین می‌کند و باعث می‌شود که انسان‌ها ادراک حسی خود را به‌ترتیب از دست بدهند ابتدا افراد دچار گریه‌های غیر قابل کنترل می‌شوند و بعد از آن حس بویایی خود را از دست می‌دهند. داستان با روایت زندگی دو نفر پیش می‌رود، سوزان دانشمندی است که روی این همه‌گیری کار می‌کند و می‌خواهد که به دلایل این بیماری پی ببرد در نزدیکی سوزان آشپزی به‌نام مایکل کار می‌کند این دو نفر بعد از مدتی یکدیگر را ملاقات می‌کنند و در کنار این اتفاقات رابطه‌ی عاشقانه‌ای بین آنها رخ می دهد.</blockquote>
فیلم داستان آخرالزمانی خود را بر بستر روابط عاطفی دو نفر پیش می برد و از این رابطه برای توضیح خود استفاده می‌کند. Perfect Sence داستانی هیجان‌انگیز دارد و مخاطب باید به‌دنبال معنایی دور در این قصه بگردد. حس کامل کابوسی درونی را نشان می‌دهد و ما را به سمت پرسشهایی عمیق راهنمایی می کند اگرچه زیاد نمی تواند در این فلسفه پرداخت شده‌ی خودش پیش برود. Perfect Sence اضطراب و ناراحتی ناشی از این وضعیت که مخاطب امروزی هم با آن بیگانه نیست را به‌ آرامی در ناخودآگاه بیننده‌اش وارد می کند. حس کامل می‌تواند نمایشی متفاوت از آثار آخرالزمانی باشد فیلمی که غیرمستقیم خودش را بیان می‌کند به همین دلیل می‌تواند گزینه‌ی مناسبی برای افرادی باشد که به‌دنبال فلسفه‌ی انسان و زندگی هستند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/10-cloverfield-lane-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  10-cloverfield-lane-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۱۸- فیلم 10Cloverfield Lane<br />
فیلم خیابان ۱۰ کلاورفیلد<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>دن تراختنبرگ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>جاش کمبل، متیو استوکن، دیمین شزل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>جان گودمن، مری الیزابت وینستد، جان گالاگر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۱۱ مارس ۲۰۱۶<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1179933/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> 10Cloverfield Lane در  IMDB:</span></a> ۷.۲<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> میشل بعد از دعوایی که با نامزدش دارد وسایلش را جمع می کندو از خانه خارج می شود. او در جاده تصادف می‌کند و بعد از اینکه به هوش می‌آید خودش را در پناهگاهی زندانی می‌بیند. کسی که میشل را زندانی کرده است به او می‌گوید که جانش را بعد از تصادف نجات داده و اگر این کار را نمی‌کرد همانند بقیه در حمله‌ی شیمیایی از بین می‌رفت. سه نفر در این پناهگاه وجود دارند و منتظر هستند تا هوای بیرون پاکسازی شود.</blockquote>
این فیلم یکی از بهترین آثار داخل این لیست است چرا که می‌تواند به‌تنهایی خودش یک کلاس فیلمسازی باشد. اثر به‌طرز ماهرانه‌ای از نظریه‌های روانشناسی استفاده می‌کند و تنها اثری رعب‌آور را از آخرالزمان به مخاطب ارائه نمی‌دهد. فیلم از بزرگترین نقطه ضعف خود سینما که لوکیشن محدود است به‌عنوان قوی‌ترین وزنه‌ی خود بهره می برد و با همین خصیصه اضطراب و ترسی کلاستروفوبیک را وارد ناخودآگاه مخاطبش می‌کند. پروسه‌ی ساخت فیلم مانند خود اثر هم خاص و عجیب است چرا که سازندگان 10Cloverd Lane بدون هیچ‌گونه سروصدا و خبری آن را اکران و روانه‌ی سینماها کردند. مطمئنا فضای گرفته‌ی فیلم شما را ]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/best-apocalyptic-movies.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  best-apocalyptic-movies.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">در این مقاله قصد داریم به معرفی بهترین فیلم‌ های آخر الزمانی تاریخ سینما بپردازیم و آن‌ها را معرفی کنیم. در ادامه با زومجی همراه باشید.</div>
<br />
[align=right]فیلم‌های دیستوپیایی مثالی از بدبینی‌‌ بشر نسبت به آینده‌ی خودش است. آثاری‌ که وقوع پادآرمانشهرها را احتمالی ممکن می‌دانند و فضایی رعب‌انگیز از آینده را برای مخاطبشان ترسیم می‌کنند. زیرژانر آخرالزمانی که با در دست گرفتن ناخودآگاه تماشاگر، مخاطبان زیادی را برای خودش پیدا کرده است مانند دیگر سبک‌ها و ژانرهای سینمایی المان‌هایی را دنبال می‌کند و با آن‌ها بیننده‌اش را در مشت خود نگه می‌دارد. به پایان رسیدن منابع زیست محیطی( فیلم Mad Max)، تمام شدن آب‌ و غذا (فیلم Delicatessen)، شیوع انواع ویروس‌ها و بیماری‌ها (فیلم ۱۲ میمون)، حمله‌ی موجودات بیگانه (فیلم Independence Day)، وقوع تاریخ‌های آلترناتیو ( فیلم Mortal Engines)، حکومت‌های فاشیستی (فیلم Children of Men)، طبقه‌بندی کردن مردم و جوامع (فیلم Snowpiercer)، انواع هرج‌ومرج‌ها (فیلم Road)، حملات سایبرپانکی ( فیلم ماتریکس)، حمله‌ی زامبی‌ها و خون آشام‌ها (فیلم سرزمین زامبی‌ها) و ... خصیصه‌هایی هستند که در گونه‌ی این فیلم‌ها مشترک هستند.  <br />
با شیوع ویروس کرونا و قرارگرفتن انسان امروز در شرایط این پاندمی جهانی، مخاطب بیش از پیش می‌تواند با این نوع از فیلم‌ها ارتباط برقرار کرده و لحن این گونه از سینما را درک کند، آثاری که این روزها طرفداران بیشتری پیدا کرده‌اند.  <br />
در ادامه فهرست نسبتا جامعی از بهترین فیلم‌ های اخر الزمانی سینما ارائه خواهیم کرد. <span style="color: #ff0000;" class="mycode_color">فیلم‌های موجود در این لیست بر اساس امتیازهای IMDB رتبه‌بندی شده‌اند.</span><br />
<hr class="mycode_hr" />
بهترین فیلم های آخر الزمانی<br />
<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/mortal-engines-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-engines-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۴۰- فیلم Mortal Engines<br />
فیلم موتورهای فانی<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>کریستین ریورز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>فران والش، فیلیپا بوینز، پیتر جکسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> هرا هیلمار، رابرت شیهان<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۶ دسامبر ۲۰۱۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1571234/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Mortal Engines در  IMDB:</span></a> ۶.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> صدها سال پس از جنگ ۶۰ دقیقه‌ای که منجر به نابودی کل تمدن بشر می‌شود شهرها به صورت متحرک روی چرخ‌هایی ساخته شده‌اند. در این زمان کره‌ی زمین منابع‌اش را از دست داده و به هزاران قسمت تقسیم شده است. شهرهای بزرگ‌تر برای به‌دست آوردن منابع شهرهای کوچکتر آن‌ها را شکار می‌کنند و ولنتاین رهبر شهر لندن برای داشتن قدرت و منابع بیشتر سلاحی کوانتومی را می‌سازد.</blockquote>
تیم ارباب حلقه‌ها این بار به سراغ فیلمی دیستوپیایی آمده است و شانس خود را درجهانی آخرالزمانی امتحان می‌کند. این فیلم اثری سرگرم‌کننده و مهیج است که می‌تواند مخاطبش را برای مدتی تحت تاثیر قرار دهد اما نمی‌تواند حسی آخرالزمانی را به تماشاگر منتقل کنید این اثر به فرمولهای فیلم‌های اینچنینی پایبند است و آنها را اجرا می کند اما آنقدر همه چیز سریع اتفاق می‌افتد که لحن سرد این قوانین خودش را گم می‌کند و داستان آخرالزمانی‌اش به جای اینکه تلنگری به بشر باشد تبدیل به یک ماجراجویی هیجان انگیز برای نوجوانان می‌شود اما خصیصه‌ای که بیننده را در این فیلم به خودش جذب می کند سبک بصری و جلوه‌های ویژه‌ی دیدنی ماشین‌های فانیست، می‌توان گفت این اثر بهشتی برای کسانی است که می‌خواهند فیلمی با تروکاژهای جذاب و تمیز ببینند.<br />
در این فیلم تماشاگر کاملا می‌تواند تفکرات پیتر جکسون را ببیند و با یک خوش‌بینی لطیف پیش برود. موتورهای فانی با اقتباسی از رمانی به همین نام و نوشته‌ی فیلیپ ریو ساخته شده است کتابی که پیتر جکسون تهیه‌کننده این فیلم امتیازش را در سال ۲۰۰۹ خریداری کرد. موتورهای مرگبار از آن دست فیلمهایی است که هوای روحیه مخاطب را دارد و نمی‌گذارد احساسات بیننده جریحه‌دار شود.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/it-comes-at-night-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  it-comes-at-night-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۹- فیلم It Comes At Nigth<br />
فیلم در شب می‌آید<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان:</span> تری ادوارد شولتس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> تری ادوارد شولتس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>جوئل اجرتون، کریستوفر ابوت، کارمن اجوگو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۹ ژوئن ۲۰۱۷<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0004695012/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> It Comes At Nigthدر  IMDB:</span></a> ۶.۲<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> با شروع یک بیماری واگیردار پل و سارا به‌همراه خانواده‌شان در خانه‌ای بدون برق در جنگل زندگی می‌کنند آنها ورودی‌های خانه را مسدود کرده‌اند و فقط در مواقع نیاز عبور و مرور انجام می‌دهند. تا اینکه فردی به‌نام ویل برای به‌دست آوردن آب آشامیدنی به خانه آنها نزدیک می‌شود و بعد از اتفاقاتی که بین آنها رخ می‌دهد پل و سارا تصمیم می‌گیرند که با او و خانواده‌اش زندگی کنند. تا اینکه پسر ویل بیمار می‌شود...</blockquote>
این فیلم تریلری روانشناسانه و آخرالزمانی است که توانست در زمان اکرانش توجهات زیادی را به خود جلب کند و امتیازات مثبت منتقدان را نیز به دست آورد. همچنین فیلم با فروش بالای خود سود خوبی را نصیب سازندگانش کرد. این اثر با یک ویروس دنیای دیستوپیایی ویران شده‌ای را روایت می کند که ساکنانش به درون تاریکی و ترس سقوط کردند. این فیلم استعاری و نمادگرا یکی دیگر از آثار متفاوتی این زیر ژانر است که در عمق خود لایه‌های عمیق و روانشناسانه‌ای را دراماتیزه می‌کند. شما هنگام تماشای این فیلم ترسی را حس می‌کنید که کاراکترهای داستان نیز آنها را با تمام وجود در خود حمل می‌کنند. It Comes At Nigth تنها صرفاً نمایشی از پایان دنیا نیست بلکه فیلمی از پایان انسان به واسطه‌ی ترس‌ها و غریزه‌ی اوست. این فیلم یکی دیگر از آثار خاص درون این لیست است که می‌تواند تماشاگر را وارد داستانی چند پهلو کند. قصه‌ای که بیننده را در مقابل خودش قرار می‌دهد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-day-after-tomorrow-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-day-after-tomorrow-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۸- فیلم The Day After Tomorrow<br />
فیلم پس از فردا<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>رولاند امریخ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>رولاند امریخ، جفری ناچمانوف<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>دنیس کوید، جیک جیلنهال، امی رسوم<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۸ مه ۲۰۰۴<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0319262/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Day After Tomorrow در  IMDB:</span></a> ۶.۴<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان: </span> جک هواشناسی آمریکایی است که به‌همراه همکارانش روی دلایل تغییرات جوی و زیست محیطی کار می‌کنند آنها در تحقیقات خود نشان می‌دهند که تغییرات آب و هوایی و گرمایش تدریجی زمین می‌تواند عصر یخبندان جدیدی را ایجاد کند. بعد از مدتی طوفانی در نیمکره شمالی ایجاد می‌شود و به دیگر قسمت‌های زمین هم می‌رسد و به‌تدریج شهرها یکی پس از دیگری وارد عصر یخ می‌شوند و افراد از بین می‌روند.  </blockquote>
روز پس از فردا با یخبندان و تغییرات آب و هوایی تماشاگر را وارد دورانی آخرالزمانی می‌کند. این فیلم چالش‌های دیستوپیایی را شروع تغییرات آب و هوایی می‌داند و بر همین اساس فضای نگران کننده‌اش را دراماتیزه پیش می‌برد. فیلم در زمان اکرانش یکسری حواشی را درباره مسائل علمی و سیاسی دریافت نمود، منتقدان به این باور بودند که معاون رئیس جمهور بکر همان دیک چنی معاون جرج دبلیو بوش است که امریخ برای انتقاد از سیاست‌های آب‌و‌هوایی بوش این شخصیت را بدین صورت پرداخت کرده است.<br />
همچنین برخی دانشمندان هم از جنبه‌های علمی فیلم انتقاد کرده و ورود کره زمین  به عصر یخبندان دوباره‌ای را کاملا مطرود و دور از تصور دانستند که همین باعث شد The Day After Tomorrow جزو ۱۰ فیلم برتر علمی ناصحیح قرار گیرد. این نمایش با اینکه در انتقال لحن سرد و غم انگیز خود خوب عمل می‌کند اما در جاهایی از نظر روایات و سبک‌های بصری و جلوه‌های ویژه کم می‌آورد و مقداری از ایده خودش را جای می‌گذارد. با این حال روز پس از فردا می‌تواند فیلمی سرگرم کننده برای کسانی باشد که می‌خواهند مدتی را در  یک عصر یخبندان مدرن بگذرانند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-rover-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-rover-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۷- فیلم The Rover<br />
فیلم خانه‌به‌دوش<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>دیوید میشد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>دیوید میشد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> گای پیرس، رابرت پتینسون، اسکوت مک نیری<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۰ ژوئن ۲۰۱۴<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt2345737/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Rover در  IMDB:</span></a> ۶.۴<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> خلاصه داستان:</span> اریک بعد از کشتن همسرش خانه و زندگی‌اش را از دست می‌دهد و در بیابانهای استرالیا تنها با یک ماشین به جاده می‌زند. او در جایی بین راه برای خوردن چیزی توقف می‌کند که ماشین‌اش توسط گروهی دزدیده می‌شود. اریک برای پیدا کردن اتومبیل‌اش که تنها دارایی اوست رینالدز برادر یکی از سارقین را پیدا می‌کند و از او می‌خواهد تا او را نزد برادرش ببرد. اریک بعد از قتل‌ها و درگیری‌های زیاد ماشین‌اش را می‌یابد.</blockquote>
فیلم یک دهه پس از فروپاشی اقتصادی را روایت می‌کند زمانی که قحطی و خشکسالی سرتاسر کشور را در برگرفته است و مردم برای بقای خودشان دست به اسلحه راه می‌روند. خانه‌به‌دوش نئووسترنی آخرالزمانی است که در جاده و بیابانی می‌گذرد و نمایش خوبی از سقوط تمدن بشری را به‌تصویر می‌کشد. فیلم همان تگزاس افسارگسیخته‌ی فیلم‌های وسترن کلاسیک است که اسب و کلانترها جای خودشان را با ماشین‌ها و سربازان عوض کرده‌اند. اتمسفر فیلم به‌شدت گرفته و خفقان‌آور است به‌نحوی که مخاطب می‌تواند خطری آخرالزمانی را بیخ گوش خودش حس کند. بازی‌های عمیق دو بازیگر اصلی هم آنچنان در جهت روایت فیلم پیش می‌رود که خانه به دوش تبدیل به اثری مناسب برای درک شیوه‌های بازیگری می‌شود.  این فیلم اثری پخته و عمیق است از موسیقی متن‌اش گرفته تا روایت‌های بصری و تکان دهنده‌اش. بنابراین The Rover فیلمی نیست که به‌راحتی از ذهن مخاطب پاک شود بلکه تبدیل به خاطره‌ای ماندگار و تاثیرگذار از تماشای یک فیلم آنارشیستی می‌شود.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/stake-land-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  stake-land-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۶- فیلم Stake Land<br />
فیلم سرزمین ناآرام<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>جیم میکل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسندگان: </span>نیک دامیچی، جیم میکل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>کانر پائولا، نیک دامیچی، کلی مگ گلیس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۷ ژوئن ۲۰۱۱<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1464580/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Stake Land در  IMDB:</span></a> ۶.۵<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> خون‌آشام‌ها شهرها را تصرف کرده‌اند و فقط تعدادی شهر محافظت شده و امن وجود دارد. مارتین بعد از اینکه خانواده‌اش توسط خون‌آشام‌ها کشته می‌شود توسط مردی که شکارچی این موجودات است مورد حمایت قرار می‌گیرد. او به مارتین اصول و فنون زنده ماندن را آموزش می‌دهد و با او به شکار خون‌آشام می‌رود. آن‌ها قصد دارند که خود را به شمال برسانند جایی که می‌گویند از بقیه‌ی نقاط امن‌تر است. این دو نفر در بین راه با افراد زیادی برخورد می‌کنند.</blockquote>
Stake Land تریلری جاده‌ای آخرالزمانی است که خون‌آشام‌ها  دیستوپیایی را به‌وجود آورده‌اند و گروه‌های خشن و مستبد نیز آن را ادامه می‌دهند. فیلم سرتاسر لحنی سرد و نگران کننده دارد و می‌تواند مخاطبش را آشفته کند. دنیایی که هم خون‌آشام‌ها انسانها را می‌درند و هم آدم‌هایی که به دنبال قدرت و تندخویی بیشتر هستند. در این فیلم همه چیز به‌دقت و زیبایی طراحی و پرداخت شده است از طرفی هم ترس ظریف کنترل شده‌ای از سمت خون‌آشام‌ها به مخاطب می‌رسد. چیزی که می‌تواند توجه مخاطب را به‌خودش جلب کند شخصیت شکارچی خون‌آشام است، کاراکتری عجیب که فیلم را دوست داشتنی می‌کند و دلیلی می‌شود که بیننده تا آخر فیلم را تماشا کند. این اثر هم جز آن دست از آثاری است که تنها فرمی آخرالزمانی را نشان نمی‌دهد بلکه خود را وارد بحث‌های عمیق‌تری هم می‌کند. حرف‌هایی که از انسان زمان هرج‌ومرج پرده برمی‌دارد. <br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/divergent-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  divergent-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۵- فیلم Divergent<br />
فیلم سنت‌شکن<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>نیل برگر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>ایوان داگرتی، ونسا تیلور<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>شایلین وودلی، تئو جیمز، اشلی جاد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۱ مارس ۲۰۱۴<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1840309/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Divergent در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> در یک دنیای پادآرمانشهری در شهر شیکاگو جامعه به پنج بخش تقسیم شده است و حکومت مردم را بر اساس یک آزمون استعدادسنجی وارد این بخش‌ها می‌کند. هر سال ۱۶ ساله‌ها تحت این آزمون استعدادسنجی قرار می گیرند که بتوانند بهترین بخش را برای خود انتخاب کنند. تا اینکه بیاتریس تحت این آزمون‌ها متوجه می‌شود که یک ناهمتا است و تمام استعدادهای این بخش‌ها را یک جا دارد. چیزی که حکومت از آن می‌ترسد.</blockquote>
سنت شکم فیلمی پادآرمانشهری است که براساس رمانی به همین نام و نوشته ورونیکا راث ساخته شده است که  پویا شهبازیان به عنوان یکی از تهیه‌کنندگان این فیلم در تولید این اثر نقش داشته است. این نمایش اولین قسمت از مجموعه فیلم‌های سنت‌شکن است که قسمت‌های دوم و سوم آن به‌نام‌های سنت‌شکن شورشی و هم پیمان به ترتیب در سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶ منتشر شد. Divergent با طبقه‌بندی جامعه و نظامی کنترل‌گر ما را به‌دنیای ضد آرمانشهری می‌کشاند زمانی که همه چیز تحت کنترل حکومت‌هاست. این فیلم بیشتر یک اثر نوجوانانه است که البته دیگر مخاطبان سینما را هم می‌تواند راضی نگه دارد. سنت‌شکن  اقتباسی خوب از خودش را به‌نمایش می‌گذارد و با فیلمبرداری و جلوه‌های بصری عالی‌اش  ارزشی دوچندان به خودش می‌بخشد. شما می‌توانید این فیلم را به‌عنوان یک اثر زیبا و دیستوپیایی ببینید و از تماشای آن لذت ببرید.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/this-is-the-end-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  this-is-the-end-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۴- فیلم This Is The End<br />
فیلم این پایان کار است<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان:</span> ایوان گلدبرگ، ست روگن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>ایوان گلدبرگ، ست روگن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> جیمز فرانکو، جونا هیل، ست روگن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۲ ژوئن ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1245492/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> This Is The End در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> جیمز فرانکو یک مهمانی بزرگ را به مناسبت خرید خانه‌اش ترتیب می‌دهد و حدود ۱۰۰ نفر از دوستان و اطرافیانش را دعوت می‌کند. مهمانی وقتی‌که به نیمه‌های خود می‌رسد آخرالزمان شروع می‌شود و دنیا کم‌کم پایان خود را می‌بیند. در ابتدا کسی در مهمانی متوجه اتفاقات نمی‌شود اما بعد از مدتی با یک زلزله سهمگین که کل شهر ویران می‌شود دیوها از وسط زمین بیرون می‌آیند وضعیت خطرناکی رقم می‌خورد.</blockquote>
فرض کنید به یک مهمانی دعوت شده‌اید و دوستانتان هم در آنجا حضور دارند در همین لحظاتی که می خواهید از مهمانی لذت ببرید متوجه می‌شوید که آخرالزمان رخ داده است. این فیلم دقیقا اینگونه پیش می‌رود و با یک فضای خنده آور و کمدی شرایطی را برای پایان دنیا فراهم می‌کند.This Is The End اثری خنده‌آور و دیستوپیایی است که آخرالزمان را طبق کتاب مقدس و مسیحیت دراماتیزه می‌کند. بازیگران این فیلم که در این مهمانی حضور دارند همگی در نقش خودشان حاضر شده‌اند و اینگونه هرج‌ومرج در زندگی آدم‌های معروف اتفاق می‌افتد. This Is The End داستان ساده و روانی دارد که به‌واسطه‌ی بازیگران جذابش و روابط بین آنها خودش را در دل مخاطب جای می‌کند. کمدی فیلم و این هنرپیشگان هالیوودی برگ برنده‌ی این اثر هستند و باعث می‌شوند که فیلم لحظات خوبی را برای تماشاگر رقم بزند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/blidness-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  blidness-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۳- فیلم Blindness<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم کوری</span><ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>فرناندو میرلز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>دون مک کلار<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>جولیان مور، مارک روفالو، گارسیا برنال<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۲ سپتامبر۲۰۰۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0861689/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Blindness در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> یک بیماری ناشناخته باعث می‌شود که افراد دچار نابینایی شوند. دولت تصمیم می‌گیرد که این افراد را  برای جلوگیری از شیوع بیشتر به پناهگاهی متروکه ببرد. پزشکی که این افراد را معاینه کرده است نیز به این بیماری مبتلا می‌شود و همراه بقیه به این ساختمان می‌رود. همسر او که هنوز می‌تواند ببیند به‌عنوان فردی مبتلا با این پزشک به مکان بیماران می‌رود جائیکه هرج‌ومرج زیادی برقرار است و افراد برای بقا می‌جنگند. </blockquote>
این فیلم بر اساس رمانی به همین نام و نوشته ژوزه ساراماگو نویسنده پرتغالی ساخته شده است داستانی که در ایران توانست به شهرتی نسبی دست پیدا کند. در ابتدا ساراماگو با فروش امتیاز این رمان مخالفت می‌کند ولی در آخر سر تهیه‌کنندگان با شرط بی‌نام و نشان بودن لوکیشن‌ها و افراد نویسنده را راضی می‌کنند. این اثر  در گیشه نتوانست به موفقیت خوبی دست پیدا کند و سازندگانش را هم متوجه ضررهایی نمود. کوری در زمان اکران با انتقادهایی روبه‌رو شد و انجمن نابینایان آمریکا از این فیلم به عنوان اثری غیرقابل صحیح در باب زندگی مبتلایان به این بیماری یاد کردند.<br />
Blindness همچنین نمی تواند به‌پای منبع اصلی خود برسد و می‌توان گفت که اثر ساراماگو یک سر و گردن از این فیلم بالاتر است. اما فیلم ویژگی‌های مثبت زیادی نیز دارد که می‌تواند مخاطب را به دنیایی از نمادها و سمبل‌ها ببرد و او را در جهانی بدون تصویر رها کند. این فیلم قطعا می‌تواند ارزش یک‌بار دیدن را داشته باشد و تجربه‌ای نسبتا خوب را به مخاطب‌اش انتقال دهد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/bird-box-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  bird-box-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۲- فیلم Bird Box<br />
فیلم جعبه پرنده<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>سوزان بایر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>اریک هایزرر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ساندرا بولاک، ترونته رودز، سارا پالسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۲۱ دسامبر ۲۰۱۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt2737304/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Bird Box در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> این فیلم زمانی را نشان می‌دهد که دنیا به نابودی کشیده شده است و زمین توسط موجوداتی نامردی تهدید می‌شود به‌طوری‌که اگر مردم به محیط اطراف خود نگاه کنند به‌سرعت جنونی آنی آنها را فرا می‌گیرد و دست به خودکشی می‌زنند به‌همین دلیل مردم هنگام خروج از فضاهای بسته چشم‌بندی به چشمان‌شان می‌زنند تا نتوانند اطراف خود را ببینند. داستان فیلم با تلاش یک مادر برای نجات دادن دو فرزندش پیش می‌رود او می‌خواهد از یک مسیر طولانی با قایقی بگذرد و به جان پناهی امن برسد.</blockquote>
این فیلم بر اساس اقتباس از رمانی به‌همین نام و نوشته‌ی جاش مالرمن ساخته شده است.Bird Box سرشار از حس مادرانگی و تلاش برای بقا است و بازی درخشان ساندرا بولاک هم باعث شده مخاطب بتواند به‌خوبی حس فیلم‌ درک کند و آن را تا مدت‌ها همراه خود داشته باشد. قفس پرنده به‌صورت فلش بک و با روایت دو داستان مرتبط با هم پیش می‌رود. فضای آخرالزمانی این فیلم ممکن است که شما را به یاد فیلم یک مکان ساکت بیاندازد اثری که در آن کسی نباید حرف می‌زد اما این دو فیلم فقط در بهره‌گیری از حواس آدم‌ها مشترک هستند و وجه شباهت آنچنانی با یکدیگر ندارند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/time-of-wolf-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  time-of-wolf-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۱- فیلم Time Of The Wolf<br />
فیلم زمانه گرگ<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>میشائیل هانکه<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>میشائیل هانکه<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ایزابل هوپرت، دانیل دووال<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۸ اکتبر ۲۰۰۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0324197/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Time Of The Wolf در  IMDB:</span></a> ۶.۶<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite>خلاصه داستان: جایی در آینده فاجعه‌ای رخ می‌دهد و آب نایاب می‌شود. جورج و آنا به‌همراه فرزندانشان تصمیم می‌گیرند که از این فاجعه فرار کنند و به خانه ییلاقی‌یشان در حومه شهر بروند آنها بعد از رسیدن متوجه می‌شوند که محل زندگیشان توسط افراد مسلح اشغال شده است جورج به ضرب گلوله کشته می‌شود و دیگر اعضای خانواده نیز آواره می‌شوند. هیچ‌کس در روستا به آنها کمک نمی‌کند و به‌ناچار آنها مجبور می‌شوند که به سمتی دیگر بروند.</blockquote>
فیلم زمانه گرگ یکی از متفاوت ترین آثار میشائیل هانکه در کارنامه هنری است که طبق گفته خودش آن را تحت تاثیر وقایع ۱۱ سپتامبر ساخته است و یک شعر فولک هم الهام بخش او بوده است.Time Of The Wolf فیلمی به‌شدت سیاه و نگران کننده است. هانیکه دیستوپیایی را به‌تصویر می‌کشد که در آن منابع از بین رفته و هرج و مرج بر مردم مستولی شده است و دیگر جامعه‌ای متمدنانه از بشریت وجود ندارد. این فیلم مانند دیگر آثار میشاییل هانیکه سرشار از مفاهیمی عمیق و تکان دهنده درباره بشریت و زندگی است و تنها صرفا فیلمی آخرالزمانی نیست. اثر با توجه به اینکه جهان بینی‌های هانیکه را در خود جای داده است و به زیرژانری مهیج نیز می پردازد قطعاً بعد از دیدنش مخاطب نمی‌تواند از فکرش رهایی یابد و تا مدتها زمانه‌ی گرک را با خود ‌به‌همراه خواهد داشت.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/contagion-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  contagion-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۳۰- فیلم Contagion<br />
فیلم شیوع<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان:</span> استیون سودربرگ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>اسکات زی بارنز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>مت دیمون، کیت وینسلت، جودلا<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۸ سپتامبر ۲۰۱۱<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1598778/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Contagion در  IMDB:</span></a> ۶.۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> بث زنی تاجر است و بعد از سفری که به هنگ کنگ داشته  به شیکاگو باز می‌گردد. او بعد از بازگشت دچار علائم ناشناخته‌ای از یک بیماری می‌شود و بعد از مدتی می‌میرد. این بیماری به‌سرعت در بین مردم پخش می‌شود و قربانیان زیادی را می‌گیرد. یک موسسه‌ی پزشکی برای پی بردن به منشا این بیماری یک پزشک را به خانه‌ی بث و پزشکی دیگر را به هنگ‌کنگ می‌فرستد و در این بین همسر بث متوجه‌ی رازهایی می‌شود.</blockquote>
فیلم شیوع اثری مهیج از استیون سودربرگ است که با الهام از شیوع ویروس سارس آن را ساخت. این اثر در جشنواره ونیز اکران شد و توانست نقدهای مثبتی را به‌دست آورد همچنین فیلم با بودجه ۶۰ میلیون دلاری خود به فروش خوبی در گیشه دست پیدا کرد. از طرفی هم پزشکان اپیدمیولوژیست لایه‌های علمی فیلم را مورد تحسین قرار دادند و آن را اثری واقعگرا در باب علم و دانش معرفی کردند. Contagion بیشترین شباهت را در میان آثار آخرالزمانی سینما به اپیدمی کرونا ویروس این روزها دارد و به خاطر همین تشابهات دو سالی است که مورد توجه قرار گرفته است و به عنوان فیلمی محبوب مخاطبان زیادی را جذب خود کرده است. شیوع علاوه بر مسائل پزشکی و همه‌گیری به جامعه‌ی متشنج و روان‌پریش تحت‌تاثیر قرارگرفته‌ی ناشی از هجوم ویروس هم می‌پردازد و خیلی خوب هم از پس خودش برمی‌آید. این فیلم قطعا می تواند اثری مفید و مهیج را برای بیننده باشد چرا که می‌تواند به‌خوبی با انسان امروزی همدردی کند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/annihilation-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  annihilation-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۹- فیلم Annihilation<br />
فیلم نابودی<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>الکس گارلند<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> الکس گارلند<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ناتالی پورتمن، جنیفر جیسون لی<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۱۲ مارس۲۰۱۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt2798920/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Annihilation در  IMDB:</span></a> ۶.۸<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite>خلاصه داستان: شوهر ارتشی لینا، کین بعد از مدتها از یک ماموریت در یک منطقه باز می‌گردد وضعیت او پس از بازگشت به سرعت خراب می‌شود. نیروهای امنیتی کین را پیدا می‌کنند و به پایگاهی می‌برند. در آنجا مشخص می‌شود که او تنها بازمانده‌ی گروه ماموریتی خودش است که به‌طرز عجیبی زنده مانده و برگشته است. لینا که یک بیولوژیست با گروهی عازم منطقه‌ی اسرار آمیز می‌شود. جایی‌که همه چیز جهش پیدا کرده است. او جسد شوهرش را در آنجا می‌بیند.</blockquote>
فیلم اثری آخرالزمانی است که از روی رمانی به همین نام و نوشته جف واندرمر ساخته شده است. این نمایش اثری مهیج و عجیب است که با لایه‌های درونی خود آینده‌ای آخرالزمانی را با نمادها و سمبل‌های گذشتگان گره می‌زند. هر اتفاقی که در Annihilation می‌افتد ریشه در روابط دراماتیک خود دارد. به این فیلم تنها به عنوان یک اثر دیستوپیایی صرف نمی‌شود نگاه کرد بلکه این اثر برای کسانی که می‌خواهند به‌دنبال لایه‌هایی عمیق بگردند می‌تواندنمایشی مفید باشد چرا که مخاطب را با داستان هایی نهفته آشنا میکند. این تریلر روانشناسانه هوشی عجیب برای سرگرم کردن و ایجاد دلهره برای مخاطب خودش دارد و از طرفی دیگر هم جهش‌ها و فجایع زیست محیطی نیز  استرس تماشاگر را دوچندان می‌کنند. نابودی تا مدت‌ها تا با مخاطب خودش را همراه می کند و وجه ترسناکش را به درون ناخودآگاه او می‌کشاند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-book-of-eli-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-book-of-eli-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۸- فیلم The Book Of Eli<br />
فیلم کتاب ایلای<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>آلبرت هیوز، آلن هیوز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>گری ویتا<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>دنزل واشنگتن، گری اولدمن، میلا کونیس<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۵ ژانویه ۲۰۱۰<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1037705/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Book Of Eli در  IMDB:</span></a> ۶.۹<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> بعد از گذشت چند دهه از پایان تمدن دنیا تنها عده‌ی کمی از مردم زنده مانده‌اند. در این میان فردی به نام کارنگی به دنبال به دست آوردن آخرین نسخه‌ی کتاب مقدس است تا به کمک آن بتواند بر روی کره زمین حکومت کند و خود را به عنوان فرستاده‌ای از سمت خدا معرفی نماید از طرفی دیگر هم ایلای کسی است که کتاب مقدس را با خود به‌همراه دارد و می‌خواهد که آن را به جای امنی ببرد تا از آن محافظت شود. کارنگی کتاب را از ایلای می‌گیرد و او را هم زخمی می‌کند...</blockquote>
این فیلم یکی دیگر از آثار جذاب این لیست است که خودش را با هرج و مرج آخرالزمانی پیش می‌برد The Book Of Eli یک اثر آخرالزمانی متفاوت است که با تکیه بر تفکرات دینی پیش می‌رود و ایمان و ادیان الهی را راه نجات از این شرایط دیستوپیایی می‌داند. دنزل واشنگتن در این جا یکی از بازی‌های فوق‌العاده‌ی خود را ارائه می‌دهد و برای مخاطب در نقش یک فرد نابینا به‌خوبی ظاهر می شود از سمت دیگر هم جلوه‌های ویژه و طراحی‌های سبک بصری فیلم خود جذابیتی دوچندان برای اثر هستند. کتاب ایلای مانند دیگر آثار پادآرمانشهری عمیق معناهای دوری را با خود حمل می‌کند و تنها صرفاً یک فیلم ۲ ساعته‌ی سرگرم کننده نیست. The Book Of Eli فیلمی جذاب و مهیج است که می‌تواند تا مدت‌ها همراه مخاطبش باقی بماند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/cloverfield-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  cloverfield-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۷- فیلم Cloverfield<ul class="mycode_list"><li>فیلم کلاورفیلد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>مت ریوز<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>درو گدارد<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>مایک وگل، جسیکا لوکاس، لیزی کپلان<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۸ ژانویه ۲۰۰۸<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1060277/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Cloverfield در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> در یک مهمانی خداحافظی که جیسون برای راب ترتیب داده است زمین لرزه‌ای موجب قطع برق می شود. بعد از این اتفاق مهمانان به پشت‌بام رفته و انفجاری را در منهتن می‌بینند که بخش هایی از آن تا ساختمان آنها نیز می‌رسد. یکی از افرادی که دوربین در دست دارد می‌گوید که دوربینش تصویر یک هیولا را ثبت کرده است. بعد از مدتی این هیولا به خراب کردن بیشتر شهر اقدام می‌کند و با دمش پل شهر را از بین می‌برد که در این اتفاق جیسون کشته می شود.</blockquote>
این فیلم شما را با یک موجود غول‌پیکر به فضایی پادآرمانشهری می‌کشاند و از این طریق هرج و مرجی هراس انگیز را به مخاطب انتقال می‌دهد. این فیلم زمان اکران‌اش توانست با بودجه‌ی کم خود فروش خوبی را در گیشه به‌دست آورد و از طرفی هم منتقدان نظرهای مثبتی را برای این اثرثبت نمودند. Cloverfield بر اساس سبک سینما وریته ساخته شده است خصیصه‌ای که باعث شد فیلم خودش را بسیار عالی نشان دهد. کلاورفیلد در ارائه‌ی سبک بصری خودش بسیار خاص و دقیق عمل می‌کند. کسانی‌که این فیلم را دیده باشند متوجه تفاوت‌های کلاورفیلد با دیگر آثار می‌شوند چرا که هنگام تماشا حسی عجیب مخاطب را می‌گیرد. دیدن این فیلم برای کسانی که علاقه زیادی به آثاری چون گودزیلا، کینگ کنگ و... دارند می تواند گزینه خوب و مناسبی باشد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/oblivion-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  oblivion-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۶- فیلم Oblivion<br />
فیلم فراموشی<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>جوزف کوسینسکی<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>کارل گادوشک<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> تام کروز، مرگان فریمن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱۹ آوریل ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1483013/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Oblivion در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> خلاصه داستان:</span> سال ۲۰۷۷ است و زمین به خاطر جنگی که ۶۰ سال پیش با بیگانگان داشته نابود شده است. بشر این جنگ را می‌برد اما به‌علت استفاده از سلاح‌های اتمی آن را غیرقابل سکونت می‌کند. افرادی که از این جنگ جان سالم به‌در برده‌اند به تایتان مهاجرت می‌کنند. در این میان افراد و فضاپیماهایی برای مراقبت از باقیمانده‌‍‌ی زمین گماشته می‌شوند. جک و ویک یک تیم هستند که از روبات‌های محافظ زمین نگهداری می‌کنند. جک دو هفته قبل از اینکه ماموریت‌اش به‌پایان برسد خواب‌هایی عجیب می‌بیند و از طرفی هم دلبسته‌ی زمین می‌شود.</blockquote>
فیلم بر اساس یک کمیک بوک از ژوف کوسینسکی ساخته شده است. اثر ایده‌ای بسیار عالی و درخور توجه دارد و تنها صرفاً یک فیلم آخرالزمانی خشک و خالی نمی باشد. تام کروز هم با بازی فوق‌العاده‌ی خود تماشاگر را مجذوب خود می‌کند و یک بازی باورپذیر عالی را به‌نمایش می‌گذارد. فراموشی با زمینی عاری از سکونت، موجودات فضایی و... اتمسفری آخرالزمانی را ترسیم می‌کند و درد و ناراحتی حاصل از این اتفاقات را به مخاطب مستاصل این روزهای زمین به‌طرز ماهرانه‌ای القا می کند. جلوه‌های ویژه و سبک بصری فیلم هم خودش دنیایی دیگر دارد و دلیلی بر تماشای این فیلم است. Oblivion می‌تواند سلیقه‌های زیادی را به خود جلب کند و برای طیف مختلف مخاطبان  حرف‌هایی برای گفتن داشته باشد. فراموشی از انسان و قسمت وجودی او صحبت می‌کند و این تفکر را در فرمی آخرالزمانی قرار می‌دهد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/independece-day-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  independece-day-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۵- فیلم Independece Day<br />
فیلم روز استقلال<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>رولند امریخ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>رولند امریخ، دولین<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ویل اسمیت، بیل پولمن، جف گلدبلوم<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۳ جولای۱۹۹۶<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0116629/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Independece Day در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span>  یک بشقاب پرنده بزرگ با منشأ فضایی در آسمان کره‌ی زمین مستقر می‌شود و اقدام به نابودی شهرهای جهان می‌کند. دیوید که تکنسین ارتباطات است عملیات را از قبل پیش‌بینی و رمزگشایی می‌کند اما زمانی‌که این اطلاعات را به رئیس جمهور می‌دهد دیگر خیلی دیر شده است. بعد از مدتی دیوید برای تضعیف آدم‌فضایی‌ها و از بین بردن سپر دفاعی سفینه‌شان ویروسی می‌سازد و به کمک کاپیتان هیلر به نزدیکی این موجودات می‌رود از سمتی دیگر هم خلبانان با موشک‌هایشان محل این موجودات را آتش‌باران می‌کنند.</blockquote>
این فیلم یک فروش خارج از تصور را از آن خود کرد و میلیون‌ها دلار سود را برای سازندگان‌اش به ارمغان آورد و همچنین عنوان پرفروش‌ترین فیلم سال را متعلق به خود کرد. Independece Day توانست جایزه‌ی اسکار بهترین جلوه‌های ویژه را با خود به خانه ببرد. روز استقلال فیلمی بود که ویل اسمیت  خودش را به سینما معرفی کرد. فیلم با حمله‌ی بیگانگان به زمین فضایی آخرالزمانی را به‌تصویر می کشد اما نمی تواند ترس و پوچی عمیقی را وارد روح و روان مخاطب کند تا جایی که می‌توان گفت روز استقلال بیشتر فیلمی اکشن است تا اثری آخرالزمانی.<br />
از ضعف‌های روایی فیلم که بگذریم جلوه‌های باورپذیر اثر می تواند وزنه‌ای سنگین برای روز استقلال باشد چرا که این خصیصه بیشتر ضعف‌های فیلم را می پوشاند و مخاطب را به‌دیدن ادامه‌ی فیلم ترغیب می‌کند. Independece Day فیلم قابل ستایشی در سینما محسوب می‌شود که می‌تواند مخاطب را برای مدتی سرگرم کند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/28-weeks-later-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  28-weeks-later-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۴- فیلم  28Weeks Later<br />
فیلم ۲۸ هفته بعد<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>خوان کارلوس فرنادیلو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>روآن جوفه، خوان کارلوس، انریکه لوپز لاوین<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران:</span> جرمی رنر، رز بیرن، رابرت کارلایل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۱۱ مه۲۰۰۷<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0463854/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> 28Weeks Later در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> ویروس تمام انگلستان را آلوده می‌کند و این اتفاق ظرف ۲۸ روز رخ می‌دهد. ۲۸ هفته بعد از این ماجرا انگلستان از این ویروس پاکسازی می‌شود و مردمی که قبل از شیوع ویروس به خارج از کشور رفته‌اند حال می‌تواند که به لندن بازگردند و در قسمتی که هیچ ویروسی نیست مستقر شوند. حال دوباره طی اتفاقی ویروس دوباره فعال می‌شود و به محیط پاک سازی شده بازمی‌گردد.</blockquote>
این اثر دنباله‌ی فیلم ۲۸ روز بعد است ادامه‌ای که شاید به‌پای قسمت اول خود نرسد اما با این حال می‌تواند مخاطبش را راضی نگه دارد. در این ادامه دیگر  شخصیت های فیلم ۲۸ روز بعد وجود ندارند و کاراکترهای جدید وارد فیلم شده‌اند. 28 Weeks Later جایزه‌هایی از جمله جایزه امپاید آواردز را به‌دست آورد و همچنین توانست نقدهای خوبی را هم دریافت کند.<br />
هنگام تماشای این فیلم موسیقی متن، بازیگرها، تعلیق و ترس پرداخت شده حتماً بیننده را خواهد گرفت و پوچی یک دنیای ویروسی را تا مدت‌ها در ناخودآگاه او می‌گذارد. 28 Weeks Later درست است که نمی‌تواند چیزی شبیه به بخش اول خود را خلق کند اما قطعا نمایشی خوب از اوضاع ناامید کننده‌ی بشر است.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/world-war-z-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  world-war-z-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۳- فیلم World War Z<br />
فیلم جنگ جهانی زد<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>مارک فورستر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>متیو مایکل کارنااهان، دامون لیندلوف<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>برد پیت، دیوید مورس، جرمی کلاینر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۱ ژوئن ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0816711/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> World War Z در  IMDB:</span></a> ۷<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite> خلاصه داستان: زامبی‌ها کنترل شهر را در دست گرفته‌اند و دنیا را هرج‌ومرج فراگرفته است. جری لین مامور تحقیقاتی سابق سازمان ملل در خیابان مورد حمله‌ی زامبی‌ها قرار می‌گیرد. بعد از این اتفاق او و خانواده‌اش به‌وسیله‌ی هلیکوپتر به جایی امن برده می‌شوند. در آنجا به ازای نگهداری از خانواده‌ی جری از او می‌خواهند که سرمنشا ویروس زامبی را پیدا کند. او ماموریت‌اش را با سفر به کره‌ی جنوبی آغاز می‌کند و در آنجا یک مامور سابق سیا را می‌بیند.</blockquote>
این فیلم اقتباسی از رمانی محبوب به‌نام «جنگ جهانی زد: تاریخ شفاهی جنگ زامبی» نوشته‌ی مکس بروکس شاخته شده است. این فیلم با ویروس زامبی جهانی  آخرالزمانی را پرداخت می‌کند و دغدغه‌ی کنترل و درمان آن را هم در فکر مخاطب می‌نشاند. این فیلم در زمان اکرانش به فروش خوبی دست پیدا کرد و همچنین توانست عنوان پردرآمدترین فلیم زامبی تاریخ را از آن خود کند. در طول ساخت و پیش‌تولید این فیلم، World War Z  دچار فرازونشیب‌های زیادی شد چراکه سازندگان امیدی به درخشش فیلم نداشتند.<br />
برد پیت در این فیلم یکی از بازی‌های قدرتمند خود را به‌نمایش می‌گذارد به‌نحوی که مخاطب با او در این داستان همسفر می‌شود. جلوه‌های ویژه‌ی جنگ جهانی زد نیز، از سمتی دیگر بسیار باورپذیر ظاهر می‌شود و تماشاگر را در دل اتفاقات این اثر قرار می‌دهد. اگر به فیلم‌های زامبی علاقه دارید این فیلم گزینه‌ی خوبی برای شماست. <br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-host-casting-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-host-casting-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۲- فیلم The Host<br />
فیلم میزبان<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>بونگ جون هو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>بونگ جون هو، وون جون ها<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>کانگ هو سانگ، بیون هی بونگ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریه انتشار:</span> ۲۷ جولای ۲۰۰۶<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0468492/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Host در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> موجود دوزیست عجیبی که باعث مرگ ماهی‌ها شده است در آبراهی پیدا می‌شود. چند وقت بعد این موجود عظیم الجثه از رودخانه بیرون می‌آید و به مردم حمله می‌کند. گانگ دو سعی می‌کند که دخترش را از میان جمعیت پیدا کند اما بعد از مدتی متوجه می‌شود که این موجود دخترش را همراه خود به اعماق رودخانه برده است. گانگ دو از گانگسترها اسلحه می‌خرد تا بتواند دخترش را نجات دهد. محققان هم مدتی بعد اعلام می‌کنند که این موجود میزبان ویروس کشنده‌ای است. </blockquote>
به گفته بونگ جون هو ایده‌ی این فیلم از یک مقاله‌ی محلی در مورد ماهی تغییر شکل یافته‌ای به ذهنش رسیده است. فیلم میزبان یکی دیگر از آثار ضدآمریکایی کارنامه هنری این کارگردان سرشناس کره‌ای است که با شدت بیشتری به این مقوله می‌پردازد. با اینکه این فیلم یک اثر هیولایی است جهان‌بینی و تفکر این کارگردان در فیلم موج می‌زند.The Host سرشار از تفکرات سیاسی است و کارگردان از این اتمسفر دیستوپیایی برای صحبت کردن از افکارش بهره برده است. این اثر نمادین هیولایی قطعاً یکی از آثاری است که می‌تواند مخاطب را سر ذوق آورد و فکر او را درگیر خودش کند.<br />
جلوه های ویژه فیلم و خلق صحیح کامپیوتری هیولا هم یکی دیگر از نقاط بسیار مثبت میزبان است که فضای کاملا باورپذیری را برای سینما خلق می‌کند. با این وجود فیلم کمی دچار مضمون زدگی شده است و ممکن است که مخاطب کمی از بابت این اتفاق آزار ببیند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/snowpiercer-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  snowpiercer-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۱- فیلم Snowpiercer<br />
فیلم برف‌شکن<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>بونگ جون هو<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>بونگ جون هو، کلی مسترسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>کریس ایوانز، کانگ هو سانگ، جیمی بل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۱ آگوست ۲۰۱۳<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1706620/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Snowpiercer در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> چندین سال بعد از اینکه آزمایشات آب و هوایی برای جلوگیری از گرمایش زمین به مشکل برمی‌خورد و گاز خنک کننده‌‌ی ساخته شده سرمای شدیدی را در زمین ایجاد می‌کند مردم گرفتار یک عصر یخبندان جدید می شوند. در این تغییر آب‌وهوایی شدید بیشتر مردم کره‌ی زمین از بین می‌روند و تعداد باقی مانده در یک قطار برف‌شکن زندگی می‌کنند. مردم در این قطار به طبقات اجتماعی مختلفی تقسیم شده‌اند و افراد فقیر و ثروتمند جدا از یکدیگر زندگی می‌کنند. حال فردی به‌نام کورتیس می‌خواهد علیه این سیستم شورش کند.</blockquote>
این فیلم بر اساس یک رمان گرافیکی فرانسوی به همین نام و نوشته ژاک بنجامین لگراند ساخته شده است. این اثر اولین فیلم انگلیسی‌ زبان بونگ جون هو محسوب می‌شود که توانست اقبال خوبی را بین مردم و منتقدان به‌دست آورد و در لیست فیلم‌های برتر بسیاری از منتقدان قرار گیرد. برف‌شکن یکی از گران‌ترین فیلم‌های تولیدی سینمای کره محسوب می‌شود. این اثر از آن دسته  فیلم‌هایی است که با به‌تصویر کشیدن نظام‌های سرکوبگر و فاشیست جهانی پادآرمانشهری را نشان می‌دهد و تماشاگر را با دنیایی خفقان‌آور و ترسناک روبه‌رو می‌سازد.<br />
فیلم برف‌شکن تبحر زیادی در جلوه‌های ویژه و کارگردانی از خود به‌نمایش می‌گذارد و بازیگران را به‌طرز خوبی هدایت می کند. Snowpiercer سرشار از مضامینی است که مخاطب را مجبور به تفکر می‌کند و و تا مدت‌ها هم درگیر خود نگه می دارد Snowpiercer از آن دست  آثاری است که تنها به جهانی آخرالزمانی نمی پردازد بلکه ذات آدمها را بعد از سقوط تمدن بشری دراماتیزه می‌کند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-mist-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-mist-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۲۰- فیلم The Mist<br />
فیلم مه<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>فرانک دارابونت<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> فرانک دارابونت<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>توماس جین، مارسیا گی هاردن، لوری هولدن<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۲۱ نوامبر ۲۰۰۷<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt0884328/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> The Mist در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> طوفان شدید و سهمگینی شروع به وزیدن می‌کند و همزمان مه غلیظی هم در  اطراف دریاچه‌ی شهر ظاهر می‌گردد. همه‌ی وسایل ارتباطی از کار می‌افتد و زندگی مردم مختل می‌شود. دیوید و پسرش برای خرید به فروشگاه می‌روند.  بعد از مدتی مه غلیظی اطراف فروشگاه را می‌گیرد و مردم همگی در آنجا گرفتار می‌شوند. در این بین دیوید سعی می‌کند که راهی برای نجات از این وضعیت بیابد و در مقابل هم عده‌ای تفکرات دیگری دارند.</blockquote>
این فیلم بر اساس رمانی به همین نام و نوشته‌ی استیون کینگ ساخته شده است که با توجه به تغییراتی که کارگردان برای تاثیرگذاری بیشتر فیلم روی متن اصلی به وجود آورده است می‌توان گفت فیلم به منبع داستان اصلی خود وفادار نبوده است. این اثر اقبال خوبی را در گیشه به‌دست آورد و همچنین نظرات مثبت زیادی را نیز همراه خود کرد. مه لایه‌هایی روانشناسانه را در خود جای داده است و تک‌تک پلان‌هایش نیز در ناخودآگاه بیننده نفوذ می‌کند. این فیلم موقعیت‌محور دقیقا همان استرس و غمی که یک بیننده‌ی فیلم‌های این چنینی نیاز دارد را به مخاطب تزریق می‌کند. مه شما را به درون خودش می‌کشاند و کاری می‌کند که تماشاگرش به‌ واسطه‌ی فضای بصری فیلم با کارکترها همزادپنداری کند. The Mist فیلمی است که تماشایش برای بیننده می‌تواند حسی خوب به ارمغان آورد.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/perfect-sence-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  perfect-sence-film.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۱۹- فیلم Perfect Sence<br />
فیلم حس کامل<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>دیوید مکنزی<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده:</span> کیم فوپز آاکسون<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>ایوتن مک گرگور، اوا گرین،<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار: </span>۷ اکتبر ۲۰۱۱<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1439572/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> Perfect Sence در  IMDB:</span></a> ۷.۱<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> یک اپیدمی شروع به گسترش در زمین می‌کند و باعث می‌شود که انسان‌ها ادراک حسی خود را به‌ترتیب از دست بدهند ابتدا افراد دچار گریه‌های غیر قابل کنترل می‌شوند و بعد از آن حس بویایی خود را از دست می‌دهند. داستان با روایت زندگی دو نفر پیش می‌رود، سوزان دانشمندی است که روی این همه‌گیری کار می‌کند و می‌خواهد که به دلایل این بیماری پی ببرد در نزدیکی سوزان آشپزی به‌نام مایکل کار می‌کند این دو نفر بعد از مدتی یکدیگر را ملاقات می‌کنند و در کنار این اتفاقات رابطه‌ی عاشقانه‌ای بین آنها رخ می دهد.</blockquote>
فیلم داستان آخرالزمانی خود را بر بستر روابط عاطفی دو نفر پیش می برد و از این رابطه برای توضیح خود استفاده می‌کند. Perfect Sence داستانی هیجان‌انگیز دارد و مخاطب باید به‌دنبال معنایی دور در این قصه بگردد. حس کامل کابوسی درونی را نشان می‌دهد و ما را به سمت پرسشهایی عمیق راهنمایی می کند اگرچه زیاد نمی تواند در این فلسفه پرداخت شده‌ی خودش پیش برود. Perfect Sence اضطراب و ناراحتی ناشی از این وضعیت که مخاطب امروزی هم با آن بیگانه نیست را به‌ آرامی در ناخودآگاه بیننده‌اش وارد می کند. حس کامل می‌تواند نمایشی متفاوت از آثار آخرالزمانی باشد فیلمی که غیرمستقیم خودش را بیان می‌کند به همین دلیل می‌تواند گزینه‌ی مناسبی برای افرادی باشد که به‌دنبال فلسفه‌ی انسان و زندگی هستند.<br />
<hr class="mycode_hr" />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/10-cloverfield-lane-film-casting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  10-cloverfield-lane-film-casting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
۱۸- فیلم 10Cloverfield Lane<br />
فیلم خیابان ۱۰ کلاورفیلد<ul class="mycode_list"><li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">کارگردان: </span>دن تراختنبرگ<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">نویسنده: </span>جاش کمبل، متیو استوکن، دیمین شزل<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">بازیگران: </span>جان گودمن، مری الیزابت وینستد، جان گالاگر<br />
</li>
<li><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">تاریخ انتشار:</span> ۱۱ مارس ۲۰۱۶<br />
</li>
</ul>
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">میانگین امتیازات</span><a href="https://www.imdb.com/title/tt1179933/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"> 10Cloverfield Lane در  IMDB:</span></a> ۷.۲<br />
<blockquote class="mycode_quote"><cite>نقل‌قول: </cite><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">خلاصه داستان:</span> میشل بعد از دعوایی که با نامزدش دارد وسایلش را جمع می کندو از خانه خارج می شود. او در جاده تصادف می‌کند و بعد از اینکه به هوش می‌آید خودش را در پناهگاهی زندانی می‌بیند. کسی که میشل را زندانی کرده است به او می‌گوید که جانش را بعد از تصادف نجات داده و اگر این کار را نمی‌کرد همانند بقیه در حمله‌ی شیمیایی از بین می‌رفت. سه نفر در این پناهگاه وجود دارند و منتظر هستند تا هوای بیرون پاکسازی شود.</blockquote>
این فیلم یکی از بهترین آثار داخل این لیست است چرا که می‌تواند به‌تنهایی خودش یک کلاس فیلمسازی باشد. اثر به‌طرز ماهرانه‌ای از نظریه‌های روانشناسی استفاده می‌کند و تنها اثری رعب‌آور را از آخرالزمان به مخاطب ارائه نمی‌دهد. فیلم از بزرگترین نقطه ضعف خود سینما که لوکیشن محدود است به‌عنوان قوی‌ترین وزنه‌ی خود بهره می برد و با همین خصیصه اضطراب و ترسی کلاستروفوبیک را وارد ناخودآگاه مخاطبش می‌کند. پروسه‌ی ساخت فیلم مانند خود اثر هم خاص و عجیب است چرا که سازندگان 10Cloverd Lane بدون هیچ‌گونه سروصدا و خبری آن را اکران و روانه‌ی سینماها کردند. مطمئنا فضای گرفته‌ی فیلم شما را ]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نقد فیلم Black Widow | گردهمایی نقاط ضعف مارول در بیوه سیاه]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4137</link>
			<pubDate>Tue, 13 Jul 2021 15:07:13 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4137</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-yelena.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  black-widow-yelena.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم Black Widow که از کیفیت نازل بدترین فیلم‌های مارول رنج می‌برد، شایسته‌ی قدرندیده‌ترین عضو فقیدِ تیم اورجینال انتقام‌جویان نیست. همراه نقد زومجی باشید.<br />
<br />
دنیای سینمایی مارول پس از تعطیلی اجباری یک ساله‌اش در پی شیوعِ کرونا، مجددا بازگشته است و ظاهرا هرگز دوباره از حرکت نخواهد ایستاد. اما صحبت کردن درباره‌ی حرکت دوباره‌ی مارول با توجه به اینکه کرونا واقعا آن را متوقف نکرده بود مسخره است. چراکه مارول خیلی خوب توانست کاری کند این دوران تعطیلی اصلا شبیه تعطیلی احساس نشود. گرچه بزرگ‌ترین بلاک‌باسترهای مارول باید در پارکینگ خاک می‌خوردند، اما خانه‌نشین شدنِ مردم زمان ایده‌آلی برای درخششِ شاخه‌ی تلویزیونی تازه‌تاسیسش بود. شاید برق‌ رفته بود، اما ژنراتور اضطراری مارول تاریکی را غیرممکن کرد.<br />
آنها به لطفِ سریال‌های <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">وانداویژن</span>، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">فالکون و سرباز زمستان</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">لوکی</span> برای پلتفرمِ دیزنی‌پلاس، نه تنها خوره‌های این مجموعه را با محتواهای جدید مشغول کردند و از نگه داشتنِ دنیای سینمایی/تلویزیونیِ مارول در صدر خبرهای حوزه‌ی سرگرمی اطمینان حاصل کردند، بلکه مراحلِ بعدی این مجموعه را نیز زمینه‌چینی کردند (خودتان را برای دنیاهای موازی آماده کنید!).<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-poster.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1872" alt="[تصویر:  black-widow-poster.jpg]" class="mycode_img" /><br />
حداقل ۹ سریال دیگر به علاوه‌ی اپیزود ویژه‌ی کریسمسِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">نگهبانان کهکشان</span> هم‌اکنون در مرحله‌ی تولید به سر می‌برند که همگی داستان عظیمِ این مجموعه را به جلو هُل خواهند داد، اما <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو </span>(Black Widow)، نخستین محصولِ شاخه‌ی سینمایی مارول پس از دو سال وقفه، بیش از اینکه درباره‌ی آینده‌ی این مجموعه باشد، نقشِ گشت‌و‌گذاری در گذشته‌ی آن را ایفا می‌کند.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> درحالی از لحاظ فنی آغازکننده‌ی فاز چهارم دنیای سینمایی مارول است که در واقعیت، ماهیتش به عنوانِ پیش‌درآمدی که داستانش در لابه‌لای <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">انتقام‌جویان: جنگ ابدیت</span> جریان دارد، به پُر کردنِ صفحه‌ی سفیدِ باقی‌مانده در گذشته‌ی نسبتا دور این مجموعه اختصاص دارد. از همین رو، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌وید</span>و شاید تنها فیلم مارول است که اعلام خبر تولیدش با واکنش‌های ضد و نقیض مواجه شد؛ طرفداران به همان اندازه که از اینکه بالاخره شانس دیدنِ فیلم مستقل یکی از نخستین اعضای انتقام‌جویان (ناتاشا پیش از ثور معرفی شد) را به دست می‌آوردند خوشحال بودند، به همان اندازه هم از اینکه این فیلم این‌قدر دیر ساخته شده است از دست مارول شاکی بودند.<br />
چرا که در سراسرِ دنیای سینمایی مارول هیچ کاراکتری به اندازه‌ی ناتاشا نیازش به فیلمِ شخصی خودش را فریاد نزده است. نه تنها همه‌ی اعضای اورجینالِ انتقام‌جویان (منهای هاوک‌آی که سریالش اواخر امسال پخش خواهد شد) فیلم اختصاصی خودشان را داشتند و بعضی از آنها مثل تونی استارک، استیو راجرز و ثور نه یکی و نه دوتا، بلکه سه فیلم اختصاصی داشتند، بلکه حتی یکی از خُرده‌پیرنگ‌های کلیدی <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">دوران اولتران</span> به اقامتِ اعضای انتقام‌جویان در خانه‌ی هاوک‌آی و آشنایی با خانواده‌اش اختصاص داشت که ناتاشا حتی از این هم محروم بود.<br />
طرفداران برای فهمیدنِ اینکه بلک‌ویدو واقعا چه کسی است، مجبور بودند تا به تک و توک اطلاعاتِ پراکنده و تکه دیالوگ‌های جسته و گریخته‌‌ی مربوط به گذشته‌ی او در فیلم‌هایی که او نقش مکمل داشت یا فقط یکی از ده‌ها شخصیتِ مکملشان بود بسنده می‌کردند. در نتیجه، بلک‌ویدو هرگز فرصتِ صعود کردن به فراتر از تیپِ ظاهری‌اش به عنوانِ یک جاسوسِ آموزش‌دیده و بدل شدن به انسانی با هویتِ مملوسِ خودش را به دست نیاورده بود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/natasha-on-motor-cycle.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  natasha-on-motor-cycle.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این درحالی اتفاق اُفتاد که بلک‌ویدو در طولِ حضورش در فیلم‌های مارول مُدام در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که کارکردِ قوی‌ترِ آنها به شناختِ هرچه بهتر مخاطب از روانشناسی او بستگی دارد. برای مثال، درحالی که آزمایشاتِ دولت ایالات متحده برای تولید اَبرسرباز به تحولِ استیو راجرزِ لاغرمُردنی به کاپیتان آمریکا و اختراعاتِ معجزه‌آسای هنک پیـم به ابداعِ تکنولوژی کوچک‌کننده‌ای که در نهایت اَنت‌من را خلق کرد منجر شدند، شوروی بی‌کار ننشسته بود. هیچکدام از این دستاوردهای علمی/نظامی در فضای بسته اتفاق نیفتادند. شوروی برای اینکه در رقابتِ تسلیحاتی‌اش با ایالات متحده از آنها عقب نیافتد، مشغولِ تولید اَبرسربازانِ خودش بود. به بیان دیگر، ناتاشا رومانوف به عنوان بچه‌ی به زور یتیم‌شده‌ای که از کودکی برای تبدیل شدن به یک آدمکشِ بی‌رحم آموزش دیده است و سازمانِ مخوف اتاق سُرخ او را برای اطمینان از وفاداری‌اش به اجبار عقیم کرده است، حکم خسارتِ جانبی غیرمستقیم فعالیت‌های نظامی آمریکا را داشت.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> حکم کلکسیونی از همه‌ی کلیشه‌های ملال‌آور دنیای سینمایی مارول و نقاط ضعف کلافه‌کننده‌ی سمجِ این مجموعه را دارد<br />
همچنین، عدم تولید فیلم انفرادی بلک‌ویدو در زمانِ درستش (فاز اول مجموعه یا حداکثر بلافاصله بعد از اکران <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span>) به نادیده گرفتنِ تاثیری که ازهم‌گسستگی اعضای انتقام‌جویان در پی جنگ داخلی‌شان روی ناتاشا گذاشته بود منجر شد. چون همان‌طور که <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نشان می‌دهد، ناتاشا هیچ زندگی دیگری خارج از ارتباطش با دیگر اعضای انتقام‌جویان ندارد.<br />
تونی استارک پِپر پاتس و رودی را دارد؛ استیو راجرز باکی بارنز و سم ویلسون را دارد؛ واندا، ویژن را دارد؛ اَنت‌من و هاوک‌آی خانواده‌‌های خودشان را دارند؛ پیتر پارکر اِم.جی.، نِـد و عمه مِـی را دارد و تی‌چالا کشور خودش را دارد. ناتاشا اما منهای انتقام‌جویان، تنهای تنها است. شاید به خاطر همین است که جاس ویدن سعی کرد ناتاشا و بروس بنر را در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">انتقام‌جویان: دوران اولتران</span> به یک زوج تبدیل کند، اما نه تنها رابطه‌ی عاشقانه‌ی آنها زورکی و غیرطبیعی بود، بلکه این رابطه با ناپدید شدنِ هالک در پایان آن فیلم و عدم دیدار مجدد آنها تا زمانِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ اَبدیت</span>، مدتِ زیادی دوام نیاورد.<br />
همکاران ناتاشا تنها خانواده‌اش هستند. به خاطر همین است که او در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span> به استیو راجرز اصرار می‌کند که از فروپاشی تیم جلوگیری کند. ناتاشا به او التماس می‌کند که هرطور شده این خانواده را کنار هم حفظ کند. گرچه او هیچ استدلال یا استراتژی تامل‌برانگیزی برای راضی کردنِ آنها یا جوش دادنِ پیوند شکسته‌شان ندارد، اما تنها چیزی که می‌داند این است که این تیم باید یک تیم باقی بماند. در پایانِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span>، ناتاشا آخرین مانعی است که استیو و باکی برای فرار از دولت با آن مواجه می‌شوند. ناتاشا با زیر پا گذاشتنِ توافق‌نامه‌ی سوکوویا، فرار موفقیت‌آمیز استیو و باکی را امکان‌پذیر می‌کند. در نهایت، اعتمادی که او به تنها دوستانش دارد مهم‌تر از قانونی که او از استیو می‌خواست امضا کند از آب در می‌آید. او با آگاهی از اینکه خودش را به خطر خواهد انداخت، به نفعِ اعضای خانواده‌اش تصمیم می‌گیرد. مگر این دقیقا همان نوع ازخودگذشتگی‌ها که خانواده‌ها برای یکدیگر انجام می‌دهند نیست؟<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/yelena-pointing-gun.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  yelena-pointing-gun.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کمی جلوتر، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">انتقام‌جویان: پایان بازی</span> درحالی آغاز می‌شود که همکارانِ بازمانده‌ی ناتاشا پس از ناپدید شدنِ نیمی از جمعیتِ زمین، با شکستشان از تانوس کنار آمده‌اند و سعی می‌کنند این واقعه را پشت سر بگذارند. استیو راجرز درباره‌ی بازگشتِ نهنگ‌ها به رودخانه‌ی هادسون صحبت می‌کند و در جلساتِ گروه‌درمانی بازماندگانِ بشکنِ تانوس حضور پیدا می‌کند. تونی استارک به کوهستان نقل‌مکان کرده است و بچه‌دار شده است؛ ثور تلاش می‌کند استیصالش در دنیای واقعی را با شکست دادنِ حریفانش در فورت‌نایت مخفی کند. ناتاشا اما هنوز برای تسلیم شدن آماده نیست. او کنترل تنها چیزی که از مرکزِ فرماندهی انتقام‌جویان باقی مانده است را برعهده گرفته است؛ او تنها عضو تیم است که همچنان به احتمالِ تقریبا غیرممکنِ نجات دوستانش و همه‌ی افراد دیگری که تانوس نابود کرده است متعهد باقی مانده است. شاید به خاطر اینکه فروپاشی تنها خانواده‌اش، او را بیش از هر کس دیگری در این دنیا تنها می‌کند.<br />
بنابراین وقتی فرصتِ بازگرداندنِ زندگی‌های از دست رفته‌ی آنها را به دست می‌آورد، در فدا کردن زندگی خودش تعلل نمی‌کند. بنابراین شکی نیست که نه تنها جای خالی فیلم شخصی ناتاشا همیشه در این مجموعه احساس می‌شد، بلکه کندوکاوِ عمیق‌تر و مُفصل‌تر در کشمکش‌های درونی‌اش حتما باعث می‌شد تا تصمیمِ جان‌فشانانه‌اش در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> از لحاظ روانشناسی این شخصیت بیشتر با عقل جور در بیاید و از ضربه‌ی درماتیکِ محکم‌تری برخوردار باشد.<br />
این موضوع با توجه به ساختن فیلم انفرادی کاپیتان مارول پیش از <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> با وجود نقش دراماتیکِ کمتر این شخصیت در این فیلم در مقایسه با ناتاشا، آن را به یکی از بزرگ‌ترین لغزش‌های دنیای سینمایی مارول تبدیل می‌کند. از همین رو، فیلم اختصاصی ناتاشا از چیزی که پیش از <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> همچون ضروری‌ترین فیلم انفرادی مارول به نظر می‌رسید، به غیرضروری‌ترین فیلمِ مارول در دوران پسا-<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> تنزل پیدا کرد. بنابراین سوال این بود: آیا <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> آن‌قدر خوب خواهد بود که همه‌ی حاشیه‌های پیرامونش را با قدرتِ کیفی‌اش بی‌اهمیت کند؟ پاسخ منفی است.<br />
گرچه این فیلم از لحاظ دمیدنِ انسانیت و روح به درونِ کالبد ناتاشا و هرچه قابل‌درک‌تر کردنِ تصمیمِ ایثارگرایانه‌اش در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> نسبتا موفق است، اما در مجموع در کنار امثال <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ثور: دنیای تاریک</span>، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کاپیتان مارول</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">مرد آهنی ۲</span> در بینِ بدترین فیلم‌های این مجموعه جای می‌گیرد. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> حکم کلکسیونی از همه‌ی کلیشه‌های ملال‌آورِ دنیای سینمایی مارول و نقاط ضعفِ کلافه‌کننده‌ی سمجِ این مجموعه را دارد. گرچه بازگشت استودیو به گذشته از لحاظ داستانی قابل‌توجیه است، اما عقب‌اُفتادگی این فیلم از لحاظ کیفیتِ فیلمسازی قابل‌بخشش نیست. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> بلافاصله پس از فراری شدن ناتاشا در پایانِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span> آغاز می‌شود. او درحالی که در یکی از خانه‌های اَمنش در وسط طبیعت روزگار می‌گذراند، با بسته‌ی محرمانه‌ای که یکی از همکاران سابقش به نام یِلـنا (با بازی فلورنس پیو) برای او فرستاده است مواجه می‌شود. یلنا اما فقط همکار سابقِ ناتاشا نیست. آنها خواهران ناتنی یکدیگر هستند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/task-master-black-widow.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  task-master-black-widow.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ناتاشا و یلنا در دوران کودکی‌شان در دهه‌ی ۹۰، جزو خانواد‌ه‌ای از جاسوسان خفته‌ی روسیه بودند که خودشان را به عنوان یک خانواده‌ی آمریکایی جا زده بودند. درحالی که پدر و مادرِ ناتاشا و یلنا مشغولِ به سرقت بُردن مدارک سِری دولتی یا انجام ماموریت‌‌های خرابکارانه بودند، این دو خواهر بخشی از پوششِ خانواده‌ی قُلابی‌شان را تامین می‌کردند. ناتاشا که خودش آموزش‌های مقدماتیِ اتاق سُرخ را پشت سر گذاشته بود، آن‌قدر بالغ بود که از هویت واقعی خانواده‌اش اطلاع داشته باشد، اما این زندگی جعلی از نگاه یلنای کوچک‌تر تنها زندگی واقعی‌اش و اعضای خانواده‌ی جعلی‌اش، تنها خانواده‌ی حقیقی‌اش بودند و خواهند بود.<br />
ناتاشا با کمترین تعلل به کمکِ یلنا که از قضا راه‌حلِ متلاشی کردنِ برنامه‌ی تولید بلک‌ویدوها را پیدا کرده است می‌شتابد. تصمیمی که به تحت تعقیب قرار گرفتنِ آنها توسط یک ماشینِ کشتار نقاب‌دارِ نیمه‌مکانیکیِ ترمیناتورگونه معروف به «تسک‌مستر» منجر می‌شود. با هر گلوله‌ای که آنها از آن جاخالی می‌دهند و هر ضربه‌ای که یک کبودی تازه به کبودی‌های قبلی‌شان اضافه می‌کند، بیش از پیش آشکار می‌شود که دوری بیست ساله‌ی ناتاشا از یلنا باعثِ کمرنگ شدنِ احساسش نسبت به پیوند خواهرانه‌ی آنها نشده است.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> برخلاف اکثر فیلم‌های مارول پیرامون تهدیدی آخرالزمان‌گونه که سرنوشتِ دنیا به متوقف کردن آن بستگی دارد نمی‌چرخد. اگر ناتاشا تصمیم بگیرد تا این تهدید را نادیده بگیرد و به انزوای خودش در طبیعت بازگردد، دنیا به همان شکلِ سابقش ادامه پیدا خواهد کرد. اما وقتی ناتاشا باخبر می‌شود که درایکوف، مغزمتفکرِ اتاق سُرخ، به ماده‌ای شیمیایی دست یافته است که او را قادر به کنترل کردنِ ذهنِ ارتشِ بیوه‌های سیاهش می‌کند (اگر به آنها بگوید به خودشان شلیک کنند، آنها بدون تعلل ماشه را می‌کشند)، ناتاشا نمی‌تواند از آن چشم‌پوشی کند. تقریبا بلافاصله می‌توان دلیلِ تصمیمِ ناتاشا را درک کرد. ناتوانی او در جدا کردن کار از زندگی شخصی‌اش و جدا کردن همکارانش از اعضای خانواده‌اش جلوی او را از تبدیل شدن به بهترین آدمکشِ خونسردِ دنیا می‌گیرد، اما همزمان او را به یک قهرمانِ ایده‌آل تبدیل می‌کند. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> با این خلاصه‌قصه نویدبخش آغاز می‌شود.<br />
کستینگِ دنیای سینمایی مارول همیشه یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوتش بوده و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نیز از این قاعده مستثنا نیست. هر دوی فلورنس پیـو و اسکارلت جوهانسون مهارت فوق‌العاده‌ای در زمینه‌ی ابراز ظریف و صادقانه‌ی احساساتِ شخصیت‌هایشان و تقویتِ آنها با عمقی که ناگفته باقی می‌ماند دارند. پیو و جوهانسون دیدار مجددِ این خواهران با اَلکسی (دیوید هاربر) و ملینا (ریچل وایز)، والدینِ قُلابی‌شان را به یکی از اُرگانیک‌ترین سکانس‌هایی که در سراسر فیلم‌های مارول دیده‌ایم تبدیل می‌کنند.<br />
این سکانس که خوشبختانه فاقدِ شوخی‌های نابه‌جای امضای مارول که حضور آسیب‌زننده‌ای در دیگر لحظات فیلم دارند است، به یک شام خانوادگی بسیار ملموس تبدیل می‌شود که طی آن تاریخِ دلخوری‌های سرکوب‌شده، حسرت‌های تلنبارشده، عُقده‌های انباشته‌شده، بغض‌های فرو داده شده و حرف‌های قورت‌داده شده، فرصتی برای فوران کردند پیدا می‌کنند و استعداد این بازیگرانِ قوی و باپرستیژ در زمینه‌ی پُل زدن به روی کمبودهای فیلمنامه، به خلق یک سکانس ساده اما تاثیرگذار منجر می‌شود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-rachel-weisz.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  black-widow-rachel-weisz.jpg]" class="mycode_img" /><br />
برخی از بهترین بخش‌های فیلم به تماشای تعاملِ بامزه‌ی پیو و جوهانسون اختصاص دارد. شیمی آنها در قالب بگومگوهای تیپیکالِ خواهر بزرگ‌/خواهر کوچک آن‌قدر بامزه و متقاعدکننده است که معرفی ناگهانی یلنا بدون اینکه ناتاشا قبلا به او اشاره کرده باشد را قابل‌هضم‌تر می‌کند. همچنین، تعقیب‌و‌گریز و نبرد تن‌به‌تنِ یک زوجِ جاسوس (که فاقدِ قدرت‌های فرابشری هستند)، نویدِ فیلمی را می‌دهد که می‌تواند با تبدیل شدن به نسخه‌ی مارولی فیلم‌های جیسون بورن، ماموریت غیرممکن یا جیمز باند (البته منهای واقع‌گرایی پُرتنشِ غوطه‌ورکننده‌ی اولی، بدلکاری‌های حیرت‌انگیز دومی یا زرق‌و‌برقِ مُفرح آخری)، از فرمولِ فانتزی و مقیاس حماسی غالب بر اکثر فیلم‌های مارول فاصله بگیرد و به عنوانِ یک اکشنِ سرد و تیره‌و‌تاریکِ کلاستروفوبیک که در آپارتمان‌ها، پشت‌بام‌ها و خیابان‌های سنگ‌فرشِ شهرهای اروپایی صورت می‌گیرد، جلوه‌ی متفاوتی از دنیای سینمایی مارول را ارائه بدهد. گرچه برای مدتِ کوتاهی به نظر می‌رسد که همین‌طور خواهد بود، اما انگیزه‌ی <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> برای شکل دادن به هویت و تجربه‌ی منحصربه‌فرد خودش با به زانو درآمدنِ آن در برابر کلیشه‌های نخ‌نماشده‌ی مارول مدت زیادی دوام نمی‌آورد.<br />
فیلم هر وقت شانسی برای درهم‌شکستن حاشیه‌ی اَمنش، افزایش پیچیدگی شخصیت‌هایش، تقویت زهرِ دراماتیک داستانش و به چالش کشیدن مخاطبانش به دست می‌آورد، به آن پشت می‌کند<br />
هرچه از فیلم می‌گذرد سناریوی ماشینی آن بیش از پیش شبیه چیزی که نه توسط یک انسان، بلکه توسط یک الگوریتم به نگارش درآمده است احساس می‌شود. مشکل این نیست که <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> قابل‌پیش‌بینی است؛ مشکل این است که <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> هر وقت با فرصتی برای قابل‌پیش‌بینی‌نبودن مواجه می‌شود، از آن روی برمی‌گرداند.<br />
هر وقت مسیرِ غیرمنتظره‌ و جسورانه‌ای برای شگفت‌زده کردنِ مخاطبانش جلوی راهش سبز می‌شود، در نهایت بُزدلی و تنبلی به حرکت کردن در همان مسیرِ مستقیم و پاستوریزه‌ی سابقش ادامه می‌دهد و هر وقت شانسی برای درهم‌شکستنِ حاشیه‌ی اَمنش، افزایش پیچیدگی شخصیت‌هایش، تقویتِ زهرِ دراماتیکِ داستانش و به چالش کشیدنِ مخاطبانش به دست می‌آورد، به آن پشت می‌کند. برای مثال، پس‌زمینه‌ی داستانیِ سرشار از ترومای ناتاشا پیرامونِ موضوعاتِ تیره‌و‌تاریکی مثل کنترل ذهن، شکنجه، آدمکشی‌های سیاسی، قاچاق کودک، عقیم‌سازی زورکی زنان، شستشوی مغزی و سوءاستفاده‌ی مردان از دختران می‌چرخد.<br />
حتی در یکی از فلش‌بک‌های فیلم به دورانِ اوجِ جاسوس‌بازی‌های ناتاشا می‌بینیم که او با کشته شدن یک دختربچه‌ی بیگناه به عنوانِ خسارت جانبی ناشی از ترورِ پدر شرورش موافقت می‌کند. اما هر وقت که به نظر می‌رسد فیلم می‌خواهد به عناصر تاریک‌تر و همچنین، کنجکاوی‌برانگیزتر پس‌زمینه‌ی داستانی ناتاشا بپردازد، فیلم بلافاصله بهانه‌ای برای دوری از گلاویز شدن با آنها، راهی برای تلطیف کردنِ فضا و تنزل دادن همه‌چیز به یک جوکِ بی‌اهمیت که ارزشِ توجه‌ی بیینده را ندارد پیدا می‌کند. مثلا در جایی از فیلم، بحثِ عقیم‌سازی اجباری ناتاشا و دیگر بیوه‌های سیاه از طریقِ خارج کردن اندام‌های تولیدمثلشان به میان کشیده می‌شود. فیلم اما این اتفاق وحشتناک را به یک جوک تنزل می‌دهد؛ جوکی که فقط بی‌مزه نیست، بلکه منزجرکننده است. یا مثلا در جایی دیگر ناتاشا متوجه می‌شود ماشینِ کشتار نقاب‌دارِ تعقیب‌کننده‌اش همان دختربچه‌ای است که با مرگِ او به عنوان خسارت جانبی ترور پدرش موافقت کرده بود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/natasha-fight-task-master.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  natasha-fight-task-master.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ایده‌ی چشم در چشم شدنِ یکی از اعضای انتقام‌جویان با عواقب ناشی از فعالیت‌های شرورانه‌ی سابقش به عنوان یک آدمکشِ آموزش‌دیده، حاوی بار دراماتیکِ بالایی است. اجبار ناتاشا برای انتخاب بینِ کُشته شدن به دست او یا غلبه کردن بر هیولایی که در خلقِ او نقش داشته است، نوید یک دوراهی اخلاقی درگیرکننده را می‌دهد. اما از آنجایی که اینجا با دیزنی طرف هستیم، پس فیلم تمام تلاشش را برای پاک کردن پرونده‌ی ناتاشا از هرگونه لکه‌ی سیاه یا به بیان دیگر، هر چیزی که او را به شخصیتِ خاکستری و پیچیده‌ای تبدیل می‌کند به کار می‌گیرد. کدامیک جذاب‌تر است: قهرمانی که ذهنش با شیاطینِ باقی‌مانده از اشتباهات گذشته‌اش تسخیر شده است و آنها به انگیزه‌بخشِ او برای ازخودگذشتگی خستگی‌ناپذیر بیشترِ او برای جبران کردنشان تبدیل می‌شود یا قهرمانی که هیچ لغزشی نداشته است؟ مرد عنکبوتی، پُرطرفدارترین قهرمان مارول، فراهم‌کننده‌ی پاسخ این سوال است.<br />
چیزی که پیتر پارکر را به شخصیتِ همدلی‌برانگیزی تبدیل می‌کند این است که روحیه‌ی قهرمانانه‌اش از درونِ اشتباهی جبران‌ناپذیر سرچشمه می‌گیرد. پیتر پارکر با نادیده گرفتنِ نصحیت عمو بن (قدرت زیاد، مسئولیت زیاد به همراه می‌آورد) باعث فرار کردن همان سارقی که عمو بن را خواهد کشت می‌شود. این لغزش که پیتر برای همیشه خودش را به خاطرش ملامت می‌کند، حکم لکه‌ی سیاهی را دارد که نه تنها او را به قهرمانی از جنسِ آدم‌های عادی پیرامونش تبدیل می‌کند، بلکه نقش منبعِ ابدی انگیزه‌بخشش برای جلوگیری از تکرار دوباره‌ی آن را ایفا می‌کند. گرچه <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> هم به لطفِ تسک‌مستر از فرصتِ طلایی مشابه‌ای برای چندوجهی‌تر کردنِ ناتاشا بهره می‌برد، اما فیلم نشان می‌دهد که دغدغه‌اش این نیست که چگونه می‌توانم یک شخصیت جالب خلق کنم، بلکه دغدغه‌اش این است که چگونه می‌توانم یک شخصیت پاک و تمیز خلق کنم و در داستانگویی به ندرت می‌توان هدفی کسالت‌بارتر از این پیدا کرد.<br />
این مشکل درباره‌ی پادزهرِ سرخ‌رنگی که تاثیر کنترل ذهنِ بیوه‌های سیاه را از بین می‌برد نیز صدق می‌کند. تا آنجایی که ما می‌دانیم شستشوی مغزی جاسوسان از کودکی رسوخ‌کننده‌تر از آن است که بتوان آن را مثل آب خوردن با یک پادزهر از بین بُرد. بنابراین ایده‌ی معرفی کنترل ذهن و پادزهرِ جادویی آن شاید در دنیای فیلم قابل‌توجیه باشد، اما الزاما به روایت یک داستانِ درگیرکننده منجر نشده است. در عوض، این‌طور به نظر می‌رسد که فیلمسازان از پادزهر صرفا به عنوان راه‌کاری برای تمام کردن همه‌چیز در راحت‌ترین و گل و بلبل‌ترین شکل ممکن استفاده کرده‌اند.<br />
یکی دیگر از پتانسیل‌های هدررفته‌ی فیلم که بلافاصله پس از مطرح شدن برای همیشه فراموش می‌شود، تفاوت‌های ناتاشا و خواهرش است. در سکانسِ تعقیب‌و‌گریزی که آنها مشغول فرار از دست تسک‌مستر هستند، یلنا تفنگش را به سمتِ یک ماشین عبوری نشانه می‌گیرد، راننده را با تهدید از پشت فرمان بیرون می‌کشد و ماشینش را به سرقت می‌برند. ناتاشا با وحشت‌زدگی به این صحنه واکنش نشان می‌دهد؛ او حتی کار خواهرش را زیر سوال می‌برد؛ او نمی‌تواند باور کند که کارش به عنوان یک انتقام‌جو به ترساندنِ مردم با اسلحه و دزدیدنِ ماشینشان کشیده شده است.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/red-guardian-black-widow.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  red-guardian-black-widow.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این صحنه نویدِ کشمکش جالبی را بینِ این دو خواهر می‌دهد. ما به وسیله‌ی دیدن نحوه‌ی برخورد یلنا به موقعیت‌ها و واکنشِ ناتاشا به آنها متوجه می‌شویم که ناتاشا چقدر نسبت به دورانِ فعالیتش به عنوان جاسوس روسیه تغییر کرده است. هرچه ناتاشا در دوران همراهی‌اش با انتقام‌جویان ملاحظه‌کارتر و مراعات‌کننده‌تر شده است، یلنا هنوز بی‌پروا و صیقل‌نخورده است. اینکه بعضی‌وقت‌ها ناتاشا باید افسارِ یلنا را بکشد و بعضی‌وقت‌ها ناتاشا چاره‌‌ای جز همراهی با راه‌حل‌های نه چندان قهرمانانه‌ی یلنا ندارد می‌توانست به کشمکشِ بین‌شخصیتی جالبی منجر شود و می‌توانست ناتاشا را در نقش مُربی غیررسمی خواهرش که او را برای پیوستن به انتقام‌جویان آماده می‌کند به تصویر بکشد، اما متاسفانه اشاره به تفاوت‌های آنها به یک صحنه‌ی گذرا خلاصه شده است. مشکل تسک‌مستر اما به عقیم‌سازی او از لحاظ دراماتیک خلاصه نمی‌شود (همه‌چیز با تنفس یک ماده‌ی جادویی ختم به خیر می‌شود)، بلکه او به عنوان مانعِ فیزیکی هم ناامیدکننده ظاهر می‌شود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-yelena-poster.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1872" alt="[تصویر:  black-widow-yelena-poster.jpg]" class="mycode_img" /><br />
نخست اینکه ایده‌ی تبهکاری که قادر به تقلیدِ سبک مبارزه‌ی اعضای انتقام‌جویان است با عقل جور در نمی‌آید. چرا؟ چون سبکِ مبارزه‌ی نیمی از اعضای انتقام‌جویان تقلیدناپذیر است. سبک مبارزه‌ی ثور به داشتنِ میولنیر، چکش‌اش وابسته است؛ تونی استارک به لباسِ آهنینی که با تکنولوژی اختصاصی خودش ساخته شده مجهز است؛ قابلیت‌های دکتر استرنج از باز کردنِ چشم سومش و تجهیزاتِ جادویی‌اش مثل شنلِ شناورش و سنگِ زمان سرچشمه می‌گیرد و هالک هم که هالک است؛ این موضوع درباره‌ی امثالِ اسکارلت‌ویچ هم صدق می‌کند. بنابراین شاید معرفی تسک‌مستر به عنوان کسی که به سبکِ مبارزه‌ی تک‌تک اعضای انتقام‌جویان تسلط دارد در ظاهر خفن و ترسناک به نظر برسد، اما این توصیف با توجه به قابلیت‌های محدود او که به انداختن سپر کاپیتان آمریکا، تیراندازی با تیر و کمانِ هاوک‌آی و لخت کردنِ چنگال‌های بلک‌پنتر خلاصه شده، توصیفِ اغراق‌آمیزی است.<br />
این حرف‌ها به این معنی نیست که تسک‌مستر نمی‌توانست به تبهکار قدرتمندی تبدیل شود. به محض اینکه ایده‌ی تسلط تسک‌مستر بر سبک مبارزه‌ی ناتاشا که او را قادر به پیش‌بینی همه‌ی حرکاتش می‌کرد مطرح شد، دوست داشتم ببینم ناتاشا چگونه بر او غلبه خواهد کرد. اما فیلم منهای سکانس مبارزه روی پُل که به در مخمصه قرار گرفتنِ ناتاشا منجر می‌شود، هیچ استفاده‌ی معنادار و خلاقانه‌ی دیگری از او در ادامه‌ی فیلم نمی‌کند. ناتاشا با چه ترفندی بر کسی که ذهنش را می‌خواند و حرکاتش را حفظ است چیره خواهد کرد؟ او چگونه انعکاسِ خودش در آینه را غافلگیر خواهد کرد؟ فیلم هیچ پاسخی برای این سوالاتِ هیجان‌انگیز ندارد. قابل‌پیش‌بینی‌ترین گناه <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> در فینالش یافت می‌شود. گرچه فیلم به عنوان یک اکشن جمع‌و‌جور که پیرامونِ نبردهای تن‌به‌تنِ «جیسون بورن»‌‌وار می‌چرخید آغاز می‌شود، اما ناگهان طی یک تغییر رویکرد ناهنجار به پرده‌ی سومی پُر از انفجارهای دیجیتالی، سقوط آوارهای فلزی و ویرانی‌های آخرالزمانی تصنعی و غیردراماتیک منجر می‌شود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/natasha-fighting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  natasha-fighting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این فینال که کیفیتِ جلوه‌های ویژه‌‌ی زشتش به جای یک فیلم ۲۰۰ میلیون دلاری از بزرگ‌ترین استودیوی دنیا، یادآور جلوه‌های ویژه‌ی تبلتِ بچه‌های فامیل است، یکی دیگر از کلیشه‌های بدِ پُرتکرار مارول را تیک می‌زند: فینالِ شلخته‌ای که هرچه بلندتر فریاد می‌زند، پوچ‌تر احساس می‌شود. هیچکدام از این مشکلات اما در برابر بی‌شرمانه‌ترین گناهِ مارول دلسردکننده نیستند: خیلی زود متوجه می‌شوید <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نه فیلم اختصاصی ناتاشا رومانوف، بلکه پیش‌درآمدِ داستانِ شخصیت دیگری که در قالب سریال‌های دیزنی‌پلاس ادامه پیدا خواهد کرد است.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> بیش از اینکه حکم فیلم انفرادی عقب‌اُفتاده‌ی ناتاشا را داشته باشد، نقشِ فیلم معرفی‌کننده‌ی جایگزینِ او را ایفا می‌کند: یلنا. به بیان دیگر، برخلاف چیزی که فکر می‌کردیم مارول نه تنها بالاخره پس از یک دهه تاخیر، اشتباهش را با ساختِ فیلم اختصاصی ناتاشا رومانوف جبران نکرده است، بلکه از فیلم اختصاصی ناتاشا به عنوانِ بهانه‌ای برای معرفی قهرمانِ جدید سریال بعدی‌اش سوءاستفاده کرده است. تصمیمی که به پاشیدن نمک روی زخمِ طرفدارانی که باید برای دیدنِ فیلم ناتاشا تا بعد از مرگش صبر می‌کردند منجر می‌شود.<br />
اگر <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> دومین یا سومین فیلمِ اختصاصی ناتاشا می‌بود، می‌شد با ایده‌ی استفاده از آن برای معرفی نسلِ بعدی قهرمانان کنار آمد، اما اینکه ناتاشا در تنها فیلم اختصاصی‌اش که پس از مرگش ساخته شده هم کماکان تحت‌شعاعِ یک شخصیت دیگر قرار می‌گیرد توی ذوق می‌زند. این موضوع در هیچ جای دیگری بیشتر از سکانس پسا-تیتراژِ منزجرکننده‌ی فیلم دیده نمی‌شود. این سکانس که در زمان حال جریان دارد، به دیدنِ یلنا از قبر ناتاشا اختصاص دارد. نتیجه، یک سکانس آرام است که بهمان اجازه می‌دهد تا در سکوت در تاریخِ این شخصیت در دنیای سینمایی مارول تامل کرده و خاطراتی را که با سرعت از جلوی چشمانمان عبور می‌کنند مرور کنیم. به ویژه با توجه به اینکه بازی فلورنس پیو در انعکاسِ اندوه، فقدان و دلتنگی مخاطبان عالی است. اما اگر گفتید بلافاصله چه اتفاقی می‌اُفتد؟ ناگهان رشته‌ی افکارمان با تجاوزِ بی‌مقدمه‌ی کاراکتر دیگری به این صحنه که درحالِ خالی کردن محتویاتش بینی‌اش، با صدای بلند درونِ دستمال کاغذی فین می‌کند پاره می‌شود.<br />
سپس، او بلافاصله با نشان دادن عکسِ هدفِ یلنا، او را سراغِ ماموریت بعدی‌اش می‌فرستد و پروژه‌ی آینده مارول را زمینه‌چینی می‌کند. سراسیمگی مارول برای جلب توجه‌ی مخاطب به سوی اتفاقات آینده، این فرصتِ ضروری برای ایستادن، تنفس کردن و اندیشیدن درباره‌ی اتفاقاتِ زمان حال را خراب می‌کند. مارول برای یک بار هم که شده نمی‌تواند در برابر تن دادن به عادت‌های بدِ قدیمی‌اش مقاومت کند و حتی پس از مرگ ناتاشا هم در جدی گرفتن قدرندیده‌ترین قهرمانش شکست می‌خورد. هنوز کفنِ ناتاشا خشک نشده است که مارول او را برای فکر کردن به آینده فراموش می‌کند.<br />
این مشکل مُختصِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نیست؛ خیلی وقت است که محصولات مارول درباره‌‌ی اتفاقاتی که در زمان حال می‌اُفتند نیستند، بلکه مخاطبانشان را عادت داده‌اند که با اتفاقات زمان حال صرفا به عنوان وسیله‌ای برای گمانه‌زنی درباره‌ی اتفاقات بعدی و بعدی و بعدی رفتار کنند. اما این مشکل آشنا در این مورد به‌خصوص بیش از پیش اذیت‌کننده است.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-final-fight.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  black-widow-final-fight.jpg]" class="mycode_img" /><br />
همچنین، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> باری دیگر بهمان یادآوری می‌کند که چقدر مفهوم مرگ در دنیای سینمایی مارول پوچ و فاقد وزن است؛ سم ویلسون جای استیو راجرز را می‌گیرد؛ پیتر پارکر جای تونی استارک را پُر می‌کند؛ لوکی مجددا زنده می‌شود (یا حداقل نسخه‌ی دیگری از او). تازه، این درحالی است که امثال باکی، نیک فیوری، پپر پاتس، گروت و جارویس را که یا از مرگ حتمی‌شان جان سالم به در می‌برند یا مرگشان را جعل کرده بودند نادیده بگیریم. حالا هم که یک جاسوسِ آموزش‌دیده‌ی جدید جای جاسوس آموزش‌دیده‌ی قبلی مارول را پُر می‌کند. حالا که می‌دانیم یک نفر با همه‌ی قابلیت‌های بیوه‌ی سیاه در مارول وجود خواهد داشت، خلاء باقی‌مانده از فقدانِ ناتاشا در بهترین حالت کمرنگ می‌شود و در بدترین حالت به‌شکلی پُر می‌شود که انگار هیچ‌وقت شخصیتی به نام ناتاشا را از دست نداده‌ایم. دنیای مارول واقعا متحول نمی‌شود، بلکه فقط با عناصر متفاوت، یکسان باقی می‌ماند.<br />
<br />
در نهایت، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> که الگوی داستانگویی قابل‌پیش‌بینی مارول را بدون کوچک‌ترین انحراف از آن دنبال می‌کند، حکم گردهمایی نقاط ضعفِ معرفِ این مجموعه را دارد؛ این فیلم دل و جراتِ پرداخت متعهدانه به جنبه‌های تیره‌و‌تاریک‌تر و کنجکاوی‌برانگیزتر داستانش را ندارد؛ از استخراج پتانسیلِ هیجان‌انگیزش برای خلق یک آنتاگونیست چالش‌برانگیز (چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ فیزیکی) عقب‌نشینی می‌کند.<br />
لحظات دراماتیکش به عادت‌های کلافه‌کننده‌ی مارول در زمینه‌ی جوک‌های نابه‌جا و شتاب‌زدگی‌اش در پی‌ریزی پروژه‌های آینده دچار شده است. مبارزه‌های تن‌به‌تن از تدوین شلخته‌ای که کات‌هاس سریعش تبادل مُشت و لگدها را نامفهوم می‌کند آسیب دیده‌اند (به‌علاوه در مبارزه‌ی فینال نه‌تنها لباس مشکی ناتاشا و دشمنانش یک‌رنگ است، بلکه آنها در یک محیط نسبتا تاریک و کدر مبارزه می‌کنند که متمایز کردن آنها از یکدیگر را مشکل می‌کند). نویسندگی بعضی‌وقت‌ها به‌شکل تحمل‌ناپذیری از اکسپوزیشن‌زدگی رنج می‌برد؛ مثلا به مونولوگِ یلنا در صحنه‌ای که ناتاشا زخم بازوی او را درمان می‌کند نگاه کنید.<br />
توضیحاتِ او درباره‌ی کارهای شرورانه‌ی درایکوف همان چیزهایی است که خودِ ناتاشا به عنوان یکی از قربانیانش از آن خبر دارد. پس، این توضیحات بیش از اینکه شبیه گفتگوی اُرگانیکِ دو نفر احساس شود، حکم دیالوگ‌هایی را دارند که صرفا جهت فهرست کردنِ جنایت‌های درایکوف برای مخاطب نوشته شده‌اند. فیلم درحالی به پایان می‌رسد که ناتاشا با وانمود کردن به اینکه جایی برای فرار کردن ندارد تصمیم می‌گیرد خودش را به ژنرال راس تحویل بدهد.این صحنه طوری نوشته شده است که انگار او حاضر می‌شود خودش را به‌طرز فداکارانه‌ای برای اطمینان از فرار خانواده‌اش تسلیم کند.<br />
اما نه تنها دلیلی برای تسلیم شدن وجود ندارد (هواپیمایی که خانواده‌اش با آن فرار می‌کنند فقط چند ده متر از او فاصله دارد)، بلکه عواقب دستگیری‌اش کاملا نادیده گرفته می‌شود. ناگهان به سکانس بعد بُرش می‌زنیم و ناتاشا را در حالی که کاملا آزاد است می‌بینیم. دقیقا هدف فیلم از تظاهر به اینکه ناتاشا قرار است دستگیر شود چه بود؟ مشخص نیست. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> به‌عنوان یک عذرخواهی، غیرصادقانه است؛ در قامتِ یک فیلم اکشن/جاسوسی نسخه‌ی ناشیانه‌ی فیلم‌های بهتر و اورجینال‌ترِ زیرژانرش است و در حین روایت داستانی درباره‌ی بازپس‌گرفتن آزادی اراده دختران، خود در بندِ کلیشه‌های محافظه‌کارانه‌ی مارول دست و پا می‌زند.<br />
<br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-yelena.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  black-widow-yelena.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم Black Widow که از کیفیت نازل بدترین فیلم‌های مارول رنج می‌برد، شایسته‌ی قدرندیده‌ترین عضو فقیدِ تیم اورجینال انتقام‌جویان نیست. همراه نقد زومجی باشید.<br />
<br />
دنیای سینمایی مارول پس از تعطیلی اجباری یک ساله‌اش در پی شیوعِ کرونا، مجددا بازگشته است و ظاهرا هرگز دوباره از حرکت نخواهد ایستاد. اما صحبت کردن درباره‌ی حرکت دوباره‌ی مارول با توجه به اینکه کرونا واقعا آن را متوقف نکرده بود مسخره است. چراکه مارول خیلی خوب توانست کاری کند این دوران تعطیلی اصلا شبیه تعطیلی احساس نشود. گرچه بزرگ‌ترین بلاک‌باسترهای مارول باید در پارکینگ خاک می‌خوردند، اما خانه‌نشین شدنِ مردم زمان ایده‌آلی برای درخششِ شاخه‌ی تلویزیونی تازه‌تاسیسش بود. شاید برق‌ رفته بود، اما ژنراتور اضطراری مارول تاریکی را غیرممکن کرد.<br />
آنها به لطفِ سریال‌های <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">وانداویژن</span>، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">فالکون و سرباز زمستان</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">لوکی</span> برای پلتفرمِ دیزنی‌پلاس، نه تنها خوره‌های این مجموعه را با محتواهای جدید مشغول کردند و از نگه داشتنِ دنیای سینمایی/تلویزیونیِ مارول در صدر خبرهای حوزه‌ی سرگرمی اطمینان حاصل کردند، بلکه مراحلِ بعدی این مجموعه را نیز زمینه‌چینی کردند (خودتان را برای دنیاهای موازی آماده کنید!).<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-poster.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1872" alt="[تصویر:  black-widow-poster.jpg]" class="mycode_img" /><br />
حداقل ۹ سریال دیگر به علاوه‌ی اپیزود ویژه‌ی کریسمسِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">نگهبانان کهکشان</span> هم‌اکنون در مرحله‌ی تولید به سر می‌برند که همگی داستان عظیمِ این مجموعه را به جلو هُل خواهند داد، اما <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو </span>(Black Widow)، نخستین محصولِ شاخه‌ی سینمایی مارول پس از دو سال وقفه، بیش از اینکه درباره‌ی آینده‌ی این مجموعه باشد، نقشِ گشت‌و‌گذاری در گذشته‌ی آن را ایفا می‌کند.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> درحالی از لحاظ فنی آغازکننده‌ی فاز چهارم دنیای سینمایی مارول است که در واقعیت، ماهیتش به عنوانِ پیش‌درآمدی که داستانش در لابه‌لای <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">انتقام‌جویان: جنگ ابدیت</span> جریان دارد، به پُر کردنِ صفحه‌ی سفیدِ باقی‌مانده در گذشته‌ی نسبتا دور این مجموعه اختصاص دارد. از همین رو، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌وید</span>و شاید تنها فیلم مارول است که اعلام خبر تولیدش با واکنش‌های ضد و نقیض مواجه شد؛ طرفداران به همان اندازه که از اینکه بالاخره شانس دیدنِ فیلم مستقل یکی از نخستین اعضای انتقام‌جویان (ناتاشا پیش از ثور معرفی شد) را به دست می‌آوردند خوشحال بودند، به همان اندازه هم از اینکه این فیلم این‌قدر دیر ساخته شده است از دست مارول شاکی بودند.<br />
چرا که در سراسرِ دنیای سینمایی مارول هیچ کاراکتری به اندازه‌ی ناتاشا نیازش به فیلمِ شخصی خودش را فریاد نزده است. نه تنها همه‌ی اعضای اورجینالِ انتقام‌جویان (منهای هاوک‌آی که سریالش اواخر امسال پخش خواهد شد) فیلم اختصاصی خودشان را داشتند و بعضی از آنها مثل تونی استارک، استیو راجرز و ثور نه یکی و نه دوتا، بلکه سه فیلم اختصاصی داشتند، بلکه حتی یکی از خُرده‌پیرنگ‌های کلیدی <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">دوران اولتران</span> به اقامتِ اعضای انتقام‌جویان در خانه‌ی هاوک‌آی و آشنایی با خانواده‌اش اختصاص داشت که ناتاشا حتی از این هم محروم بود.<br />
طرفداران برای فهمیدنِ اینکه بلک‌ویدو واقعا چه کسی است، مجبور بودند تا به تک و توک اطلاعاتِ پراکنده و تکه دیالوگ‌های جسته و گریخته‌‌ی مربوط به گذشته‌ی او در فیلم‌هایی که او نقش مکمل داشت یا فقط یکی از ده‌ها شخصیتِ مکملشان بود بسنده می‌کردند. در نتیجه، بلک‌ویدو هرگز فرصتِ صعود کردن به فراتر از تیپِ ظاهری‌اش به عنوانِ یک جاسوسِ آموزش‌دیده و بدل شدن به انسانی با هویتِ مملوسِ خودش را به دست نیاورده بود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/natasha-on-motor-cycle.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  natasha-on-motor-cycle.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این درحالی اتفاق اُفتاد که بلک‌ویدو در طولِ حضورش در فیلم‌های مارول مُدام در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که کارکردِ قوی‌ترِ آنها به شناختِ هرچه بهتر مخاطب از روانشناسی او بستگی دارد. برای مثال، درحالی که آزمایشاتِ دولت ایالات متحده برای تولید اَبرسرباز به تحولِ استیو راجرزِ لاغرمُردنی به کاپیتان آمریکا و اختراعاتِ معجزه‌آسای هنک پیـم به ابداعِ تکنولوژی کوچک‌کننده‌ای که در نهایت اَنت‌من را خلق کرد منجر شدند، شوروی بی‌کار ننشسته بود. هیچکدام از این دستاوردهای علمی/نظامی در فضای بسته اتفاق نیفتادند. شوروی برای اینکه در رقابتِ تسلیحاتی‌اش با ایالات متحده از آنها عقب نیافتد، مشغولِ تولید اَبرسربازانِ خودش بود. به بیان دیگر، ناتاشا رومانوف به عنوان بچه‌ی به زور یتیم‌شده‌ای که از کودکی برای تبدیل شدن به یک آدمکشِ بی‌رحم آموزش دیده است و سازمانِ مخوف اتاق سُرخ او را برای اطمینان از وفاداری‌اش به اجبار عقیم کرده است، حکم خسارتِ جانبی غیرمستقیم فعالیت‌های نظامی آمریکا را داشت.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> حکم کلکسیونی از همه‌ی کلیشه‌های ملال‌آور دنیای سینمایی مارول و نقاط ضعف کلافه‌کننده‌ی سمجِ این مجموعه را دارد<br />
همچنین، عدم تولید فیلم انفرادی بلک‌ویدو در زمانِ درستش (فاز اول مجموعه یا حداکثر بلافاصله بعد از اکران <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span>) به نادیده گرفتنِ تاثیری که ازهم‌گسستگی اعضای انتقام‌جویان در پی جنگ داخلی‌شان روی ناتاشا گذاشته بود منجر شد. چون همان‌طور که <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نشان می‌دهد، ناتاشا هیچ زندگی دیگری خارج از ارتباطش با دیگر اعضای انتقام‌جویان ندارد.<br />
تونی استارک پِپر پاتس و رودی را دارد؛ استیو راجرز باکی بارنز و سم ویلسون را دارد؛ واندا، ویژن را دارد؛ اَنت‌من و هاوک‌آی خانواده‌‌های خودشان را دارند؛ پیتر پارکر اِم.جی.، نِـد و عمه مِـی را دارد و تی‌چالا کشور خودش را دارد. ناتاشا اما منهای انتقام‌جویان، تنهای تنها است. شاید به خاطر همین است که جاس ویدن سعی کرد ناتاشا و بروس بنر را در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">انتقام‌جویان: دوران اولتران</span> به یک زوج تبدیل کند، اما نه تنها رابطه‌ی عاشقانه‌ی آنها زورکی و غیرطبیعی بود، بلکه این رابطه با ناپدید شدنِ هالک در پایان آن فیلم و عدم دیدار مجدد آنها تا زمانِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ اَبدیت</span>، مدتِ زیادی دوام نیاورد.<br />
همکاران ناتاشا تنها خانواده‌اش هستند. به خاطر همین است که او در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span> به استیو راجرز اصرار می‌کند که از فروپاشی تیم جلوگیری کند. ناتاشا به او التماس می‌کند که هرطور شده این خانواده را کنار هم حفظ کند. گرچه او هیچ استدلال یا استراتژی تامل‌برانگیزی برای راضی کردنِ آنها یا جوش دادنِ پیوند شکسته‌شان ندارد، اما تنها چیزی که می‌داند این است که این تیم باید یک تیم باقی بماند. در پایانِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span>، ناتاشا آخرین مانعی است که استیو و باکی برای فرار از دولت با آن مواجه می‌شوند. ناتاشا با زیر پا گذاشتنِ توافق‌نامه‌ی سوکوویا، فرار موفقیت‌آمیز استیو و باکی را امکان‌پذیر می‌کند. در نهایت، اعتمادی که او به تنها دوستانش دارد مهم‌تر از قانونی که او از استیو می‌خواست امضا کند از آب در می‌آید. او با آگاهی از اینکه خودش را به خطر خواهد انداخت، به نفعِ اعضای خانواده‌اش تصمیم می‌گیرد. مگر این دقیقا همان نوع ازخودگذشتگی‌ها که خانواده‌ها برای یکدیگر انجام می‌دهند نیست؟<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/yelena-pointing-gun.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  yelena-pointing-gun.jpg]" class="mycode_img" /><br />
کمی جلوتر، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">انتقام‌جویان: پایان بازی</span> درحالی آغاز می‌شود که همکارانِ بازمانده‌ی ناتاشا پس از ناپدید شدنِ نیمی از جمعیتِ زمین، با شکستشان از تانوس کنار آمده‌اند و سعی می‌کنند این واقعه را پشت سر بگذارند. استیو راجرز درباره‌ی بازگشتِ نهنگ‌ها به رودخانه‌ی هادسون صحبت می‌کند و در جلساتِ گروه‌درمانی بازماندگانِ بشکنِ تانوس حضور پیدا می‌کند. تونی استارک به کوهستان نقل‌مکان کرده است و بچه‌دار شده است؛ ثور تلاش می‌کند استیصالش در دنیای واقعی را با شکست دادنِ حریفانش در فورت‌نایت مخفی کند. ناتاشا اما هنوز برای تسلیم شدن آماده نیست. او کنترل تنها چیزی که از مرکزِ فرماندهی انتقام‌جویان باقی مانده است را برعهده گرفته است؛ او تنها عضو تیم است که همچنان به احتمالِ تقریبا غیرممکنِ نجات دوستانش و همه‌ی افراد دیگری که تانوس نابود کرده است متعهد باقی مانده است. شاید به خاطر اینکه فروپاشی تنها خانواده‌اش، او را بیش از هر کس دیگری در این دنیا تنها می‌کند.<br />
بنابراین وقتی فرصتِ بازگرداندنِ زندگی‌های از دست رفته‌ی آنها را به دست می‌آورد، در فدا کردن زندگی خودش تعلل نمی‌کند. بنابراین شکی نیست که نه تنها جای خالی فیلم شخصی ناتاشا همیشه در این مجموعه احساس می‌شد، بلکه کندوکاوِ عمیق‌تر و مُفصل‌تر در کشمکش‌های درونی‌اش حتما باعث می‌شد تا تصمیمِ جان‌فشانانه‌اش در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> از لحاظ روانشناسی این شخصیت بیشتر با عقل جور در بیاید و از ضربه‌ی درماتیکِ محکم‌تری برخوردار باشد.<br />
این موضوع با توجه به ساختن فیلم انفرادی کاپیتان مارول پیش از <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> با وجود نقش دراماتیکِ کمتر این شخصیت در این فیلم در مقایسه با ناتاشا، آن را به یکی از بزرگ‌ترین لغزش‌های دنیای سینمایی مارول تبدیل می‌کند. از همین رو، فیلم اختصاصی ناتاشا از چیزی که پیش از <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> همچون ضروری‌ترین فیلم انفرادی مارول به نظر می‌رسید، به غیرضروری‌ترین فیلمِ مارول در دوران پسا-<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> تنزل پیدا کرد. بنابراین سوال این بود: آیا <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> آن‌قدر خوب خواهد بود که همه‌ی حاشیه‌های پیرامونش را با قدرتِ کیفی‌اش بی‌اهمیت کند؟ پاسخ منفی است.<br />
گرچه این فیلم از لحاظ دمیدنِ انسانیت و روح به درونِ کالبد ناتاشا و هرچه قابل‌درک‌تر کردنِ تصمیمِ ایثارگرایانه‌اش در <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">پایان بازی</span> نسبتا موفق است، اما در مجموع در کنار امثال <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ثور: دنیای تاریک</span>، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کاپیتان مارول</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">مرد آهنی ۲</span> در بینِ بدترین فیلم‌های این مجموعه جای می‌گیرد. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> حکم کلکسیونی از همه‌ی کلیشه‌های ملال‌آورِ دنیای سینمایی مارول و نقاط ضعفِ کلافه‌کننده‌ی سمجِ این مجموعه را دارد. گرچه بازگشت استودیو به گذشته از لحاظ داستانی قابل‌توجیه است، اما عقب‌اُفتادگی این فیلم از لحاظ کیفیتِ فیلمسازی قابل‌بخشش نیست. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> بلافاصله پس از فراری شدن ناتاشا در پایانِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ داخلی</span> آغاز می‌شود. او درحالی که در یکی از خانه‌های اَمنش در وسط طبیعت روزگار می‌گذراند، با بسته‌ی محرمانه‌ای که یکی از همکاران سابقش به نام یِلـنا (با بازی فلورنس پیو) برای او فرستاده است مواجه می‌شود. یلنا اما فقط همکار سابقِ ناتاشا نیست. آنها خواهران ناتنی یکدیگر هستند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/task-master-black-widow.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  task-master-black-widow.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ناتاشا و یلنا در دوران کودکی‌شان در دهه‌ی ۹۰، جزو خانواد‌ه‌ای از جاسوسان خفته‌ی روسیه بودند که خودشان را به عنوان یک خانواده‌ی آمریکایی جا زده بودند. درحالی که پدر و مادرِ ناتاشا و یلنا مشغولِ به سرقت بُردن مدارک سِری دولتی یا انجام ماموریت‌‌های خرابکارانه بودند، این دو خواهر بخشی از پوششِ خانواده‌ی قُلابی‌شان را تامین می‌کردند. ناتاشا که خودش آموزش‌های مقدماتیِ اتاق سُرخ را پشت سر گذاشته بود، آن‌قدر بالغ بود که از هویت واقعی خانواده‌اش اطلاع داشته باشد، اما این زندگی جعلی از نگاه یلنای کوچک‌تر تنها زندگی واقعی‌اش و اعضای خانواده‌ی جعلی‌اش، تنها خانواده‌ی حقیقی‌اش بودند و خواهند بود.<br />
ناتاشا با کمترین تعلل به کمکِ یلنا که از قضا راه‌حلِ متلاشی کردنِ برنامه‌ی تولید بلک‌ویدوها را پیدا کرده است می‌شتابد. تصمیمی که به تحت تعقیب قرار گرفتنِ آنها توسط یک ماشینِ کشتار نقاب‌دارِ نیمه‌مکانیکیِ ترمیناتورگونه معروف به «تسک‌مستر» منجر می‌شود. با هر گلوله‌ای که آنها از آن جاخالی می‌دهند و هر ضربه‌ای که یک کبودی تازه به کبودی‌های قبلی‌شان اضافه می‌کند، بیش از پیش آشکار می‌شود که دوری بیست ساله‌ی ناتاشا از یلنا باعثِ کمرنگ شدنِ احساسش نسبت به پیوند خواهرانه‌ی آنها نشده است.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> برخلاف اکثر فیلم‌های مارول پیرامون تهدیدی آخرالزمان‌گونه که سرنوشتِ دنیا به متوقف کردن آن بستگی دارد نمی‌چرخد. اگر ناتاشا تصمیم بگیرد تا این تهدید را نادیده بگیرد و به انزوای خودش در طبیعت بازگردد، دنیا به همان شکلِ سابقش ادامه پیدا خواهد کرد. اما وقتی ناتاشا باخبر می‌شود که درایکوف، مغزمتفکرِ اتاق سُرخ، به ماده‌ای شیمیایی دست یافته است که او را قادر به کنترل کردنِ ذهنِ ارتشِ بیوه‌های سیاهش می‌کند (اگر به آنها بگوید به خودشان شلیک کنند، آنها بدون تعلل ماشه را می‌کشند)، ناتاشا نمی‌تواند از آن چشم‌پوشی کند. تقریبا بلافاصله می‌توان دلیلِ تصمیمِ ناتاشا را درک کرد. ناتوانی او در جدا کردن کار از زندگی شخصی‌اش و جدا کردن همکارانش از اعضای خانواده‌اش جلوی او را از تبدیل شدن به بهترین آدمکشِ خونسردِ دنیا می‌گیرد، اما همزمان او را به یک قهرمانِ ایده‌آل تبدیل می‌کند. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> با این خلاصه‌قصه نویدبخش آغاز می‌شود.<br />
کستینگِ دنیای سینمایی مارول همیشه یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوتش بوده و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نیز از این قاعده مستثنا نیست. هر دوی فلورنس پیـو و اسکارلت جوهانسون مهارت فوق‌العاده‌ای در زمینه‌ی ابراز ظریف و صادقانه‌ی احساساتِ شخصیت‌هایشان و تقویتِ آنها با عمقی که ناگفته باقی می‌ماند دارند. پیو و جوهانسون دیدار مجددِ این خواهران با اَلکسی (دیوید هاربر) و ملینا (ریچل وایز)، والدینِ قُلابی‌شان را به یکی از اُرگانیک‌ترین سکانس‌هایی که در سراسر فیلم‌های مارول دیده‌ایم تبدیل می‌کنند.<br />
این سکانس که خوشبختانه فاقدِ شوخی‌های نابه‌جای امضای مارول که حضور آسیب‌زننده‌ای در دیگر لحظات فیلم دارند است، به یک شام خانوادگی بسیار ملموس تبدیل می‌شود که طی آن تاریخِ دلخوری‌های سرکوب‌شده، حسرت‌های تلنبارشده، عُقده‌های انباشته‌شده، بغض‌های فرو داده شده و حرف‌های قورت‌داده شده، فرصتی برای فوران کردند پیدا می‌کنند و استعداد این بازیگرانِ قوی و باپرستیژ در زمینه‌ی پُل زدن به روی کمبودهای فیلمنامه، به خلق یک سکانس ساده اما تاثیرگذار منجر می‌شود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-rachel-weisz.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  black-widow-rachel-weisz.jpg]" class="mycode_img" /><br />
برخی از بهترین بخش‌های فیلم به تماشای تعاملِ بامزه‌ی پیو و جوهانسون اختصاص دارد. شیمی آنها در قالب بگومگوهای تیپیکالِ خواهر بزرگ‌/خواهر کوچک آن‌قدر بامزه و متقاعدکننده است که معرفی ناگهانی یلنا بدون اینکه ناتاشا قبلا به او اشاره کرده باشد را قابل‌هضم‌تر می‌کند. همچنین، تعقیب‌و‌گریز و نبرد تن‌به‌تنِ یک زوجِ جاسوس (که فاقدِ قدرت‌های فرابشری هستند)، نویدِ فیلمی را می‌دهد که می‌تواند با تبدیل شدن به نسخه‌ی مارولی فیلم‌های جیسون بورن، ماموریت غیرممکن یا جیمز باند (البته منهای واقع‌گرایی پُرتنشِ غوطه‌ورکننده‌ی اولی، بدلکاری‌های حیرت‌انگیز دومی یا زرق‌و‌برقِ مُفرح آخری)، از فرمولِ فانتزی و مقیاس حماسی غالب بر اکثر فیلم‌های مارول فاصله بگیرد و به عنوانِ یک اکشنِ سرد و تیره‌و‌تاریکِ کلاستروفوبیک که در آپارتمان‌ها، پشت‌بام‌ها و خیابان‌های سنگ‌فرشِ شهرهای اروپایی صورت می‌گیرد، جلوه‌ی متفاوتی از دنیای سینمایی مارول را ارائه بدهد. گرچه برای مدتِ کوتاهی به نظر می‌رسد که همین‌طور خواهد بود، اما انگیزه‌ی <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> برای شکل دادن به هویت و تجربه‌ی منحصربه‌فرد خودش با به زانو درآمدنِ آن در برابر کلیشه‌های نخ‌نماشده‌ی مارول مدت زیادی دوام نمی‌آورد.<br />
فیلم هر وقت شانسی برای درهم‌شکستن حاشیه‌ی اَمنش، افزایش پیچیدگی شخصیت‌هایش، تقویت زهرِ دراماتیک داستانش و به چالش کشیدن مخاطبانش به دست می‌آورد، به آن پشت می‌کند<br />
هرچه از فیلم می‌گذرد سناریوی ماشینی آن بیش از پیش شبیه چیزی که نه توسط یک انسان، بلکه توسط یک الگوریتم به نگارش درآمده است احساس می‌شود. مشکل این نیست که <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> قابل‌پیش‌بینی است؛ مشکل این است که <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> هر وقت با فرصتی برای قابل‌پیش‌بینی‌نبودن مواجه می‌شود، از آن روی برمی‌گرداند.<br />
هر وقت مسیرِ غیرمنتظره‌ و جسورانه‌ای برای شگفت‌زده کردنِ مخاطبانش جلوی راهش سبز می‌شود، در نهایت بُزدلی و تنبلی به حرکت کردن در همان مسیرِ مستقیم و پاستوریزه‌ی سابقش ادامه می‌دهد و هر وقت شانسی برای درهم‌شکستنِ حاشیه‌ی اَمنش، افزایش پیچیدگی شخصیت‌هایش، تقویتِ زهرِ دراماتیکِ داستانش و به چالش کشیدنِ مخاطبانش به دست می‌آورد، به آن پشت می‌کند. برای مثال، پس‌زمینه‌ی داستانیِ سرشار از ترومای ناتاشا پیرامونِ موضوعاتِ تیره‌و‌تاریکی مثل کنترل ذهن، شکنجه، آدمکشی‌های سیاسی، قاچاق کودک، عقیم‌سازی زورکی زنان، شستشوی مغزی و سوءاستفاده‌ی مردان از دختران می‌چرخد.<br />
حتی در یکی از فلش‌بک‌های فیلم به دورانِ اوجِ جاسوس‌بازی‌های ناتاشا می‌بینیم که او با کشته شدن یک دختربچه‌ی بیگناه به عنوانِ خسارت جانبی ناشی از ترورِ پدر شرورش موافقت می‌کند. اما هر وقت که به نظر می‌رسد فیلم می‌خواهد به عناصر تاریک‌تر و همچنین، کنجکاوی‌برانگیزتر پس‌زمینه‌ی داستانی ناتاشا بپردازد، فیلم بلافاصله بهانه‌ای برای دوری از گلاویز شدن با آنها، راهی برای تلطیف کردنِ فضا و تنزل دادن همه‌چیز به یک جوکِ بی‌اهمیت که ارزشِ توجه‌ی بیینده را ندارد پیدا می‌کند. مثلا در جایی از فیلم، بحثِ عقیم‌سازی اجباری ناتاشا و دیگر بیوه‌های سیاه از طریقِ خارج کردن اندام‌های تولیدمثلشان به میان کشیده می‌شود. فیلم اما این اتفاق وحشتناک را به یک جوک تنزل می‌دهد؛ جوکی که فقط بی‌مزه نیست، بلکه منزجرکننده است. یا مثلا در جایی دیگر ناتاشا متوجه می‌شود ماشینِ کشتار نقاب‌دارِ تعقیب‌کننده‌اش همان دختربچه‌ای است که با مرگِ او به عنوان خسارت جانبی ترور پدرش موافقت کرده بود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/natasha-fight-task-master.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  natasha-fight-task-master.jpg]" class="mycode_img" /><br />
ایده‌ی چشم در چشم شدنِ یکی از اعضای انتقام‌جویان با عواقب ناشی از فعالیت‌های شرورانه‌ی سابقش به عنوان یک آدمکشِ آموزش‌دیده، حاوی بار دراماتیکِ بالایی است. اجبار ناتاشا برای انتخاب بینِ کُشته شدن به دست او یا غلبه کردن بر هیولایی که در خلقِ او نقش داشته است، نوید یک دوراهی اخلاقی درگیرکننده را می‌دهد. اما از آنجایی که اینجا با دیزنی طرف هستیم، پس فیلم تمام تلاشش را برای پاک کردن پرونده‌ی ناتاشا از هرگونه لکه‌ی سیاه یا به بیان دیگر، هر چیزی که او را به شخصیتِ خاکستری و پیچیده‌ای تبدیل می‌کند به کار می‌گیرد. کدامیک جذاب‌تر است: قهرمانی که ذهنش با شیاطینِ باقی‌مانده از اشتباهات گذشته‌اش تسخیر شده است و آنها به انگیزه‌بخشِ او برای ازخودگذشتگی خستگی‌ناپذیر بیشترِ او برای جبران کردنشان تبدیل می‌شود یا قهرمانی که هیچ لغزشی نداشته است؟ مرد عنکبوتی، پُرطرفدارترین قهرمان مارول، فراهم‌کننده‌ی پاسخ این سوال است.<br />
چیزی که پیتر پارکر را به شخصیتِ همدلی‌برانگیزی تبدیل می‌کند این است که روحیه‌ی قهرمانانه‌اش از درونِ اشتباهی جبران‌ناپذیر سرچشمه می‌گیرد. پیتر پارکر با نادیده گرفتنِ نصحیت عمو بن (قدرت زیاد، مسئولیت زیاد به همراه می‌آورد) باعث فرار کردن همان سارقی که عمو بن را خواهد کشت می‌شود. این لغزش که پیتر برای همیشه خودش را به خاطرش ملامت می‌کند، حکم لکه‌ی سیاهی را دارد که نه تنها او را به قهرمانی از جنسِ آدم‌های عادی پیرامونش تبدیل می‌کند، بلکه نقش منبعِ ابدی انگیزه‌بخشش برای جلوگیری از تکرار دوباره‌ی آن را ایفا می‌کند. گرچه <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> هم به لطفِ تسک‌مستر از فرصتِ طلایی مشابه‌ای برای چندوجهی‌تر کردنِ ناتاشا بهره می‌برد، اما فیلم نشان می‌دهد که دغدغه‌اش این نیست که چگونه می‌توانم یک شخصیت جالب خلق کنم، بلکه دغدغه‌اش این است که چگونه می‌توانم یک شخصیت پاک و تمیز خلق کنم و در داستانگویی به ندرت می‌توان هدفی کسالت‌بارتر از این پیدا کرد.<br />
این مشکل درباره‌ی پادزهرِ سرخ‌رنگی که تاثیر کنترل ذهنِ بیوه‌های سیاه را از بین می‌برد نیز صدق می‌کند. تا آنجایی که ما می‌دانیم شستشوی مغزی جاسوسان از کودکی رسوخ‌کننده‌تر از آن است که بتوان آن را مثل آب خوردن با یک پادزهر از بین بُرد. بنابراین ایده‌ی معرفی کنترل ذهن و پادزهرِ جادویی آن شاید در دنیای فیلم قابل‌توجیه باشد، اما الزاما به روایت یک داستانِ درگیرکننده منجر نشده است. در عوض، این‌طور به نظر می‌رسد که فیلمسازان از پادزهر صرفا به عنوان راه‌کاری برای تمام کردن همه‌چیز در راحت‌ترین و گل و بلبل‌ترین شکل ممکن استفاده کرده‌اند.<br />
یکی دیگر از پتانسیل‌های هدررفته‌ی فیلم که بلافاصله پس از مطرح شدن برای همیشه فراموش می‌شود، تفاوت‌های ناتاشا و خواهرش است. در سکانسِ تعقیب‌و‌گریزی که آنها مشغول فرار از دست تسک‌مستر هستند، یلنا تفنگش را به سمتِ یک ماشین عبوری نشانه می‌گیرد، راننده را با تهدید از پشت فرمان بیرون می‌کشد و ماشینش را به سرقت می‌برند. ناتاشا با وحشت‌زدگی به این صحنه واکنش نشان می‌دهد؛ او حتی کار خواهرش را زیر سوال می‌برد؛ او نمی‌تواند باور کند که کارش به عنوان یک انتقام‌جو به ترساندنِ مردم با اسلحه و دزدیدنِ ماشینشان کشیده شده است.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/red-guardian-black-widow.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  red-guardian-black-widow.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این صحنه نویدِ کشمکش جالبی را بینِ این دو خواهر می‌دهد. ما به وسیله‌ی دیدن نحوه‌ی برخورد یلنا به موقعیت‌ها و واکنشِ ناتاشا به آنها متوجه می‌شویم که ناتاشا چقدر نسبت به دورانِ فعالیتش به عنوان جاسوس روسیه تغییر کرده است. هرچه ناتاشا در دوران همراهی‌اش با انتقام‌جویان ملاحظه‌کارتر و مراعات‌کننده‌تر شده است، یلنا هنوز بی‌پروا و صیقل‌نخورده است. اینکه بعضی‌وقت‌ها ناتاشا باید افسارِ یلنا را بکشد و بعضی‌وقت‌ها ناتاشا چاره‌‌ای جز همراهی با راه‌حل‌های نه چندان قهرمانانه‌ی یلنا ندارد می‌توانست به کشمکشِ بین‌شخصیتی جالبی منجر شود و می‌توانست ناتاشا را در نقش مُربی غیررسمی خواهرش که او را برای پیوستن به انتقام‌جویان آماده می‌کند به تصویر بکشد، اما متاسفانه اشاره به تفاوت‌های آنها به یک صحنه‌ی گذرا خلاصه شده است. مشکل تسک‌مستر اما به عقیم‌سازی او از لحاظ دراماتیک خلاصه نمی‌شود (همه‌چیز با تنفس یک ماده‌ی جادویی ختم به خیر می‌شود)، بلکه او به عنوان مانعِ فیزیکی هم ناامیدکننده ظاهر می‌شود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-yelena-poster.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1872" alt="[تصویر:  black-widow-yelena-poster.jpg]" class="mycode_img" /><br />
نخست اینکه ایده‌ی تبهکاری که قادر به تقلیدِ سبک مبارزه‌ی اعضای انتقام‌جویان است با عقل جور در نمی‌آید. چرا؟ چون سبکِ مبارزه‌ی نیمی از اعضای انتقام‌جویان تقلیدناپذیر است. سبک مبارزه‌ی ثور به داشتنِ میولنیر، چکش‌اش وابسته است؛ تونی استارک به لباسِ آهنینی که با تکنولوژی اختصاصی خودش ساخته شده مجهز است؛ قابلیت‌های دکتر استرنج از باز کردنِ چشم سومش و تجهیزاتِ جادویی‌اش مثل شنلِ شناورش و سنگِ زمان سرچشمه می‌گیرد و هالک هم که هالک است؛ این موضوع درباره‌ی امثالِ اسکارلت‌ویچ هم صدق می‌کند. بنابراین شاید معرفی تسک‌مستر به عنوان کسی که به سبکِ مبارزه‌ی تک‌تک اعضای انتقام‌جویان تسلط دارد در ظاهر خفن و ترسناک به نظر برسد، اما این توصیف با توجه به قابلیت‌های محدود او که به انداختن سپر کاپیتان آمریکا، تیراندازی با تیر و کمانِ هاوک‌آی و لخت کردنِ چنگال‌های بلک‌پنتر خلاصه شده، توصیفِ اغراق‌آمیزی است.<br />
این حرف‌ها به این معنی نیست که تسک‌مستر نمی‌توانست به تبهکار قدرتمندی تبدیل شود. به محض اینکه ایده‌ی تسلط تسک‌مستر بر سبک مبارزه‌ی ناتاشا که او را قادر به پیش‌بینی همه‌ی حرکاتش می‌کرد مطرح شد، دوست داشتم ببینم ناتاشا چگونه بر او غلبه خواهد کرد. اما فیلم منهای سکانس مبارزه روی پُل که به در مخمصه قرار گرفتنِ ناتاشا منجر می‌شود، هیچ استفاده‌ی معنادار و خلاقانه‌ی دیگری از او در ادامه‌ی فیلم نمی‌کند. ناتاشا با چه ترفندی بر کسی که ذهنش را می‌خواند و حرکاتش را حفظ است چیره خواهد کرد؟ او چگونه انعکاسِ خودش در آینه را غافلگیر خواهد کرد؟ فیلم هیچ پاسخی برای این سوالاتِ هیجان‌انگیز ندارد. قابل‌پیش‌بینی‌ترین گناه <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> در فینالش یافت می‌شود. گرچه فیلم به عنوان یک اکشن جمع‌و‌جور که پیرامونِ نبردهای تن‌به‌تنِ «جیسون بورن»‌‌وار می‌چرخید آغاز می‌شود، اما ناگهان طی یک تغییر رویکرد ناهنجار به پرده‌ی سومی پُر از انفجارهای دیجیتالی، سقوط آوارهای فلزی و ویرانی‌های آخرالزمانی تصنعی و غیردراماتیک منجر می‌شود.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/natasha-fighting.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  natasha-fighting.jpg]" class="mycode_img" /><br />
این فینال که کیفیتِ جلوه‌های ویژه‌‌ی زشتش به جای یک فیلم ۲۰۰ میلیون دلاری از بزرگ‌ترین استودیوی دنیا، یادآور جلوه‌های ویژه‌ی تبلتِ بچه‌های فامیل است، یکی دیگر از کلیشه‌های بدِ پُرتکرار مارول را تیک می‌زند: فینالِ شلخته‌ای که هرچه بلندتر فریاد می‌زند، پوچ‌تر احساس می‌شود. هیچکدام از این مشکلات اما در برابر بی‌شرمانه‌ترین گناهِ مارول دلسردکننده نیستند: خیلی زود متوجه می‌شوید <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نه فیلم اختصاصی ناتاشا رومانوف، بلکه پیش‌درآمدِ داستانِ شخصیت دیگری که در قالب سریال‌های دیزنی‌پلاس ادامه پیدا خواهد کرد است.<br />
<span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> بیش از اینکه حکم فیلم انفرادی عقب‌اُفتاده‌ی ناتاشا را داشته باشد، نقشِ فیلم معرفی‌کننده‌ی جایگزینِ او را ایفا می‌کند: یلنا. به بیان دیگر، برخلاف چیزی که فکر می‌کردیم مارول نه تنها بالاخره پس از یک دهه تاخیر، اشتباهش را با ساختِ فیلم اختصاصی ناتاشا رومانوف جبران نکرده است، بلکه از فیلم اختصاصی ناتاشا به عنوانِ بهانه‌ای برای معرفی قهرمانِ جدید سریال بعدی‌اش سوءاستفاده کرده است. تصمیمی که به پاشیدن نمک روی زخمِ طرفدارانی که باید برای دیدنِ فیلم ناتاشا تا بعد از مرگش صبر می‌کردند منجر می‌شود.<br />
اگر <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> دومین یا سومین فیلمِ اختصاصی ناتاشا می‌بود، می‌شد با ایده‌ی استفاده از آن برای معرفی نسلِ بعدی قهرمانان کنار آمد، اما اینکه ناتاشا در تنها فیلم اختصاصی‌اش که پس از مرگش ساخته شده هم کماکان تحت‌شعاعِ یک شخصیت دیگر قرار می‌گیرد توی ذوق می‌زند. این موضوع در هیچ جای دیگری بیشتر از سکانس پسا-تیتراژِ منزجرکننده‌ی فیلم دیده نمی‌شود. این سکانس که در زمان حال جریان دارد، به دیدنِ یلنا از قبر ناتاشا اختصاص دارد. نتیجه، یک سکانس آرام است که بهمان اجازه می‌دهد تا در سکوت در تاریخِ این شخصیت در دنیای سینمایی مارول تامل کرده و خاطراتی را که با سرعت از جلوی چشمانمان عبور می‌کنند مرور کنیم. به ویژه با توجه به اینکه بازی فلورنس پیو در انعکاسِ اندوه، فقدان و دلتنگی مخاطبان عالی است. اما اگر گفتید بلافاصله چه اتفاقی می‌اُفتد؟ ناگهان رشته‌ی افکارمان با تجاوزِ بی‌مقدمه‌ی کاراکتر دیگری به این صحنه که درحالِ خالی کردن محتویاتش بینی‌اش، با صدای بلند درونِ دستمال کاغذی فین می‌کند پاره می‌شود.<br />
سپس، او بلافاصله با نشان دادن عکسِ هدفِ یلنا، او را سراغِ ماموریت بعدی‌اش می‌فرستد و پروژه‌ی آینده مارول را زمینه‌چینی می‌کند. سراسیمگی مارول برای جلب توجه‌ی مخاطب به سوی اتفاقات آینده، این فرصتِ ضروری برای ایستادن، تنفس کردن و اندیشیدن درباره‌ی اتفاقاتِ زمان حال را خراب می‌کند. مارول برای یک بار هم که شده نمی‌تواند در برابر تن دادن به عادت‌های بدِ قدیمی‌اش مقاومت کند و حتی پس از مرگ ناتاشا هم در جدی گرفتن قدرندیده‌ترین قهرمانش شکست می‌خورد. هنوز کفنِ ناتاشا خشک نشده است که مارول او را برای فکر کردن به آینده فراموش می‌کند.<br />
این مشکل مُختصِ <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> نیست؛ خیلی وقت است که محصولات مارول درباره‌‌ی اتفاقاتی که در زمان حال می‌اُفتند نیستند، بلکه مخاطبانشان را عادت داده‌اند که با اتفاقات زمان حال صرفا به عنوان وسیله‌ای برای گمانه‌زنی درباره‌ی اتفاقات بعدی و بعدی و بعدی رفتار کنند. اما این مشکل آشنا در این مورد به‌خصوص بیش از پیش اذیت‌کننده است.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/black-widow-final-fight.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  black-widow-final-fight.jpg]" class="mycode_img" /><br />
همچنین، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> باری دیگر بهمان یادآوری می‌کند که چقدر مفهوم مرگ در دنیای سینمایی مارول پوچ و فاقد وزن است؛ سم ویلسون جای استیو راجرز را می‌گیرد؛ پیتر پارکر جای تونی استارک را پُر می‌کند؛ لوکی مجددا زنده می‌شود (یا حداقل نسخه‌ی دیگری از او). تازه، این درحالی است که امثال باکی، نیک فیوری، پپر پاتس، گروت و جارویس را که یا از مرگ حتمی‌شان جان سالم به در می‌برند یا مرگشان را جعل کرده بودند نادیده بگیریم. حالا هم که یک جاسوسِ آموزش‌دیده‌ی جدید جای جاسوس آموزش‌دیده‌ی قبلی مارول را پُر می‌کند. حالا که می‌دانیم یک نفر با همه‌ی قابلیت‌های بیوه‌ی سیاه در مارول وجود خواهد داشت، خلاء باقی‌مانده از فقدانِ ناتاشا در بهترین حالت کمرنگ می‌شود و در بدترین حالت به‌شکلی پُر می‌شود که انگار هیچ‌وقت شخصیتی به نام ناتاشا را از دست نداده‌ایم. دنیای مارول واقعا متحول نمی‌شود، بلکه فقط با عناصر متفاوت، یکسان باقی می‌ماند.<br />
<br />
در نهایت، <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> که الگوی داستانگویی قابل‌پیش‌بینی مارول را بدون کوچک‌ترین انحراف از آن دنبال می‌کند، حکم گردهمایی نقاط ضعفِ معرفِ این مجموعه را دارد؛ این فیلم دل و جراتِ پرداخت متعهدانه به جنبه‌های تیره‌و‌تاریک‌تر و کنجکاوی‌برانگیزتر داستانش را ندارد؛ از استخراج پتانسیلِ هیجان‌انگیزش برای خلق یک آنتاگونیست چالش‌برانگیز (چه از لحاظ اخلاقی و چه از لحاظ فیزیکی) عقب‌نشینی می‌کند.<br />
لحظات دراماتیکش به عادت‌های کلافه‌کننده‌ی مارول در زمینه‌ی جوک‌های نابه‌جا و شتاب‌زدگی‌اش در پی‌ریزی پروژه‌های آینده دچار شده است. مبارزه‌های تن‌به‌تن از تدوین شلخته‌ای که کات‌هاس سریعش تبادل مُشت و لگدها را نامفهوم می‌کند آسیب دیده‌اند (به‌علاوه در مبارزه‌ی فینال نه‌تنها لباس مشکی ناتاشا و دشمنانش یک‌رنگ است، بلکه آنها در یک محیط نسبتا تاریک و کدر مبارزه می‌کنند که متمایز کردن آنها از یکدیگر را مشکل می‌کند). نویسندگی بعضی‌وقت‌ها به‌شکل تحمل‌ناپذیری از اکسپوزیشن‌زدگی رنج می‌برد؛ مثلا به مونولوگِ یلنا در صحنه‌ای که ناتاشا زخم بازوی او را درمان می‌کند نگاه کنید.<br />
توضیحاتِ او درباره‌ی کارهای شرورانه‌ی درایکوف همان چیزهایی است که خودِ ناتاشا به عنوان یکی از قربانیانش از آن خبر دارد. پس، این توضیحات بیش از اینکه شبیه گفتگوی اُرگانیکِ دو نفر احساس شود، حکم دیالوگ‌هایی را دارند که صرفا جهت فهرست کردنِ جنایت‌های درایکوف برای مخاطب نوشته شده‌اند. فیلم درحالی به پایان می‌رسد که ناتاشا با وانمود کردن به اینکه جایی برای فرار کردن ندارد تصمیم می‌گیرد خودش را به ژنرال راس تحویل بدهد.این صحنه طوری نوشته شده است که انگار او حاضر می‌شود خودش را به‌طرز فداکارانه‌ای برای اطمینان از فرار خانواده‌اش تسلیم کند.<br />
اما نه تنها دلیلی برای تسلیم شدن وجود ندارد (هواپیمایی که خانواده‌اش با آن فرار می‌کنند فقط چند ده متر از او فاصله دارد)، بلکه عواقب دستگیری‌اش کاملا نادیده گرفته می‌شود. ناگهان به سکانس بعد بُرش می‌زنیم و ناتاشا را در حالی که کاملا آزاد است می‌بینیم. دقیقا هدف فیلم از تظاهر به اینکه ناتاشا قرار است دستگیر شود چه بود؟ مشخص نیست. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بلک‌ویدو</span> به‌عنوان یک عذرخواهی، غیرصادقانه است؛ در قامتِ یک فیلم اکشن/جاسوسی نسخه‌ی ناشیانه‌ی فیلم‌های بهتر و اورجینال‌ترِ زیرژانرش است و در حین روایت داستانی درباره‌ی بازپس‌گرفتن آزادی اراده دختران، خود در بندِ کلیشه‌های محافظه‌کارانه‌ی مارول دست و پا می‌زند.<br />
<br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نقد فیلم The Tomorrow War | تلاش کریس پرت برای نجات آینده]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4136</link>
			<pubDate>Tue, 13 Jul 2021 15:06:33 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4136</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/6/the-tomorrow-war-2021-chris-pratt-yvonne-strahovski.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-2021-chris-pratt-yvonne-strahovski.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم The Tomorrow War «جنگ فردا» با بازی کریس پرت، نشان می‌دهد که چرا به فیلم‌های اورجینال بلاک‌باستری، حتی اگر ایده خیلی جدیدی نداشته باشند، نیاز داریم. در ادامه با زومجی و نقد فیلم اکشن جدید آمازون همراه باشید.<br />
<br />
در هالیوود امروز کم پیش می‌آید که فیلم بلاک‌باستری اورجینالی بدون اینکه اقتباسی از رمان یا کتاب کمیکی باشد، تولید شود. حتی اگر این فیلم‌ها منبع اقتباسی نداشته باشد، اکثرا دنباله یا بازسازی‌های فیلم‌های قدیمی خود هستند و کمتر پیش می‌آید که تهیه‌کننده ریسک بزرگی برای خلق یک فیلم یا مجموعه جدید کنند. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">فیلم جنگ فردا</span> یکی از جدیدترین فیلم‌های بلاک‌باستری اورجینال است که در ابتدا قرار بود در سالن‌های سینما اکران شود. اما شیوع و همه‌گیری ویروس کرونا باعث شد تا پارامونت حق پخش این فیلم را به آمازون بفروشد.<br />
حالا مدتی می‌شود که فیلم اکشن <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ فردا</span> از آمازون پخش شده است. اتفاقات فیلم The Tomorrow War در سال ۲۰۵۱ جریان دارد که در آن نژاد بشر در جنگ علیه مهاجمان بیگانه مرگبار به سختی شکست می‌خورد. در آخرین تلاش برای مقابله با این حمله، انسان‌ها برای جذب سربازان و غیر نظامیان ماهر از جمله یک معلم دبیرستان با بازی کریس پرت که آخرین امید بشر است، به گذشته سفر می‌کنند. در ادامه با زومجی و نقد فیلم جنگ فردا همراه باشید.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-daniel-forester-jr-helicopter.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-da...copter.jpg]" class="mycode_img" /><br />
فیلم The Tomorrow War به‌جای دوری از کلیشه‌ها، به استقبال آن رفته است<br />
بعضی مواقع سازندگان تصمیم می‌گیرند تا به‌جای دوری از کلیشه‌ها که درنهایت هم به آن دچار می‌شوند، به استقبال آن بروند و دقیقا داستان فیلم The Tomorrow War هم همین موضوع است. با تماشا به هر گوشه و کنار فیلم جنگ فردا می‌توان شباهت‌هایی از آن به آثار مختلفی دید. شباهت‌هایی مثل فیلم Alien و فیلم Predator تا آثاری مثل فیلم Edge of Tomorrow، اما این موضوع بدان معنا نیست که فیلم دارای شخصیت مستقلی نیست و تنها یک کپی درجه چندم از هر یک از این آثار است.<br />
به‌صورت کلی بزرگ‌ترین مشکل فیلم از همان ابتدا کلیشه‌ای و تا حدی قابل پیش‌بینی بودن آن است، اما ظاهرا سازندگان خیلی از این موضوع آگاهی داشته و به‌جای اینکه از آن دوری کنند، تصمیم گرفته‌اند تا از آن برای ارائه یک فیلم اکشن و سفر در زمان سرگرم کننده و جذاب استفاده کنند. اگر شروع فیلم جنگ فردا که بیشتر حکم آشنایی ما با شخصیت‌های اصلی داستان و مشکلات آن‌ها دارد، فیلم پس از افتتاحیه کم کم روند بهتری به خود می‌گیرد و روند فیلم تا پایان با افت بسیار کمی مواجه می‌شود.<br />
دلیل اهمیت پیسینگ و روند داستان در یک فیلم اکشن این است که بعضا فیلم‌ها در ارائه یک سکانس احساسی و درام ناموفق هستند و اینجا جایی است که به فیلم ضربه وارد می‌شود. حالا کریس‌ مک‌کی با اینکه توانسته در فیلم The Tomorrow War روابط خوبی بین شخصیت‌ها ایجاد کند، اما باز هم تلاش نکرده تا سکانسی طولانی از صحنه‌های احساسی و درام را ارائه کند و تمرکز خود را روی جلو بردن داستان گذاشته است. البته این موضوع به معنای آن نیست که فیلم حاوی چنین صحنه‌هایی نیست و برعکس، فیلم چندین صحنه احساسی مناسب و به جا را در خود جای داده است. بااین‌حال، تمرکز سازندگان این فیلم اکشن روی یک فیلم سرگرم کننده بوده تا اینکه زمان فیلم را بیشتر در بخش‌های دیگر استفاده کنند و درواقع آن‌ها به خوبی به هدف خود یعنی ارائه یک فیلم اکشن سرگرم کننده دست پیدا کرده‌اند. نقطه قوت فیلم صحنه‌های اکشن آن است و با اینکه شاهد اکشن خیلی جدیدی هم نیستیم، اما فیلم اکشن سرگرم کننده و خوبی را ارائه می‌کند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-yvonne-strahovski-as-colonel-muri-forester.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-yvonne-strahovski-as-co...rester.jpg]" class="mycode_img" /><br />
وایت‌اسپایک‌ها همان‌قدر که موجودات ترسناک و مرگباری هستند، در فیلم به عنوان موجودات باهوشی نیز به تصویر کشیده‌ شده‌اند<br />
بخشی از دلیل خوب پیاده شدن صحنه‌های اکشن را باید به‌خاطر موجودات فیلم بدانیم. پیش از تماشا فیلم همیشه این تصور را داشتم که با موجوداتی شبیه به زامبی‌های World War Z طرف هستیم، اما در طول تماشا فیلم متوجه شدم که در مورد این موجودات مرموز و مرگبار بسیار اشتباه می‌کردم. این موجودات که وایت‌اسپایک نام دارند، همان‌قدر که موجودات ترسناک و مرگباری هستند، موجودات باهوشی در فیلم نیز به تصویر کشیده‌ شده‌اند که انسان‌ها را برای بقا و ادامه حیات خود شکار می‌کنند.<br />
صد البته که فیلم توضیح زیادی در مورد این موجودات ارائه نمی‌کند، اما باز هم می‌توان نکات جالبی در مورد این موجودات مثل نحوه زندگی تا لانه‌ها و همچنین نحوه شکار کردن آن‌ها مشاهده کرد. همچنین وایت‌اسپایک‌ها طراحی جذاب و ترسناکی هم دارند و صرفا با یک موجود زشت که کمترین زمان برای طراحی و خلق آن صرف شده، مواجه نیستیم. وایت‌اسپایک‌ها درواقع ستاره هر صحنه اکشن هستند و نحوه مبارزه آن‌ها باعث شده تا شخصیت‌های انسانی فیلم برای ازبین‌بردن آن‌ها به زحمت زیادی بیافتند و صرفا با لوازم و سلاح‌های قدرتمند نتوانند آن‌ها را از بین ببرند.<br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ادامه نقد ممکن است بخش‌هایی از داستان فیلم The Tomorrow War را فاش کند</span></span><br />
فیلم The Tomorrow War به خوبی یک فضای آخر الزمانی را نیز نمایش می‌دهد، اما چه چیزی باعث می‌شود تا این اثر به فیلم بهتر از تصور ما تبدیل شود؟ دقیقا روابط و پلات تویست‌های فیلم است. به‌طور مثال ما شخصیت کریس پرت را داریم که تلاش می‌کند تا جا پای پدرش نگذارد، اما او در آینده متوجه می‌شود که تفاوتی با پدرش ندارد و دقیقا همان مسیر را ادامه داده است. اگرچه قابل پیش‌بینی بود که ایوان استراهاوسکی نقش نسخه بزرگسالی دختر کریس پرت را بر عهده دارد، اما باز شاهد شیمی خوب او و پرت هستیم و یکی از بهترین بخش‌های فیلم درواقع انتخاب مناسب اعضای خانواده پرت است. اگرچه شعار فیلم سفر به آینده برای نجات آن است، اما کم کم متوجه می‌شویم که نجات آینده غیر ممکن است و درواقع دیگر دیر شده است. هرچند سوالاتی هم مطرح است که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت، اما برخلاف شعار فیلم، هدف فیلم نجات آینده در زمان حال اتفاقات فیلم است.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-daniel-forester-jr-helicopter-j.-k.-simmons-as-james-daniel-forester-sr.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-da...ter-sr.jpg]" class="mycode_img" /><br />
مشکلات فیلمنامه فیلم The Tomorrow War باعث ایجاد سوالات زیادی در مورد مأموریت فیلم شده است<br />
توضیح بهتر این موضوع این است که شخصیت پرت وظیفه دارد تا با سمی که دخترش در آینده درست می‌کند، جلوی وقایع آینده را بگیرد تا نه‌تنها آینده را نجات دهد، بلکه باعث نجات پدر و خانواده‌اش شود. اما مگر ما می‌دانیم که وایت‌اسپایک‌ها دقیقا چه زمانی حمله می‌کنند؟ تمرکز بخش پایانی فیلم روی یافتن وایت‌اسپایک‌ها و نابود کردن آن‌ها در زمان حال است و اینجا جایی است که بار احساسی فیلم نیز به اوج خود می‌رسد.<br />
در هر حال شخصیت پرت شاهد مرگ دخترش در میان انبوهی از وایت‌اسپایک‌ها بوده و حالا او نیاز به کمک پدری دارد که سال‌ها با او قطع رابطه کرده است. شاید این موضوع باعث ایجاد خلق صحنه‌هایی جذاب در فیلم The Tomorrow War شده باشد، اما مشکلات فیلمنامه حالا اینجا خودش را به بهترین شکل ممکن نشان می‌دهد و دلیل توضیح دادن این داستان هم همین موضوع بود. اولین سؤال این است که اگر هدف کشف یک سم برای نابودی وایت‌اسپایک‌ها برای نجات آینده بوده، چرا از ابتدا این هدف و مأموریت توضیح داده نشده بود؟<br />
زمانی‌که شما بدانید دنبال چه چیزی هستید، قطعا بهتر می‌توانید برای آن طرح و برنامه بچینید، اما اینجا فیلم این موضوع را فدای صحنه‌های اکشن فیلم کرده است. شخصیت کریس پرت درواقع گروه آخری بود که به آینده سفر کرد و ما در طول فیلم دیدیم که گروه‌های زیادی به آینده فرستاده شده‌اند، اما اینجا دقیقا سؤال ما است که اگر آینده واقعا سقوط کرده چرا باید این همه نیرو به آینده و به کام مرگ فرستاده می‌شدند؟ همچنین دختر پرت هم می‌توانست به گذشته سفر و روی سم کار کند تا اینکه جان همه از جمله خودش را به خطر بیندازد. هرچند سم ساخته شده توسط دختر پرت نتیجه داد، اما در ادامه دیدیم که برای نابودی وایت‌اسپایک‌ها که در زمان حال خواب هستند، اصلا نیازی به این کار نبود و درواقع این افراد می‌توانستند به‌جای فرستادن مردم نگون بخت به آینده، در زمان حال برای یافتن لانه و سفینه وایت‌اسپایک‌ها تلاش کنند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/4/the-tomorrow-war-chris-pratt-and-team-army.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-and-team-army.jpg]" class="mycode_img" /><br />
مشکل اصلی فیلمنامه فیلم The Tomorrow War درواقع منطق آن است<br />
مشکل اصلی فیلمنامه فیلم The Tomorrow War درواقع منطق آن است. اگر همسر پرت اولین کسی بود که اشاره کرد شاید سفینه وایت‌اسپایک‌ها سال‌ها قبل از وقایع آینده در زمین سقوط کرده، پس افراد بیشتری هم می‌توانستند چنین نظریه‌ای را ارائه کنند. در هر حال گفتیم که سازندگان مسائلی مثل فیلمنامه و بخش‌های دیگر را فدا بخش اکشن و روند اتفاقات فیلم کرده‌اند و این موضوع باعث شده تا با اثری سرگرم کننده طرف باشیم.<br />
اما مشکلات کلی فیلم باعث شده تا اثر بی‌نقصی را مشاهده نکنیم و از خودمان در مورد دلیل این تصمیمات سؤال کنیم. البته شاید سؤال دیگری هم که وجود داشته باشد این است که داستان دنباله فیلم The Tomorrow War قرار است چگونه باشد؟ در هر حال آمازون از موفقیت و هزینه‌ای که در فیلم کرده، چشم‌پوشی نکرد و به ساخت فیلم The Tomorrow War 2 چراغ سبز نشان داده است.<br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پایان اسپویل</span></span><br />
از مشکلات فیلمنامه فیلم The Tomorrow War گفتیم، اما بخش دیگری از مشکلات فیلم به شوخی‌های آن باز می‌گردد. بخش زیادی از این شوخی‌ها روی دوش شخصیت سم ریچاردسون بود، اما زمانی‌که شما به پایان دنیا دعوت شدید و آن را با چشمان خود مشاهده کرده‌اید، بنظرم جای چنین شوخی‌هایی دیگر نیست و به فضا و کلیت فیلم بعضا ضربه زده است. هرچند جلوتر هم اشاره کردم، اما نباید از بازی خوب بازیگران فیلم The Tomorrow War هم گذشت و حداقل تیم اصلی که شامل کریس پرت، ایوان استراهاوسکی و جی کی سیمونز می‌شود، از بخش‌های مثبت فیلم هستند. درواقع شخصیت خود پرت به نقشی که به او داده شده هم نزدیک است و خوشبختانه شخصیت او در فیلم فاصله قابل قبولی از استار لرد دنیای سینمایی مارول دارد.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-daniel-forester-jr-helicopter-talk-to-yvonne-strahovski-as-colonel-muri-forester.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-da...rester.jpg]" class="mycode_img" /><br />
هرچند باز هم رگه‌هایی از استار لرد را می‌توان دید، اما پرت نشان داد که توانایی او صرفا به ارائه شوخی در فیلم‌های اکشن خلاصه نمی‌شود و او می‌تواند نقش جدی را بازی کند. اگرچه او قبلا هم این موضوع را در فیلم Passengers نیز نشان داده بود. اما برای حسن خاتم، فیلم The Tomorrow War چند مورد را نیز یادآوری می‌کند. مورد اول این فیلم شباهت زیادی به آثار اکشن دهه ۹۰ میلادی دارد و احتمالا منبع الهام اصلی آن هم این آثار است و به خوبی توانسته یادآور این آثار باشد.<br />
نکته بعدی فیلم جنگ فردا شاید بتواند تهیه‌کنندگان و استودیوهای هالیوود را وادار کند تا آن‌ها سرمایه‌گذاری بیشتری روی فیلم‌های بلاک‌باستری اورجینال کنند. هرچند فیلم The Tomorrow War اثر بی‌نقصی نیست، اما موفقیت و کیفیت قابل قبول آن می‌تواند خبر خوبی برای کارگردان‌هایی باشد که دنبال ساخت یک اثر اورجینال هستند تا ساخت یک اقتباس تکراری دیگر.<br />
<br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/6/the-tomorrow-war-2021-chris-pratt-yvonne-strahovski.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-2021-chris-pratt-yvonne-strahovski.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم The Tomorrow War «جنگ فردا» با بازی کریس پرت، نشان می‌دهد که چرا به فیلم‌های اورجینال بلاک‌باستری، حتی اگر ایده خیلی جدیدی نداشته باشند، نیاز داریم. در ادامه با زومجی و نقد فیلم اکشن جدید آمازون همراه باشید.<br />
<br />
در هالیوود امروز کم پیش می‌آید که فیلم بلاک‌باستری اورجینالی بدون اینکه اقتباسی از رمان یا کتاب کمیکی باشد، تولید شود. حتی اگر این فیلم‌ها منبع اقتباسی نداشته باشد، اکثرا دنباله یا بازسازی‌های فیلم‌های قدیمی خود هستند و کمتر پیش می‌آید که تهیه‌کننده ریسک بزرگی برای خلق یک فیلم یا مجموعه جدید کنند. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">فیلم جنگ فردا</span> یکی از جدیدترین فیلم‌های بلاک‌باستری اورجینال است که در ابتدا قرار بود در سالن‌های سینما اکران شود. اما شیوع و همه‌گیری ویروس کرونا باعث شد تا پارامونت حق پخش این فیلم را به آمازون بفروشد.<br />
حالا مدتی می‌شود که فیلم اکشن <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جنگ فردا</span> از آمازون پخش شده است. اتفاقات فیلم The Tomorrow War در سال ۲۰۵۱ جریان دارد که در آن نژاد بشر در جنگ علیه مهاجمان بیگانه مرگبار به سختی شکست می‌خورد. در آخرین تلاش برای مقابله با این حمله، انسان‌ها برای جذب سربازان و غیر نظامیان ماهر از جمله یک معلم دبیرستان با بازی کریس پرت که آخرین امید بشر است، به گذشته سفر می‌کنند. در ادامه با زومجی و نقد فیلم جنگ فردا همراه باشید.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-daniel-forester-jr-helicopter.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-da...copter.jpg]" class="mycode_img" /><br />
فیلم The Tomorrow War به‌جای دوری از کلیشه‌ها، به استقبال آن رفته است<br />
بعضی مواقع سازندگان تصمیم می‌گیرند تا به‌جای دوری از کلیشه‌ها که درنهایت هم به آن دچار می‌شوند، به استقبال آن بروند و دقیقا داستان فیلم The Tomorrow War هم همین موضوع است. با تماشا به هر گوشه و کنار فیلم جنگ فردا می‌توان شباهت‌هایی از آن به آثار مختلفی دید. شباهت‌هایی مثل فیلم Alien و فیلم Predator تا آثاری مثل فیلم Edge of Tomorrow، اما این موضوع بدان معنا نیست که فیلم دارای شخصیت مستقلی نیست و تنها یک کپی درجه چندم از هر یک از این آثار است.<br />
به‌صورت کلی بزرگ‌ترین مشکل فیلم از همان ابتدا کلیشه‌ای و تا حدی قابل پیش‌بینی بودن آن است، اما ظاهرا سازندگان خیلی از این موضوع آگاهی داشته و به‌جای اینکه از آن دوری کنند، تصمیم گرفته‌اند تا از آن برای ارائه یک فیلم اکشن و سفر در زمان سرگرم کننده و جذاب استفاده کنند. اگر شروع فیلم جنگ فردا که بیشتر حکم آشنایی ما با شخصیت‌های اصلی داستان و مشکلات آن‌ها دارد، فیلم پس از افتتاحیه کم کم روند بهتری به خود می‌گیرد و روند فیلم تا پایان با افت بسیار کمی مواجه می‌شود.<br />
دلیل اهمیت پیسینگ و روند داستان در یک فیلم اکشن این است که بعضا فیلم‌ها در ارائه یک سکانس احساسی و درام ناموفق هستند و اینجا جایی است که به فیلم ضربه وارد می‌شود. حالا کریس‌ مک‌کی با اینکه توانسته در فیلم The Tomorrow War روابط خوبی بین شخصیت‌ها ایجاد کند، اما باز هم تلاش نکرده تا سکانسی طولانی از صحنه‌های احساسی و درام را ارائه کند و تمرکز خود را روی جلو بردن داستان گذاشته است. البته این موضوع به معنای آن نیست که فیلم حاوی چنین صحنه‌هایی نیست و برعکس، فیلم چندین صحنه احساسی مناسب و به جا را در خود جای داده است. بااین‌حال، تمرکز سازندگان این فیلم اکشن روی یک فیلم سرگرم کننده بوده تا اینکه زمان فیلم را بیشتر در بخش‌های دیگر استفاده کنند و درواقع آن‌ها به خوبی به هدف خود یعنی ارائه یک فیلم اکشن سرگرم کننده دست پیدا کرده‌اند. نقطه قوت فیلم صحنه‌های اکشن آن است و با اینکه شاهد اکشن خیلی جدیدی هم نیستیم، اما فیلم اکشن سرگرم کننده و خوبی را ارائه می‌کند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-yvonne-strahovski-as-colonel-muri-forester.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-yvonne-strahovski-as-co...rester.jpg]" class="mycode_img" /><br />
وایت‌اسپایک‌ها همان‌قدر که موجودات ترسناک و مرگباری هستند، در فیلم به عنوان موجودات باهوشی نیز به تصویر کشیده‌ شده‌اند<br />
بخشی از دلیل خوب پیاده شدن صحنه‌های اکشن را باید به‌خاطر موجودات فیلم بدانیم. پیش از تماشا فیلم همیشه این تصور را داشتم که با موجوداتی شبیه به زامبی‌های World War Z طرف هستیم، اما در طول تماشا فیلم متوجه شدم که در مورد این موجودات مرموز و مرگبار بسیار اشتباه می‌کردم. این موجودات که وایت‌اسپایک نام دارند، همان‌قدر که موجودات ترسناک و مرگباری هستند، موجودات باهوشی در فیلم نیز به تصویر کشیده‌ شده‌اند که انسان‌ها را برای بقا و ادامه حیات خود شکار می‌کنند.<br />
صد البته که فیلم توضیح زیادی در مورد این موجودات ارائه نمی‌کند، اما باز هم می‌توان نکات جالبی در مورد این موجودات مثل نحوه زندگی تا لانه‌ها و همچنین نحوه شکار کردن آن‌ها مشاهده کرد. همچنین وایت‌اسپایک‌ها طراحی جذاب و ترسناکی هم دارند و صرفا با یک موجود زشت که کمترین زمان برای طراحی و خلق آن صرف شده، مواجه نیستیم. وایت‌اسپایک‌ها درواقع ستاره هر صحنه اکشن هستند و نحوه مبارزه آن‌ها باعث شده تا شخصیت‌های انسانی فیلم برای ازبین‌بردن آن‌ها به زحمت زیادی بیافتند و صرفا با لوازم و سلاح‌های قدرتمند نتوانند آن‌ها را از بین ببرند.<br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">ادامه نقد ممکن است بخش‌هایی از داستان فیلم The Tomorrow War را فاش کند</span></span><br />
فیلم The Tomorrow War به خوبی یک فضای آخر الزمانی را نیز نمایش می‌دهد، اما چه چیزی باعث می‌شود تا این اثر به فیلم بهتر از تصور ما تبدیل شود؟ دقیقا روابط و پلات تویست‌های فیلم است. به‌طور مثال ما شخصیت کریس پرت را داریم که تلاش می‌کند تا جا پای پدرش نگذارد، اما او در آینده متوجه می‌شود که تفاوتی با پدرش ندارد و دقیقا همان مسیر را ادامه داده است. اگرچه قابل پیش‌بینی بود که ایوان استراهاوسکی نقش نسخه بزرگسالی دختر کریس پرت را بر عهده دارد، اما باز شاهد شیمی خوب او و پرت هستیم و یکی از بهترین بخش‌های فیلم درواقع انتخاب مناسب اعضای خانواده پرت است. اگرچه شعار فیلم سفر به آینده برای نجات آن است، اما کم کم متوجه می‌شویم که نجات آینده غیر ممکن است و درواقع دیگر دیر شده است. هرچند سوالاتی هم مطرح است که در ادامه به آن‌ها خواهیم پرداخت، اما برخلاف شعار فیلم، هدف فیلم نجات آینده در زمان حال اتفاقات فیلم است.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-daniel-forester-jr-helicopter-j.-k.-simmons-as-james-daniel-forester-sr.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-da...ter-sr.jpg]" class="mycode_img" /><br />
مشکلات فیلمنامه فیلم The Tomorrow War باعث ایجاد سوالات زیادی در مورد مأموریت فیلم شده است<br />
توضیح بهتر این موضوع این است که شخصیت پرت وظیفه دارد تا با سمی که دخترش در آینده درست می‌کند، جلوی وقایع آینده را بگیرد تا نه‌تنها آینده را نجات دهد، بلکه باعث نجات پدر و خانواده‌اش شود. اما مگر ما می‌دانیم که وایت‌اسپایک‌ها دقیقا چه زمانی حمله می‌کنند؟ تمرکز بخش پایانی فیلم روی یافتن وایت‌اسپایک‌ها و نابود کردن آن‌ها در زمان حال است و اینجا جایی است که بار احساسی فیلم نیز به اوج خود می‌رسد.<br />
در هر حال شخصیت پرت شاهد مرگ دخترش در میان انبوهی از وایت‌اسپایک‌ها بوده و حالا او نیاز به کمک پدری دارد که سال‌ها با او قطع رابطه کرده است. شاید این موضوع باعث ایجاد خلق صحنه‌هایی جذاب در فیلم The Tomorrow War شده باشد، اما مشکلات فیلمنامه حالا اینجا خودش را به بهترین شکل ممکن نشان می‌دهد و دلیل توضیح دادن این داستان هم همین موضوع بود. اولین سؤال این است که اگر هدف کشف یک سم برای نابودی وایت‌اسپایک‌ها برای نجات آینده بوده، چرا از ابتدا این هدف و مأموریت توضیح داده نشده بود؟<br />
زمانی‌که شما بدانید دنبال چه چیزی هستید، قطعا بهتر می‌توانید برای آن طرح و برنامه بچینید، اما اینجا فیلم این موضوع را فدای صحنه‌های اکشن فیلم کرده است. شخصیت کریس پرت درواقع گروه آخری بود که به آینده سفر کرد و ما در طول فیلم دیدیم که گروه‌های زیادی به آینده فرستاده شده‌اند، اما اینجا دقیقا سؤال ما است که اگر آینده واقعا سقوط کرده چرا باید این همه نیرو به آینده و به کام مرگ فرستاده می‌شدند؟ همچنین دختر پرت هم می‌توانست به گذشته سفر و روی سم کار کند تا اینکه جان همه از جمله خودش را به خطر بیندازد. هرچند سم ساخته شده توسط دختر پرت نتیجه داد، اما در ادامه دیدیم که برای نابودی وایت‌اسپایک‌ها که در زمان حال خواب هستند، اصلا نیازی به این کار نبود و درواقع این افراد می‌توانستند به‌جای فرستادن مردم نگون بخت به آینده، در زمان حال برای یافتن لانه و سفینه وایت‌اسپایک‌ها تلاش کنند.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/4/the-tomorrow-war-chris-pratt-and-team-army.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-and-team-army.jpg]" class="mycode_img" /><br />
مشکل اصلی فیلمنامه فیلم The Tomorrow War درواقع منطق آن است<br />
مشکل اصلی فیلمنامه فیلم The Tomorrow War درواقع منطق آن است. اگر همسر پرت اولین کسی بود که اشاره کرد شاید سفینه وایت‌اسپایک‌ها سال‌ها قبل از وقایع آینده در زمین سقوط کرده، پس افراد بیشتری هم می‌توانستند چنین نظریه‌ای را ارائه کنند. در هر حال گفتیم که سازندگان مسائلی مثل فیلمنامه و بخش‌های دیگر را فدا بخش اکشن و روند اتفاقات فیلم کرده‌اند و این موضوع باعث شده تا با اثری سرگرم کننده طرف باشیم.<br />
اما مشکلات کلی فیلم باعث شده تا اثر بی‌نقصی را مشاهده نکنیم و از خودمان در مورد دلیل این تصمیمات سؤال کنیم. البته شاید سؤال دیگری هم که وجود داشته باشد این است که داستان دنباله فیلم The Tomorrow War قرار است چگونه باشد؟ در هر حال آمازون از موفقیت و هزینه‌ای که در فیلم کرده، چشم‌پوشی نکرد و به ساخت فیلم The Tomorrow War 2 چراغ سبز نشان داده است.<br />
<span style="color: #ff0000;" class="mycode_color"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">پایان اسپویل</span></span><br />
از مشکلات فیلمنامه فیلم The Tomorrow War گفتیم، اما بخش دیگری از مشکلات فیلم به شوخی‌های آن باز می‌گردد. بخش زیادی از این شوخی‌ها روی دوش شخصیت سم ریچاردسون بود، اما زمانی‌که شما به پایان دنیا دعوت شدید و آن را با چشمان خود مشاهده کرده‌اید، بنظرم جای چنین شوخی‌هایی دیگر نیست و به فضا و کلیت فیلم بعضا ضربه زده است. هرچند جلوتر هم اشاره کردم، اما نباید از بازی خوب بازیگران فیلم The Tomorrow War هم گذشت و حداقل تیم اصلی که شامل کریس پرت، ایوان استراهاوسکی و جی کی سیمونز می‌شود، از بخش‌های مثبت فیلم هستند. درواقع شخصیت خود پرت به نقشی که به او داده شده هم نزدیک است و خوشبختانه شخصیت او در فیلم فاصله قابل قبولی از استار لرد دنیای سینمایی مارول دارد.<br />
<img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/7/the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-daniel-forester-jr-helicopter-talk-to-yvonne-strahovski-as-colonel-muri-forester.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  the-tomorrow-war-chris-pratt-as-james-da...rester.jpg]" class="mycode_img" /><br />
هرچند باز هم رگه‌هایی از استار لرد را می‌توان دید، اما پرت نشان داد که توانایی او صرفا به ارائه شوخی در فیلم‌های اکشن خلاصه نمی‌شود و او می‌تواند نقش جدی را بازی کند. اگرچه او قبلا هم این موضوع را در فیلم Passengers نیز نشان داده بود. اما برای حسن خاتم، فیلم The Tomorrow War چند مورد را نیز یادآوری می‌کند. مورد اول این فیلم شباهت زیادی به آثار اکشن دهه ۹۰ میلادی دارد و احتمالا منبع الهام اصلی آن هم این آثار است و به خوبی توانسته یادآور این آثار باشد.<br />
نکته بعدی فیلم جنگ فردا شاید بتواند تهیه‌کنندگان و استودیوهای هالیوود را وادار کند تا آن‌ها سرمایه‌گذاری بیشتری روی فیلم‌های بلاک‌باستری اورجینال کنند. هرچند فیلم The Tomorrow War اثر بی‌نقصی نیست، اما موفقیت و کیفیت قابل قبول آن می‌تواند خبر خوبی برای کارگردان‌هایی باشد که دنبال ساخت یک اثر اورجینال هستند تا ساخت یک اقتباس تکراری دیگر.<br />
<br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[معرفی 5 فیلم برتر برای علاقه‌مندان به خودرو و مسابقات اتومبیل‌را]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4116</link>
			<pubDate>Wed, 07 Jul 2021 12:45:39 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=4116</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/ed-2.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  ed-2.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">امروزه با پیشرفت سینما و فیلم‌های تلویزیونی، علاقه به هر سبکی از فیلم‌های ساخته شده، بین مردم درحال شکل گیری است. یکی از سبک‌هایی که بسیار هیجانی و کاربرپسند است، سبک مسابقه در بخش ماشین است. در این نوع از فیلم، بیشتر جنبه تبلیغی برای یک کمپانی ماشین‌سازی در نظر گرفته می‌شود که نشان دهنده شتاب و قدرت و ظاهر آن ماشین است. عاشق سرعت بودن و رانندگی با خودروهای روز دنیا در هر سبک ریسینگ یا آفرود، حس هیجان را به مخاطب القا می‌کند.<br />
این مدل از فیلم‌ها آنقدری در بین مردم محبوب است که باعث شده تا بازیگران بزرگی نیز در این بخش، ایفای نقش کنند. در این مطلب قصد داریم به معرفی 5 فیلم ریسینگ برتر پرداخته و تماشای آن‌ها را به شما پیشنهاد کنیم. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم </span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Rush</span><br />
داستان فیلم راش، بازسازی رخداد مسابقه فرمول یک، در دهه 1970 بین جیمز هانت و نیکی لائودا است که در سال 1976 در یک تصادف فجیع در مسابقات فرمول یک جایزه بزرگ آلمان به شدت مجروح و تا سر حد مرگ پیش می‌رود. اما او چند هفته پس از حادثه به میادین برگشته تا دوباره خود را اثبات و در واقع یک هیجان وصف‌ناپذیر را به هواداران این سبک از فیلم‌ها، منتقل کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/Rush-2013-2.jpg" loading="lazy"  width="904" height="789" alt="[تصویر:  Rush-2013-2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز این فیلم در </span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">IMDB </span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">برابر با 8/1 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم سرقت در 60 ثانیه</span><br />
داستان فیلم سرقت در ۶۰ ثانیه ماجرای یک دزد ماهر اتومبیل به نام رندال و معروف به ممفیس است که قادرست در طی حداکثر ۶۰ ثانیه هر اتومبیلی با هر سیستم امنیتی را سرقت کند. او طی سالیان طولانی از همین راه زندگی را سپری کرده و خرج خود را با اتومبیل دزدی در آورده اما اکنون به نوعی پوچی رسیده است. نقش اصلی این فیلم بر عهده نیکلاس کیج بوده که برای نجات جان برادرش، دست به سرقت ۵۰ خودروی کلکسیونی می‌زند. او فقط یک شب فرصت دارد تا برنامه‌ خود را عملی کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/mdxde68h.jpg" loading="lazy"  width="904" height="947" alt="[تصویر:  mdxde68h.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز این فیلم در IMDB برابر با 6/5 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم ریسینگ شغل ایتالیایی</span><br />
چارلی کروکر در پی انجام یک کار است. او که تازه از زندان خارج شده، متوجه می‌شود که یکی از دوستانش در کشور ایتالیا می‌خواهد یک کار با ریسک بالا را برای مافیا انجام دهد. دوست چارلی خیلی دور نیست؛ بنابراین چارلی مسئولیت مأموریت را به عهده می‌گیرد. او با استفاده از سه مینی‌کوپر، یک زن و شوهر از جگوار و یک اتوبوس، امیدوار است که شهر تورینو به حالت آماده‌باش برود، طلا را بدزد و فرار کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/16222111-2091-a-1.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1269" alt="[تصویر:  16222111-2091-a-1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز این فیلم در IMDB برابر با 7 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجموعه سری فیلم‌های سریع و خشن</span><br />
مجموعه فیلم‌های سریع و خشن که در دسته فیلم‌های سرقت رده بندی می‌شود، بسیار جذاب بوده و بازیگران مطرحی در آن، ایفای نقش کرده‌اند. سریع و خشن تاکنون، جزو بهترین فیلم‌های سبک سرقتی و ریسینگ حساب شده و طرفداران زیادی دارد و آخرین ورژن این فیلم <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سریع و خشن 9</span> است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/Fast_Four_Poster.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1492" alt="[تصویر:  Fast_Four_Poster.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز سریع و خشن 9 در IMDB برابر با 5/5 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم ریسینگ فورد در برابر فراری</span><br />
در این فیلم، مت دیمون در نقش کارول شلبی (بنیان‌گذار خودروسازی شلبی و یک برند تیونینگ)، کریستین بیل در نقش کن مایلز (راننده‌ تیم فورد در مسابقات سال ۱۹۶۶) و جون برنتال در نقش لی یاکوکا (مدیر ارشد فورد موستانگ) ایفای نقش می‌کنند. این فیلم نبرد بسیار هیجانی بین دو غول خودروسازی دنیا را نشان می‌دهد که قدرت خود را به رخ هم خواهند کشید.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/33333333.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  33333333.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز فورد در برابر فراری، در IMDB برابر با 8/1 است.</span><br />
<br />
</div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/ed-2.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  ed-2.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">امروزه با پیشرفت سینما و فیلم‌های تلویزیونی، علاقه به هر سبکی از فیلم‌های ساخته شده، بین مردم درحال شکل گیری است. یکی از سبک‌هایی که بسیار هیجانی و کاربرپسند است، سبک مسابقه در بخش ماشین است. در این نوع از فیلم، بیشتر جنبه تبلیغی برای یک کمپانی ماشین‌سازی در نظر گرفته می‌شود که نشان دهنده شتاب و قدرت و ظاهر آن ماشین است. عاشق سرعت بودن و رانندگی با خودروهای روز دنیا در هر سبک ریسینگ یا آفرود، حس هیجان را به مخاطب القا می‌کند.<br />
این مدل از فیلم‌ها آنقدری در بین مردم محبوب است که باعث شده تا بازیگران بزرگی نیز در این بخش، ایفای نقش کنند. در این مطلب قصد داریم به معرفی 5 فیلم ریسینگ برتر پرداخته و تماشای آن‌ها را به شما پیشنهاد کنیم. <br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم </span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">Rush</span><br />
داستان فیلم راش، بازسازی رخداد مسابقه فرمول یک، در دهه 1970 بین جیمز هانت و نیکی لائودا است که در سال 1976 در یک تصادف فجیع در مسابقات فرمول یک جایزه بزرگ آلمان به شدت مجروح و تا سر حد مرگ پیش می‌رود. اما او چند هفته پس از حادثه به میادین برگشته تا دوباره خود را اثبات و در واقع یک هیجان وصف‌ناپذیر را به هواداران این سبک از فیلم‌ها، منتقل کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/Rush-2013-2.jpg" loading="lazy"  width="904" height="789" alt="[تصویر:  Rush-2013-2.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز این فیلم در </span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">IMDB </span><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">برابر با 8/1 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم سرقت در 60 ثانیه</span><br />
داستان فیلم سرقت در ۶۰ ثانیه ماجرای یک دزد ماهر اتومبیل به نام رندال و معروف به ممفیس است که قادرست در طی حداکثر ۶۰ ثانیه هر اتومبیلی با هر سیستم امنیتی را سرقت کند. او طی سالیان طولانی از همین راه زندگی را سپری کرده و خرج خود را با اتومبیل دزدی در آورده اما اکنون به نوعی پوچی رسیده است. نقش اصلی این فیلم بر عهده نیکلاس کیج بوده که برای نجات جان برادرش، دست به سرقت ۵۰ خودروی کلکسیونی می‌زند. او فقط یک شب فرصت دارد تا برنامه‌ خود را عملی کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/mdxde68h.jpg" loading="lazy"  width="904" height="947" alt="[تصویر:  mdxde68h.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز این فیلم در IMDB برابر با 6/5 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم ریسینگ شغل ایتالیایی</span><br />
چارلی کروکر در پی انجام یک کار است. او که تازه از زندان خارج شده، متوجه می‌شود که یکی از دوستانش در کشور ایتالیا می‌خواهد یک کار با ریسک بالا را برای مافیا انجام دهد. دوست چارلی خیلی دور نیست؛ بنابراین چارلی مسئولیت مأموریت را به عهده می‌گیرد. او با استفاده از سه مینی‌کوپر، یک زن و شوهر از جگوار و یک اتوبوس، امیدوار است که شهر تورینو به حالت آماده‌باش برود، طلا را بدزد و فرار کند.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/16222111-2091-a-1.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1269" alt="[تصویر:  16222111-2091-a-1.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز این فیلم در IMDB برابر با 7 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">مجموعه سری فیلم‌های سریع و خشن</span><br />
مجموعه فیلم‌های سریع و خشن که در دسته فیلم‌های سرقت رده بندی می‌شود، بسیار جذاب بوده و بازیگران مطرحی در آن، ایفای نقش کرده‌اند. سریع و خشن تاکنون، جزو بهترین فیلم‌های سبک سرقتی و ریسینگ حساب شده و طرفداران زیادی دارد و آخرین ورژن این فیلم <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">سریع و خشن 9</span> است.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/Fast_Four_Poster.jpg" loading="lazy"  width="904" height="1492" alt="[تصویر:  Fast_Four_Poster.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز سریع و خشن 9 در IMDB برابر با 5/5 است.</span><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم ریسینگ فورد در برابر فراری</span><br />
در این فیلم، مت دیمون در نقش کارول شلبی (بنیان‌گذار خودروسازی شلبی و یک برند تیونینگ)، کریستین بیل در نقش کن مایلز (راننده‌ تیم فورد در مسابقات سال ۱۹۶۶) و جون برنتال در نقش لی یاکوکا (مدیر ارشد فورد موستانگ) ایفای نقش می‌کنند. این فیلم نبرد بسیار هیجانی بین دو غول خودروسازی دنیا را نشان می‌دهد که قدرت خود را به رخ هم خواهند کشید.<br />
<img src="https://itresan.com/wp-content/uploads/2021/07/33333333.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  33333333.jpg]" class="mycode_img" /><br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">امتیاز فورد در برابر فراری، در IMDB برابر با 8/1 است.</span><br />
<br />
</div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[داستان فیلم old boy]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3981</link>
			<pubDate>Tue, 01 Jun 2021 09:37:48 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=305">keyvan5280</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3981</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><img src="https://discogs.vmusic.ir/wp-content/uploads/2020/03/1435588903.jpeg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1435588903.jpeg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">[font=Arial, sans-serif]در <a href="http://topmovies.famblog.ir/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">داستان فیلم </a>اولد بوی اوته سا مردی خوشگذران در حالیکه به دلیل مستی بازداشت شده است در روز تولد دخترش دزدیده می‌شود و برای مدت </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال در یک اتاق زندانی می‌شود. در طول </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال هیچ‌کس به سراغ او نمی‌آید و هر بار که اقدام به خودکشی می‌کند، توسط افراد ناشناس درمان شده و به اتاق قبلی برگردانده می‌شود. بعد از سپری شدن </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال به همان مرموزی روز اول آزاد می‌شود. در حالیکه در طول این </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال فقط این یک سؤال در ذهنش تکرار می شود؛ چرا؟</span>[/font]</span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">[font=Arial, sans-serif]معروفترین دیالوگ دیالوگ فیلم </span>old boy<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">: دائه-سو: بخند، همه ی دنیا با تو خواهد خندید... گریه کن، تنها گریه خواهی کرد</span>..[/font]</span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">[font=Arial, sans-serif]نام این فیلم در زبان فارسی به اشتباه <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم پیر پسر</span> و فیلم پسر پیر ترجمه شده که عنوان درست آن فیلم رفیق قدیمی است</span>.[/font]</span></span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font"><img src="https://discogs.vmusic.ir/wp-content/uploads/2020/03/1435588903.jpeg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  1435588903.jpeg]" class="mycode_img" /></span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">[font=Arial, sans-serif]در <a href="http://topmovies.famblog.ir/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">داستان فیلم </a>اولد بوی اوته سا مردی خوشگذران در حالیکه به دلیل مستی بازداشت شده است در روز تولد دخترش دزدیده می‌شود و برای مدت </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال در یک اتاق زندانی می‌شود. در طول </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال هیچ‌کس به سراغ او نمی‌آید و هر بار که اقدام به خودکشی می‌کند، توسط افراد ناشناس درمان شده و به اتاق قبلی برگردانده می‌شود. بعد از سپری شدن </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال به همان مرموزی روز اول آزاد می‌شود. در حالیکه در طول این </span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">۱۵</span><span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font"> سال فقط این یک سؤال در ذهنش تکرار می شود؛ چرا؟</span>[/font]</span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">[font=Arial, sans-serif]معروفترین دیالوگ دیالوگ فیلم </span>old boy<span style="font-family: Arial, sans-serif;" class="mycode_font">: دائه-سو: بخند، همه ی دنیا با تو خواهد خندید... گریه کن، تنها گریه خواهی کرد</span>..[/font]</span></span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="color: #444444;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"><span style="font-family: Tahoma;" class="mycode_font">[font=Arial, sans-serif]نام این فیلم در زبان فارسی به اشتباه <span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">فیلم پیر پسر</span> و فیلم پسر پیر ترجمه شده که عنوان درست آن فیلم رفیق قدیمی است</span>.[/font]</span></span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[نقد فیلم Mortal Kombat | ادامه طلسم فیلم‌های ویدیو گیمی؟]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3925</link>
			<pubDate>Thu, 29 Apr 2021 18:01:41 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3925</guid>
			<description><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/4/mortal-kombat-tadanobu-asano-raiden.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-tadanobu-asano-raiden.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">فیلم Mortal Kombat، محصول سال ۲۰۲۱ میلادی هیچ آورده‌ای برای تماشاگر خود ندارد. بااین‌حال اگر طرفدار مجموعه بازی مورتال کامبت هستید و از تغییرات به ستوه نمی‌آیید، شاید فقط یک دور با دیدن آن کم‌وبیش سرگرم شوید.</span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]کمتر پیش می‌آید که تماشاگر واقعا به بودجه‌ی یک فیلم هالیوودی نقد داشته باشد. زیرا در اکثر مواقع فیلم‌های ساخته‌شده با بودجه‌های مختلف انقدر روی استفاده‌ی حداکثری از پول موجود و تطابق آن با فیلم‌نامه و کارگردانی خود وقت می‌گذارند که بودجه پشت اثر پنهان می‌شود. ولی <span style="font-size: small;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]مورتال کامبت</span></span> متاسفانه به شکلی نامطلوب بودجه‌ی خود را عیان کرده است. سکانس‌هایی از <span style="font-size: small;" class="mycode_size"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">فیلم Mortal Kombat</span></span> هستند که به طرز واضحی برای پول و وقت بیشتر التماس می‌کنند.[/font]</span></span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">حتی اگر کل فیلم از CGIهایی قرارگرفته در یک سطح کیفی مشخص رنج می‌برد، انقدر همه‌چیز در چشم مخاطب پررنگ نمی‌شد. مشکل وقتی آزاردهنده می‌شود که تیم سازنده به وضوح برای سکانس‌های مهم‌تر بودجه‌ی بیشتری خرج کرده است و در نتیجه دقایق رنج‌برده از جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری متوسط و ضعیف، بیشتر در فیلم به چشم می‌آیند. این دقیقا یکی از مشکلاتی است که در <span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: small;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]فیلم Monster Hunter</span></span></span> هم دیده شد. هرچند در نگاه کلی تعداد سکانس‌های خوش‌جلوه و قابل قبول فیلم Mortal Kombat از لحاظ بصری بیشتر از آن فاجعه‌ی ضعیف است.[/font]</span></span></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">فیلم Mortal Kombat به شکلی واضح حرفی برای گفتن به مخاطب ناآشنا با مجموعه بازی مورتال کامبت ندارد. پس چرا با تغییرات داستانی نالازم و بی‌فایده، دسته‌ای از تماشاگرهای اصلی خود را خسته می‌کند؟</span></span></span></span><br />
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]چرا از جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری شروع کردم؟ چون آن‌ها به واضح‌ترین شکل ممکن تضادی را نشان می‌دهند که در کل فیلم وجود دارد. طراحی لباس همان‌قدر که گاهی پرجزئیات و جذاب انجام شد، گاهی ظاهرا بیرون‌آمده از یک فیلم مستقل با بودجه‌ی کمتر از ۱۰ هزار دلار است. دقت سازندگان به بازی Mortal Kombat به‌عنوان منبع اقتباس بعضا لایق توجه جلوه می‌کند و گاهی بسیار بد به نظر می‌رسد. ولی به مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر ساخته‌شده از روی بازی‌های ویدیویی، مورتال کمبت ورای همه‌ی موارد یادشده از جواب نداشتن برای یک پرسش بزرگ ضربه می‌خورد؛ این فیلم دقیقا برای چه کسی روی پرده‌های نقره‌ای سینماها رفت؟</span></span><br />
</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/4/mortal-kombat-sub-zero.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-sub-zero.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]مشکلاتی آشنا همچون داستان‌گویی به‌شدت قابل پیش‌بینی و عدم وجود شخصیت‌پردازی قابل‌توجه در فیلم باعث شده‌اند که فیلم Mortal Kombat برای مخاطبی که علاقه‌ای به سری بازی مورتال کمبت ندارد، طی اکثر دقایق پرشده از خالی باشد. زیرا برای تماشاگر سینما شخصیتی مثل <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">لیو کانگ</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کونگ لائو</span> صرفا یک پسر جوان با قابلیت پرتاب آتش و یک مرد نسبتا مغرور با کلاه تیز به نظر می‌آید. ولی وقتی که عاشق سری بازی مورتا کمبت باشید، تک‌تک ارجاعات فیلم به بازی‌ها را دوست دارید؛ چه وقتی شخصیت‌ها دقیقا جملات خود در بازی‌ها را به زبان می‌آورند و چه وقتی آن‌ها یکی از حرکت‌های فنی و خون‌ریز خود را انجام می‌دهند. در نتیجه واضح است که فیلم مورتال کمبت برای گیمر <span style="font-size: small;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]<span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color">بازی مورتال کمبت</span></span></span> ساخته شد و فقط می‌تواند شانسی برای سرگرم کردن او داشته باشد.[/font]</span></span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">چشم‌های شخصیت Raiden تنها یکی از ضعف‌های انکارناپذیر برخی از جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری فیلم هستند. بیننده کاملا می‌فهمد که این فیلم بودجه‌ی کافی را دریافت نکرد</span></span></span></span><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">با این اوصاف باید پرسید که وقتی تنها مخاطبان فیلم همان طرفدارهای بازی Mortal Kombat هستند، دقیقا تغییرات داستانی و غیرداستانی در فیلم چه نقشی دارند؟ آیا آن‌ها مثلا داستان را منطقی‌تر و قابل باور کرده‌اند؟ اصلا؛ قصه همچنان عجیب‌وغریب، نه‌چندان قابل توضیح و پرشده از داستانک‌های بیش از حد اغراق‌آمیز است. آیا آن‌ها تعداد مخاطب‌های فیلم را افزایش می‌دهند؟ باز هم نه. تقریبا امکان ندارد اثری پرایراد مثل فیلم Mortal Kombat یک‌تنه توانایی جذاب تماشاگر به این جهان داستانی را داشته باشد. پس عملا تغییرها فقط در خدمت عصبانی کردن برخی از بینندگانی هستند که ساعت‌ها وقت خود را صرف فشردن دکمه‌ها با نهایت سرعت برای پیروزی در رقابت‌های بازی مورتال کمبت کرده‌اند.</span></span></span></div>
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]منظور از آن تضاد درونی و سؤال بی‌جواب دقیقا همین است. اگر سازندگان می‌پذیرفتند که می‌خواهند یک فیلم بسازند که فقط و فقط به درد افراد عاشق بازی Mortal Kombat می‌خورد، دیگر هیچ تغییری را به وجود نمی‌آوردند و با نهایت وفاداری به منبع اقتباس جلو می‌رفتند. حداقل در آن حالت هرچه‌قدر هم که قصه غیر قابل لمس به نظر می‌رسید، تعداد قابل توجهی از گیمرها اثر را به خاطر پایبندی کامل به بازی اصلی به باد ستایش می‌گرفتند.</span></span><br />
</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/3/mortal-kombat-reboot-movie-scorpion.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-reboot-movie-scorpion.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]فیلم مورتال کمبت نبردهای متنوع و جذابی را به تصویر می‌کشد</span></span></span><br />
</span>[/font]</span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">در نتیجه با اینکه لذت بردن از یک بار دیدن فیلم Mortal Kombat غیرممکن نیست، موانع زیادی روبه‌روی سینمارو قرار می‌گیرد تا فقط در صورت پشت سر گذاشتن آن‌ها شانسی برای توجه به نقاط قوت محصول داشته باشد. اگر علاقه‌ی خاصی به مجموعه بازی Mortal Kombat ندارید، تعداد پرشماری از فیلم‌های رزمی فانتزی مهم‌تر هستند که سراغ تماشای آن‌ها بروید. اگر طرفدار سرسخت بازی مورتال کمبت هستند و اصلا نمی‌توانید اعمال تغییرات بی‌خاصیت روی قصه‌ی روایت‌شده در منبع اقتباس را بپذیرید، باز هم دیدن این فیلم به‌سادگی لذت‌بخش نخواهد بود. آن هم وقتی نه‌تنها اکثر کاراکترها هیچ‌گونه قوس شخصیتی به‌خصوصی را تجربه نمی‌کنند، بلکه بعضی از آن‌ها همچون Raiden به دلایل مختلف عملا یک برداشت ضعیف و سطحی از روی شخصیت‌های پرابهت و منحصر‌به‌فرد بازی مورتال کمبت هستند.</span></span></span></div>
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]آیا واقعا اگر بتوانیم این موانع را پشت سر بگذاریم و با وجود همه‌ی ایرادهای شده در اثر کنار بیاییم، شانسی برای سرگرم شدن با فیلم Mortal Kombat داریم؟ پاسخ مثبت است. مورتال کمبت به‌عنوان یک بازی فایتینگ قبل از هر مورد دیگر با نبردهای فیزیکی در محیط‌های مختلف تعریف می‌شود و باید پذیرفت که اعضای تیم سازنده واقعا روی طراحی نبردها وقت گذاشته‌اند. البته سکانس‌های مبارزاتی هم مقداری از کات‌های بیش از اندازه در تدوین و لرزش اضافی دوربین طی بعضی از دقایق ضربه خوردند.</span></span><br />
</span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/1/kung-lao-mortal-kombat-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  kung-lao-mortal-kombat-film.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]جزئیات در نبردهای فیلم Mortal Kombat به شکل دل‌چسب تماشاگر را به یاد بازی منبع اقتباس می‌اندازند. نخستین نکته‌ی مثبت، مربوط‌به تنوع لایق توجه محیط‌های مختلف مبارزه است که در آن‌ها شخصیت‌های متفاوت از اجسام گوناگون و شرایط آن مکان برای پیروزی بهره می‌برند؛ نبرد در فضای بسته به کمک حمله‌های کوچک با خسته کردن دشمن، نبرد در فضای بزرگ به کمک استفاده از قوی‌ترین قابلیت‌ها، نبرد دو نفر دربرابر دو نفر و ریتم تندی که فیلم موقع جابه‌جایی بین برخی از این نبردها ارائه داده است، همه و همه به روش‌های مختلف حس‌وحال جنگیدن داخل استیج‌های متفاوت بازی های مورتال کمبت را به ذهن می‌آورند.</span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/2/mortal-kombat-movie-sub-zero-poster.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-movie-sub-zero-poster.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]کوریوگرافی (طراحی حرکات بازیگرها در مقابل دوربین) قابل قبول نبردها مخصوصا با تمرکز روی تفاوت موجودات مبارزه‌کننده با یکدیگر هم به جذابیت مبارزات کمک کرده است. وقتی همه‌ی عناصر داستانی را فراموش می‌کنیم و فقط پرتاب شدن <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">اسکورپیون</span> توسط <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ساب-زیرو</span> به سمت یک دیوار یخی یا فرو رفتن دست <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کینو</span> در بدن <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">رپتایل</span> را می‌بینیم، کاملا مشخص است که فیلم Mortal Kombat را چند فرد علاقه‌مند به بازی Mortal Kombat ساختند.</span></span><br />
<br />
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">تازه نمی‌توان از یاد برد که باز بودن کامل دست تیم سازنده در استفاده از خون و خشونت، مورتال کمبت را زنده نگه می‌دارد. البته که مورتال کمبت سال ۲۰۲۱ در نمایش خشونت عریان و خون‌آلود، یک محصول نوآورانه نیست. مخصوصا وقتی بودجه‌ی آن حدودا ۵۰ میلیون دلار است. اما نباید انکار کرد که بزرگ‌سالانه بودن بدون تعارف فیلم Mortal Kombat تاثیر مثبتی روی جذابیت نبردها دارد. شاید برخی از بینندگان هدف بگویند کاش <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">سایمون مک‌کوئید</span> در مقام کارگردان با بودجه‌ی بیشتر فیلمی را می‌ساخت که تقریبا همه‌ی دقایق آن با کم‌ترین منطقی داستانی به همین نبردها اختصاص داشتند.</span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/3/reptile-mortal-kombat-2021.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  reptile-mortal-kombat-2021.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]شنگ سونگ یکی از آن شخصیت‌های منفی بازی است که فیلم Mortal Kombat تصویر قابل قبولی از او ارائه می‌دهد</span></span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">عملکرد بازیگرها هم با اینکه در چنین فیلمی تقریبا هرگز به چشم نمی‌آید، خالی از نکات مثبت نیست. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">سونیا بلید</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">هانزو هاناشی</span> به ترتیب از نقش‌آفرینی <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جسیکا مک‌نامی</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">هیرویوکی سانادا</span> بهره‌ی زیادی می‌برند و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جو تسلیم</span> در نقش <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بی-هان</span> به اندازه‌ی کافی عصبانی‌کننده ظاهر می‌شود. تازه فارغ از آن که سانادا چه‌قدر خوب در یکی از معدود لحظات احساسی فیلم زانو می‌زند یا <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جاش لاوسون</span> چه‌قدر کمدی مریض گره‌خورده به کینو را خوب فهمیده است، نباید از نقش جدی بازی بدنی بسیاری از بازیگرها در فیلم غافل شد.</span></span></span></div>
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]در چنین اثری بسیاری از قابلیت‌های بازیگر نه احساسی که فیزیکی هستند و روی همان نبردهای جذاب و دل‌چسب تاثیر مثبت می‌گذارند. مخصوصا وقتی با کارگردانی و موسیقی متنی همراه می‌شوند که انصافا در ارائه‌ی اکشن حتی طی ساده‌ترین لحظات، استاندارد به نظر می‌آیند و دست‌کم وظیفه‌ی خود را انجام داده‌اند.</span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/2/mortal-kombat-movie-sub-zero-power-ice.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-movie-sub-zero-power-ice.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]فیلم Mortal Kombat برخلاف چندین و چند اثر دیگر اقتباس‌شده از روی بازی‌های ویدیویی یک افتضاح غیر قابل تماشا نیست. ولی برای آن که فرصت یک دور سرگرم شدن فراموش‌شدنی با آن را داشته باشید، باید در گروه مشخصی از تماشاگرها قرار بگیرید. در نتیجه باتوجه‌به داستان‌گویی شتاب‌زده‌ای که در آن تقریبا همه‌ی شخصیت‌ها به شکل قابل حدس توسط فیلم‌نامه حرکت داده می‌شوند، مورتال کمبت قطعا از نقاط ضعف پرشمار و انکارناپذیری رنج می‌برد.</span></span><br />
<br />
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">در همین حین اگر یک نفر اهل تنظیم انتظارات خود از فیلم‌های متفاوت است و فقط می‌خواهد حمله‌ی سونیا به <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ملینا</span> یا نبرد یک مبارز با <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">شاهزاده گورو</span> را ببیند و کمی با علاقه‌ی خود به مجموعه بازی Mortal Kombat خاطره‌بازی کند، شاید اصلا از یک بار فرصت دادن به ساخته‌ی سایمون مک‌کوئید پشیمان نشود.</span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span></div>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: center;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/4/mortal-kombat-tadanobu-asano-raiden.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-tadanobu-asano-raiden.jpg]" class="mycode_img" /></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">فیلم Mortal Kombat، محصول سال ۲۰۲۱ میلادی هیچ آورده‌ای برای تماشاگر خود ندارد. بااین‌حال اگر طرفدار مجموعه بازی مورتال کامبت هستید و از تغییرات به ستوه نمی‌آیید، شاید فقط یک دور با دیدن آن کم‌وبیش سرگرم شوید.</span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]کمتر پیش می‌آید که تماشاگر واقعا به بودجه‌ی یک فیلم هالیوودی نقد داشته باشد. زیرا در اکثر مواقع فیلم‌های ساخته‌شده با بودجه‌های مختلف انقدر روی استفاده‌ی حداکثری از پول موجود و تطابق آن با فیلم‌نامه و کارگردانی خود وقت می‌گذارند که بودجه پشت اثر پنهان می‌شود. ولی <span style="font-size: small;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]مورتال کامبت</span></span> متاسفانه به شکلی نامطلوب بودجه‌ی خود را عیان کرده است. سکانس‌هایی از <span style="font-size: small;" class="mycode_size"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">فیلم Mortal Kombat</span></span> هستند که به طرز واضحی برای پول و وقت بیشتر التماس می‌کنند.[/font]</span></span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">حتی اگر کل فیلم از CGIهایی قرارگرفته در یک سطح کیفی مشخص رنج می‌برد، انقدر همه‌چیز در چشم مخاطب پررنگ نمی‌شد. مشکل وقتی آزاردهنده می‌شود که تیم سازنده به وضوح برای سکانس‌های مهم‌تر بودجه‌ی بیشتری خرج کرده است و در نتیجه دقایق رنج‌برده از جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری متوسط و ضعیف، بیشتر در فیلم به چشم می‌آیند. این دقیقا یکی از مشکلاتی است که در <span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: small;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]فیلم Monster Hunter</span></span></span> هم دیده شد. هرچند در نگاه کلی تعداد سکانس‌های خوش‌جلوه و قابل قبول فیلم Mortal Kombat از لحاظ بصری بیشتر از آن فاجعه‌ی ضعیف است.[/font]</span></span></div>
<br />
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">فیلم Mortal Kombat به شکلی واضح حرفی برای گفتن به مخاطب ناآشنا با مجموعه بازی مورتال کامبت ندارد. پس چرا با تغییرات داستانی نالازم و بی‌فایده، دسته‌ای از تماشاگرهای اصلی خود را خسته می‌کند؟</span></span></span></span><br />
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]چرا از جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری شروع کردم؟ چون آن‌ها به واضح‌ترین شکل ممکن تضادی را نشان می‌دهند که در کل فیلم وجود دارد. طراحی لباس همان‌قدر که گاهی پرجزئیات و جذاب انجام شد، گاهی ظاهرا بیرون‌آمده از یک فیلم مستقل با بودجه‌ی کمتر از ۱۰ هزار دلار است. دقت سازندگان به بازی Mortal Kombat به‌عنوان منبع اقتباس بعضا لایق توجه جلوه می‌کند و گاهی بسیار بد به نظر می‌رسد. ولی به مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر ساخته‌شده از روی بازی‌های ویدیویی، مورتال کمبت ورای همه‌ی موارد یادشده از جواب نداشتن برای یک پرسش بزرگ ضربه می‌خورد؛ این فیلم دقیقا برای چه کسی روی پرده‌های نقره‌ای سینماها رفت؟</span></span><br />
</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/4/mortal-kombat-sub-zero.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-sub-zero.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]مشکلاتی آشنا همچون داستان‌گویی به‌شدت قابل پیش‌بینی و عدم وجود شخصیت‌پردازی قابل‌توجه در فیلم باعث شده‌اند که فیلم Mortal Kombat برای مخاطبی که علاقه‌ای به سری بازی مورتال کمبت ندارد، طی اکثر دقایق پرشده از خالی باشد. زیرا برای تماشاگر سینما شخصیتی مثل <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">لیو کانگ</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کونگ لائو</span> صرفا یک پسر جوان با قابلیت پرتاب آتش و یک مرد نسبتا مغرور با کلاه تیز به نظر می‌آید. ولی وقتی که عاشق سری بازی مورتا کمبت باشید، تک‌تک ارجاعات فیلم به بازی‌ها را دوست دارید؛ چه وقتی شخصیت‌ها دقیقا جملات خود در بازی‌ها را به زبان می‌آورند و چه وقتی آن‌ها یکی از حرکت‌های فنی و خون‌ریز خود را انجام می‌دهند. در نتیجه واضح است که فیلم مورتال کمبت برای گیمر <span style="font-size: small;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]<span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color">بازی مورتال کمبت</span></span></span> ساخته شد و فقط می‌تواند شانسی برای سرگرم کردن او داشته باشد.[/font]</span></span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">
<br />
<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">چشم‌های شخصیت Raiden تنها یکی از ضعف‌های انکارناپذیر برخی از جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری فیلم هستند. بیننده کاملا می‌فهمد که این فیلم بودجه‌ی کافی را دریافت نکرد</span></span></span></span><br />
<br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">با این اوصاف باید پرسید که وقتی تنها مخاطبان فیلم همان طرفدارهای بازی Mortal Kombat هستند، دقیقا تغییرات داستانی و غیرداستانی در فیلم چه نقشی دارند؟ آیا آن‌ها مثلا داستان را منطقی‌تر و قابل باور کرده‌اند؟ اصلا؛ قصه همچنان عجیب‌وغریب، نه‌چندان قابل توضیح و پرشده از داستانک‌های بیش از حد اغراق‌آمیز است. آیا آن‌ها تعداد مخاطب‌های فیلم را افزایش می‌دهند؟ باز هم نه. تقریبا امکان ندارد اثری پرایراد مثل فیلم Mortal Kombat یک‌تنه توانایی جذاب تماشاگر به این جهان داستانی را داشته باشد. پس عملا تغییرها فقط در خدمت عصبانی کردن برخی از بینندگانی هستند که ساعت‌ها وقت خود را صرف فشردن دکمه‌ها با نهایت سرعت برای پیروزی در رقابت‌های بازی مورتال کمبت کرده‌اند.</span></span></span></div>
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]منظور از آن تضاد درونی و سؤال بی‌جواب دقیقا همین است. اگر سازندگان می‌پذیرفتند که می‌خواهند یک فیلم بسازند که فقط و فقط به درد افراد عاشق بازی Mortal Kombat می‌خورد، دیگر هیچ تغییری را به وجود نمی‌آوردند و با نهایت وفاداری به منبع اقتباس جلو می‌رفتند. حداقل در آن حالت هرچه‌قدر هم که قصه غیر قابل لمس به نظر می‌رسید، تعداد قابل توجهی از گیمرها اثر را به خاطر پایبندی کامل به بازی اصلی به باد ستایش می‌گرفتند.</span></span><br />
</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/3/mortal-kombat-reboot-movie-scorpion.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-reboot-movie-scorpion.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]فیلم مورتال کمبت نبردهای متنوع و جذابی را به تصویر می‌کشد</span></span></span><br />
</span>[/font]</span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">در نتیجه با اینکه لذت بردن از یک بار دیدن فیلم Mortal Kombat غیرممکن نیست، موانع زیادی روبه‌روی سینمارو قرار می‌گیرد تا فقط در صورت پشت سر گذاشتن آن‌ها شانسی برای توجه به نقاط قوت محصول داشته باشد. اگر علاقه‌ی خاصی به مجموعه بازی Mortal Kombat ندارید، تعداد پرشماری از فیلم‌های رزمی فانتزی مهم‌تر هستند که سراغ تماشای آن‌ها بروید. اگر طرفدار سرسخت بازی مورتال کمبت هستند و اصلا نمی‌توانید اعمال تغییرات بی‌خاصیت روی قصه‌ی روایت‌شده در منبع اقتباس را بپذیرید، باز هم دیدن این فیلم به‌سادگی لذت‌بخش نخواهد بود. آن هم وقتی نه‌تنها اکثر کاراکترها هیچ‌گونه قوس شخصیتی به‌خصوصی را تجربه نمی‌کنند، بلکه بعضی از آن‌ها همچون Raiden به دلایل مختلف عملا یک برداشت ضعیف و سطحی از روی شخصیت‌های پرابهت و منحصر‌به‌فرد بازی مورتال کمبت هستند.</span></span></span></div>
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]آیا واقعا اگر بتوانیم این موانع را پشت سر بگذاریم و با وجود همه‌ی ایرادهای شده در اثر کنار بیاییم، شانسی برای سرگرم شدن با فیلم Mortal Kombat داریم؟ پاسخ مثبت است. مورتال کمبت به‌عنوان یک بازی فایتینگ قبل از هر مورد دیگر با نبردهای فیزیکی در محیط‌های مختلف تعریف می‌شود و باید پذیرفت که اعضای تیم سازنده واقعا روی طراحی نبردها وقت گذاشته‌اند. البته سکانس‌های مبارزاتی هم مقداری از کات‌های بیش از اندازه در تدوین و لرزش اضافی دوربین طی بعضی از دقایق ضربه خوردند.</span></span><br />
</span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/1/kung-lao-mortal-kombat-film.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  kung-lao-mortal-kombat-film.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]جزئیات در نبردهای فیلم Mortal Kombat به شکل دل‌چسب تماشاگر را به یاد بازی منبع اقتباس می‌اندازند. نخستین نکته‌ی مثبت، مربوط‌به تنوع لایق توجه محیط‌های مختلف مبارزه است که در آن‌ها شخصیت‌های متفاوت از اجسام گوناگون و شرایط آن مکان برای پیروزی بهره می‌برند؛ نبرد در فضای بسته به کمک حمله‌های کوچک با خسته کردن دشمن، نبرد در فضای بزرگ به کمک استفاده از قوی‌ترین قابلیت‌ها، نبرد دو نفر دربرابر دو نفر و ریتم تندی که فیلم موقع جابه‌جایی بین برخی از این نبردها ارائه داده است، همه و همه به روش‌های مختلف حس‌وحال جنگیدن داخل استیج‌های متفاوت بازی های مورتال کمبت را به ذهن می‌آورند.</span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/2/mortal-kombat-movie-sub-zero-poster.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-movie-sub-zero-poster.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]کوریوگرافی (طراحی حرکات بازیگرها در مقابل دوربین) قابل قبول نبردها مخصوصا با تمرکز روی تفاوت موجودات مبارزه‌کننده با یکدیگر هم به جذابیت مبارزات کمک کرده است. وقتی همه‌ی عناصر داستانی را فراموش می‌کنیم و فقط پرتاب شدن <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">اسکورپیون</span> توسط <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ساب-زیرو</span> به سمت یک دیوار یخی یا فرو رفتن دست <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">کینو</span> در بدن <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">رپتایل</span> را می‌بینیم، کاملا مشخص است که فیلم Mortal Kombat را چند فرد علاقه‌مند به بازی Mortal Kombat ساختند.</span></span><br />
<br />
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">تازه نمی‌توان از یاد برد که باز بودن کامل دست تیم سازنده در استفاده از خون و خشونت، مورتال کمبت را زنده نگه می‌دارد. البته که مورتال کمبت سال ۲۰۲۱ در نمایش خشونت عریان و خون‌آلود، یک محصول نوآورانه نیست. مخصوصا وقتی بودجه‌ی آن حدودا ۵۰ میلیون دلار است. اما نباید انکار کرد که بزرگ‌سالانه بودن بدون تعارف فیلم Mortal Kombat تاثیر مثبتی روی جذابیت نبردها دارد. شاید برخی از بینندگان هدف بگویند کاش <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">سایمون مک‌کوئید</span> در مقام کارگردان با بودجه‌ی بیشتر فیلمی را می‌ساخت که تقریبا همه‌ی دقایق آن با کم‌ترین منطقی داستانی به همین نبردها اختصاص داشتند.</span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/3/reptile-mortal-kombat-2021.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  reptile-mortal-kombat-2021.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #ee2d58;" class="mycode_color"><span style="font-size: large;" class="mycode_size">[font=IRANSans, tahoma]شنگ سونگ یکی از آن شخصیت‌های منفی بازی است که فیلم Mortal Kombat تصویر قابل قبولی از او ارائه می‌دهد</span></span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">عملکرد بازیگرها هم با اینکه در چنین فیلمی تقریبا هرگز به چشم نمی‌آید، خالی از نکات مثبت نیست. <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">سونیا بلید</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">هانزو هاناشی</span> به ترتیب از نقش‌آفرینی <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جسیکا مک‌نامی</span> و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">هیرویوکی سانادا</span> بهره‌ی زیادی می‌برند و <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جو تسلیم</span> در نقش <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">بی-هان</span> به اندازه‌ی کافی عصبانی‌کننده ظاهر می‌شود. تازه فارغ از آن که سانادا چه‌قدر خوب در یکی از معدود لحظات احساسی فیلم زانو می‌زند یا <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">جاش لاوسون</span> چه‌قدر کمدی مریض گره‌خورده به کینو را خوب فهمیده است، نباید از نقش جدی بازی بدنی بسیاری از بازیگرها در فیلم غافل شد.</span></span></span></div>
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]در چنین اثری بسیاری از قابلیت‌های بازیگر نه احساسی که فیزیکی هستند و روی همان نبردهای جذاب و دل‌چسب تاثیر مثبت می‌گذارند. مخصوصا وقتی با کارگردانی و موسیقی متنی همراه می‌شوند که انصافا در ارائه‌ی اکشن حتی طی ساده‌ترین لحظات، استاندارد به نظر می‌آیند و دست‌کم وظیفه‌ی خود را انجام داده‌اند.</span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><img src="https://cdn.zoomg.ir/2021/2/mortal-kombat-movie-sub-zero-power-ice.jpg" loading="lazy"  alt="[تصویر:  mortal-kombat-movie-sub-zero-power-ice.jpg]" class="mycode_img" /></span></span></span>[/font]</span></div>
<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]<span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color">[font=IRANSans, tahoma]فیلم Mortal Kombat برخلاف چندین و چند اثر دیگر اقتباس‌شده از روی بازی‌های ویدیویی یک افتضاح غیر قابل تماشا نیست. ولی برای آن که فرصت یک دور سرگرم شدن فراموش‌شدنی با آن را داشته باشید، باید در گروه مشخصی از تماشاگرها قرار بگیرید. در نتیجه باتوجه‌به داستان‌گویی شتاب‌زده‌ای که در آن تقریبا همه‌ی شخصیت‌ها به شکل قابل حدس توسط فیلم‌نامه حرکت داده می‌شوند، مورتال کمبت قطعا از نقاط ضعف پرشمار و انکارناپذیری رنج می‌برد.</span></span><br />
<br />
<span style="color: #3b3b3b;" class="mycode_color"><span style="font-family: IRANSans, tahoma;" class="mycode_font">در همین حین اگر یک نفر اهل تنظیم انتظارات خود از فیلم‌های متفاوت است و فقط می‌خواهد حمله‌ی سونیا به <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">ملینا</span> یا نبرد یک مبارز با <span style="font-style: italic;" class="mycode_i">شاهزاده گورو</span> را ببیند و کمی با علاقه‌ی خود به مجموعه بازی Mortal Kombat خاطره‌بازی کند، شاید اصلا از یک بار فرصت دادن به ساخته‌ی سایمون مک‌کوئید پشیمان نشود.</span></span><br />
</span>[/font]</span>[/font]</span></div>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[فیلم‌های غیرمتعارفی که اسکاری شدند]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3865</link>
			<pubDate>Sun, 25 Apr 2021 13:08:38 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=2">gnsorena</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3865</guid>
			<description><![CDATA[وقتی «جوکر» با حال و هوای کمیک استریپی‌اش کاندیدای ۱۱ جایزه اسکار سال گذشته شد و با خواکین فینیکس مجسمه طلایی برترین هنرپیشه مرد نقش اول را برد، به‌نظر می‌رسید کاری ساختارشکن صورت داده است.با این حال سوابق جوایز بسیار معتبر و سالانه آکادمی علوم سینمایی و هنر‌های تصویری که نهاد مجری و توزیع‌کننده این جوایز به‌شمار می‌آید، سرشار از بها دادن به فیلم‌هایی است که به ژانر‌های متفاوت و به روایتی گونه‌های غیرمتعارف و کوچک‌تر سینما تعلق داشته و به‌گونه‌های اصلی فیلمسازی و به جمع برندگان سنتی این جوایز متعلق نبوده‌اند.<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">جوکر که پیرامون فردی شبیه به کاراکتر بدمن سری فیلم‌های کمیک بوکی بت‌من است و به سبب فشار‌های اجتماعی به سمت جوکر بودن سوق داده می‌شود، اولین فیلم از این ژانر بسیار پردرآمد فیلمسازی جهان نبود که اسکار برترین فیلم سال را نشانه رفته بود (و در نهایت آن را تصاحب نکرد) و این افتخار به اولین ورسیون بلند سینمایی از روی داستان‌های «پلنگ سیاه» محصول ۲۰۱۸ اختصاص می‌یابد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411843_319.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  2411843_319.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این عادت آکادمی علوم سینمایی است که بیشترین بها را به کار‌های حماسی و با مضامین ویژه و رومانتیک‌هایی با پس‌زمینه‌های تاریخی بدهد و ارتباط هیأت رئیسه و اکثر اعضای ۱۰ هزار نفری این نهاد با فیلم‌های اجتماعی، درام و فیلم‌های مبتنی بر وقایع حقیقی و با پس‌زمینه‌ای از رویداد‌های تاریخی میانه بهتری دارند، ولی ژانر‌های به اصطلاح جنبی شامل علمی-‌تخیلی، ترسناک، فضایی، ماوراءالطبیعه و کمیک استریپی نیز سهم بایسته خود را بخصوص طی سال‌های اخیر از تبلیغاتی‌ترین جوایز سینمایی جهان برگرفته‌اند. بر این اساس، بد نیست نگاهی به این گونه فیلم‌ها و کار‌هایی که به گنجینه مجسمه‌های طلایی نقب زدند و شماری از این جوایز را صید کردند، بیندازیم و از چند و، چون این کار‌های سنت‌شکن بیشتر مطلع شویم.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size">سه گانه «ارباب حلقه‌ها» The Lord Of The Rings ۱،۲,۳ ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">تریلوژی فانتزی پیتر جکسون نیوزیلندی از روی کتاب داستان‌های قطور جی. آر. آر. تولکین گیشه‌های پرباری را در اوایل قرن بیست و یکم برای خود پی ریخت و قسمت سوم آن در سال ۲۰۰۳ که «بازگشت پادشاه» نام داشت، کولاک کرد و در هر ۱۱ قسمتی که در آن کاندیدا شده بود، اسکارگرفت تا اولین فیلم فانتزی و خیالی تاریخ باشد که مجسمه طلایی بهترین فیلم را تصاحب کرده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411830_803.jpg" loading="lazy"  width="904" height="749" alt="[تصویر:  2411830_803.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این توفیق که البته گرامیداشتی بر دستاورد‌های هر سه فیلم تلقی می‌شد، «بازگشت پادشاه» را همپا با نسخه اوری‌ژینال «بن هور» محصول ۱۹۵۹ و «تایتانیک» فیلم اپیک سال ۱۹۹۷ جیمز کامرون به برنده بیشترین اسکار‌ها در یک سال تبدیل کرد و با اینکه مضمون قصه‌ها و تلاش آدم‌ها و موجوداتی غیرقابل لمس با نام الف‌ها و هابیت‌ها برای تصاحب مکانی که مرکز زمین نامیده می‌شود، موضوعی احمقانه و اکثر اتفاقات کودکانه بود، اما هالیوود و جامعه جهانی سینما فقط به چشم یک ماشین پول ساز به این فرانچیز نگاه می‌کردند و نه تنها گلایه‌ای نداشتند بلکه بر پروژه بعدی جکسون هم که ساخت تریلوژی دیگری به‌عنوان مقدمه‌ای بر «ارباب حلقه‌ها» و با اسم «هابیت» بود و در نیمه اول دهه ۲۰۱۰ عرضه شد و به موفقیت زیادی هم رسید، مهر تأیید زدند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size">«ببر خیزان، اژد‌های پنهان» Crouching Tiger، Hidden Dragon ۲۰۰۰</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">مطرح شدن فیلم‌های موفق رزمی و شرق آسیایی اصلاً یک سنت تازه نبود، اما لااقل برای هالیوودی‌ها و غربی‌ها چنین فیلمی با کارگردانی آنگ لی تایوانی چنان تازه و غیرمنتظره بود که آن را کاندیدای ۱۰ جایزه اسکار کردند که بیشترین رقم نامزدی برای فیلمی خارجی (به زبان غیرانگلیسی) بود. این فیلم اسکار برترین فیلم خارجی را که این روز‌ها عنوان آن را به برترین فیلم بین‌الملل تغییر داده‌اند، تصاحب کرد که کاملاً قابل پیش‌بینی بود، اما برای اولین‌بار اتفاق می‌افتاد که فیلمی از این رده و ژانر در جمع نامزد‌های بهترین فیلم سال هم قرار می‌گرفت و ۱۹ سال طول کشید تا «روما» شاهکار سیاه و سفید آلفونسو کوارون مکزیکی از نظر تعداد کاندیدایی‌هایش با دستاورد‌های «ببر خیزان، اژد‌های پنهان» برابری کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411833_531.jpg" loading="lazy"  width="904" height="868" alt="[تصویر:  2411833_531.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">پرواز انسان‌های مجری جالب‌ترین فنون رزمی و روش‌های مختلف کاراته در آسمان آنگونه که فقط از پرندگان برمی‌آید، حالت فانتزی صرف داشت و باورپذیر بودن فیلم را کاهش داد، اما فیلم چنان موفق بود که هالیوود از آن پس آغوش خود را هرچه بیشتر به روی آثار رزمی متعددی ازجمله فیلم‌های برجسته ژانگ ئیموی چینی گشوده و با آن‌ها هم افسانه‌پردازی کرده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«جن‌گیر» The Exorcist ۱۹۷۳</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ساخته تکان دهنده ویلیام فردکین که در دهه ۷۰ دوران اوج خود بسر می‌برد و دو سال پیشتر با «ارتباط فرانسوی» اسکار‌های اصلی را درو کرده بود، به اولین فیلم ژانر هارور (وحشت) تبدیل شد که نه فقط به نامزدی بهترین فیلم سال دست یافت بلکه مجموعاً ۱۰ نامزدی کسب کرد که شامل اسکار برترین کارگردانی هم می‌شد.این فیلم براساس رمان بسیار پرفروشی با همین نام نوشته ویلیام پیتر بلاتی و ظاهراً براساس رویدادی واقعی ساخته شد و جایزه بهترین سناریوی اقتباسی را به خود اختصاص داد و بر اسکار بهترین میکس صدا هم چنگ انداخت.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411839_299.jpg" loading="lazy"  width="904" height="712" alt="[تصویر:  2411839_299.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بواقع نیز «جن‌گیر» با بازی عالی لیندا بلر نوجوان در رل اصلی هنوز صدرنشین تمامی لیست‌های ترسناک‌ترین فیلم‌های تاریخ است و با اینکه ظاهراً به جمع ۷۰ فیلم پرفروش تاریخ راهی ندارد، اما این به سبب قیمت بسیار ارزان‌تر بلیت‌های سینما در آن ایام در قیاس با دوران کنونی است و در غیر این صورت تعداد کسانی که بیش از ۴۵ سال پیش به تماشای «جن‌گیر» در سالن‌های سینما در سطح جهان رفتند، بیشتر از کسانی بود که در سال ۲۰۱۹ قسمت چهارم فیلم کمیک بوکی «اونجرز» را در صدر درآمدسازترین فیلم‌های تمامی ادوار قرار دادند. پیش از «جن‌گیر» فقط «ربه‌کا»‌ی آلفرد هیچکاک توانسته بود در بین فیلم‌های این ژانر در جوایز اسکار و بقیه ارزشگذاری‌های سینمایی بدرخشد، اما ربه‌کا فقط فیلمی دلهره‌آور و آمیخته با ترس بود و اصلاً به اندازه «جن‌گیر» هولناک نبود.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«آرواره‌ها» Jaws ۱۹۷۵</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">استیون اسپیلبرگ که در سال ۱۹۷۱ با اولین فیلم بلندش با نام «دوئل» توانسته بود از یک کامیون درجاده‌ای بیرون شهری بدون نشان دادن راننده آن هیولایی ترسناک بسازد و او را به جان راننده عادی و قابل رؤیت یک ماشین معمولی بیندازد، با «آرواره‌ها» این ترس را عیان‌تر و صریح‌تر ساخت و با به تصویرکشیدن حمله یک کوسه عظیم بی‌رحم به نقاط ساحلی یک شهر بندری در کالیفرنیای امریکا ترس از این موجودات بی‌رحم و قاتل را به یک فوبیای دیرپا برای مردم دنیا تبدیل کرد تا برای مدتی قابل توجه تعداد افرادی که برای شنا به دریا می‌زدند کاهش یابد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411836_951.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  2411836_951.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">کاندیدایی اسکار برترین فیلم سال برای Jaws با توجه به تأثیرگذاری عظیم اجتماعی آن فیلم حق مسلم اسپیلبرگ و مخلوق هنری وی بود و او البته دو سال بعد از آن تاریخ، چنان ترسی را به دل فضا و فیلم تخیلی و شاید هم واقعی «برخورد نزدیک از نوع سوم» نیز تزریق کرد و از سفینه عظیمی سخن گفت که آمدنش به کره زمین نظم زندگی بشر را مختل و دریچه‌های تازه‌ای را به روی انسان‌ها باز کرد. «برخورد نزدیک» هم مثل «Jaws» کاندیدای اسکار بهترین فیلم سال (۱۹۷۷) شد، ولی مانند آن فیلم دستش به این جایزه نرسید و «آنی هال» ساخته کمدی-اجتماعی وودی آلن در صدر ایستاد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«پلنگ سیاه» Black Panther ۲۰۱۸</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم‌های کمیک استریپی از اواخر دهه ۱۹۹۰ به بعد و بویژه از ۲۰۰۸ که قسمت اول فیلم «Iron Man» درخشید، روزگار بسیار خوشی در گیشه‌ها داشته‌اند، اما فقط در سال ۲۰۱۸ بود که اولین نسخه بلند سینمایی از روی «پلنگ سیاه» با عبور از مرز‌های آثار کمیک بوکی و محدودیت‌های آن نامزد ۷ جایزه اسکار شد که یکی از آن‌ها جایزه بهترین فیلم بود و نخستین باری را به تصویر کشید که یک کار کمیک استریپی صاحب شانس تصاحب چنین جایزه‌ای شده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411834_157.jpg" loading="lazy"  width="904" height="840" alt="[تصویر:  2411834_157.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">یک سال پیشتر «لوگان» که ادامه‌ای بر سری فیلم‌های «مردان ایکس» و متمرکز بر کاراکتر وولورین بود، نامزد اسکار برترین سناریوی اقتباسی شده بود، اما «پلنگ سیاه» کاملاً از این حد و مرز‌ها عبور کرد و در نهایت سه اسکار را فراچنگ آورد که مربوط به قسمت‌های بهترین طراحی لباس، طراحی صحنه و موسیقی متن بودند. این صریح‌ترین پیام از سوی رؤسای مارول غول انتشاراتی و سینمایی تهیه کمیک استریپ‌ها و نظایر این استودیو و حاوی این واقعیت بود که؛ کمیک بوک‌ها را از همیشه جدی‌تر بگیرید، زیرا اضافه بر گیشه‌ها به عناوین و جوایز و انواع افتخارات هم چشم دارند و اینک یک حاکم مطلق، دست کم در امور مالی و اقتصادی هستند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«حس ششم» The sixth sense ۱۹۹۹</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این فیلم متعلق به ام نایت شیامالان هندی مانند «سکوت بره‌ها»‌ی جاناتان دمی بین دو ژانر تریلر (دلهره آور) و هارور (وحشت) سرگردان است تا اینکه در بخش‌هایی از خود و در زمان اثبات مرده بودن پسرک نوجوانی که مکرراً می‌گوید مرده‌ها و اشباح را می‌بیند، کاملاً وحشت‌آور می‌شود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این فیلم و دو سه کار بعدی شیامالان این کارگردان جوان و فکور هندی را به پدیده جدید هالیوود در سال‌های آغازین دهه ۲۰۰۰ تبدیل کرد و حتی عده‌ای با زیاده‌روی در تمجید از وی، شیامالان را- به غلط - آلفرد هیچکاک جدید نامیدند حال آنکه فیلم‌های وی بعد از «ناشکستنی»، «نشانه‌ها» و «دهکده» که در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ عرضه شدند، افت آشکاری داشت و تنها با دو سه کار سال‌های اخیرش شامل «دیدار»، «شکاف» و «گلس» به دوران اوجش بازگشته است، شوک واقعی در سکانس پایانی فیلم حس ششم وارد می‌شود که مشخص گشت حتی کاراکتر بروس ویلیس که مثل یک پدر معنوی برای پسرک «مرده‌بین» (با بازی هیلی جوئل اوزمنت) است، مثل او از دنیای مردگان آمده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411832_192.jpg" loading="lazy"  width="904" height="948" alt="[تصویر:  2411832_192.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">حس ششم با این رویداد‌های تکان‌دهنده کاندیدای پنج اسکار اصلی شد و مهم نیست که هیچ یک را نبرد، زیرا راه را برای درخشش سایر فیلم‌های ترسناک و فلسفی از این دست در انتخابات پایانی سال ازجمله اسکار، گولدن گلوب، بافتا و سزار هموارتر از گذشته کرد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«سکوت بره‌ها» The Silence of The lambs ۱۹۹۱</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"> اگر «جن‌گیر» در سال ۱۹۷۳ با‌وجود تمام شایستگی‌هایش از کسب اسکار برترین فیلم سال بازماند و تنها به نامزدی آن بسنده کرد، اما این فیلم ترسناک جاناتان دمی این سد را شکست و به اولین فیلم از ژانر وحشت بدل شد که این جایزه را کسب کرده است. «سکوت بره‌ها» بواقع با تصاحب هر پنج اسکار اصلی (بهترین فیلم، برترین کارگردانی، بهترین هنرپیشه نقش اول مرد برای آنتونی هاپکینز، برترین بازیگر رل اول زن برای جودی فاستر و بهترین سناریوی اقتباس شده) به جمع بسیار نادری پیوست که تمامی این پنج مجسمه طلایی را در یک سال برده‌اند و آن آثار تنها دو فیلم و با فاصله زمانی ۴۰ سال بوده‌اند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411837_793.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  2411837_793.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ابتدا «یک شب اتفاق افتاد» کار کمدی – رمانتیک سال ۱۹۳۴ فرانک کاپرا دست به آن کار مهم زد و سپس «یکی بر فراز آشیانه فاخته پرید» فیلم دراماتیک و اجتماعی سال ۱۹۷۵ میلوش فورمن چک تبار به این افتخار رسید. «سکوت بره‌ها» داستان یک پزشک آدمخوار به‌نام هانیبال لکتر با بازی درخشان آنتونی هاپکینز است که پشت میله‌های زندان قرار دارد، اما به یک مأمور زن اف‌بی‌آی یاری می‌رساند تا یک قاتل زنجیره‌ای دیوانه را که پوست بدن قربانیان خود را درمی‌آورد تا از آن‌ها برای خودش لباس درست کند، به دام اندازد و چنین کاری باعث نجات خود وی از زندان هم می‌شود.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«شکل آب» The Shape Of Water ۲۰۱۷</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فقط از درون مغز هنرمندی غیرعادی مانند گی‌یرمو دل توروی مکزیکی می‌توانست داستان عجیبی همچون «شکل آب» بیرون بیاید، زیرا او پس از فیلم‌های مکزیکی خبرساز اوایل دهه ۲۰۰۰ خود و دوگانه هالیوودی «پسر جهنمی» و البته دوگانه دیگری با اسم «حاشیه‌های پاسیفیک» به سوی قصه‌ای رفت که داستانی غیرمتعارف را روایت می‌کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411838_172.jpg" loading="lazy"  width="904" height="843" alt="[تصویر:  2411838_172.jpg]" class="mycode_img" /></div>
این فیلم علاقه‌مند شدن یک زن ناشنوای شاغل در یک لابراتوار علمی به موجودی ناشناخته و دریایی را نشان می‌دهد که هر چیزی هست الا انسانی متعارف. با وجود این هر چه بیشتر از زمان اکران فیلم گذشت، محبوبیت و سر و صدای آن بیشتر شد، به طوری که نامزد ۱۳ اسکار شد که چهارتای آن را برد و دو اسکار آن که بهترین فیلم و برترین کارگردانی برای دل تورو بود، طبعاً مهم‌ترین پیروزی‌ها در اسکار آن سال به حساب می‌آمدند. مشکل عمده «شکل آب» این است که نمی‌توان آن را به تنهایی در یک ژانر قرار داد و اگر ژانر فانتزی را برگزینیم، بار علمی – تخیلی آن را نادیده گرفته‌ایم که بخش عمده‌ای از این فیلم بدان تعلق دارد.]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[وقتی «جوکر» با حال و هوای کمیک استریپی‌اش کاندیدای ۱۱ جایزه اسکار سال گذشته شد و با خواکین فینیکس مجسمه طلایی برترین هنرپیشه مرد نقش اول را برد، به‌نظر می‌رسید کاری ساختارشکن صورت داده است.با این حال سوابق جوایز بسیار معتبر و سالانه آکادمی علوم سینمایی و هنر‌های تصویری که نهاد مجری و توزیع‌کننده این جوایز به‌شمار می‌آید، سرشار از بها دادن به فیلم‌هایی است که به ژانر‌های متفاوت و به روایتی گونه‌های غیرمتعارف و کوچک‌تر سینما تعلق داشته و به‌گونه‌های اصلی فیلمسازی و به جمع برندگان سنتی این جوایز متعلق نبوده‌اند.<br />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">جوکر که پیرامون فردی شبیه به کاراکتر بدمن سری فیلم‌های کمیک بوکی بت‌من است و به سبب فشار‌های اجتماعی به سمت جوکر بودن سوق داده می‌شود، اولین فیلم از این ژانر بسیار پردرآمد فیلمسازی جهان نبود که اسکار برترین فیلم سال را نشانه رفته بود (و در نهایت آن را تصاحب نکرد) و این افتخار به اولین ورسیون بلند سینمایی از روی داستان‌های «پلنگ سیاه» محصول ۲۰۱۸ اختصاص می‌یابد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411843_319.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  2411843_319.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این عادت آکادمی علوم سینمایی است که بیشترین بها را به کار‌های حماسی و با مضامین ویژه و رومانتیک‌هایی با پس‌زمینه‌های تاریخی بدهد و ارتباط هیأت رئیسه و اکثر اعضای ۱۰ هزار نفری این نهاد با فیلم‌های اجتماعی، درام و فیلم‌های مبتنی بر وقایع حقیقی و با پس‌زمینه‌ای از رویداد‌های تاریخی میانه بهتری دارند، ولی ژانر‌های به اصطلاح جنبی شامل علمی-‌تخیلی، ترسناک، فضایی، ماوراءالطبیعه و کمیک استریپی نیز سهم بایسته خود را بخصوص طی سال‌های اخیر از تبلیغاتی‌ترین جوایز سینمایی جهان برگرفته‌اند. بر این اساس، بد نیست نگاهی به این گونه فیلم‌ها و کار‌هایی که به گنجینه مجسمه‌های طلایی نقب زدند و شماری از این جوایز را صید کردند، بیندازیم و از چند و، چون این کار‌های سنت‌شکن بیشتر مطلع شویم.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size">سه گانه «ارباب حلقه‌ها» The Lord Of The Rings ۱،۲,۳ ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">تریلوژی فانتزی پیتر جکسون نیوزیلندی از روی کتاب داستان‌های قطور جی. آر. آر. تولکین گیشه‌های پرباری را در اوایل قرن بیست و یکم برای خود پی ریخت و قسمت سوم آن در سال ۲۰۰۳ که «بازگشت پادشاه» نام داشت، کولاک کرد و در هر ۱۱ قسمتی که در آن کاندیدا شده بود، اسکارگرفت تا اولین فیلم فانتزی و خیالی تاریخ باشد که مجسمه طلایی بهترین فیلم را تصاحب کرده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411830_803.jpg" loading="lazy"  width="904" height="749" alt="[تصویر:  2411830_803.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این توفیق که البته گرامیداشتی بر دستاورد‌های هر سه فیلم تلقی می‌شد، «بازگشت پادشاه» را همپا با نسخه اوری‌ژینال «بن هور» محصول ۱۹۵۹ و «تایتانیک» فیلم اپیک سال ۱۹۹۷ جیمز کامرون به برنده بیشترین اسکار‌ها در یک سال تبدیل کرد و با اینکه مضمون قصه‌ها و تلاش آدم‌ها و موجوداتی غیرقابل لمس با نام الف‌ها و هابیت‌ها برای تصاحب مکانی که مرکز زمین نامیده می‌شود، موضوعی احمقانه و اکثر اتفاقات کودکانه بود، اما هالیوود و جامعه جهانی سینما فقط به چشم یک ماشین پول ساز به این فرانچیز نگاه می‌کردند و نه تنها گلایه‌ای نداشتند بلکه بر پروژه بعدی جکسون هم که ساخت تریلوژی دیگری به‌عنوان مقدمه‌ای بر «ارباب حلقه‌ها» و با اسم «هابیت» بود و در نیمه اول دهه ۲۰۱۰ عرضه شد و به موفقیت زیادی هم رسید، مهر تأیید زدند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size">«ببر خیزان، اژد‌های پنهان» Crouching Tiger، Hidden Dragon ۲۰۰۰</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">مطرح شدن فیلم‌های موفق رزمی و شرق آسیایی اصلاً یک سنت تازه نبود، اما لااقل برای هالیوودی‌ها و غربی‌ها چنین فیلمی با کارگردانی آنگ لی تایوانی چنان تازه و غیرمنتظره بود که آن را کاندیدای ۱۰ جایزه اسکار کردند که بیشترین رقم نامزدی برای فیلمی خارجی (به زبان غیرانگلیسی) بود. این فیلم اسکار برترین فیلم خارجی را که این روز‌ها عنوان آن را به برترین فیلم بین‌الملل تغییر داده‌اند، تصاحب کرد که کاملاً قابل پیش‌بینی بود، اما برای اولین‌بار اتفاق می‌افتاد که فیلمی از این رده و ژانر در جمع نامزد‌های بهترین فیلم سال هم قرار می‌گرفت و ۱۹ سال طول کشید تا «روما» شاهکار سیاه و سفید آلفونسو کوارون مکزیکی از نظر تعداد کاندیدایی‌هایش با دستاورد‌های «ببر خیزان، اژد‌های پنهان» برابری کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411833_531.jpg" loading="lazy"  width="904" height="868" alt="[تصویر:  2411833_531.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">پرواز انسان‌های مجری جالب‌ترین فنون رزمی و روش‌های مختلف کاراته در آسمان آنگونه که فقط از پرندگان برمی‌آید، حالت فانتزی صرف داشت و باورپذیر بودن فیلم را کاهش داد، اما فیلم چنان موفق بود که هالیوود از آن پس آغوش خود را هرچه بیشتر به روی آثار رزمی متعددی ازجمله فیلم‌های برجسته ژانگ ئیموی چینی گشوده و با آن‌ها هم افسانه‌پردازی کرده است.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«جن‌گیر» The Exorcist ۱۹۷۳</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ساخته تکان دهنده ویلیام فردکین که در دهه ۷۰ دوران اوج خود بسر می‌برد و دو سال پیشتر با «ارتباط فرانسوی» اسکار‌های اصلی را درو کرده بود، به اولین فیلم ژانر هارور (وحشت) تبدیل شد که نه فقط به نامزدی بهترین فیلم سال دست یافت بلکه مجموعاً ۱۰ نامزدی کسب کرد که شامل اسکار برترین کارگردانی هم می‌شد.این فیلم براساس رمان بسیار پرفروشی با همین نام نوشته ویلیام پیتر بلاتی و ظاهراً براساس رویدادی واقعی ساخته شد و جایزه بهترین سناریوی اقتباسی را به خود اختصاص داد و بر اسکار بهترین میکس صدا هم چنگ انداخت.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411839_299.jpg" loading="lazy"  width="904" height="712" alt="[تصویر:  2411839_299.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">بواقع نیز «جن‌گیر» با بازی عالی لیندا بلر نوجوان در رل اصلی هنوز صدرنشین تمامی لیست‌های ترسناک‌ترین فیلم‌های تاریخ است و با اینکه ظاهراً به جمع ۷۰ فیلم پرفروش تاریخ راهی ندارد، اما این به سبب قیمت بسیار ارزان‌تر بلیت‌های سینما در آن ایام در قیاس با دوران کنونی است و در غیر این صورت تعداد کسانی که بیش از ۴۵ سال پیش به تماشای «جن‌گیر» در سالن‌های سینما در سطح جهان رفتند، بیشتر از کسانی بود که در سال ۲۰۱۹ قسمت چهارم فیلم کمیک بوکی «اونجرز» را در صدر درآمدسازترین فیلم‌های تمامی ادوار قرار دادند. پیش از «جن‌گیر» فقط «ربه‌کا»‌ی آلفرد هیچکاک توانسته بود در بین فیلم‌های این ژانر در جوایز اسکار و بقیه ارزشگذاری‌های سینمایی بدرخشد، اما ربه‌کا فقط فیلمی دلهره‌آور و آمیخته با ترس بود و اصلاً به اندازه «جن‌گیر» هولناک نبود.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«آرواره‌ها» Jaws ۱۹۷۵</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">استیون اسپیلبرگ که در سال ۱۹۷۱ با اولین فیلم بلندش با نام «دوئل» توانسته بود از یک کامیون درجاده‌ای بیرون شهری بدون نشان دادن راننده آن هیولایی ترسناک بسازد و او را به جان راننده عادی و قابل رؤیت یک ماشین معمولی بیندازد، با «آرواره‌ها» این ترس را عیان‌تر و صریح‌تر ساخت و با به تصویرکشیدن حمله یک کوسه عظیم بی‌رحم به نقاط ساحلی یک شهر بندری در کالیفرنیای امریکا ترس از این موجودات بی‌رحم و قاتل را به یک فوبیای دیرپا برای مردم دنیا تبدیل کرد تا برای مدتی قابل توجه تعداد افرادی که برای شنا به دریا می‌زدند کاهش یابد.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411836_951.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  2411836_951.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">کاندیدایی اسکار برترین فیلم سال برای Jaws با توجه به تأثیرگذاری عظیم اجتماعی آن فیلم حق مسلم اسپیلبرگ و مخلوق هنری وی بود و او البته دو سال بعد از آن تاریخ، چنان ترسی را به دل فضا و فیلم تخیلی و شاید هم واقعی «برخورد نزدیک از نوع سوم» نیز تزریق کرد و از سفینه عظیمی سخن گفت که آمدنش به کره زمین نظم زندگی بشر را مختل و دریچه‌های تازه‌ای را به روی انسان‌ها باز کرد. «برخورد نزدیک» هم مثل «Jaws» کاندیدای اسکار بهترین فیلم سال (۱۹۷۷) شد، ولی مانند آن فیلم دستش به این جایزه نرسید و «آنی هال» ساخته کمدی-اجتماعی وودی آلن در صدر ایستاد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«پلنگ سیاه» Black Panther ۲۰۱۸</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فیلم‌های کمیک استریپی از اواخر دهه ۱۹۹۰ به بعد و بویژه از ۲۰۰۸ که قسمت اول فیلم «Iron Man» درخشید، روزگار بسیار خوشی در گیشه‌ها داشته‌اند، اما فقط در سال ۲۰۱۸ بود که اولین نسخه بلند سینمایی از روی «پلنگ سیاه» با عبور از مرز‌های آثار کمیک بوکی و محدودیت‌های آن نامزد ۷ جایزه اسکار شد که یکی از آن‌ها جایزه بهترین فیلم بود و نخستین باری را به تصویر کشید که یک کار کمیک استریپی صاحب شانس تصاحب چنین جایزه‌ای شده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411834_157.jpg" loading="lazy"  width="904" height="840" alt="[تصویر:  2411834_157.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">یک سال پیشتر «لوگان» که ادامه‌ای بر سری فیلم‌های «مردان ایکس» و متمرکز بر کاراکتر وولورین بود، نامزد اسکار برترین سناریوی اقتباسی شده بود، اما «پلنگ سیاه» کاملاً از این حد و مرز‌ها عبور کرد و در نهایت سه اسکار را فراچنگ آورد که مربوط به قسمت‌های بهترین طراحی لباس، طراحی صحنه و موسیقی متن بودند. این صریح‌ترین پیام از سوی رؤسای مارول غول انتشاراتی و سینمایی تهیه کمیک استریپ‌ها و نظایر این استودیو و حاوی این واقعیت بود که؛ کمیک بوک‌ها را از همیشه جدی‌تر بگیرید، زیرا اضافه بر گیشه‌ها به عناوین و جوایز و انواع افتخارات هم چشم دارند و اینک یک حاکم مطلق، دست کم در امور مالی و اقتصادی هستند.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«حس ششم» The sixth sense ۱۹۹۹</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این فیلم متعلق به ام نایت شیامالان هندی مانند «سکوت بره‌ها»‌ی جاناتان دمی بین دو ژانر تریلر (دلهره آور) و هارور (وحشت) سرگردان است تا اینکه در بخش‌هایی از خود و در زمان اثبات مرده بودن پسرک نوجوانی که مکرراً می‌گوید مرده‌ها و اشباح را می‌بیند، کاملاً وحشت‌آور می‌شود.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">این فیلم و دو سه کار بعدی شیامالان این کارگردان جوان و فکور هندی را به پدیده جدید هالیوود در سال‌های آغازین دهه ۲۰۰۰ تبدیل کرد و حتی عده‌ای با زیاده‌روی در تمجید از وی، شیامالان را- به غلط - آلفرد هیچکاک جدید نامیدند حال آنکه فیلم‌های وی بعد از «ناشکستنی»، «نشانه‌ها» و «دهکده» که در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۴ عرضه شدند، افت آشکاری داشت و تنها با دو سه کار سال‌های اخیرش شامل «دیدار»، «شکاف» و «گلس» به دوران اوجش بازگشته است، شوک واقعی در سکانس پایانی فیلم حس ششم وارد می‌شود که مشخص گشت حتی کاراکتر بروس ویلیس که مثل یک پدر معنوی برای پسرک «مرده‌بین» (با بازی هیلی جوئل اوزمنت) است، مثل او از دنیای مردگان آمده است.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411832_192.jpg" loading="lazy"  width="904" height="948" alt="[تصویر:  2411832_192.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">حس ششم با این رویداد‌های تکان‌دهنده کاندیدای پنج اسکار اصلی شد و مهم نیست که هیچ یک را نبرد، زیرا راه را برای درخشش سایر فیلم‌های ترسناک و فلسفی از این دست در انتخابات پایانی سال ازجمله اسکار، گولدن گلوب، بافتا و سزار هموارتر از گذشته کرد.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«سکوت بره‌ها» The Silence of The lambs ۱۹۹۱</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"> اگر «جن‌گیر» در سال ۱۹۷۳ با‌وجود تمام شایستگی‌هایش از کسب اسکار برترین فیلم سال بازماند و تنها به نامزدی آن بسنده کرد، اما این فیلم ترسناک جاناتان دمی این سد را شکست و به اولین فیلم از ژانر وحشت بدل شد که این جایزه را کسب کرده است. «سکوت بره‌ها» بواقع با تصاحب هر پنج اسکار اصلی (بهترین فیلم، برترین کارگردانی، بهترین هنرپیشه نقش اول مرد برای آنتونی هاپکینز، برترین بازیگر رل اول زن برای جودی فاستر و بهترین سناریوی اقتباس شده) به جمع بسیار نادری پیوست که تمامی این پنج مجسمه طلایی را در یک سال برده‌اند و آن آثار تنها دو فیلم و با فاصله زمانی ۴۰ سال بوده‌اند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411837_793.jpg" loading="lazy"  width="904" height="710" alt="[تصویر:  2411837_793.jpg]" class="mycode_img" /></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">ابتدا «یک شب اتفاق افتاد» کار کمدی – رمانتیک سال ۱۹۳۴ فرانک کاپرا دست به آن کار مهم زد و سپس «یکی بر فراز آشیانه فاخته پرید» فیلم دراماتیک و اجتماعی سال ۱۹۷۵ میلوش فورمن چک تبار به این افتخار رسید. «سکوت بره‌ها» داستان یک پزشک آدمخوار به‌نام هانیبال لکتر با بازی درخشان آنتونی هاپکینز است که پشت میله‌های زندان قرار دارد، اما به یک مأمور زن اف‌بی‌آی یاری می‌رساند تا یک قاتل زنجیره‌ای دیوانه را که پوست بدن قربانیان خود را درمی‌آورد تا از آن‌ها برای خودش لباس درست کند، به دام اندازد و چنین کاری باعث نجات خود وی از زندان هم می‌شود.</div>
<hr class="mycode_hr" />
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><span style="font-size: x-large;" class="mycode_size"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">«شکل آب» The Shape Of Water ۲۰۱۷</span></span></div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align">فقط از درون مغز هنرمندی غیرعادی مانند گی‌یرمو دل توروی مکزیکی می‌توانست داستان عجیبی همچون «شکل آب» بیرون بیاید، زیرا او پس از فیلم‌های مکزیکی خبرساز اوایل دهه ۲۰۰۰ خود و دوگانه هالیوودی «پسر جهنمی» و البته دوگانه دیگری با اسم «حاشیه‌های پاسیفیک» به سوی قصه‌ای رفت که داستانی غیرمتعارف را روایت می‌کند.</div>
<div style="text-align: right;" class="mycode_align"><img src="https://cdn.bartarinha.ir/files/fa/news/1399/5/19/2411838_172.jpg" loading="lazy"  width="904" height="843" alt="[تصویر:  2411838_172.jpg]" class="mycode_img" /></div>
این فیلم علاقه‌مند شدن یک زن ناشنوای شاغل در یک لابراتوار علمی به موجودی ناشناخته و دریایی را نشان می‌دهد که هر چیزی هست الا انسانی متعارف. با وجود این هر چه بیشتر از زمان اکران فیلم گذشت، محبوبیت و سر و صدای آن بیشتر شد، به طوری که نامزد ۱۳ اسکار شد که چهارتای آن را برد و دو اسکار آن که بهترین فیلم و برترین کارگردانی برای دل تورو بود، طبعاً مهم‌ترین پیروزی‌ها در اسکار آن سال به حساب می‌آمدند. مشکل عمده «شکل آب» این است که نمی‌توان آن را به تنهایی در یک ژانر قرار داد و اگر ژانر فانتزی را برگزینیم، بار علمی – تخیلی آن را نادیده گرفته‌ایم که بخش عمده‌ای از این فیلم بدان تعلق دارد.]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>