2020/12/23، 07:46 PM
دلایل چاقی پیچیده است و خسارات آن از نظر فیزیکی، روانشناسی، احساسی، فردی و اجتماعی، متنوع و گسترده. چاقی امید به زندگی را کاهش میدهد و حدوداً با ۲۰۰ بیماری و عارضه در ارتباط است. افرادی که با این عارضه زندگی میکنند اغلب برچسبهایی را درباره شرایط خود تحمل میکنند و ثابت شده که بیشتر به افسردگی مبتلا میشوند. با توجه به دلایل فوق و موارد دیگر، بسیاری از سازمانهای بینالمللی در حال حاضر چاقی را یک بیماری مزمن چندفاکتوری نیازمند به مدیریت پزشکی اعلام کردهاند.
در سیستمهای بهداشت و درمان یا حتی از نظر متخصصان بهداشت و درمان بسیاری از نقاط جهان، چاقی به عنوان یک بیماری در نظر گرفته نمیشود و این بخش به طرز نامساعدی فاقد استراتژیهای مدیریتی و مفاد قانونی مربوط به مراقبت های درمانی است. نتیجه اینکه بسیاری از افراد مبتلا به چاقی از پشتیبانی و مراقبتهای درمانی تخصصی مورد نیاز برای مدیریت بیماری خود برخوردار نیستند و اغلب احساس میکنند که در مدیریت بیماری خود تنها هستند.
در شرایطی که جوامع، ناگزیر به واکنش سریع و جامع در برابر کووید ۱۹هستند نیاز به رفع چالشهای مهم پیش روی یکی از آسیبپذیرترین جمعیتهای بیمار در برابر این ویروس، هرگز تا به این اندازه مهم نبوده است. از این رو رعایت و توجه به یکسری ملاحظات ضرورت مییابد.
یکی از این موارد سبک زندگی در دوران قرنطینه است. دریافت و مصرف انرژی تحت تأثیر عوامل فیزیکی، اجتماعی، احساسی و زیست محیطی قرار دارند. وقتی این عوامل تغییر میکنند، نتایج هم تغییر خواهند کرد. یکی از اثرات کووید ۱۹ که کمتر گزارش شده است، اما از اهمیت بالایی برخوردار است، اثر قرنطینه به ویژه بر افراد مبتلا به چاقی است. انزوای اجتماعی میتواند باعث ایجاد یا تشدید مسائل سلامت ذهنی در هر فردی به خصوص موثر روی رفتار کودکان شود. خرید عصبی و از روی وحشت و فشارهای ناشی از آن بر زنجیرههای تأمین غذا بدان معنی است که بسیاری از انسانها بهجای محصولات تازه، بیشتر به کالاهای فراوری شده وابسته هستند.
به علاوه محدودیتها برای تحرک و ورزش باعث ترویج کم تحرکی در مقیاس جهانی میشود. البته این مسائل تنها مختص افرد مبتلا به چاقی نیست و اولویت باید بر محدود کردن شیوع کووید ۱۹ باشد. اما استراتژیهای دولتی باید کلیتر بوده و بتوانند موضوعات بهداشت و درمان را به نحو بهتری تحت پوشش قرار دهند، چراکه درنتیجه آن، اثرات منفی اجتنابپذیر به حداقل میرسند.
موضوع دیگر ایجاد یک جامعه حمایتی است. اگر چاقی را به عنوان یک بیماری بپذیریم، در نتیجه باید پذیرفت که افراد مبتلا به چاقی در این مسئله مقصر نیستند. کاهش وزن تنها با «کمخوری و تحرک بیشتر» حاصل نمیشود. هنوز هم با وجود ماهیت چندوجهی چاقی، استراتژیهای کنونی برای مراقبت از این افراد صرفا بر فرایندهای مراقبتی مربوط به سبک زندگی شامل رژیم غذایی و ورزش متمرکز هستند.
این مسئله به این معناست که بخش عمده مسئولیت کاهش وزن برعهده خود فرد است و اغلب جوامع آزادانه انگشت اتهام خود را به سمت افرادی نشانه میروند که نیازهایشان بسیار بیشتر از تغییر سبک زندگی است. در حال حاضر با توجه به اینکه کل جهان بر روی کووید ۱۹ متمرکز شده است و افراد مبتلا به چاقی صدمات بیشتری از این ویروس متحمل میشوند، حذف تفاسیر قدیمی درباره کاهش و اضافه وزن بیش از هر زمان دیگری از اهمیت برخوردار است تا این جمعیت آسیبپذیر از این پس با برچسبها و انگهای اجتماع مواجه نشوند.
ضرورت دیگر، اولویت دادن به چاقی در دستور کارهای بخش بهداشت و درمان است. بدیهی است که اگر از تحمیل بار مسئولیت بیشتر بر افراد مبتلا به چاقی اجتناب شود، سیستمهای بهداشت و درمان و جامعه باید با همکاری یکدیگر مراقبتهای مناسب و قابل دسترس را فراهم آورند و از این گروه از افراد چه در زمان حال و چه پس از رفع قرنطینه حمایت کنند. در صورتی که به افراد آموزش داده شود و درک و آگاهی افزایش یابد و برچسب زدن به افراد متوقف شود و در صورتی که افراد حاضرمدیریت این در مراجع تصمیمگیرنده از استراتژیهای بهداشت و درمان به نفع بیماریهای مزمن استفاده کنند میتوان روند افزایشی چاقی را در جهان، متوقف و یا دستکم معکوس کرد.
مدیریت شرایط و بهبود خلاقیت و حافظه، راه های موثری برای کنترل زندگی چنین افرادی است.
انجام ندادن این اقدامات باعث ایجاد تقاضاهای ناپایداری برای دریافت خدمات بهداشت و درمان خواهد شد که همین حالا هم با تقاضای قابل توجهی مواجه هستند و باعث خواهد شد این بخش، آمادگی مناسبی برای مقابله با بحرانهای پیشبینی نشده بخش بهداشت و درمان در آینده نداشته باشد

