<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/">
	<channel>
		<title><![CDATA[تالار گفتمان سورنا - دنیای حکایت]]></title>
		<link>https://forum.gnsorena.ir/</link>
		<description><![CDATA[تالار گفتمان سورنا - https://forum.gnsorena.ir]]></description>
		<pubDate>Tue, 26 May 2026 22:23:02 +0000</pubDate>
		<generator>MyBB</generator>
		<item>
			<title><![CDATA[حکایت نیش زنبور کشنده تر است یا نیش مار؟!]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3280</link>
			<pubDate>Tue, 01 Sep 2020 10:31:21 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=183">vida77</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3280</guid>
			<description><![CDATA[روزى زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار می‌گفت: آدم‌ها از ترس ظاهر ترسناک من می‌میرند، نه بخاطر نیش زدنم! اما زنبور قبول نمى‌کرد. مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زیر درختى خوابیده بود نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من چوپان را نیش مى‌زنم و مخفى می‌شوم؛ تو بالاى سرش سر و صدا و خودنمایى کن!<br />
<br />
مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع کرد به پرواز بالاى سر چوپان. چوپان از خواب پرید و گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکیدن جاى نیش و تخلیه زهر کرد. مقدارى دارو بر روى زخمش گذاشت و بعد از چند روز خوب شد. سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه دیگری  کشیدند: این بار زنبور نیش زد و مار خودنمایى کرد!<br />
<br />
چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید، از ترس پا به فرار گذاشت!  او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادى هم استفاده نکرد... چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد!<br />
<br />
<a href="https://bestkid.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b4%da%a9%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">روش کوچک کردن شکم بعد از زایمان (بهترین ورزشها و تغذیه)</a><br />
<a href="https://honarfardi.com/women-skills/makeup-tutorial/applying-foundation-and-powder/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آموزش نحوه استفاده از کرم پودر و پنکک برای انواع آرایش </a><br />
<a href="https://bestkid.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d9%87%d9%85-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">۱۵ آزمایش ضروری قبل از بارداری که باید برای چکاپ انجام دهید </a><br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/personality/make-a-boy-or-man-addictive-to-me/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">3 راه ساده برای اینکه هر مرد/پسری را معتاد خود کنید! </a><br />
<a href="https://honarfardi.com/women-skills/makeup-tutorial/how-to-use-highlighter/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آموزش تصویری نحوه استفاده از هایلایتر برای آرایش صورت </a><br />
<br />
<br />
<br />
نتیجه گیری: بسیاری ازبیمارى‌ها و مشکلات اینچنین هستند و آدم‌ها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود می‌شوند. پس همه چىز به برداشت ما از زندگى و شرایطى که در آن هستیم بر می‌گردد. برای همین بهتر است دیدگاهمان را به همه چیز خوب و مثبت کنیم. "مواظب تلقین‌های زندگی خود باشید...!"]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[روزى زنبور و مار با هم بحثشان شد. مار می‌گفت: آدم‌ها از ترس ظاهر ترسناک من می‌میرند، نه بخاطر نیش زدنم! اما زنبور قبول نمى‌کرد. مار برای اثبات حرفش، به چوپانى که زیر درختى خوابیده بود نزدیک شد و رو به زنبور گفت: من چوپان را نیش مى‌زنم و مخفى می‌شوم؛ تو بالاى سرش سر و صدا و خودنمایى کن!<br />
<br />
مار چوپان را نیش زد و زنبور شروع کرد به پرواز بالاى سر چوپان. چوپان از خواب پرید و گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکیدن جاى نیش و تخلیه زهر کرد. مقدارى دارو بر روى زخمش گذاشت و بعد از چند روز خوب شد. سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه دیگری  کشیدند: این بار زنبور نیش زد و مار خودنمایى کرد!<br />
<br />
چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید، از ترس پا به فرار گذاشت!  او بخاطر وحشت از مار، دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادى هم استفاده نکرد... چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد!<br />
<br />
<a href="https://bestkid.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/%da%a9%d9%88%da%86%da%a9-%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%b4%da%a9%d9%85-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">روش کوچک کردن شکم بعد از زایمان (بهترین ورزشها و تغذیه)</a><br />
<a href="https://honarfardi.com/women-skills/makeup-tutorial/applying-foundation-and-powder/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آموزش نحوه استفاده از کرم پودر و پنکک برای انواع آرایش </a><br />
<a href="https://bestkid.ir/%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%b2%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%86/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1/%d8%a2%d8%b2%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d9%87%d9%85-%d9%82%d8%a8%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">۱۵ آزمایش ضروری قبل از بارداری که باید برای چکاپ انجام دهید </a><br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/personality/make-a-boy-or-man-addictive-to-me/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">3 راه ساده برای اینکه هر مرد/پسری را معتاد خود کنید! </a><br />
<a href="https://honarfardi.com/women-skills/makeup-tutorial/how-to-use-highlighter/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">آموزش تصویری نحوه استفاده از هایلایتر برای آرایش صورت </a><br />
<br />
<br />
<br />
نتیجه گیری: بسیاری ازبیمارى‌ها و مشکلات اینچنین هستند و آدم‌ها فقط بخاطر ترس از آنها، نابود می‌شوند. پس همه چىز به برداشت ما از زندگى و شرایطى که در آن هستیم بر می‌گردد. برای همین بهتر است دیدگاهمان را به همه چیز خوب و مثبت کنیم. "مواظب تلقین‌های زندگی خود باشید...!"]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[3 حکایت کوتاه، اما تاثیر گذار]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3043</link>
			<pubDate>Wed, 08 Apr 2020 13:54:06 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=137">helen00</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=3043</guid>
			<description><![CDATA[1ـ از کاسبی پرسیدند: چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی می‌کنی؟!<br />
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا می‌کند چگونه فرشته روزیش مرا گم می‌کند.<br />
 <br />
<br />
2ـ پسری با اخلاق و نیک‌ سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می‌رود،<br />
پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دخترنمی‌دهم!<br />
پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر می‌رود، پدر دختر با ازدواج موافقت می‌کند و در مورد اخلاق پسر می‌گوید: ان‌شاءالله خدا او را هدایت می‌کند!<br />
دختر گفت: پدرجان مگر خدایی که هدایت می‌کند با خدایی که روزی می‌دهد فرق دارد؟!<br />
 <br />
<br />
3ـ عارفی را گفتند: خداوند را چگونه می‌بینی؟<br />
گفت: آن‌گونه که همیشه می‌تواند مچم را بگیرد اما دستم را می‌گیرد.<br />
<br />
<br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/personality/personality-from-face-type/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">شخصیت شناسی از روی چهره</a><br />
<a href="https://salemziba.com/cancer/lung-cancer-in-women/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">سرطان ریه در زنان: مهم ترین نشانه، طول عمر و نکات ضروری که باید بدانید!</a><br />
<a href="https://salemziba.com/diets/a-balanced-diet-model/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">رژیم غذایی متعادل: برای سالم ماندن چه بخوریم و چه نخوریم؟</a><br />
<a href="https://salemziba.com/herbal-benefits/yogurt-befor-bed/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">5 مزیت جالب خوردن ماست قبل از خواب</a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[1ـ از کاسبی پرسیدند: چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی می‌کنی؟!<br />
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا می‌کند چگونه فرشته روزیش مرا گم می‌کند.<br />
 <br />
<br />
2ـ پسری با اخلاق و نیک‌ سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می‌رود،<br />
پدر دختر گفت: تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دخترنمی‌دهم!<br />
پسری پولدار اما بدکردار به خواستگاری همان دختر می‌رود، پدر دختر با ازدواج موافقت می‌کند و در مورد اخلاق پسر می‌گوید: ان‌شاءالله خدا او را هدایت می‌کند!<br />
دختر گفت: پدرجان مگر خدایی که هدایت می‌کند با خدایی که روزی می‌دهد فرق دارد؟!<br />
 <br />
<br />
3ـ عارفی را گفتند: خداوند را چگونه می‌بینی؟<br />
گفت: آن‌گونه که همیشه می‌تواند مچم را بگیرد اما دستم را می‌گیرد.<br />
<br />
<br />
<a href="https://honarfardi.com/public-skills/personality/personality-from-face-type/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">شخصیت شناسی از روی چهره</a><br />
<a href="https://salemziba.com/cancer/lung-cancer-in-women/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">سرطان ریه در زنان: مهم ترین نشانه، طول عمر و نکات ضروری که باید بدانید!</a><br />
<a href="https://salemziba.com/diets/a-balanced-diet-model/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">رژیم غذایی متعادل: برای سالم ماندن چه بخوریم و چه نخوریم؟</a><br />
<a href="https://salemziba.com/herbal-benefits/yogurt-befor-bed/" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url">5 مزیت جالب خوردن ماست قبل از خواب</a>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[حکایت پندآموز 3 سوال پادشاه حکایت,حکایت کوتاه,حکایت های جالبحکایت ]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=351</link>
			<pubDate>Wed, 08 Aug 2018 10:05:50 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=351</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.beytoote.com/fun/allegory/king02-questions.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"> <img src="http://www.beytoote.com/images/stories/fun/story-13.jpg" loading="lazy"  width="450" height="322" alt="[تصویر:  story-13.jpg]" class="mycode_img" /></a><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">حکایت های جالب و خوا</span></span><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">ندنی</span></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حکایت پندآموز 3 سوال</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی و گرنه عزل میشوی.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سوال اول: خدا چه میخورد؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سوال دوم: خدا چه می پوشد؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سوال سوم: خدا چه کار میکند؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">
وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود. غلامی فهمیده و زیرک داشت. وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم. اینکه: خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">غلام گفت؛ هر سه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم و سومی را فردا...! اما خدا چه میخورد؟ خدا غم بنده هایش رامیخورد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">اینکه چه میپوشد؟ خدا عیبهای بنده های خود را می پوشد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند. وزیر به دو سوال جواب داد، سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟ وزیرگفت این غلام من انسان فهمیده ایست جوابها را او داد. گفت پس لباس وزارت را دربیاور و به این غلام بده، غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟ غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند؟! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام میکند.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">(بار خدایا توئی که فرمانفرمائی، هرآنکس را که خواهی فرمانروائی بخشی و از هر که خواهی فرمانروائی را بازستانی)</div>
<br />
<span style="color: #808080;" class="mycode_color">منبع: mstory.mihanblog.com</span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.beytoote.com/fun/allegory/king02-questions.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"> <img src="http://www.beytoote.com/images/stories/fun/story-13.jpg" loading="lazy"  width="450" height="322" alt="[تصویر:  story-13.jpg]" class="mycode_img" /></a><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">حکایت های جالب و خوا</span></span><span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">ندنی</span></span><br />
<br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"><span style="font-weight: bold;" class="mycode_b">حکایت پندآموز 3 سوال</span></div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سلطان به وزیر گفت ۳ سوال میکنم فردا اگر جواب دادی هستی و گرنه عزل میشوی.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سوال اول: خدا چه میخورد؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سوال دوم: خدا چه می پوشد؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">سوال سوم: خدا چه کار میکند؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">
وزیر از اینکه جواب سوالها را نمیدانست ناراحت بود. غلامی فهمیده و زیرک داشت. وزیر به غلام گفت سلطان ۳سوال کرده اگر جواب ندهم برکنار میشوم. اینکه: خدا چه میخورد؟ چه می پوشد؟ چه کار میکند؟</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">غلام گفت؛ هر سه را میدانم اما دو جواب را الان میگویم و سومی را فردا...! اما خدا چه میخورد؟ خدا غم بنده هایش رامیخورد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">اینکه چه میپوشد؟ خدا عیبهای بنده های خود را می پوشد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">اما پاسخ سوم را اجازه بدهید فردا بگویم.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">فردا وزیر و غلام نزد سلطان رفتند. وزیر به دو سوال جواب داد، سلطان گفت درست است ولی بگو جوابها را خودت گفتی یا از کسی پرسیدی؟ وزیرگفت این غلام من انسان فهمیده ایست جوابها را او داد. گفت پس لباس وزارت را دربیاور و به این غلام بده، غلام هم لباس نوکری را درآورد و به وزیر داد.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">بعد وزیر به غلام گفت جواب سوال سوم چه شد؟ غلام گفت: آیا هنوز نفهمیدی خدا چکار میکند؟! خدا در یک لحظه غلام را وزیر میکند و وزیر را غلام میکند.</div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align"> </div>
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">(بار خدایا توئی که فرمانفرمائی، هرآنکس را که خواهی فرمانروائی بخشی و از هر که خواهی فرمانروائی را بازستانی)</div>
<br />
<span style="color: #808080;" class="mycode_color">منبع: mstory.mihanblog.com</span>]]></content:encoded>
		</item>
		<item>
			<title><![CDATA[حکایت «پاداش زیاد برای انسان پرتلاش»]]></title>
			<link>https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=283</link>
			<pubDate>Sat, 04 Aug 2018 17:17:41 +0430</pubDate>
			<dc:creator><![CDATA[<a href="https://forum.gnsorena.ir/member.php?action=profile&uid=1">omidrock</a>]]></dc:creator>
			<guid isPermaLink="false">https://forum.gnsorena.ir/showthread.php?tid=283</guid>
			<description><![CDATA[<a href="http://www.beytoote.com/fun/allegory/more5-reward.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"> <img src="http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fun2309.jpg" loading="lazy"  width="400" height="275" alt="[تصویر:  fun2309.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">حکایت های مثنوی معنوی</span></span><br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"> </span></span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">یکی از شاهان عرب به نزدیکانش گفت: (حقوق ماهانه فلان کس را دو برابر بدهید، زیرا همواره ملازم درگاه و آماده اجرای فرمان است، ولی سایر خدمتکاران به لهو و سرگرمیهای باطل اشتغال دارند و در خدمتگذاری سستی می کنند.)<br />
<br />
یکی از صاحبدلان که اهل دل و باطن بود، وقتی که این دستور شنید، خروش و فریاد از دل آورد.<br />
<br />
از او پرسیدند: این خروش برای چه بود؟<br />
<br />
در پاسخ گفت: (درجات مقام بندگان در درگاه خداوند بزرگ نیز همین گونه است.)<br />
<br />
(آن کسی که در اطاعتش سستی و کوتاهی کند، پاداش کمتری دارد ولی آن کی که جدی و پرتلاش باشد، پاداش فراوانی می برد.)</div>
<br />
دو بامداد گر آید کسی به خدمت شاه           سیم هر آینه در وی کند بلطف نگاه<br />
مهتری در بول فرمان است                                   ترک فرمان دلیل حرمان است<br />
هر که سیمای راستان دارد                                        سر خدمت بر آستان دارد<br />
 <br />
<span style="color: #808080;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">منبع: alhassanain.org</span></span>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<a href="http://www.beytoote.com/fun/allegory/more5-reward.html" target="_blank" rel="noopener" class="mycode_url"> <img src="http://www.beytoote.com/images/stories/fun/fun2309.jpg" loading="lazy"  width="400" height="275" alt="[تصویر:  fun2309.jpg]" class="mycode_img" /></a><br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">حکایت های مثنوی معنوی</span></span><br />
<span style="color: #ff6600;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size"> </span></span><br />
<div style="text-align: justify;" class="mycode_align">یکی از شاهان عرب به نزدیکانش گفت: (حقوق ماهانه فلان کس را دو برابر بدهید، زیرا همواره ملازم درگاه و آماده اجرای فرمان است، ولی سایر خدمتکاران به لهو و سرگرمیهای باطل اشتغال دارند و در خدمتگذاری سستی می کنند.)<br />
<br />
یکی از صاحبدلان که اهل دل و باطن بود، وقتی که این دستور شنید، خروش و فریاد از دل آورد.<br />
<br />
از او پرسیدند: این خروش برای چه بود؟<br />
<br />
در پاسخ گفت: (درجات مقام بندگان در درگاه خداوند بزرگ نیز همین گونه است.)<br />
<br />
(آن کسی که در اطاعتش سستی و کوتاهی کند، پاداش کمتری دارد ولی آن کی که جدی و پرتلاش باشد، پاداش فراوانی می برد.)</div>
<br />
دو بامداد گر آید کسی به خدمت شاه           سیم هر آینه در وی کند بلطف نگاه<br />
مهتری در بول فرمان است                                   ترک فرمان دلیل حرمان است<br />
هر که سیمای راستان دارد                                        سر خدمت بر آستان دارد<br />
 <br />
<span style="color: #808080;" class="mycode_color"><span style="font-size: x-small;" class="mycode_size">منبع: alhassanain.org</span></span>]]></content:encoded>
		</item>
	</channel>
</rss>